کیت و آویوا سیگل، گروگانهای سابق غزه به «پست» میگویند: «یوم کیپور درباره آزادی انتخاب است».
کیت و آویوا سیگل پس از محرومیت از ابتداییترین انتخابها در اسارت حماس، آزادی خود را پس میگیرند و معنای متفاوتی در یوم کیپور پیدا میکنند.
یوم کیپور اساسا ناراحت کننده است. با طراحی تعطیلات، قرار است ما 25 ساعت کامل رنج بکشیم. ما آگاهانه تصمیم میگیریم آب و غذا را کنار بگذاریم، با افکار خود بنشینیم و با بخشهایی از خود روبرو شویم که همیشه دوست نداریم آنها را بپذیریم. اما برای برخی، مانند گروگانهای سابق غزه، کیت و آویوا سیگل، کل فصل تا حدودی پیچیده است. امسال اولین روزهای مقدس است که گروگانهایی که از اسارت غزه جان سالم به در بردهاند، میتوانند با خانوادههایشان در غزه بگذرند.
برخی ممکن است روزه بگیرند، برخی دیگر ممکن است نه، اما مهمتر از همه، همه این انتخاب را خواهند داشت که تعطیلات را آنطور که میخواهند برگزار کنند. آویوا به The Jerusalem Post گفت: «من فکر میکنم محروم بودن از تصمیمگیری در مورد اینکه چقدر بخوریم، چه زمانی بخوریم، چگونه بخوریم و با چه کسی غذا بخوریم - یک مشکل بزرگ و بزرگ در غزه بود. چقدر می خورید و با چه کسی غذا می خورید و چه زمانی می خورید و دوست دارید چه بخورید... همه چیز به طور کامل و کاملا حذف شد.» او گفت. کیت و آویوا سیگ
یوم کیپور ال پس از اسارت Siegels 65 و 63 ساله در 7 اکتبر از خانه خود در کیبوتز Kfar Aza ربوده شدند. آویوا 51 روز را در اسارت گذراند. کیت 484 سال را سپری کرد. آنها خانه خود را از دست دادند و حداقل 60 نفر از جامعه نزدیکشان کشته شدند. آنها قبلا فاش کرده بودند که گرسنه بودند، از آب محروم بودند، شکنجه های جسمی و روحی دریافت کردند، و شاهد تجاوز جنسی به گروگان های دیگر بودند. آویوا گفت که اگرچه امسال روزه نخواهد گرفت، اما احساس می کند که در 20 سال گذشته هنوز تعداد کمی از گروگان ها میزبان بوده است. غزه. «سپس، من این سؤالات را داشتم و از م
خودت: "[از آنجایی که] آنها از گرسنگی می میرند، چطور ممکن است که شما هم مثل آنها نمی توانید فقط یک روز گرسنه باشید؟" یا «اشکال ندارد دیگر روزه نگیریم در حالی که هنوز در غزه گروگان داریم و هر روز گرسنه میشویم؟» یادم میآید که به غذا نگاه میکردم و میگفتم: «نه، تو تصمیم گرفتی که رابطه متفاوتی با آن داشته باشی. دیگر روزه نخواهی گرفت.» اما امسال او احساس نمیکند هیچ سوالی برایش نخواهد داشت. سوالات
شاید خوردن آن برای من آسان نباشد، اما نسبت به سال گذشته متفاوت خواهد بود.» به نظر او، برای گروگان های آزاد شده این که توانایی تصمیم گیری خود را داشته باشند، فوق العاده مهم است. ما آن را در هر دو دست داریم.
و ما باید آن را بپذیریم زیرا به شیوهای وحشیانه از بین رفته است.» کیت افکار خود را دنبال کرد و خاطرنشان کرد که انتخاب آگاهانه برای پرهیز از خوردن غذا بسیار متفاوت از محرومیت از غذا است. کیت گفت: «روزه و گرسنگی دو چیز کاملا متفاوت برای من هستند.» «من هیچ ارتباطی بین این دو نمیبینم. ماهیت یا اهمیت یوم کیپور روزه نیست.
کیت گفت: «برای من، من میتوانم یوم کیپور را مشاهده کنم و آن را بسیار معنادار و مهم و نه سریع داشته باشم.» کیت به پست گفت که در اسارت، ایمان او نیز معنای دیگری پیدا کرد. «وقتی در اسارت بودم، یهودیت یا هویت یهودی من متفاوت شد.» او در زمان اسارت مکررا نماز خوانده بود. «تروریستها دائما سعی میکردند مرا متقاعد کنند که مسلمان شوم.
فکر میکنم هرچه بیشتر این کار را میکردند، من شروع به فکر کردن بیشتر در مورد هویت یهودی و ایمانم کردم. «نمیدانم اگر آنها سعی نمیکردند مرا متقاعد کنند که به اسلام گرایش پیدا کنم، این اتفاق میافتاد یا نه، اما این کار را کردند و ادامه داشت، بنابراین من در مورد آن بسیار فکر کردم». به قربانیان هولوکاست و سایر بلایای دیگر در طول تاریخ یهود فکر کردم.
و من برای کسانی که زنده نماندهاند زنده میمانم، مثل اینکه این وظیفه، یا مأموریت یا مسئولیت من است، به افتخار آنها.» چگونه اسارت ایمان یهودی کیت سیگل را تغییر داد سیگلها از پیشینههای متفاوتی میآیند. او اهل کارولینای شمالی است؛ او اهل آفریقای جنوبی است. هدفمند با حرف هایش
کیت گفت که وقتی در یک خانه سنتی یهودی بزرگ می شد، فشار قابل توجهی را برای برگزاری تعطیلات، به ویژه یوم کیپور، به روشی که والدینش انجام می دادند، احساس می کرد. "در دوران کودکی، من این کار را انجام می دادم زیرا این همان کاری بود که ما انجام می دادیم. و برای... می دانید، بچه خوبی باشید. لطفا والدینم، کاری را که انجام می دهند انجام دهند." او گفت. آویوا معمولا سریعتر از آنها صحبت می کند.
یکی دو بار در طول مکالمه ما، کلماتی را که دیگری در جستجوی آن بود، ارائه کردند، که برای من واقعا دوستداشتنی بود. در گفتگوی ما، کیت و آویوا مکررا به حکایتهایی در مورد خانوادههای خود اشاره کردند. آنها در حال حاضر در گزیت در نزدیکی دختر و نوههای خود زندگی میکنند، و ذکر کردند که چگونه اغلب با آنها ملاقات میکنند تا شام جمعه یا حوضالله را در روز شنبه انجام دهند. همه هر جمعه جمع میشدند تا براخای ویژهای را که دخترشان شیر نوشته بود، بگویند. «اولین باری که شی
کلمات را بخوانید (به Bracha). هر کلمه ای به قلبم رفت و قلبم را تکه تکه کرد. همه ما مثل بچه ها کنار سفره شبات گریه می کردیم.» آویوا گفت: «این مهم بود چون... باعث می شد همه با هم احساس کنند و با هم گریه کنند. این لحظاتی است که احساس با هم بودن، [به عنوان] بخشی از خانواده، بسیار بسیار قوی بود.
هر دو داستان عزیزانشان را به پست گفتند و این تعطیلات برای آنها چه معنایی داشت. کیت زمانی که در حال بزرگ شدن بود روزه می گرفت تا «بچه خوبی شود»، اگرچه هرگز واقعا احساس نمی کرد که این کار به او رضایت معنوی بدهد. زمانی که او در 20 سالگی به اسرائیل نقل مکان کرد، در اکثر موارد روزه را متوقف کرد. «وقتی به اسرائیل نقل مکان کردم، به نوعی احساس میکردم که این روزه است... مطمئن نیستم که آن را نهایی بدانم یا نه، اما فقط با زندگی در اسرائیل، تعطیلات نه تنها بخشی از دین، بلکه فرهنگ است؛ من میتوانم فقط با زندگی در جوانی در اسرائیل، احساس یهودی بودن کنم.
او و مادربزرگش زمان زیادی را با هم در یوم کیپور گذراندند. "یوم کیپور برای من روز بسیار خاصی بود. من با مادربزرگم که با من روزه می گرفت ارتباط برقرار می کردم. ما این رابطه خاص را داشتیم." آویوا گفت که یوم کیپوری که او در طول جنگ 1973 تجربه کرد برای او یک خاطره برجسته باقی مانده است. او به یاد آورد که مادربزرگش با وجود اینکه به او گفته شده بود روزه نگیرد، ادامه داد.
یادم می آید که رفتم پیش او و به او گفتم: "باید روزه نگیری." چون به ما گفته بودند از این لحظه هیچکس روزه نمی گیرد. یادم می آید که می گفت: «نه، من تا آخر روزه می گیرم». چیزها و احساسات زیادی در مورد آن روز وجود دارد.» آویوا همچنین جزئیات اسارت خود را فاش کرد. او گفت که در غزه تصمیم گرفته است که وقتی به اسرائیل بازگشته است روزه نگیرد. او 51 روز گرسنه بود و رنج کشید، پس چرا باید خود را بیشتر مجازات کند؟
به یاد دارم که خودم میگفتم، "دیگر روزه نمیگیرم." تنبیه شدم و بس. من دیگر مستحق تنبیه شدن و گرسنگی و گرسنگی نیستم. "بنابراین من یک رابطه کاملا جدید با یوم کیپور دارم." چگونه سیگل ها زندگی خود را پس از اسارت بازسازی می کنند پس از آزادی از اسارت، سیگل ها برای زندگی در نزدیکی دخترشان شیر و نوه هایشان نقل مکان کردند. آنها میتوانند شبهای جمعه با آنها کیدوش انجام دهند و روی گذراندن وقت با خانواده تمرکز کنند.
این زوج همچنین زمان قابل توجهی را صرف داوطلبانه برای تلاشهای مختلف کمکهای بشردوستانه، از جمله حمایت مداوم از گروگانهای باقیمانده - حتی پس از آزادی هر دوی آنها کردهاند. آنها اکنون با 255 نفر داوطلب میشوند، سازمانی که حمایت مستمری را از گروگانهای سابق غزه و خانوادههایشان ارائه میکند.
این گروگانها و خانوادههایشان را در روند بازپروری متمرکز میکند و هدف آن این است که آنها را در خط مقدم گفتگوهای عمومی در اسرائیل و دیاسپورا نگه دارد. «ما در بسیاری از چیزهای مختلف درگیر بودهایم تا هم داستان خود را به مردم بگوییم و هم سعی کنیم آنچه برای ما و بسیاری از افراد دیگر رخ داده فراموش نشود.» میخواهند، احساس میکنند که باید «صدایی برای بیصداها» باشند. «من میخواهم دنیا بفهمد که ما هنوز
برای بلند کردن خودمان تلاش می کنیم آویوا گفت: «میدانید، تفاوت بسیار زیادی بین ظاهر و صدای ما و احساس درونی ما وجود دارد. «من میخواهم دنیا بفهمد که ما به حمایت نیاز داریم و به هیچ وجه نمیتوانیم آن [اسارت] را کنار بگذاریم، و فقط بدانیم که همه ما، در بسیاری از اوقات و در بسیاری از لحظات، بخشی از مبارزه یوگلیم است. اولام و کمک به بخشی از انسانیت. «یوم کیپور واقعا روز روزه نیست، بلکه روز سؤال است.
از خود سوال بپرسید و به دنبال پاسخ باشید.» آویوا گفت. اکنون، سیگل ها دیگر تمام سؤالاتی را که سال گذشته داشتند ندارند. اما امسال که همه در خانه هستند، ممکن است فضای بیشتری برای بررسی وضعیت خود پیدا کنند، روی انتخاب هایی که می توانند انجام دهند تمرکز کنند و آنها را با دستان خود انجام دهند. برای کمک مالی به 255 نفر برای حمایت از گروگان ها، اینجا را کلیک کنید.
متن اصلی (انگلیسی)
Yom Kippur is about the freedom to choose, former Gaza hostages Keith and Aviva Siegel tell 'Post'
After being denied the most basic choices in Hamas captivity, Keith and Aviva Siegel are reclaiming their freedom and finding a different meaning in Yom Kippur.