کتاب جدید نشان می دهد که جانی آدیر توسط گروه سایه مقاومت آلستر اسلحه داده شده است
گفته می شود که گروهی به رهبری یان پیزلی "مقدار زیادی" سلاح از لبنان قاچاق می کرد.
یک کتاب جدید ادعا میکند که جانی آدیر توسط مقاومت اولستر، گروهی که زمانی توسط ایان پیزلی رهبری میشد، اسلحههای باکیفیت دریافت کرد، تنها چند هفته پس از اینکه تروریست وفادار به شخصیت قدرتمند مبارزان آزادی اولستر تبدیل شد.
«دشمنان پنهان» که توسط آکادمیک آرون ادواردز نوشته شده است، سفر آدیر را از اسکین هد نئونازی تا رهبر شرورترین گروه قاتلان وفادار در طول مشکلات دنبال می کند.
در همین حال، این کتاب هشداری را در سال 1993 به پاتریک کولیگان، کمیسر گاردا، از پاسبان رئیس RUC، هیو آنسلی، نشان میدهد که «حملات به رهبری آدیر در جنوب بیشتر به این موضوع مربوط میشود که چه زمانی، نه اگر».
این کتاب بر اساس سالها تحقیق و مصاحبههای متعدد با آدیر، که اکنون در اسکاتلند در تبعید زندگی میکند، شرح میدهد که چگونه آدیر در سال 1990 به مزرعهای در نزدیکی لاگگال، کو آرماگ، برای ملاقات با گروه مقاومت اولستر رانندگی کرد.
این کتاب ادعا میکند که مقاومت اولستر که از شبکهای آزاد از کشاورزان، تجار و اعضای هنگ دفاعی اولستر، یک هنگ ارتش بریتانیا بهکار گرفته شده بود، «مقادیر زیادی» سلاح از لبنان قاچاق کرده بود.
ادواردز با توصیف آنها به عنوان "ستون های جامعه" می گوید که مقاومت اولستر می دانست چگونه برنامه ریزی کند، اما "چیزی که آنها نمی دانستند این بود که چگونه مردم را بکشند، و این جایی بود که آدیر وارد شد." پس از دو بار توقیف تسلیحات وفادار توسط نیروهای امنیتی، مقاومت اولستر نسبت به تعداد افراد مطلع در صفوف شبه نظامیان مشکوک شد.
مقاومت اولستر که تا حدی از سخنان آدیر متقاعد شده بود که "نبرد را به ارتش جمهوری اسلامی ایران خواهد برد"، با یک آزمایش آزمایشی موافقت کرد و تفنگ های تهاجمی VZ58، پرتابگرهای راکت RPG-7 و نارنجک ها و سایر تجهیزات را به بلفاست مخفی شده در یک کامیون حامل آشپزخانه جدید فرستاد.
اولین قربانی شرکت C انجمن دفاع آلستر (UDA) که به تازگی مسلح شده بود، در ژانویه 1991 زمانی رخ داد که شان رافرتی 44 ساله در خانه خود در دادگاه روزاپنا در شمال بلفاست مورد اصابت گلوله قرار گرفت. او تنها به این دلیل انتخاب شد که یک کاتولیک بود.
مقاومت اولستر که در سال 1986 توسط ایان پیزلی تأسیس شد، هرگز در مذاکراتی که منجر به توافق بلفاست یا از کار انداختن تسلیحات شد که سالها بعد به آن منجر شد، شرکت نکرد.
تنها موارد نادری از آن در ملاء عام ذکر شده است. هیچ چیز در مورد آنچه که برای اسلحه خانه ادعا شده آن اتفاق افتاده است مشخص نیست.
اهمیت فزاینده آدیر باعث شد که ارتش جمهوری اسلامی ایران تلاش کند او را بکشد. آنها طرحی را طراحی کردند تا یک JCB دزدیده شده را که بمب بزرگی را در سطل خود حمل می کرد به جلوی یک شبین که توسط شبه نظامیان وفادار، از جمله Adair استفاده می شد، برانند.
با این حال، این طرح - که بر اساس اطلاعاتی بود که از داخل UDA به IRA درز کرد - در نهایت توسط شورای ارتش جمهوری اسلامی ایران که از عواقب کشتن تعداد زیادی از رهبران وفادار می ترسید، مسدود شد.
در همین حال، آدایر ادعا می کند که یک افسر ارشد پلیس به او پیشنهاد 50000 پوند پول نقدی که در یک چمدان نگه داشته شده بود، داد تا از کمپین کشتار او در سال 1992 جلوگیری کند.
ادیر پس از قتل 26 ساله مادر دو فرزند فیلومنا هانا در پشت پیشخوان در یک شیمی فروشی در راه لانارک در غرب بلفاست توسط یکی از مردان مسلح آدیر به نام استفان مک کیگ که در سال 2000 بر اثر مصرف بیش از حد مواد مخدر درگذشت، دستگیر شد.
آدیر به ادواردز گفت: "نکته بعدی، این مرد وارد شد. من او را از آدام نمی شناختم، با لباسی زیبا. او پول را در بسته های 1000 پوندی رد کرد، «زیرا پول هرگز خدای من نبود».
برای ماهها پس از آن، آدیر اطلاعاتی را در سراسر مناطق جمهوریخواه بلفاست غربی با لباسهای سلتیک جمعآوری کرد، «زیرا تگها به همان اندازه هوشیار بودند که به دنبال جوخههای مرگ وفادار بودند».
این کتاب ادعا میکند که ترس ایجاد شده توسط آدایر به اندازهای بود که باعث شد شان «اسپایک» موری، یک جمهوریخواه ارشد، تامی پاتس، شخصیت ارشد UDA را در مقر جاده شانکیل UDA «پیشنهاد معامله» خطاب کند.
آدیر با ادعای اینکه "3000 بار" توسط ارتش بریتانیا و RUC در ایست های بازرسی در مناطق ناسیونالیستی متوقف شده است، به یکی از افسران RUC در آن زمان گفت که او عاشق "کمی پاکسازی قومی است، مطمئنا همه ما در یک طرف هستیم".
دنیای خطرناک جانی آدیر
آدایر ادعا می کند که یک سرباز مخفی بریتانیایی در مارس 1993 پس از اینکه آدیر با دوستی به نام دونالد هاجن که سه گلوله خورده بود، او را در خارج از خانه اش به قتل رساند.
سرباز شرکت اطلاعاتی چهاردهم ارتش بریتانیا چهار گلوله شلیک کرد، تحقیقات بعدی RUC نشان داد که سرباز ادعا کرد که تنها به این دلیل شلیک کرده که احساس میکرد جانش در خطر است.
در همین حال، تلاش خود او برای کشتن او در سال 2002 در اوج خصومت خنثی شد، زمانی که دو مرد مسلح توسط یک ون RUC از موتور سیکلتشان سرنگون شدند، درست زمانی که آدیر خانه خود را در Boundary Way ترک کرده بود تا دخترش را به مدرسه ابتدایی ببرد.
RUC اصرار داشت که با مردان مسلح به دلیل رفتار مشکوک برخورد شده است، اما بعدا ادعا شد که اطلاعات از یک اشکال شنود در خانه یکی از فرماندهان UDA به دست آمده است.
این کتاب نشان میدهد که چگونه آدیر فرهنگ حمایت خود را به «گروهی از قاتلان سرسخت» تغییر داد، حتی اگر اکثر اعضای UDA فقط در اداره کلوپ یا اخاذی پول دخالت داشتند.
انتظار نمی رفت که همه در خشونت شرکت کنند، اما از آنها خواسته می شد که به عنوان رانندگان، پیک ها یا خانه های امن «کمک کنند» و باید در یک جلسه ماهانه شرکت می کردند که در آن در مورد اقدامات توضیح داده می شد.
یکی از اعضای آن زمان میگوید: "کل احساس سازمان هر هفته تغییر میکرد، و شما احساس میکردید که بخشی از چیز مهمی هستید. مرد UDA بودن دیگر چیزی نبود که از آن خجالت بکشید، اکنون معنی داشت."
خطری که Adair برای تلاش برای دستیابی به یک معامله سیاسی ایجاد کرد، باعث شد که RUC تروریستهای وفادار شناخته شده، از جمله Adair را در آستانه دسامبر 1993 هدف قرار دهد، به طوری که آنها احساس کردند "تماشا و دنبال میشوند - و عصبی هستند".
در ژوئن 1993، اندکی پس از حمله به خانه رهبر شین فین، جری آدامز، در بلفاست غربی، روسای ارشد امنیتی در استورمونت ملاقات کردند و پذیرفتند که تمام تلاشهای گذشته برای مهار آدیر شکست خورده است.
در بازگشت از جلسه، بلر والاس، معاون پلیس RUC تصمیم گرفت تا رونی فلانگان را که در آن زمان مسئول RUC در بلفاست بود، در راس یک تیم اختصاصی برای محاکمه آدیر قرار دهد.
آلن کورمک افسر سابق RUC میگوید: «آنها دیوانهوار روی یک روند صلح کار میکردند و میدانستند که اگر آدیر را نمیگرفتند - زیرا ادیر هرگز متوقف نمیشد - برای هر فرصتی برای عملی کردن این توافق، باید او را از خیابانها بیرون کنند.»
با استفاده از قانون جدید تصویب شده که اتهام هدایت تروریسم را ایجاد کرده بود، افسران RUC گرد هم آمدند و "از بالاترین سطح" به آنها گفتند که "باید جانی آدیر را از خیابان ها بیرون کنند".
وزیر امور خارجه ایرلند شمالی، پاتریک ماییو، از نزدیک با تحقیقات در ارتباط بود، به ویژه پس از اینکه مشخص شد گروه آدایر یک ماده منفجره تجاری قدرتمند به نام X1 را دریافت کرده است.
ماییو در توضیح نخست وزیر جان میجر گفت که افزایش اخیر در حملات وفاداران، "جوامع کاتولیک را ناآرام کرده است" و هشدار داد که نیروهای امنیتی اکنون با "وضعیت دشواری در دو جبهه" روبرو هستند.
اخطار میهو به سرعت کپی شد، پروندههای آرشیو ملی در لندن اکنون برای همه روسای ارشد امنیتی و اطلاعاتی لندن، از جمله روسای MI5 و MI6 فاش شده است.
پائولین نویل جونز، رئیس کمیته اطلاعاتی مشترک بریتانیا، قبلا به میجر هشدار داده بود که موفقیت تروریستهای وفادار «نشانهای از بیگانگی فزاینده جامعه پروتستانی است که از آینده آن وحشت دارد».
کتاب نشان میدهد که در اواخر سال 2004، اندکی قبل از اینکه آدیر با تاخیر تحت شرایط توافق بلفاست آزاد شود، رهبران ارشد شبهنظامی وفادار پس از بازگشت او به جامعه، از دفتر ایرلند شمالی محافظت کردند.
متن اصلی (انگلیسی)
Johnny Adair given weapons by shadowy Ulster Resistance group, new book reveals
Group once led by Ian Paisley smuggled ‘vast quantities’ of weapons from Lebanon, it is alleged