۱۴ مهر؛ از کشف یک جهان دور تا تولد اینستاگرام
سالها پیش لرزش یک ستاره، صدای ناگهانی پردهی سینما و اپلیکیشنی کوچک، مسیر علم و فرهنگ را عوض کردند.
سالها پیش لرزش یک ستاره، صدای ناگهانی پردهی سینما و اپلیکیشنی کوچک، مسیر علم و فرهنگ را عوض کردند.
گاهی یک تغییر کوچک کافی است تا نظمی قدیمی فروبریزد. چند متر جابهجایی در سرعت یک ستاره، چند جملهی ضبطشده روی پرده و برنامهای ساده برای انتشار عکس، هرکدام دری تازه باز کردند.
داستانهای امروز از رصدخانه و سکوی پرتاب تا سالن سینما و کارگاه اختراع امتداد دارند؛ پنج لحظه که اثرشان هنوز در تلفنها، شبکههای برق و نگاه ما به آسمان دیده میشود.
کوین سیستروم و مایک کریگر پشت رایانههایشان با موجی روبهرو شدند که انتظارش را نداشتند. اینستاگرام در آغاز فقط برای آیفون منتشر شد و بر عکسهای مربعی، فیلترهای تصویری و یک جریان سادهی دنبالکردن تمرکز داشت. حدود ۲۵ هزار نفر همان روز نخست ثبتنام کردند و فشار کاربران، دو بنیانگذار را تا صبح درگیر سرورها نگه داشت.
سادگی یک اپلیکیشن، زبان بصری اینترنت را دگرگون کرد
شانزده سال پیش، سادگی برگ برنده بود. سیستروم و کریگر امکانات پراکندهی نمونهی اولیهی Burbn را کنار گذاشتند و همان قابلیتی را نگه داشتند که کاربران بیشتر دوست داشتند؛ اشتراکگذاری عکس. تصمیمی کوچک، زبان بصری اینترنت را تغییر داد و عکاسی از غذا، سفر و لحظههای شخصی را به رفتاری روزمره بدل کرد. اینستاگرام بعدها از آلبوم عکس فراتر رفت و به بازار تبلیغات، رسانه و اقتصاد سازندگان محتوا راه یافت.
خود سیاره در تلسکوپ دیده نمیشد؛ ستاره بود که راز همراه پنهانش را فاش کرد. میشل مایور و دیدیه کلو تغییرهای منظم سرعت شعاعی ستارهی ۵۱ پگاسی را اندازه گرفتند. کشش گرانشی 51 Pegasi b ستاره را اندکی به سوی زمین و سپس دور از آن میبرد و همین لرزش ظریف، وجود جهانی ناشناخته را آشکار ساخت.
سیویک سال پیش، منظومهای پیدا شد که با تصویر رایج اخترشناسان جور درنمیآمد. غولی گازی با حدود نصف جرم مشتری، تنها نزدیک به ۰٫۰۵ واحد نجومی با ستارهاش فاصله داشت و مدارش را در کمی بیش از ۴ روز کامل میکرد. چنین همسایگی سوزانی مفهوم «مشتری داغ» را به مرکز بحثهای اخترشناسی آورد.
کشف نخستین سیارهی تاییدشده پیرامون ستارهای خورشیدمانند، جستوجوی جهانهای فراخورشیدی را از حاشیه به یکی از میدانهای اصلی اخترشناسی برد. مایور و کلو ۲۴ سال بعد بخشی از جایزهی نوبل فیزیک ۲۰۱۹ را برای همین دستاورد گرفتند؛ لرزش کوچک یک ستاره، راه کشف هزاران جهان دیگر را گشود.
رسیدن به بالای قطبهای خورشید با پرتاب مستقیم شدنی نبود. مهندسان ناسا و آژانس فضایی اروپا راهی بلندتر اما هوشمندانهتر انتخاب کردند. کاوشگر ۳۷۱ کیلوگرمی اولیس (Ulysses) در محفظهی شاتل دیسکاوری از سکوی 39B برخاست و موتورهای بالایی آن را با سرعتی بیسابقه برای یک جسم ساخت بشر به سوی مشتری فرستادند.
۳۶ سال پیش، مقصد ظاهری با هدف اصلی فرق داشت. اولیس در ۱۹۹۲ از گرانش مشتری کمک گرفت تا از صفحهای خارج شود که بیشتر سیارهها در آن میگردند. مسیر تازه اجازه داد فضاپیما از فراز نواحی قطبی خورشید عبور کند؛ زاویهای که زمین و کاوشگرهای معمولی به آن دسترسی نداشتند.
ماموریتی که برای ۵ سال طراحی شده بود، بیش از ۱۸ سال دوام آورد و نزدیک به ۳ گردش خورشیدی انجام داد. دادههای اولیس از کاهش باد خورشیدی، میدان مغناطیسی قطبی ضعیفتر از انتظار و وارونگی تقریبا ۱۱سالهی میدان خورشید خبر دادند. میراثش نشان میدهد گاهی مسیر علمی درست، از جهتی آغاز میشود که ظاهرا مقصد نیست.
تماشاگران هنوز بیشتر فیلمی صامت میدیدند که موسیقی ضبطشده همراهیاش میکرد. ناگهان صدای ال جولسن با حرکت لبهایش هماهنگ شد و چند جمله بر پرده طنین انداخت. فیلم The Jazz Singer ساختهی آلن کراسلند ، کاملا ناطق نبود؛ همین لحظههای محدود برای برهمزدن قواعد صنعت کفایت کرد.
چند جملهی همزمان، صنعتی خاموش را وادار به تغییر کرد
نودونه سال پیش، سامانهی ویتافون صدا را روی صفحههایی جداگانه ثبت و با تصویر همزمان میکرد. شرکت وارنر برادرز حدود ۴۲۲ هزار دلار برای فیلم هزینه کردند و درآمد اجارهی جهانی آن به حدود ۲٫۶ میلیون دلار رسید. موفقیت تجاری، استودیوها و سالنداران را واداشت برای میکروفن، ضبط صدا و تجهیزات پخش تازه سرمایهگذاری کنند.
مهاجرت به سینمای ناطق تنها افزودن صدا نبود. شیوهی بازی، فیلمبرداری، تدوین و حتی سرنوشت بازیگرانی که صدای مناسبی نداشتند دگرگون شد. «خوانندهی جاز (The Jazz Singer)» با وجود ساختار نیمهصامتش، ثابت کرد تماشاگر برای شنیدن صدا آماده است و رقبا دیگر نمیتوانند سکوت را انتخابی کمخطر بدانند.
جورج وستینگهاوس از کارگاه ماشینآلات کشاورزی پدرش شروع کرد و نخستین حق اختراعش را در ۱۹سالگی گرفت. هشتمین فرزند خانوادهای ۱۰نفره، مسئلههایی را میدید که صنعت هنوز به آنها عادت کرده بود. خطر توقف نامطمئن قطارهای طولانی یکی از همان مسئلهها بود و ترمز بادی ثبتشدهی او در ۱۸۶۹ پاسخی عملی به شمار میرفت.
صدوهشتاد سال از تولد صنعتگری میگذرد که نوآوری را به ساخت محصول محدود نکرد. وستینگهاوس برای تولید، استانداردسازی و فروش اختراعها سازمان میساخت و در طول زندگی با بیش از ۶۰ مجموعهی تجاری پیوند داشت. ۳۶۱ حق اختراع نیز به نام او یا در مالکیتش ثبت شد.
بزرگترین میدان فعالیتش برق بود. وستینگهاوس با خرید و پشتیبانی از حق اختراعهای سامانهی چندفازی جریان متناوب نیکولا تسلا ، انتقال اقتصادی برق در مسافتهای طولانی را جلو برد. رد همان الگوی نوآوری هنوز در فناوری امروز دیده میشود؛ مخترع، سرمایهگذار و شبکهی تولید باید کنار هم قرار گیرند تا یک ایده به زیرساخت تبدیل شود.