کودکان باید مهارت های نجات جان را زودتر بیاموزند | نظر
بچه ها مهارت های سلامتی را به بهترین شکل از طریق داستان، تکرار و بازی یاد می گیرند.
ما سالها صرف آموزش ریاضیات، تاریخ، خواندن و آمادگی آزمون استاندارد به کودکان میکنیم. با این حال، مهارتهای بهداشتی عملی مانند تشخیص شرایط اضطراری، پاسخ به سوختگی، تماس با 911، درک خطرات خفگی، و تمرین ایمنی اولیه اغلب کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
من معتقدم که ما یک عدم تعادل جدی در نحوه آماده سازی کودکان برای زندگی داریم.
چرا قبل از اینکه به کودکان یاد دهیم چگونه واکنش نشان دهند، منتظر می مانیم تا پس از وقوع یک وضعیت اضطراری؟
من از طریق سال ها کار با کودکان در محیط های بالینی به این سوال رسیدم. مدام از خودم میپرسیدم چگونه میتوانم اطلاعات سلامتی را به کودک ۳ ساله یا ۶ سالهای که جلوی من نشسته است مرتبط کنم.
کودکان داستان ها را می فهمند. آنها شخصیت ها، تکرار، تصاویر، روال ها و بازی را درک می کنند. متوجه شدم که میتوانم از آن ابزارهای آشنا برای معرفی مفاهیم سلامتی استفاده کنم، بدون اینکه تجربهای مانند درس دیگری در کلاس درس باشد.
این رویکرد کار من را به عنوان یک پزشک، مربی و نویسنده کودکان شکل داده است.
آموزش بهداشت برای کودکان می تواند متناقض، از نظر رشد نامناسب باشد، یا پس از اینکه کودکان قبلا با خطراتی که ما می خواهیم توضیح دهیم مواجه شده اند، معرفی شود.
اصطلاحات پزشکی برای دقت بین متخصصان طراحی شده است. کودکان به زبانی نیاز دارند که بتوانند بفهمند و به خاطر بسپارند.
بیشتر والدین میخواهند که فرزندانشان در امان باشند، اما توضیح اینکه در شرایط اضطراری پزشکی چه کاری باید انجام دهند دشوار است.
و در مدارس، معلمان در حال حاضر مسئول یک برنامه درسی عظیم هستند، و آموزش عملی بهداشت با الزامات تحصیلی رقابت می کند.
ما باید آنچه را که آموزش بنیادی می دانیم بازنگری کنیم.
یک بررسی سیستماتیک در سال 2025 از تحقیقات سواد سلامت در کودکان 9 تا 12 ساله نشان داد که سواد سلامت کودکان شامل ابعاد متعددی از جمله مهارتهای عملکردی، تعاملی و انتقادی، در کنار فرآیندهای یاددهی-یادگیری مانند آموزش، ارائه محتوا، و محیطهای یادگیری است که نیازهای رشدی کودکان را در بر میگیرد.
این مهم است زیرا سواد سلامت فقط دانستن نام یک بیماری نیست. این است که بدانیم اطلاعات به چه معناست و بتوانیم بر اساس آن عمل کنیم.
به فرزندان خود بیاموزید که چگونه با 911 تماس بگیرند، شماره تلفن های مهم را به خاطر بسپارند و علائم هشدار اضطراری را تشخیص دهند. این یک مهارت ضروری زندگی است.
انجمن قلب آمریکا تحقیقاتی را برجسته کرده است که نشان می دهد کودکان می توانند مهارت های نجات زندگی را بیاموزند و در واکنش اضطراری شرکت کنند.
برنامه های آن به دانش آموزان CPR، AED (دفیبریلاتور خارجی خودکار) و کمک های اولیه را آموزش می دهد، در حالی که تحقیقات ذکر شده توسط این سازمان نشان می دهد که بسیاری از کودکان قادر به انجام صحیح CPR فقط با دست هستند.
اگر بچهها بتوانند این مهارتها را بیاموزند، این سؤال پیش میآید که چگونه به آنها آموزش میدهیم.
من معتقدم ساده ترین پاسخ از طریق داستان ها، شخصیت ها، تکرار، موسیقی، کتاب، بازی و تجربیات تعاملی است.
یک داستان می تواند به کودک نشان دهد که چگونه خطر را تشخیص دهد و از او کمک بخواهد. یک شخصیت تکرار شونده می تواند پیام یکسانی را در چندین کتاب تقویت کند تا زمانی که مفهوم آشنا شود.
این همان اصلی است که من آن را "آموزش استتار" می نامم. پیام آموزشی در تجربهای گنجانده شده است که کودکان قبلا از آن لذت میبرند.
من دیده ام که چقدر می تواند قدرتمند باشد. وقتی شخصیتی رفتاری را نشان میدهد که ما میخواهیم کودک آن را بفهمد، کودک میتواند در عین حال که درس را جذب میکند، با آن شخصیت رابطه برقرار کند.
والدین می توانند آن را تقویت کنند. معلمان می توانند دوباره آن را بررسی کنند. کودک می تواند بارها و بارها با همان ایده روبرو شود بدون اینکه احساس کند در حال سخنرانی است.
انجمن سوختگی آمریکا، با استناد به دادههای مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها (CDC)، گزارش داد که نزدیک به 398000 نفر در سال 2021 در ایالات متحده برای آسیبهای ناشی از سوختگی مراقبتهای پزشکی دریافت کردند.
همچنین تأکید میکند که بسیاری از آسیبهای ناشی از سوختگی قابل پیشگیری هستند و کودکان بهویژه در برابر خطرات ناشی از مایعات داغ، آتشسوزی و رفتارهای ناایمن آسیبپذیر هستند.
پیشگیری باید خیلی قبل از اینکه کودک با خطر مواجه شود آغاز شود.
این به معنای ترساندن کودکان نیست. این به معنای ایجاد احساس آشنایی است.
کودکی که بارها با این ایده مواجه شده است که سطح داغ میتواند صدمه بزند، آتشسوزی به یک بزرگسال نیاز دارد، اورژانس نیاز به کمک فوری دارد، و 911 برای شرایط اضطراری جدی وجود دارد، قبلا شروع به ساختن یک چارچوب ذهنی قبل از وقوع یک بحران کرده است.
همین فلسفه در مورد آگاهی از سکته مغزی، احیای قلبی ریوی، خفگی، پیشگیری از سم، تغذیه، بهداشت، رفاه عاطفی و آمادگی در برابر بلایا صدق می کند.
انجمن قلب آمریکا در حال حاضر به طور فعال آموزش سکته مغزی را برای کودکان ترویج می کند، از جمله آموزش به جوانان برای تشخیص علائم هشدار دهنده و درک اهمیت دریافت سریع کمک.
آینده ای که من تصور می کنم آینده ای است که در آن سواد سلامت بخشی از خود کودکی می شود. کودکانی که بزرگ می شوند می دانند چگونه به شرایط اضطراری اولیه واکنش نشان دهند.
والدین ابزارهای ساده ای برای تقویت آن درس ها دارند. مدارس آموزش ایمنی متناسب با سن را در یادگیری موجود گنجانده اند. متخصصان مراقبت های بهداشتی منابعی دارند که به آنها امکان می دهد مستقیما با کودکان ارتباط برقرار کنند.
جایگزین مربوط به من است. اگر به تلقی دانش عملی بهداشتی به عنوان چیزی که کودکان فقط پس از یک موقعیت اضطراری با آن مواجه میشوند ادامه دهیم، به کودکان ترسیده و خانوادههای ناآماده برای بداههگویی در لحظاتی که ثانیهها اهمیت دارد، وابسته میشویم.
سواد سلامت باید در کنار خواندن و ریاضیات به عنوان یک مهارت اساسی زندگی باشد. اگر انتظار داریم کودکان به بزرگسالانی توانمند تبدیل شوند، باید به آنها دانش محافظت از خود، تشخیص خطر و کمک به دیگران را بدهیم.
آموزش حل یک مسئله ریاضی به کودک ممکن است او را برای امتحان آماده کند.
آموزش دادن به کودک در صورت نیاز به کمک چه کاری انجام دهد، او را برای زندگی آماده می کند.
کن کوربر یک دستیار پزشک جراحی و قلب و عروق است که نویسنده کودکان و بنیانگذار Little Health Ambassadors است که کتابهای کودکان و مواد آموزشی درباره سلامت و ایمنی تولید میکند.
نظرات بیان شده در این مقاله متعلق به خود نویسنده است.
متن اصلی (انگلیسی)
Children Should Learn Lifesaving Skills Early | Opinion
Children learn lifesaving health skills best through stories, repetition and play.