پرش به محتوای اصلی

گسترش چتر هسته‌ای فرانسه برای برخی کشورهای اروپایی

دویچه‌وله فارسی۱۴۰۵ آبان ۴, دوشنبه، ساعت ۱۹:۱۱حدود 7 دقیقه مطالعه

در پی کاهش اعتماد به چتر حمایتی هسته‌ای آمریکا، ۱۰ کشور اروپایی همکاری با پاریس را در حوزه بازدارندگی آغاز کردند. این طرح از سوی امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، "بازدارندگی پیشرو" نامیده شده است.

فرانسه با همکاری متحدان اروپایی خود در حال تقویت و گسترش نقش خود به عنوان یک قدرت دارنده تسلیحات هسته‌ای است؛ تلاشی که با هدف افزایش بازدارندگی در برابر حملات احتمالی روسیه و هم‌زمان با کاهش اعتماد اروپا به تضمین‌های امنیتی آمریکا انجام می‌شود.

این طرح که از سوی امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، "بازدارندگی پیشرو" نامیده شده است، استقرار جنگنده‌های رافال فرانسه با قابلیت حمل تسلیحات هسته‌ای در سراسر اروپا و همچنین ایجاد زیرساخت‌های جدید، سامانه‌های ارتباطی، هشدار سریع و تبادل اطلاعات با این متحدان را پیش‌بینی می‌کند.

هدف نهایی این برنامه، ایجاد عدم قطعیت استراتژیک بیشتر برای ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه است؛ کسی که یکی از بزرگ‌ترین زردخانه‌های اتمی جهان را در اختیار دارد و از زمان تهاجم نظامی ارتش کشورش به اوکراین در سال ۲۰۲۲، بارها شبح جنگ هسته‌ای را به رخ کشیده است.

گزافیه شاتل، مشاور امور استراتژیک مکرون، اخیرا در کنفرانس امنیتی ورشو گفت: «این اقدام پیچیدگی تازه‌ای برای دشمن ایجاد می‌کند، زیرا لایه جدیدی پدید می‌آورد که روس‌ها مجبور به ارزیابی آن هستند.» او افزود این پروژه همچنین به فرانسه "گزینه‌های جدیدی برای پراکندگی و گسترش نیروهای هسته‌ای خود در صورت تصاعد و بحران هسته‌ای می‌بخشد."

از زمان اعلام نخستین مرحله این طرح توسط مکرون در ماه مارس، ۱۰ کشور اروپایی از جمله بریتانیا، آلمان، لهستان و کشورهای حوزه نوردیک با درجاتی متفاوت از مشارکت به این ابتکار عمل فرانسوی پیوسته‌اند. به گفته مقامات اروپایی، ساختار جدید ارتباطات امن، هشدار سریع و تبادل اطلاعات می‌تواند در صورت عدم حمایت آمریکا از متحدان ناتوی خود، به دفاع متعارف نیز کمک کند.

اسپن بارت ایده، وزیر امور خارجه نروژ گفت: «ما در دوره‌ای از نظر ژئوپلیتیکی بسیار پرتنش به سر می‌بریم و فرانسه از این ظرفیت استراتژیک برخوردار است.»

او تاکید کرد که طرح فرانسه "جایگزین هیچ‌ چیزی نمی‌شود، بلکه مکمل تضمین‌های هسته‌ای موجود از سوی چتر حمایتی ایالات متحده است."

دکترین هسته‌ای فرانسه استفاده از سلاح‌های اتمی را زمانی پیش‌بینی می‌کند که "منافع حیاتی" این کشور در خطر باشد. مکرون در سخنرانی ماه مارس خود هنگام اعلام این سیاست جدید، تصریح کرد که این منافع حیاتی به مرزهای فرانسه محدود نمی‌شود و ابعادی اروپایی دارد.

مکرون گفت: «آیا می‌توان تصور کرد بقای نزدیک‌ترین شرکای ما به خطر بیفتد، بدون اینکه منافع حیاتی ما تحت تاثیر قرار گیرد؟»

او همچنین اعلام کرد فرانسه که برآورد می‌شود حدود ۲۹۰ کلاهک هسته‌ای عملیاتی در اختیار دارد (بخش کوچکی در مقایسه با زردخانه‌های آمریکا یا روسیه )، برای نخستین بار پس از چند دهه، ساخت کلاهک‌های جدید را از سر خواهد گرفت و دیگر میزان ذخایر خود را علنی نخواهد کرد.

پاریس مرزهای جغرافیایی دقیق "منافع حیاتی" خود را تعمدا مبهم باقی گذاشته و هرگز تضمین صریحی به متحدان خود نداده است. اما کشورهایی که برای پیوستن به این باشگاه هسته‌ای دعوت شده‌اند، نشانه‌هایی از این محدوده ارائه می‌دهند.

در حال حاضر، این ۱۰ کشور عبارتند از: بریتانیا، آلمان، هلند، بلژیک، لهستان، یونان، فنلاند، نروژ، سوئد و دانمارک. سه کشور حوزه بالتیک که آسیب‌پذیرترین بخش در برابر روسیه محسوب می‌شوند، در این فهرست حضور ندارند. ایتالیا نیز پیوستن به این طرح را رد کرده است.

الکساندر اشتوب، رئیس‌جمهور فنلاند گفت: «ما هیچ برنامه‌ای برای مستقر کردن سلاح‌های هسته‌ای در خاک فنلاند در زمان صلح نداریم. اما برنامه‌هایی برای ایجاد یک معضل استراتژیک برای روسیه داریم. احساس کردیم برای امنیت ما مفید است که اطلاعات دریافت کنیم و در این روند مشارکت داشته باشیم. نمی‌دانیم این مسیر به کجا ختم می‌شود، این احتمالا یک روند ۱۰ تا ۱۵ ساله است.»

فرانسه در دهه ۱۹۶۰ و در دوران ریاست‌جمهوری شارل دوگل، نیروهای هسته‌ای کاملا مستقل خود را خارج از ساختار پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) توسعه داد. این کشور در "گروه برنامه‌ریزی هسته‌ای ناتو" که آمریکا، بریتانیا (دیگر قدرت هسته‌ای اروپا) و سایر اعضای ائتلاف را گرد هم می‌آورد، شرکت نمی‌کند.

ایالات متحده برنامه مشترک هسته‌ای مجزایی با چند کشور اروپایی دارد که شامل استقرار تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی بر روی هواپیماهای متحدان است؛ تسلیحاتی که هرگونه استفاده از آن‌ها نیازمند مجوز دوگانه از سوی کشور متحد و واشنگتن است. در مقابل، بازدارندگی هسته‌ای بریتانیا برخلاف فرانسه به پلتفرم‌های ساخت آمریکا متکی است و تحت فرماندهی ناتو قرار دارد.

تردید درباره اینکه آیا آمریکا حاضر است به خاطر یک متحد وارد جنگ هسته‌ای شود، موضوع جدیدی نیست. این تردیدها علت اصلی تلاش دوگل برای دستیابی به بازدارندگی مستقل بود؛ او پس از آنکه در سال ۱۹۶۱ از جان اف. کندی پرسید آیا حاضر است نیویورک را فدای پاریس کند و پاسخی دریافت نکرد، این مسیر را در پیش گرفت. اما این تردیدها اکنون و پس از آنکه دونالد ترامپ رویکرد نزدیکی به روسیه‌ پوتین اتخاذ کرده، معاملات انرژی امضا نموده و اوکراین را تحت فشار قرار داده، بسیار پررنگ‌تر شده است.

مقامات فرانسوی استدلال می‌کنند که بازدارندگی فرانسه باورپذیرتر است، زیرا امنیت متحدان اروپایی برای پاریس اهمیت بسیار مستقیم‌تری نسبت به واشنگتن دارد.

گزافیه شاتل، مشاور مکرون در کنفرانس امنیتی ورشو گفت: «یک تفاوت میان فرانسه و ایالات متحده وجود دارد؛ ما جغرافیای مشترکی داریم، بخش جدایی‌ناپذیر یک قاره هستیم و پیوستگی اقتصادی و جامعه‌شناختی بالایی با همسایگان خود در معنای وسیع کلمه داریم.»

البته این به معنای مشارکت همسایگان فرانسه در فرآیند تصمیم‌گیری نیست. یکی از وزرای دولت‌های اروپاییِ درگیر در این پروژه به کنایه گفت: «فرانسوی‌ها فقط به اندازه‌ای به ما اجازه مشارکت در بازدارندگی هسته‌ای‌شان را می‌دهند که آمریکایی‌ها می‌دهند.»

حفظ کنترل کامل فرانسه بر نیروی هسته‌ای، بخشی از یک تلاش آگاهانه برای پذیرفتنی کردن استراتژی "بازدارندگی پیشرو" در میان تمام طیف‌های سیاسی این کشور است؛ از جمله برای حزب راست‌گرای افراطی "تجمع ملی" به رهبری مارین لوپن که طبق نظرسنجی‌ها، در رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری بهار آینده پیشتاز است.

حزب لوپن به طور تلویحی ابتکار عمل "بازدارندگی پیشرو" را تایید کرده است. اما برخی تحلیلگران هشدار می‌دهند که ریاست‌ جمهوری لوپن به دلیل روابط گرم گذشته او با پوتین و شکاکیت عمومی حزبش به تعهدات اروپایی، احتمالا جذابیت این طرح را در اروپا تضعیف خواهد کرد.

برونو ترتره، متخصص سیاست‌های هسته‌ای و معاون بنیاد تحقیقات استراتژیک در پاریس می‌گوید: «مشکل این است که یک رئیس‌جمهور از حزب تجمع ملی به معنای از دست رفتن اعتبار در هر دو بخش خواهد بود: هم بازدارندگی در برابر روسیه و هم اطمینان‌بخشی به متحدان.»

یکی از مقامات ارشد دفاعی در یک کشور شریک نیز با این نظر موافق بود و گفت که در صورت به قدرت رسیدن لوپن، هدف، تمرکز و دامنه این شراکت با فرانسه تحت ارزیابی و بررسی مجدد قرار خواهد گرفت هم در پاریس و هم در میان متحدان.

در حال حاضر، فرانسه ۱۰ گروه هدایت مجزا با شرکای "بازدارندگی پیشرو" تشکیل داده و مذاکرات را به صورت دوجانبه پیش می‌برد، به جای اینکه همه آن‌ها را در یک باشگاه هسته‌ای واحد جمع کند. به گفته مقامات ارشد دفاعی، این امر در عمل بدین معناست که مقامات دفاعی در کشورهای شریک اروپایی مدام با یکدیگر تماس می‌گیرند تا اطلاعاتی را که فرانسه به آن‌ها داده با هم مقایسه کنند.

در حالی که ایالات متحده زردخانه هسته‌ای استراتژیک بسیار بزرگ‌تری دارد، باور موجود در پاریس و بسیاری از پایتخت‌های اروپایی این است که ظرفیت‌های استراتژیک آمریکا صرفا برای حفاظت از خاک خود آمریکا ردر نظر گرفته شده است و چتر واقعی هسته‌ای برای اروپا در بهترین حالت تنها شامل بمب‌های موجود در برنامه اشتراک هسته‌ای ناتو می‌شود. آمریکا تعمدا درباره نحوه پاسخگویی خود ابهام ایجاد می‌کند.

بمب‌های جاذبه‌ای B-61 که در دهه ۱۹۶۰ برای متوقف کردن لشکرکشی تانک‌های شوروی از آلمان شرقی طراحی شده بودند، در یک جنگ مدرن به شدت ناکارآمد شده‌اند و با توجه به پیشرفت‌های پدافند هوایی روسیه، تهدید محدودی برای خاک این کشور ایجاد می‌کنند.

در مقابل، به گفته مقامات نظامی و تحلیلگران، موشک‌های کروز اتمی ASMP-A فرانسه که بر روی جنگنده‌های رافال نصب می‌شوند، برای هدف قرار دادن شهرهای اصلی روسیه طراحی شده‌اند و شانس بالایی برای رسیدن به اهداف خود دارند؛ موضوعی که سطح کاملا متفاوتی از بازدارندگی را ایجاد می‌کند.

خواندن متن کامل در دویچه‌وله فارسیبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار جهان