کسی حاضر نیست او را گردن بگیرد؛ چوب حراج به اعتبار قلعهنویی
سرمربی تیم ملی در ضعیفترین موقعیت فوتبالیاش در دهه اخیر قرار گرفته است.
به گزارش فوتبال 360، امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی فوتبال ایران، روزهای بدی را سپری میکند؛ او که تا پایان جام ملتهای آسیا به همکاریاش با فدراسیون فوتبال ادامه خواهد داد، در موقعیتی قرار گرفته که مشابهش را در دهه اخیر تجربه نکرده است. سر نخواستن امیر قلعهنویی دعوا است و ظاهرا انتخاب مجددش به عنوان سرمربی از سر ناچاری بوده. حداقل این موردی است که از بخشی اظهارات از اعضای هیئترئیسه فدراسیون فوتبال مشخص است.
ماجرای تمدید قرارداد امیر قلعهنویی با فدراسیون فوتبال تا پایان جام ملتها هنوز هم حرف و حدیث فراوانی دارد؛ در شرایطی که مهدی تاج موافق تمدید قرارداد او بود اعضای هیئترئیسه مخالف چنین اتفاقی بودند. کار به جایی رسید که قرار شد قلعهنویی حضوری، رودرروی هیئترئیسه بنشیند تا آنها درباره آینده امیر تصمیم بگیرند. از اینجا به بعد اما مسیر عوض میشود؛ چراکه در چشمبهمزدنی، مخالفانش تبدیل به موافق میشوند و بدون آنکه پرسش و پاسخی صورت بگیرد، قرارداد قلعهنویی تمدید میشود.
چند روز بعد اما حجت کریمی، عضو هیئترئیسه، از این خبر داد که این اعضا مخالف بودند ولی به «یکباره» همه موافق شدند. چنین شد که شایعات توصیههای بیرونی برای تمدید قرارداد قلعهنویی قوت گرفت. جالب اینکه این موضوع به بحث جنجالی حجت کریمی و علی خطیر هم رسید و آنجا برای دومین بار در هفتههای اخیر از این مورد پرده برداشته شد که اعضای هیئترئیسه مخالف قلعهنویی بودند ولی بعد از صحبتهای مهدی تاج، کسی چیزی نگفته و قرارداد قلعهنویی تمدید شده است.
اینجا یک پرسش کلیدی مطرح میشود: چطور وقتی اعضای هیئترئیسه مخالف بودند قرارداد قلعهنویی تمدید شده؟ چه کسی و چه قدرتی توانسته مخالفت این اعضا را در زمان بسیار بسیار کوتاهی تبدیل به موافقت کند؟ این مورد اما قدیمی است؛ پرسش کلیدیتر این است که چرا الان اعضای هیئترئیسه این موضوع را پررنگ میکنند که «مخالف تمدید قرارداد» قلعهنویی بودهاند؟
امیر قلعهنویی مربی ناشناختهای در فوتبال ایران نیست؛ او با 5 عنوان قهرمانی پرافتخارترین مربی لیگ برتر به شمار میرود. اگرچه بیش از یک دهه است که هیچ دستاوردی در همین لیگ برتر هم ندارد ولی تیمهای زیادی در لیگ هستند که همچنان زمام امور را به دستان او بسپارند. با این حال، اینکه جایگاه قلعهنویی به حدی تنزل پیدا کرده که حالا مسئولان تصمیمساز در فدراسیون فوتبال از یک سو و رفقای رسانهایاش هم از سوی دیگر، مخالفش شده و آشکارا از او انتقاد میکنند، موضوع تازهای است.
چه بر سر قلعهنویی آمده که این روزها دیگر حامی ندارد؟ اصولا چرا قلعهنویی حاضر است اعتبار و احترامش را تا به این اندازه در فوتبال ایران از دست بدهد؟ آیا صرف نشستن روی نیمکت تیم ملی تا جام ملتهای آسیا باعث شده تا او چنین اعتبارش را به چالش بکشد؟
از همه مهمتر اینکه چرا قلعهنویی با دیدن چنین فضایی همچنان دو دستی صندلی سرمربیگری تیم ملی فوتبال ایران را چسبیده و حاضر نیست از آن دل بکند؟ ضمن اینکه نباید فراموش کرد پیشتر کسی نمیتوانست قلعهنویی را به عنوان یک مربی موقت روی صندلی بگذارد؛ ولی حالا به طور موقت روی نیمکت سرمربیگری تیم ملی با قراردادی کوتاهمدت نشسته تا بسته به نتایجی که در جام ملتها میگیرد دربارهاش تصمیمگیری شود. تازه برایش تجویز هم میشود که دستیارانش را تغییر دهد، مثل تعدادی از اطرافیانش. او باید در خلوت با خودش روراست باشد: آیا ارزشش را دارد؟