گرینکارت یا شغل آمریکایی؟ جنگ ترامپ و مایکروسافت بر سر مهاجرت نخبگان
دولت آمریکا روند دریافت اقامت دائم برای کارکنان مایکروسافت و هفت شرکت فناوری دیگر را به اتهام نادیده گرفتن نیروهای بومی مسدود کرد.
دولت آمریکا روند دریافت اقامت دائم برای کارکنان مایکروسافت و هفت شرکت فناوری دیگر را به اتهام نادیده گرفتن نیروهای بومی مسدود کرد.
صبح پنجشنبه ۱۶ مهر، دولت آمریکا مسیرهای مهاجرتی کارکنان مایکروسافت، ادوبی و شش شرکت بزرگ خدمات فناوری را مسدود کرد و چند ساعت بعد دونالد ترامپ در کاخ سفید مدال ملی فناوری و نوآوری را به ساتیا نادلا داد. احتمالاً مهندسان خارجی بزرگترین شرکت نرمافزاری جهان نمیتوانستند بابت افتخار جدید مدیرعاملشان خوشحال باشند.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، با کلیدواژه «بندگی قراردادی» ، این شرکتها را متهم میکند که شهروندان آمریکایی را کنار میگذارند تا نیروهای خارجیِ وابسته به ویزا را جایگزین آنها کنند؛ اما مایکروسافت با باز کردن دفتر آمارش، این ادعا را رد میکند و میگوید بخش عمدهی پروندههای روی میز دولت، به کارکنانی مربوط میشود که از قبل در شرکت کار میکردند.
برای دانشجویان خارجی دانشگاههای آمریکا یا نیروهای متخصصی که رؤیای کار در سیلیکونولی را در سر دارند، ماجرا مستقیم به سرنوشت و برنامههای بلندمدت زندگیشان گره میخورد. ورای این کشمکشهای سیاسی و تیترهای جنجالی، باید ببینیم دادههای استخدامی و پژوهشهای اقتصادی درباره تقابل امنیت شغلی آمریکاییها و سرنوشت نخبگان مهاجر چه میگویند.
ونس در کنار کیث سوندرلینگ، وزیر کار آمریکا، در نشست خبری کارگروه مبارزه با تقلب کاخ سفید پشت تریبون رفت تا اعلام کند وزارت کار، دیگر درخواستهای تازهی گواهی کار دائم یا PERM را از هشت شرکت نمیپذیرد و پروندههای در جریانشان را هم متوقف میکند.
در فهرست هشت شرکتی که مشمول محدودیتهای جدید شدهاند، دو غول نرمافزاری آمریکا، مایکروسافت و ادوبی، کنار شش شرکت برونسپاری فناوری اطلاعات نشستهاند. تاتا، اینفوسیس، ویپرو و HCL از هند، کاگنیزانت که بیشتر نیرویش در هند کار میکند و کپجمینای فرانسوی، دیگر شرکتهای این لیست بهشمار میروند.
بهگزارش CNBC ، مایکروسافت و ادوبی بهدلیل چند پرونده تحقیقاتی فعال که نهادهای فدرال در دست بررسی دارند، از این برنامه تعلیق شدهاند. وزیر کار آمریکا سوندرلینگ برای توصیف اقدام دولت از تعبیر تندی استفاده کرد : «ما داریم سرِ مار را میزنیم؛ یعنی همین شرکتهایی که دههها راه سوءاستفاده را باز گذاشتهاند.»
برای درک پیامدهای تصمیم دولت آمریکا، ابتدا باید بدانیم برنامهی PERM چیست و چه نقشی در دریافت گرینکارت دارد. ویزای H-1B به متخصصان خارجی اجازه میدهد برای مدتی مشخص در آمریکا کار کنند، اما برنامهی PERM معمولاً یکی از نخستین مراحل دریافت گرینکارت از طریق کارفرما محسوب میشود.
مایکروسافت هنوز میتواند برای استخدام متخصصان خارجی درخواست ویزای H-1B بدهد؛ اما یکی از مسیرهای اصلی اقامت دائم این کارکنان را از دست داده است. ونس میگوید تعلیق تا هر وقت لازم باشد ادامه پیدا میکند و شاید حتی نامحدود شود.
اما زمینهی تصمیم دولت آمریکا از تابستان سال ۲۰۲۵ فراهم شد، وقتی مایکروسافت حدود ۹ هزار نفر از کارکنانش را اخراج کرد و جیدی ونس این شرکت را بهخاطر استفاده از ویزاهای H-1B هدف انتقادهایش قرار داد.
۱۵ تیر امسال، مایکروسافت ۴۸۰۰ نفر از کارکنانش را اخراج کرد که ۱۶۰۰ نفرشان در بخش ایکسباکس فعالیت میکردند. تنها دو روز بعد، دفتر بازرس کل وزارت کار آمریکا تحقیقاتی گسترده دربارهی تقلب و سوءاستفاده احتمالی در برنامههای H-1B و PERM آغاز کرد و دهها احضاریه فرستاد.
یک ماه پیشازاین اتفاقات نیز دادگاهی فدرال، عوارض ۱۰۰ هزاردلاری ترامپ برای درخواستهای جدید ویزای H-1B را غیرقانونی اعلام کرده بود .
ونس انگشت اتهام را مستقیم بهسمت مایکروسافت نشانه رفت. به گفته او، مایکروسافت پارسال ۶ هزار کارگر آمریکایی را اخراج کرد و در عوض از ۶۳۰۰ ویزای H-1B و نزدیک به ۳ هزار گرینکارت بهره برد. او همچنین گفت:
تعبیر کارگر دربند قرارداد (indentured servant) بار تاریخی سنگینی دارد؛ در آمریکای قرن هفدهم این اصطلاح به افرادی اشاره داشت که در ازای بلیت سفر، سالها برای اربابشان کار میکردند. ونس میخواست بگوید دارندگان ویزای H-1B نیز به دلیل وابستگی وضعیت اقامتشان به کارفرما، قدرت چانهزنی کمتری دارند و نیروی کار ارزانتری هستند.
ونس برای دفاع از موضع دولت به اختلاف دستمزد کارگران آمریکایی و دارندگان ویزای H-1B اشاره کرد. او مدعی شد افرادی که با این ویزا در آمریکا کار میکنند، سالانه ۲۰ هزار دلار کمتر از شهروندان آمریکایی در موقعیت شغلی مشابه حقوق میگیرند. به گفته او، این اختلاف برای کارکنان شرکتهای برونسپاری خارجی به ۴۸ هزار دلار میرسد.
بااینحال، ونس تأکید کرد که دولت همچنان از مایکروسافت حمایت میکند:
ونس همچنین میان جذب استعدادهای برجستهی خارجی و استخدام نیروهای ارزانتر تفاوت قائل شد. او با اشاره به ایلان ماسک و لیسا سو، مدیرعامل AMD، گفت آمریکاییها از ورود افرادی که میتوانند کسبوکارهای موفقی در این کشور ایجاد کنند، استقبال خواهند کرد.
بهزعم ونس استخدام یک حسابدار خارجی با حقوق ۴۰ هزار دلار بهجای یک حسابدار آمریکایی با حقوق ۷۰ هزار دلار سوءاستفاده از برنامه ویزای کاری محسوب میشود. او پیشتر، در سخنرانی تیرماه خود نیز گفته بود برنامهی H-1B باید متخصصان برجسته فناوری، دانشمندان و پزشکان را جذب کند.
مایکروسافت همان روز با بیانیهای به اظهارات ونس پاسخ داد و ابتدا یادآوری کرد که اکثریت قاطع کارکنانش در آمریکا، شهروند این کشورند. سپس برای رد ادعاهای معاون رئیسجمهور، آمار درخواستهای ویزای H-1B خود را ارائه داد.
مایکروسافت همچنین تأکید کرد که تنها برای افرادی درخواست ویزای H-1B میدهد که استانداردهای سختگیرانه این ویزا را داشته باشند و حقوق کارکنان خارجی این شرکت نیز در میان بالاترین دستمزدهای ثبتشده برای دارندگان H-1B ویزا قرار میگیرد.
سال گذشته نیز زمانی که ونس انتقادهای مشابهی را علیه مایکروسافت مطرح کرد، این شرکت گفت که ۷۸ درصد درخواستهایش برای تمدید ویزای کارکنان فعلی بوده است و تعدادی از همین کارکنان نیز در جریان تعدیل نیرو شغل خود را ازدستدادهاند.
پاسخ مایکروسافت در شبکه اجتماعی ایکس نیز با حمایتهایی همراه شد. سیدهارت، تحلیلگر مسائل سیاسی و ژئوپلیتیک ، انتقادهای ونس را «عمیقاً غیرصادقانه» خواند و نوشت که معاون رئیسجمهور آمار اخراج کارکنان مایکروسافت را در کنار درخواستهای ویزای H-1B قرار میدهد، گویی هر درخواست ویزا بهمعنای جایگزینشدن یک کارمند آمریکایی با نیروی خارجی است.
او در ادامه توضیح داد: «تمدید ویزا به معنای استخدام نیروی جدید نیست. انتقال ویزا نیز نشان نمیدهد که یک آمریکایی شغلش را از دست میدهد و درخواست H-1B هم بهخودیخود ثابت نمیکند که نیروی خارجی جایگزین کارمند آمریکایی میشود.»
سیدهارت تأکید کرد که اگر هدف دولت مقابله با تقلب یا حمایت از کارگران آمریکایی باشد، باید مستقیماً به این مسائل رسیدگی کند، نه اینکه با استفاده گمراهکننده از آمار مهاجرت، جنجال به راه بیندازد. او در پایان نوشت: «آمریکا شایستهی بحثی دربارهی مهاجرت است که بر واقعیتها تکیه داشته باشد، نه نمایشی سیاسی که در پوشش آمار و ارقام ارائه میشود.»
بااینحال پاسخ مایکروسافت زاویه مبهمی هم دارد. این شرکت میگوید بخش عمده درخواستهایش برای H-1B، به تمدید ویزا یا تغییر وضعیت اقامت کارکنان فعلی مربوط میشوند؛ اما تغییر وضعیت اقامت لزوماً بهمعنای ادامهی همکاری با یک نیروی قدیمی نیست. همین ابهام ما را به سکانس دوم ماجرا میرساند.
تصمیم دولت ترامپ برای تعلیق درخواستهای گرینکارت شرکتهای فناوری، مخالفت دو گروه را برانگیخت؛ گروه اول معتقدند دولت در محدودکردن مهاجرت قانونی زیادهروی میکند و گروه دوم اقدامات فعلی دولت را کافی نمیدانند. پرامیلا جایاپال، نماینده دموکرات کنگره، از منتقدان گروه نخست بهشمار میرود. او که پیشتر خودش با ویزای H-1B در آمریکا کار میکرد، در واکنش به تصمیم دولت گفت :
جایاپال میگوید برنامهی PERM از قبل سازوکاری برای محافظت از فرصتهای شغلی آمریکاییها دارد و محدودکردن آن، توانایی شرکتهای آمریکایی برای جذب متخصصان خارجی را تضعیف میکند. بهعقیده او اگر تقلبی در کار باشد، باید متقلب را پیدا و مجازات کرد، نه اینکه کل مسیر قانونی را برای شرکتی مثل مایکروسافت بست.
سیدهارت نیز در این زمینه مینویسد: «اگر میخواهید تقلب واقعی را بررسی کنید، بررسیاش کنید. اگر میخواهید از کارگران آمریکایی محافظت کنید، از آنها محافظت کنید.»
در سوی دیگر، کسانی ایستادهاند که اصل برنامه را زیر سؤال میبرند. رایلی مور، نماینده جمهوریخواه کنگره، تابستان امسال و بعد از اخراجهای ایکسباکس، H-1B را «کلاهبرداری» خواند و خواستار حذف کامل این برنامه شد. گروه پروژهی اصلاح مهاجرت نیز که از طرفداران محدودسازی مهاجرت به آمریکا محسوب میشود، در واکنش به جنجال اخراج کارکنان مایکروسافت و صدور ویزاهای کاری گفت: «تکتک کارفرمایان از برنامه ویزای H-1B سوءاستفاده میکنند.»
بخشی از فضای عمومی آمریکا این جهتگیری را درست میداند و نمودش را در شبکههای اجتماعی میبینیم، جایی که کاربران آمریکایی، H-1B را «سرقت شغل در مقیاس صنعتی» مینامند. آمارهای رسمی نیز از کاهش قابلتوجه درخواستها برای شرکت در قرعهکشی ویزای H-1B حکایت دارند.
در سال مالی ۲۰۲۶، شرکتهای آمریکایی حدود ۳۴۴ هزار ثبتنام واجد شرایط برای استخدام نیروی کار خارجی ثبت کردند؛ درحالیکه این نرخ در سال قبل به حدود ۴۷۰ هزار درخواست میرسید؛ کاهشی تقریباً ۲۷ درصدی که عمدتاً به سختگیرانهتر شدن مقررات و محدودیت ثبت درخواستهای تکراری متقاضیان مربوط میشود.
چهارشنبه ۱۵ مهر، یک روز قبل از نشست ونس، وزارت امنیت داخلی آمریکا طرحی منتشر کرد که کارکردن دانشجویان خارجی در این کشور را بسیار پرهزینهتر میکند. موضوع این طرح برنامهای به نام OPT بود.
برنامهی OPT به دانشجویان خارجی دارای ویزای F-1 اجازه میدهد در حوزهی مرتبط با رشتهی تحصیلی خود در آمریکا کار کنند. دانشجویان واجد شرایط معمولاً میتوانند تا ۱۲ ماه از این فرصت استفاده کنند و فارغالتحصیلان رشتههای علوم، فناوری، مهندسی و ریاضی (STEM) امکان تمدید آن را برای ۲۴ ماه دیگر دارند.
برنامه OPT برای بسیاری از دانشجویان، مسیری برای ورود به بازار کار آمریکاست؛ آنها پس از فارغالتحصیلی شغلی پیدا میکنند و شاید بعدها با حمایت کارفرما ویزای H-1B و حتی اقامت دائم بگیرند.
طرح جدید روی همین پل، عوارض میگذارد. طبق پیشنهاد دولت ، دانشگاهها باید برای هر دانشجویی که برای نخستینبار او را برای دریافت مجوز کار از طریق OPT معرفی میکنند، ۷۰ هزار دلار بپردازند و اگر دانشجو بخواهد دورهی کار خود را تمدید کند، مثل تمدید ۲۴ ماههی STEM، دانشگاه باید ۳۰ هزار دلار دیگر هم پرداخت کند.
بهاینترتیب هزینهی استفاده از برنامه OPT برای یک فارغالتحصیل مهندسی میتواند به ۱۰۰ هزار دلار برسد؛ البته طرح به دانشگاهها اجازه میدهد این هزینه را از خود دانشجو، سایر دانشجویان یا کارفرمای او دریافت کنند.
وزارت امنیت داخلی آمریکا در توضیح تصمیمش ادعا میکند دریافت هزینههای سنگین باعث میشود دانشگاهها پیش از معرفی دانشجویان برای دریافت مجوز کار، صلاحیت آنها را با دقت بیشتری بررسی کرده و فقط دانشجویانی را معرفی کنند که توانایی و استعداد بیشتری دارند.
دولت آمریکا میگوید هزینهی بالاتر از سوءاستفاده از برنامهی OPT جلوگیری میکند و فرصتهای شغلی بیشتری در اختیار آمریکاییها قرار میدهد.
با نگاه به آمار متوجه میشویم چرا دولت ایالات متحده روی OPT هم حساسیت بیشتری نشان میدهد. طبق گزارشهای رسمی، در سال تحصیلی ۲۰۲۴ - ۲۰۲۵ بیش از ۲۹۴ هزار دانشجوی خارجی در این برنامه شرکت کردند؛ آماری که نسبت به سال قبل ۲۱ درصد افزایش داشت و بیش از دو برابر تعداد ثبتشده در یک دهه پیش بود.
دانشگاههای آمریکایی نگراناند که محدودیتهای تازه، دانشجویان خارجی را از تحصیل در این کشور منصرف کند. در نظرسنجی پاییز ۲۰۲۵ از ۸۲۸ مؤسسه آموزش عالی آمریکا، ۹۲ درصد دانشگاهها اعلام کردند که بدون امکان کار از طریق OPT، بسیاری از دانشجویان بینالمللی احتمالاً کشورهای دیگری را برای تحصیل انتخاب میکنند.
فانتا آو، مدیرعامل انجمن آموزش بینالمللی NAFSA، نیز با انتقاد از محدودیتهای مهاجرتی تأکید کرد که دانشجویان خارجی فرصتهای شغلی آمریکاییها را نمیگیرند، بلکه به ایجاد فرصتهای تازه کمک میکنند.
داگ رند، مشاور ارشد سابق ادارهی خدمات شهروندی و مهاجرت آمریکا در دولت بایدن، پیشبینی میکند که دادگاهها هزینههای پیشنهادی OPT را نیز لغو کنند؛ همانطور که پیشتر مانع اجرای هزینهی ۱۰۰ هزاردلاری ویزای H-1B شدند.
او در انتقاد از تصمیم دولت ترامپ گفت: «وقتی دانشجویان خارجی را در دانشگاههایمان آموزش میدهیم و آنها میخواهند پس از فارغالتحصیلی همینجا کار کنند و از استعدادشان بهره ببرند، باید از ماندنشان استقبال کنیم، نه اینکه با تحمیل هزینههای گزاف، آنها واداریم به کشورشان برگردند.»
البته هزینههای جدید OPT هنوز به اجرا درنیامدهاند. طرح دولت ترامپ فعلاً در مرحله پیشنهاد قرار دارد و پیش از نهاییشدن باید دوره نظرخواهی عمومی و بررسیهای قانونی را پشت سر بگذارد. حتی در صورت تصویب نیز احتمال دارد مخالفان آن را در دادگاه به چالش بکشند.
پژوهشگران و اقتصاددانان از سالها پیش در مورد مهاجرت نیروی کار و تأثیری که بر کارگران و متخصصان داخلی دارند، بحث میکنند. تا اینجا دو گروه روبهروی هم ایستادهاند و اتفاقاً هر طرف شواهد محکمی روی میزشان دارند.
بیایید ابتدا نظر افرادی را مرور کنیم که با ونس همعقیدهاند. جان باوند، اقتصاددان دانشگاه میشیگان ، همراه دو همکارش بازار کار فناوری آمریکا را در سالهای ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۱ مدل کرد و نتیجه گرفت که در غیاب مهاجران ماهر، دستمزد دانشمندان کامپیوتر آمریکایی در سال ۲۰۰۱ بین ۲٫۶ تا ۵٫۱ درصد و اشتغالشان بین ۶٫۱ تا ۱۰٫۸ درصد بالاتر میرود.
مطالعه دیگری با دادههای محرمانهی وزارت خزانهداری ، شرکتهایی را که در قرعهکشی H-1B برنده شدند با بازندهها مقایسه کرد و یافتههایش برای مدافعان H-1B تلخ بود. در این مطالعه، اشتغال کل شرکت با ویزای تازه تقریباً ثابت ماند، H-1B جای بخشی از کارگران دیگر را گرفت، سود شرکت بالا رفت و ثبت اختراع هم تغییر معناداری نداشت. پژوهشگران در عین حال شواهدی محدود از افزایش سود شرکتها یافتند.
ازسویدیگر برخی شواهد نیز حق را به مایکروسافت میدهند؛برای مثال همان مدل باوند نشان داد رفاه کلی آمریکاییها با این مهاجرت بالا رفته؛ مصرفکنندهها و شرکتها برنده شدهاند و بخشی از برنامهنویسان ضرر کردهاند.
پژوهش فدرال رزرو ریچموند هم با همان روش مقایسه برندهها و بازندههای قرعهکشی، به نتیجهی معکوس رسید. این تحقیقات نشان میداد شرکتهای برنده اشتغال و درآمدشان را گسترش دادهاند، بیآنکه جای فارغالتحصیلان دانشگاهی آمریکایی را بگیرند.
پژوهشگران دانشگاه نورثوسترن هم در دفاتری که H-1B بیشتری استخدام کرده بودند، دستمزدها را بدون تغییر یافتند. آکادمی ملی علوم آمریکا هم در گزارش ۲۰۱۷ خود جمعبندی کرد که چند مطالعه اثر مثبت مهاجرت ماهر را بر دستمزد و اشتغال آمریکاییها نشان دادهاند.
مدافعان H-1B همچنین یادآوری میکنند شرکتهایی که با محدودیت ویزا روبهرو میشوند، بهجای استخدام آمریکاییها، بخشی از کارشان را به کانادا و هند منتقل میکنند. یعنی بستن در، گاهی شغل را بهجای آمریکا به آنسوی مرز میفرستد.
وقتی دقیقتر نگاه کنیم، دو دنیای متفاوت را پشت اسم H-1B میبینیم. دنیای اول، غولهایی مثل مایکروسافت هستند که فارغالتحصیلان دانشگاههای آمریکا را با دستمزد بالا استخدام میکنند. دنیای دوم، شرکتهای برونسپاری هستند که نیرو را عمدتاً اجاره میدهند، مانند شرکت برق سدرن کالیفرنیا ادیسون.
به گزارش مؤسسه سیاست اقتصادی (EPI)، شرکت برونسپاریای که کار فناوری اطلاعات ادیسون را گرفت ، به کارمندان H-1B خودش ۳۶ تا ۴۱ درصد کمتر از کارمندان آمریکایی ادیسون میپرداخت. صحبتهای ونس درباره شکاف ۴۸ هزار دلاری هم دقیقاً به همین دنیای دوم مربوط میشود.
حالا اگر به فهرست پنجشنبه برگردیم، در مییابیم شش شرکت از هشت شرکت، از دنیای دوماند و دو شرکت دیگر، یعنی مایکروسافت و ادوبی، از دنیای اول. بخش بزرگی از هیاهو و اختلافنظرهای فعلی به این واقعیت برمیگردد که دولت آمریکا هر دو دنیا را با یک ترازو میسنجد.
شاید تناقض پنجشنبه، یعنی تعلیق صبح مایکروسافت و مدال عصر نادلا، دقیقترین تصویر سیاست مهاجرت امروز آمریکا باشد. دولت ترامپ به نوآوری شرکتهایی مثل مایکروسافت افتخار میکند، اما به افرادی که بخشی از همین نوآوری را میسازند، به دیده تردید مینگرد.
پاسخ این سؤال که آیا مهاجران و دانشجویان خارجی کار آمریکاییها را میگیرند یا نه، چندان ساده نیست. شواهد میگویند در بخش برونسپاری، نگرانی ونس پایه محکمی دارد؛ ولی در شرکتهایی که فارغالتحصیلان دانشگاههای آمریکا را با دستمزد بالا جذب میکنند، تصویر بهسمت دیدگاه مایکروسافت میچرخد.
برای دانشجوی خارجی که امروز در دانشگاهی در بوستون یا کالیفرنیا درس میخواند، تصمیمهای سیاستمداران به نگرانی مشخصی ختم میشوند. آیا او پس از فارغالتحصیلی هنوز میتواند در آمریکا کار پیدا کند و زندگیاش را در این کشور ادامه دهد؟ عبور از پلی که سالها از دانشگاه به بازار کار و از آنجا به اقامت دائم میرسید، احتمالاً هزینههای سنگینتری میطلبد و قیمت نهاییاش فعلاً در هالهای از ابهام قرار دارد.