کالین کپرنیک در مورد تهدیدهایی که با آن روبرو شد، تبعید NFL و ترانه آن جی زی
بازیکن سابق NFL داستان خود را در خاطرات جدیدی تعریف می کند
کالین کپرنیک در مراسم شام و حراج جوایز بنیاد گوردون پارکز در 19 مه 2026 در شهر نیویورک روی صحنه سخنرانی می کند. - نوام گالای - گتی ایماژ
پس از یک رشته تیراندازی پلیس به مردان سیاه پوست 10 سال پیش، کالین کپرنیک، مدافع تیم سانفرانسیسکو 49رز، با نشستن در حین سرود ملی در بازی های پیش فصل، اعتراض خود را به چنین حوادثی آغاز کرد. آنچه که به عنوان یک اقدام آرام آغاز شد به یک بحث ملی داغ در مورد آزادی بیان، میهن پرستی و بسیاری موارد دیگر تبدیل شد.
در خاطرات جدید Kaepernick، The Perilous Fight، کوارتربک توضیح می دهد که اقدام او خود به خود بوده است. او حتی در 13 آگوست 2016، اولین باری که هنگام سرود نشست، یونیفرم نبود. کپرنیک می نویسد: «قبل از اینکه آن روز به میدان بروم، لحظه ای به سرود فکر نکرده بودم، اما در آن لحظه به من ضربه زد که باید یک صندلی پیدا کنم. "من نمی خواستم در حالی که آهنگ پخش می شد بایستم. رزا پارکس در سال 1955 از دادن صندلی خود در اتوبوس به یک فرد سفیدپوست خودداری کرده بود.
هنگامی که در سال 1967 هیئت پیش نویس جنگ ویتنام در لوئیزویل نام او را صدا زد، محمد علی پا به جلو نمی گذاشت. تامی اسمیت و جان کارلوس در حین پخش سرود در بازی های المپیک 1968 مشت های دستکش سیاه را در هوا بلند کردند. آنها آنچه را که می دیدند، این که این ملت پایبندی خود به عدالت را تبلیغ می کرد و در عین حال علاقه چندانی به آن نشان نمی داد، خوششان نمی آمد و دست به اقدام زدند. آن آمریکاییهای الهامبخش شجاعت اعتقادات خود را داشتند و به معنای واقعی کلمه جهان را در این فرآیند تغییر دادند.»
کپرنیک، علیرغم اینکه در سال 2013 49 ها را به سوپر باول رساند و 16 پاس تاچ داون را در مقابل تنها 4 توپ قطع کرد، برای یک تیم بد 49ers در سال 2016، از آن فصل در NFL بازی نکرده است. در سال 2019، او و هم تیمی سابق اریک رید، که در حین سرود به زانو زدن به Kaepernick پیوستند، یک دعوی تبانی علیه NFL را حل و فصل کردند. اکنون، یک دهه پس از حک شدن نام خود در تاریخ، کپرنیک با تایم صحبت می کند که چرا درباره اعتراضاتش، رابطه اش با سرود امروز، اختلافاتش با جی زی و وضعیت پلیس در ایالات متحده صحبتی نکرده است.
(این مصاحبه برای طولانی و وضوح ویرایش و فشرده شده است)
شما کتابی به نام مبارزه خطرناک منتشر کرده اید. حالا چرا داستانت را بگو؟
یکی، 10 سال از اعتراض می گذرد. من سؤالات زیادی در مورد اینکه چرا اعتراض کردم، چه اتفاقی افتاد، چه چیزی منجر به آن شد، جزئیات پشت صحنه همه لحظات برایم مطرح شد. نه فقط اعتراض، بلکه مالکان NFL، مکالماتی که در آنجا اتفاق می افتاد، تمرینات در سال 2019 و همه چیزهایی که در اطراف آن اتفاق افتاد. سپس فقط کاری که ما مستقیما در جوامع انجام می دهیم. احساس میکردم زمان بسیار خوبی بود که بتوانیم بیرون برویم، به برخی از آن سؤالها پاسخ دهیم، و همچنین بتوانیم بینشی در مورد نحوه ساخت و ساز، نحوه حرکت به جلو با هم به ما بدهیم.
من فکر می کنم در چنین لحظه ای بسیار مهم است.
کتاب با یک حادثه دلخراش خصومت نژادی شامل کلمه N که شما در کودکی تجربه کردهاید شروع میشود - کلمهای که برای به اشتراک گذاشتن آن با والدینتان که شما را به فرزندی قبول کردهاند و سفیدپوست هستند راحت نبودید. چرا از آنجا شروع کنیم؟
یکی از دلایلی که می خواستیم با آن لحظه گذر از محله شروع کنیم، به یک درخت گل رز بسته شده بودیم، و پویایی اینکه به پدر و مادرم احساس راحتی نمی کردم این است که واقعا صحنه را برای بقیه کتاب آماده می کند و صحنه را برای بقیه زندگی من آماده می کند. من مجبور شدم واقعیت هایی را که وقتی سیاه پوست هستید در فضاهای عمدتا سفید با آن مواجه می شوید. من سؤالات زیادی داشتم، "شما زندگی ممتازی داشتید. همه چیز خوب بود. خانواده سفید طبقه متوسط. از چه چیزی ناراحت هستید؟" و از بیرون که به داخل نگاه می کنم، می فهمم که چگونه می تواند اینطور به نظر برسد.
اما همچنین واقعیت تجربه، و آنچه من از سر گذراندهام، نیز چیزی است که قرار دادن آن در چارچوب مهم است.
شما واقعا در گرمای سال 2016 و 2017 و پس از آن هیچ مصاحبه ای انجام ندادید. در آن زمان فکر شما برای عدم انجام این نوع مصاحبه ها چه بود؟
بله، جالب است، زیرا من هر دو طرف آن سوال را می فهمم. در طول فصل 2016، اینطور بود، "چرا اینقدر حرف میزنی؟ ساکت باش." به عنوان یک کوارتربک NFL، شما باید سه بار در هفته صحبت کنید. بنابراین خبرنگاران می توانند هر آنچه که می خواهند از شما بپرسند. من خوشحالم که به هر سوالی به عنوان بخشی از آن پاسخ می دهم. اما یک چیز را که در آن لحظه پست کنید، متوجه شدم این بود که احساس میکردم تلاشی بسیار بسیار عمدی برای تبدیل شدن من به تنها چهره یا صدای یگانه جنبش وجود دارد. فکر میکردم مهم است که فضایی برای صداهای دیگر ایجاد کنم تا بتوانند گام بردارند.
و یکی از دلایلی که فکر میکردم این رویکرد بسیار مهم است، نگاهی به گذشته است، بله، ما به رهبران قوی نیاز داریم، اما به طور جمعی به افراد قوی نیاز داریم. این در واقع چیزی است که به ما امکان می دهد در طول زمان بتوانیم حفظ کنیم. همچنین، به عنوان بخشی از آن، فکر میکردم که بسیار مهم است، زیرا این حملات بسیار عمدی هستند که میخواهند من را بدنام کنند، تواناییهایم را در زمین بیاعتبار کنند، شخصیت من را بیاعتبار کنند. در آن تلاشها برای بیاعتبار کردن من، آنها در صدد بیاعتبار کردن جنبش گستردهتر هم بودند.
کالین کپرنیک در حین سرود ملی که الی هارولد در سمت چپ و اریک رید در سمت راست در کنار آنها بودند، قبل از بازی NFL مقابل دالاس کابوی در سانتا کلارا، کالیفرنیا در 2 اکتبر 2016 زانو زد. —مارسیو خوزه سانچز—AP
اگر یک ورزشکار وجود داشته باشد که در مسیری که شما میخواستید پیش رفته باشد، آن ورزشکار کیست؟
من فکر می کنم صداهایی در سراسر صفحه وجود دارد که افزایش یافته است. می توانم بگویم برادرم اریک رید. من همیشه قصد دارم او را بزرگ کنم. عاشق اریک بعد از اینکه من گلوله سیاه شدم به اعتراض ادامه داد. خودش هم از همین واقعیت گذشت. فصل آخر او، [او] بیرون رفت، دو رکورد فرنچایز ثبت کرد، قطع شد، و دیگر هرگز زمین را ندید. ما در سراسر NBA صداهایی داشتیم. خواه لبرون باشد، ما استف کری را دیدیم، کارملو را دیدیم، کی دی را دیدیم که همه به خط مقدم می رفتند. ما این را با مگان راپینو دیدیم که این کار را در صحنه بین المللی انجام داد.
ما تا به امروز در سراسر اروپا شاهد آن هستیم. من این بینش را نداشتم که این تأثیر ماندگاری در سطح بینالمللی داشته باشد، و این فقط در حوزه ورزش است. به طور گسترده تر، کاری که من فکر می کنم انجام شده است فرصت هایی است، چه در صحنه ملی، چه در صحنه بین المللی یا در جوامع محلی. مردم می گویند: "اوه، این در واقع در را برای من باز کرد تا بتوانم کار را به روشی انجام دهم که قبلا نمی توانستم انجام دهم."
در سال 2016، زمانی که برای اولین بار شروع به نشستن و سپس زانو زدن در حین سرود ملی کردید، در کانون توجه و طوفان ملی هستید. آیا یک لحظه سورئال را تجربه کرده اید که در این مدت ندیده باشیم؟
در اوایل یک لحظه سورئال، ما دبیرستانی داشتیم، کسلمونت در اوکلند. بعد از اینکه من زانو زدم، آنها هفته بعد بیرون رفتند و زانو زدند و من رفتم تا هفته بعد در بازی آنها به دیدن آنها بروم. یک لحظه قبل از بازی با آنها در رختکن بودم. همدیگه رو هیپ میزنن این یک بازی بزرگ برای آنها خواهد بود. و یکی از بازیکنان می گوید: "ما نمی توانیم در خانه غذا بخوریم. پس می رویم در این زمین غذا بخوریم."
این اغلب یک واقعیت در جوامع است. نه تنها تهدیدات علیه زندگیشان را بررسی میکنند، بلکه بررسی میکنند که آیا حتی یک وعده غذایی میخورند یا نه. برای من، آن لحظه آنقدر سورئال بود که ورزشکاران دبیرستانی و دانشآموزان دبیرستانی بیرون میروند و سعی میکنند رویاهای خود را دنبال کنند و در بالاترین سطح رقابت کنند. آنها حاضرند بایستند و خود را به خطر بیاندازند تا بیرون بروند و از جامعه خود دفاع کنند، در حالی که در عین حال نمیدانند که آیا وقتی به خانه میرسند، غذا میخورند یا نه.
که واقعا تصویری سورئال از این که چقدر وحشتناک است را در بر می گیرد و ترسیم می کند. در حالی که گفتگوهای ملی گسترده تر در حال وقوع بود، این فقط واقعیت روی زمین است.
آیا هنگام اعتراض مورد تهدید جسمی یا روانی قرار گرفتید؟
تهدیدها آنقدر عادی شدند که واقعا زیاد به آنها فکر نکردم. از طرف رئیس جمهور ایالات متحده مورد حمله قرار می گیرید. شما از جانب سناتورها مورد حمله قرار می گیرید. شما افرادی دارید که سعی می کنند بمب به خانه شما بفرستند. تهدیدات آنلاین و تهدیدات پستی. همسرم نسا، در حالی که این تهدیدها را دریافت میکردم، میگفت: «نمیتوانی تنها در خانهات بمانی». او در آن زمان در نیویورک بود. اما این در نهایت منجر به ماندن من در خانه [مدیر تونی نگ] برای بقیه فصل 2016 شد، فقط برای اینکه مردم ندانند در کجا هستم.
تا حالا ترسیدی؟
نه. من فکر می کنم شما کمی ذهنیت فوتبال را درک می کنید. اگر کسی قرار است کاری را انجام دهد، یا سعی می کند آن را انجام دهد یا نمی کند. مسئولیت من این است که برای هر چیزی که هست آماده باشم.
آیا تا به حال نگران این بودید که اتفاقی که برای شما افتاد به عنوان یک هشدار برای سایر ورزشکاران باشد؟ اینکه در نتیجه اینکه شما دیگر در NFL بازی نمی کنید، آنها به جای صحبت کردن ساکت بودند؟
کاملا. می دانم که قصد ارسال این پیام بود: اگر سعی کنید از جامعه سیاه پوستان دفاع کنید، اگر سعی کنید با وضعیت موجود مبارزه کنید و محیطی متفاوت و بهتر ایجاد کنید، ما هر آنچه را که بتوانیم از شما خواهیم گرفت. و این در واقع در یکی از کمپ های حقوق خود را در لاس وگاس نشان داد. یکی از دانش آموزان جوان دبیرستان ما وسط اردو مرا کنار کشید. "هی، من واقعا فوتبال را دوست دارم. همچنین واقعا می خواهم برای جامعه خود و برای بهتر شدن آن بجنگم. به نظر شما کدام یک را انتخاب کنم؟"
این واقعیت که آنها این مکالمه را ایجاد کرده اند، اینکه مردم احساس می کنند باید انتخاب کنند، این همان چیزی است که من باید به مبارزه با آن ادامه دهم. من فکر نمی کنم یک یا یا وجود داشته باشد. ما می توانیم در حرفه خود فوق العاده باشیم. ما همچنین می توانیم از جامعه خود و جامعه بهتر و شرایط بهتر برای مردم خود دفاع کنیم.
در نه سال گذشته تبعید NFL، آیا تصمیم به ایستادگی برای سرود برای گرفتن امضا، هرگز به ذهن شما خطور کرده است؟
خیر
چرا نه؟
چون من با هدف مشخص و هدف مشخص قدم برداشتم و شرایط جامعه ما تغییر نکرده است. در برخی زمینهها پیشرفتهایی حاصل شده است، اما از نظر کلی، وقتی به آب و هوا و محیطی که امروز در آن زندگی میکنیم نگاه میکنیم، آن شرایط تا حد زیادی تغییر نکرده است. هرگز لحظه ای وجود نخواهد داشت که در آن موضع بگیرم، "هی، من می ایستم تا بتوانم حرفه ام را برگردانم." زیرا این به یک امتیاز اخلاقی تبدیل می شود: اگر شغل من را تهدید کنید، یا اگر پولم را تهدید کنید، در واقع می گویم که به مردم اهمیت نمی دهم و فقط از یک فرد به این موضوع نگاه خواهم کرد.
چشم انداز این خطی بود که قرار نبود از آن عبور کنم.
در این کتاب، جزئیات گفتگوهایی را که با چند تیم در سراسر لیگ انجام دادهاید، ارائه میدهید. به عقد قرارداد با کدام تیم نزدیکتر بودید؟
سه تیم بودند که فکر می کردم نزدیک هستند. اولین آنها سیاتل سیهاوکس بود. در سال 2017، به آنجا پرواز کرد، با پیت کارول، جان اشنایدر، سرمربی و GM Seahawks ملاقات کرد. وقتی به آنجا رسیدم، اساسا صحبت این بود: "ما می دانیم که شما یک بازیکن ابتدایی هستید." من انجام ندادم
زمانی که من آنجا بودم تمرین کنید آنها می گویند، "ما می دانیم که شما می توانید بازی کنید. ما در چند سال گذشته برای شما برنامه ریزی کرده ایم. این برای ما یک سوال نیست." کل مکالمه زمانی که من آنجا بودم فقط حول محور سیاست من بود، زانو زدن، اینکه چگونه در مورد پلیس فکر میکردم، چگونه در مورد ارتش فکر میکردم، جامعه آنها چه فکری میکرد، بازیکنان بالقوه چه فکری میکردند.
در نگاهی به گذشته، در چند جبهه مختلف برای من جذاب بود. یک، NFL ادعا می کند که شایسته سالاری است. بنابراین، قدم زدن در یک ساختمان و گفتن به من که میدانی من یک شروع کننده هستم، و بیرون نرفتن با یک پیشنهاد، باعث میشود که این وضعیت به هم بخورد. بخش دوم این است که من فقط از منظر قانون کار به آن فکر می کنم. من که صاحب یک کسب و کار، یک شرکت هستم، هرگز نمی توانم این سؤالات را بپرسم و از پس آن بروم.
آن سال با من قرارداد نبستند. سال بعد برگشتم تا از من برای تمرین بیایم. پرواز را رزرو کرده بودم، آماده رفتن به آنجا بودم و قبل از سوار شدن به پرواز، با نماینده من تماس گرفتند. گفت: "خب، قبل از اینکه برای تمرین بیرون بیاید، آیا او متعهد می شود که زانو نگیرد؟" گفتم نه. من به آن متعهد نمی شوم. پرواز را لغو کرد. تمرین را لغو کرد. دیگر از آنها خبری نشد. [ سخنگوی Seahawks به درخواست TIME برای اظهار نظر پاسخ نداد. ]
دومی ریونز بود و این یکی به این دلیل به وجود آمد که ما در سوپر باول مقابل ریونز بازی کردیم. جیم هاربا در آن زمان مربی من بود. برادرش جان هاربا، سرمربی ریونز بود و من با جیم تماس گرفتم و میخواستم دیدگاه او را پیدا کنم. "آیا کسی هست که بشناسید که علاقه مند باشد؟ فکر می کنید برادرتان آماده تماس باشد؟" جان سوار شد و گفت: "آره، بیا این کار را انجام دهیم." جان برگشت، از آن دفاع کرد، می خواست مرا امضا کند. او از بالای سرم بسته شد.
اما اگر این انتخاب من بود، تو اینجا بودی.» [یکی از نمایندگان ریونز به نقل قول سال 2017 توسط مدیر کل بالتیمور اوزی نیوسوم - که اکنون معاون اجرایی تیم است - به TIME اشاره کرد که گفت: "(مالک ریونز) استیو بیسکوتی به ما نگفته است که نمی توانیم کالین کپرنیک را به خدمت بگیریم، و او این انتقال را مسدود نکرده است. هر کسی که این ادعاها را می کند اشتباه می کند.» ]
سپس سومین آنها Raiders در سال 2022 بود. در فرودگاهی با [مالک Raiders] مارک دیویس برخورد کرده بود. این در واقع اولین باری بود که با یکی از مالکان رو در رو بودم که به من گلوله سیاه می داد. گفتگوی بسیار جالبی بود زیرا تقریبا با واقعیت آنچه در حال وقوع بود، جدا بود. من را دید و گفت: "هی، چه خبر؟ حالت چطور است؟ چه کاری انجام می دادی؟" من میگفتم: "چی؟ در مورد چی صحبت میکنی؟ من سعی کردهام بازی کنم، و تو مرا بیرون نگه داشتهای."
این منجر به گفتگوی بعدی در مورد تلاش من برای بازی شد. او آمد و در اتاق نشیمن من نشست و ما در مورد بازی برای Raiders صحبت کردیم. که منجر به تمرین با Raiders و Josh McDaniels شد. تمرین عالی پیش رفت جاش مک دانیلز، بعد از این واقعیت، چنین گفت: "او بزرگتر، قوی تر، سریعتر از دفعه قبل که شما را دیدم به نظر می رسید." بعد از آن مارک دیویس وارد اتاق شد. "خیلی به تو افتخار می کنم. این تمرین عالی بود." یکی از پیشاهنگان در راه بازگشت گفت: «تعجب کردم که اجازه دادند بدون امضای شما از ساختمان خارج شوید.
این بهترین تمرینی است که ما در سالهای اخیر از یک بازیکن دفاعی انجام دادهایم.» دیگر از او خبری نشد [ Raiders از اظهار نظر خودداری کرد. ]
وقتی جیم، که مربی میشیگان برای قهرمانی ملی 2023 بود، در سال 24 با لس آنجلس چارجرز کار کرد، آیا با او تماس گرفتید؟ آنجا صحبتی شد؟
آره
چه اتفاقی افتاد؟
او به من گفت این میزی است که حاضر نیست روی آن بایستد. ناامید کننده بود زیرا قبل از آن از من حمایت می کرد. گفت من باید شروع کننده باشم. من می توانم به یک تیم کمک کنم تا قهرمان شود. با او صحبت کردم و گفتم: "ببین، من حتی برایم مهم نیست که نقش چیست. مثل اینکه می دانم جاستین هربرت آنجاست. من واقعیت چیزی را که شما به عنوان سرمربی باید هدایت کنید، می دانم. اجازه دهید من رتبه 2 را بگیرم. اجازه دهید وارد شوم، فقط به شما نشان دهم، به دیگران نشان دهم که چه کاری می توانم انجام دهم." این کار را نمی کند. بدون فرصت، بدون تمرین.
آیا این بر روابط شما با او تأثیر گذاشته است؟
آره و من می گویم، همچنین تا حدی به این دلیل که صحبتی مطرح شد که او به من پیشنهاد کار مربیگری داده است، که درست نبود. نمی دانم از کجا و چرا بیرون آمد. این رابطه را کمی متفاوت کرده است. [وقتی از هاربو خواسته شد به اظهارات کپرنیک به TIME در مورد پیوستن به چارجرها به عنوان بازیکن یا مربی پاسخ دهد، هاربا از طریق سخنگوی چارجرز به یک کنفرانس مطبوعاتی در سال 2024 اشاره کرد که در آن گفت که علاقه کپرنیک به مربیگری را "نبض" کرده است. ]
چرا مطمئن هستید که آماده هستید تا یک کوارتربک NFL باشید
حالا؟
چون برای آن تمرین می کنم. من برای هر لحظه به تمرین و آمادگی خود متکی هستم. من به توانایی خود در ادامه آماده ماندن اعتماد دارم زیرا نشان داده ام که تمرینات کار می کند و نشان داده ام که می توانم بیرون بروم و اجرا کنم.
امروز چه نسبتی با سرود ملی دارید؟ وقتی به مسابقات ورزشی می روید، چه کار می کنید؟
من برای پرچم ستارهدار بیرون نمیروم. من یا همان جایی که هستم می نشینم، یا اصلا بیرون نیستم، و زمانی که زمان شروع بازی واقعی است، حاضر می شوم.
دختر شما 4 ساله است. وقتی این زمان مناسب باشد، در مورد سرود ملی به او چه خواهید گفت؟
این در واقع یک سوال خنده دار و به موقع است. ما فقط مراحل حرکت را طی کردیم. ما در حال قرار دادن برخی از آثار هنری و تصاویر هستیم. ما قاب TIME را داریم. من دوست ندارم هیچ یک از وسایلم را در اتاق هایی که در آن هستم داشته باشم. برایم عجیب است. اما همسرم میخواهد وسایلش را جمع کند. و دخترم آن را پیدا کرد و آن را گرفت و گفت: "اوه، این به اتاق من می رود." اما او می گفت: "بابا چرا اینجوری زانو می گیری؟" او به من نشان می دهد که چگونه زانو می گیرم. مکالمه ای نبود که انتظار داشتم در 3 و نیم سالگی داشته باشم.
در این مورد به او چه گفتید؟
"خب، بابا اعتراض می کرد که سعی کند زندگی بهتری برای همه ایجاد کند. فکر می کرد همه مردم باید بتوانند موفق باشند و زندگی خوبی داشته باشند و با آنها منصفانه رفتار شود."
وقتی از او می پرسد که چرا بازی در NFL را متوقف کردید، به او چه خواهید گفت؟
این یک مکالمه صادقانه خواهد بود، تا حدی به این دلیل که من همچنین می دانم که باید او را برای این واقعیت آماده کنم که قرار است وارد اتاق شود و آنها نام خانوادگی او را کپرنیک ببینند. از او سؤالاتی پرسیده می شود و مجبور است چیزهایی را که هرگز نخواسته است بررسی کند. بخشی از مسئولیت من به عنوان یک پدر این است که مطمئن شوم که او برای این کار آماده و مجهز است.
کمی به زندگی اولیه خود برگردید - به پدر و مادر خود احترام می گذارید که شما را بزرگ کرده اند و از شما حمایت می کنند. اما لحظات زیادی وجود داشت که آنطور که دوست داشتید نسبت به تجربه و بیداری نژادی شما حساس نبودند. شما این را در کتاب به وضوح بیان می کنید و از احساسات خود در مورد آن دریغ نمی کنید. آیا مامان و پدرت کتاب را خوانده اند؟
هنوز آن را نخوانده اند.
شما پیش بینی می کنید که آنها چگونه به آن واکنش نشان دهند؟
لحظاتی هست که آنها از آن بی خبرند. همچنین برای من، با فکر کردن به یک زوج سفیدپوست متولد و بزرگ شده در ویسکانسین، که یک پسر جوان سیاهپوست را به فرزندخواندگی میپذیرند، درک واقعیت آن چیزی که برای من در حال رشد خواهد بود بسیار دشوار است. تا آنجا که مرا با اصول و اخلاقیات قوی تربیت کردند، به من یاد دادند سخت کار کنم، به من یاد دادند که با مردم بدون در نظر گرفتن موقعیت یا موقعیت آنها در زندگی خوب رفتار کنم، همه این کارها را به خوبی انجام دادند.
اما وقتی نوبت به درک سیاهپوست بودن، سیاهپوست بودن، یعنی هدایت جامعه میرسد، این بخش تا حد زیادی وجود نداشت. اینجاست که بسیاری از تضادها حول فرهنگ، حول ادراک، پیرامون اینکه من واقعا چه کسی بودم، ایجاد می شود. می دانستم که آنها همیشه مرا به عنوان پسرشان دوست دارند. نمی دانم آیا آنها همیشه سیاهی من را دوست داشتند یا نه. و من فکر میکنم این نکته جالب توجهی است که بتوان در آن پیمایش کرد.
اکنون رابطه خود را با آنها چگونه توصیف می کنید؟
فکر می کنم ما در جای خوبی هستیم. دخترم دوست دارد هنگام شام به آنها زنگ بزند. این بخشی از روتین او در حال حاضر است. بیرون می آیند، بازدید می کنند. اما هنوز برخی از پیچیدگی ها وجود دارد.
در چندین نقطه از کتاب، شما در مورد تجارت NFL در عین بردگی صحبت می کنید. در مورد عکس گرفتن با شورت های فشرده در کمباین پیش نویس، می نویسید: «ذهن من بلافاصله به صحنه هایی رفت که در فیلم های متعددی که بلوک های حراج برده ها را به تصویر می کشیدند، دیده بودم. شما همچنین می نویسید، "من کاملا معتقدم آنچه برای من اتفاق افتاد نوعی شکستن جفتک بود. این یک اصطلاح برده برای توصیف این است که چگونه اربابان از مردان برده در مقابل جمعیت شلاق می زدند و سوء استفاده جنسی می کردند تا آنها را از انسانیت خارج کنند و به بردگان دیگر هشدار می دادند که بهتر است از خط خارج نشوند.
من یک هشدار به دیگر بازیکنان NFL و ورزشکاران حرفه ای داشتم: بهتر است اقتدار لیگ را به چالش نکشید. آیا تا به حال نگران این بوده اید که ممکن است مردم از این موضوع ناراحت شوند؟
متن اصلی (انگلیسی)
Colin Kaepernick on Threats He Faced, His NFL Exile, and That Jay-Z Lyric
The former NFL quarterback tells his story in a new memoir