کاشت درختان در مکان های نامناسب راه حل اقلیمی نیست
در گزارش اخیر سازمان ملل آمده است که جهان احتمالا تا سال 2030 از هدف 1.5 درجه سانتیگراد تعیین شده در توافقنامه پاریس 2015 فراتر خواهد رفت.
ویرایش شده توسط گابی کلارک، بررسی توسط اندرو زینین
این مقاله با توجه به روند و سیاستهای ویرایشی Science X بررسی شده است. ویراستاران ضمن اطمینان از اعتبار محتوا، ویژگی های زیر را برجسته کرده اند:
گزارش اخیر سازمان ملل بیان کرده است که جهان احتمالا تا سال 2030 از هدف 1.5 درجه سانتیگراد تعیین شده در توافقنامه پاریس 2015 فراتر خواهد رفت.
کاشت درخت به یکی از جذاب ترین نمادهای اقدام اقلیمی تبدیل شده است. به راحتی می توان آن را به حساب آورد، قابل مشاهده است و ارتباط آن آسان است: درختان بیشتر به معنای جذب کربن بیشتر و سیاره خنک تر است. همه متوجه موضوع می شوند.
ابتکارات جهانی اکنون نوید بازسازی در مقیاس وسیع را می دهد، از جمله هدف چالش بن برای احیای 350 میلیون هکتار (865 میلیون هکتار) از زمین های تخریب شده و جنگل زدایی تا سال 2030.
اما یک درخت به طور خودکار یک راه حل اقلیمی نیست و زمین بدون پوشش درختی متراکم لزوما تخریب نمی شود. وقتی درختکاری علفزارهای طبیعی، بوتهزارها و ساواناها را هدف قرار میدهد، تلاشهای خیرخواهانه میتواند یک اکوسیستم را با اکوسیستم دیگری جایگزین کند، دسترسی به آب را کاهش دهد و معیشت را تهدید کند.
در سال 2007، اتحادیه آفریقا طرح دیوار سبز بزرگ را راه اندازی کرد، طرحی برای توقف گسترش جنوب صحرای صحرا با کاشت درختان و بازسازی مناظر در سراسر 22 کشور از سنگال تا جیبوتی. با این حال، تقریبا 20 سال بعد، این ابتکار نتایج متفاوتی داشته است.
آنچه واقعا کار می کند ساده است: درختان را برای بازسازی در اکوسیستم مناسب بکارید.
زمین های خشک، از جمله چمنزارها، بوته زارها و ساواناها، اغلب با چیزی که به نظر می رسد فاقد آن هستند مشخص می شوند: آب، پوشش گیاهی متراکم یا پتانسیل کشاورزی. با این حال آنها حدود 40 درصد از سطح زمین را پوشش می دهند، میلیاردها نفر را پشتیبانی می کنند و نقش مهمی در تغییر سال به سال چرخه جهانی کربن ایفا می کنند - تغییر در کربن جذب شده و آزاد شده از یک سال به سال دیگر.
اکوسیستم های دیم حول بارندگی کم و بسیار متغیر، خشکسالی مکرر و اختلال تکامل یافته اند. علفهای بومی، درختچهها، درختان پراکنده و پوستههای بیولوژیکی خاک نشانهای از اکوسیستم نیاز به بازسازی نیستند. آنها بخشی از یک بیوم فعال هستند.
این تمایز اهمیت دارد زیرا اهداف بازسازی جهانی می توانند این اکوسیستم های طبیعی باز را به عنوان کاندیدای پوشش درخت شناسایی کنند. بوم شناسان هشدار داده اند که کاشت درختان در علفزارها و ساواناهای قدیمی می تواند به جای احیای آنها به تنوع زیستی و اکوسیستم آسیب برساند. کاشت درختان ممکن است منجر به پوشش چوبی بیشتری شود، اما خود چشم انداز ممکن است از دست دادن اکولوژیکی و تنوع زیستی را تجربه کند.
اول اینکه درختان از آب استفاده می کنند. در برخی مکان ها، درختان بومی مناسب می توانند سایه، زیستگاه، غذا و ذخیره کربن را فراهم کنند. مشکل بازسازی جنگل در مقیاس بزرگ است که تعادل آب را نادیده می گیرد.
کاشت درختان نامناسب در اکوسیستمهای محدود آب میتواند به میزان قابلتوجهی از حجم آب جاری در رودخانهها یا نهرها بکاهد و بین ذخیرهسازی کربن و تامین آب تعادل ایجاد کند. این مبادله می تواند بر سطح آب های زیرزمینی، اکوسیستم های پایین دست، کشاورزی و امنیت آب خانگی تأثیر بگذارد.
دوم اینکه کربن تنها جزء نیست که باید در نظر داشت. پوشش گیاهی باز و خاک های رنگ روشن اغلب نور خورشید را بیشتر از یک تاج درخت تیره منعکس می کنند. تبدیل آنها به جنگل آلبدوی یک منطقه را کاهش می دهد - اندازه گیری میزان بازتاب نور خورشید - و میزان جذب انرژی خورشیدی را افزایش می دهد.
تحقیقات نشان می دهد که تغییر آلبدو می تواند سهم قابل توجهی از مزایای آب و هوایی مورد انتظار از پوشش درختان اضافی را جبران کند، که پیامدهای مهمی در برخی از زمین های خشک دارد. شمارش تن کربن در حالی که این اثر بیوفیزیکی را نادیده می گیرد می تواند مزایای کاشت درخت را اغراق کند.
بازسازی طبیعی تحت مدیریت کشاورز می تواند از درختان و درختچه های بومی که از ریشه ها، کنده ها یا دانه های موجود جوانه می زنند محافظت و مدیریت کند. در نیجر، باززایی اقاقیا سفید - یک درخت خاردار بومی بخشهایی از آفریقا و غرب آسیا - و سایر گونههای مفید توسط کشاورزان به سبز شدن مجدد حدود پنج میلیون هکتار (12 میلیون هکتار) بدون اتکا به کمپینهای انبوه نهال کمک کرد. از آنجا که کشاورزان رشد مجدد را انتخاب و مدیریت می کنند، این رویکرد می تواند با محصولات زراعی، دام و گونه های محلی با ارزش سازگار شود.
در بورکینافاسو، کشاورزان زائی را نیز احیا و بهبود بخشیده اند که مستلزم کاشت گودال هایی است که رواناب را جمع آوری می کند و کود یا کمپوست را در اطراف محصولات متمرکز می کند. تحقیقات در مورد حفاظت از خاک و آب نشان میدهد که چگونه زائی و شیوههای مرتبط میتوانند زمینهای تخریبشده را احیا کنند و تولید را در شرایط سخت بارندگی بهبود بخشند. در اینجا، مرمت به این معنا نیست که منظره را شبیه جنگل جلوه دهد. با بازیابی عملکرد خاک، پوشش گیاهی و معیشت تعریف می شود.
مکان های دیگر ممکن است نیاز به حفاظت از پوشش علف بومی، مدیریت فشار چرا، بازگرداندن تحرک فصلی، کنترل گونه های مهاجم، حفظ پوسته های بیولوژیکی خاک یا کمک به بازیابی درختچه ها و درختان مناسب محلی داشته باشند. هیچ تکنیک واحدی برای همه کار نمی کند. شما فقط باید کاری را انجام دهید که برای شرایط شما مناسب است. دقیقا نکته همین است.
کاشت درخت میتواند در اکوسیستمهای جنگلزدایی و در جایی که گونههای محلی مناسب، در دسترس بودن آب، مالکیت زمین و مالکیت طولانیمدت همسو هستند، ارزشمند باشد. رشد درختان در کنار محصولات کشاورزی یا دام و اجازه دادن به گیاهان برای بازسازی طبیعی نیز می تواند در مزارع دیم موثر باشد. اشتباه این است که این موفقیت ها را به یک قانون جهانی تبدیل می کند که درختان بیشتر را با آب و هوای بهتر برابر می کند.
دولتها و اهداکنندگان باید بپرسند که آیا یک پروژه اکوسیستم طبیعی را احیا میکند، از آب محافظت میکند و تنوع زیستی بومی را حفظ میکند یا خیر؟
زمین های خشک مناظر شکست خورده نیستند. آنها اکوسیستم های متمایزی هستند که کربن را ذخیره می کنند، تنوع زیستی را حفظ می کنند و از مردم حمایت می کنند. ما نباید جنگل ها را در جایی که به آنها تعلق ندارند و نیاز به ارزش گذاری برای زندگی که قبلا برای رشد در آنجا تطبیق داده شده است را مجبور کنیم.
کارشناسی ارشد زبان انگلیسی، ویرایشگر کپی از سال 2021 با تجربه در آموزش عالی و محتوای بهداشتی. تقدیم به اخبار معتبر علمی. نمایه کامل →
فوق لیسانس فیزیک با تجربه تحقیق. علاقه مندان به اخبار علمی طولانی مدت. نقش کلیدی در موفقیت سرمقاله Science X ایفا می کند. نمایه کامل →
این مقاله از The Conversation تحت مجوز Creative Commons بازنشر شده است. مقاله اصلی را بخوانید.
متن اصلی (انگلیسی)
Planting trees in the wrong places is not a climate solution
A recent United Nations report has stated that the world will likely overshoot the 1.5°C target set out in the 2015 Paris Agreement by 2030.