۱۷ مهر؛ از خرید یوتیوب به دست گوگل تا ظهور MRI
سالها پیش در چنین روزی، گوگل روی آیندهی یوتیوب شرط بست، نور ستارهای مرده به زمین رسید و یک سیم تلگرافی فاصلهی دو شهر را شکست.
سالها پیش در چنین روزی، گوگل روی آیندهی یوتیوب شرط بست، نور ستارهای مرده به زمین رسید و یک سیم تلگرافی فاصلهی دو شهر را شکست.
بعضی جهشهای بزرگ با ابزاری ساده آغاز میشوند، از بلوری زیر پرتو ایکس و سیمی میان دو شهر گرفته تا دوربینهای آماتوری کنار زمین فوتبال. ارزش واقعی هرکدام را سالها بعد میتوان دید.
روایتهای پیش رو میان آزمایشگاه، آسمان و سیلیکونولی حرکت میکنند. نقطهی مشترکشان لحظهای است که یک مشاهده یا تصمیم جسورانه، راهی بسیار طولانیتر از انتظار نخستین سازندگانش پیمود.
همکاران ماکس فون لائوه (Max von Laue) چندان مطمئن نبودند که طرح او در آزمایشگاه جواب بدهد. فیزیکدان آلمانی که ۱۴۷ سال پیش در فافندورف نزدیک کوبلنتس زاده شد، حدس زده بود فاصلهی منظم اتمها در بلور میتواند برای پرتو ایکس همان نقشی را بازی کند که شیارهای یک توری برای نور مرئی دارند.
والتر فریدریش و پاول کنیپینگ پس از چند تلاش ناموفق، الگوی پراش را در سال ۱۹۱۲ ثبت کردند. نتیجه هم ماهیت موجی و الکترومغناطیسی پرتو ایکس را تأیید کرد و هم جایزهی نوبل فیزیک ۱۹۱۴ را برای لائوه به ارمغان آورد. همان ایدهی ساده بعدها به روشی برای آشکارکردن ساختار بلورها، مواد، داروها و مولکولهای زیستی بدل شد.
مشاور مدرسه به پیتر منسفیلد نوجوان گفته بود علم انتخاب مناسبی برای او نیست. ۹۳ سال پس از تولدش در لمبث لندن، میراث او به نام MRI در اتاقهای تصویربرداری بیمارستانها دیده میشود. منسفیلد نشان داد چگونه سیگنالهای تشدید مغناطیسی را سریع تحلیل کنند و از آنها تصویری کاربردی بسازند.
کسی که برای علم مناسب دانسته نمیشد، پزشکی را صاحب چشم تازهای کرد
روش تصویربرداری مسطح پژواکی یا EPI ثبت یک تصویر دوبعدی را در برداشتی حدود ۶۴ تا ۱۲۸ میلیثانیهای ممکن کرد. سرعت بالاتر برای دیدن اندامهای متحرک و بررسی فعالیت مغز اهمیت داشت. جایزهی نوبل فیزیولوژی یا پزشکی ۲۰۰۳ میان منسفیلد و پل لاتربور تقسیم شد؛ دو پژوهشگری که پدیدهای در قلمرو فیزیک را به روشی غیرتهاجمی برای تشخیص بیماری، برنامهریزی جراحی و پایش درمان رساندند.
رصدگران ایتالیایی نقطهای درخشان را در صورت فلکی مارافسای دیدند که پیشتر آنجا نبود. نور پدیدهای که امروزه ابرنواختر کپلر یا SN 1604 نامیده میشود، احتمالا نزدیک به ۲۰ هزار سال در فضا سفر کرده بود. انفجار واقعی بسیار پیشتر رخ داده بود، اما پیامش ۴۲۲ سال پیش به چشم انسان رسید.
یوهانس کپلر از ۱۷ اکتبر رصدها را در پراگ آغاز و بیش از یک سال تغییر روشنایی جرم را ثبت کرد. درخشش ظاهری ابرنواختر به قدر منفی ۲٫۵ رسید و حدود ۳ هفته حتی در روز دیده میشد. تازهترین ابرنواختر راه شیری که رؤیتش با چشم غیرمسلح بهطور قطعی ثبت شده، امروز دیگر نقطهای خیرهکننده نیست؛ تلسکوپهای فضایی بقایای پراکندهی آن را در طول موجهای گوناگون میکاوند.
یک سیم تلگرافی نزدیک به ۳٫۲ کیلومتر، بوستون را به کمبریجپورت وصل میکرد؛ اما صدایی که از آن گذشت، کاربردی فراتر از تلگراف را نوید داد. الکساندر گراهام بل و توماس واتسون ۱۵۰ سال پیش نخستین مکالمهی تلفنی دوسویه میان دو شهر را با دستگاههایی انجام دادند که هرکدام هم فرستنده بودند و هم گیرنده.
یک سیم ۳٫۲ کیلومتری، گفتوگوی انسانی را از قید مکان رها کرد
گفتوگوی آزمایشی نزدیک به ۳ ساعت ادامه یافت و نشان داد تلفن از اتاق آزمایش بیرون آمده است. بل تنها ۷ ماه قبل نخستین جملهی قابلفهم تلفنی را در فاصلهای کوتاه به واتسون رسانده بود.
آزمایش تازه مسئلهی مهمتری را حل کرد؛ دو نفر میتوانستند از فاصلهی چند کیلومتری آزادانه پاسخ یکدیگر را بدهند. شبکههای صوتی سراسری و ارتباطات امروزی دنبالهی فنی همان مسیرند.
دوربینهای تماشاگران مسابقات فوتبال ناگهان از زمین جدا شدند و آذرگویی سبزرنگ را دنبال کردند. عبور شهابوارهی پیکسکیل در ۱۶ ویدئوی مستقل ثبت شد؛ مجموعهای کمسابقه که مسیر، سرعت و تکهتکهشدن جرم را پیش از رسیدن به زمین بازسازیپذیر کرد. آذرگوی درخشان حدود ۴۰ ثانیه بر فراز چند ایالت آمریکا دیده شد.
پایان سفر بهاندازهی مسیرش تماشایی بود. ۳۴ سال پیش، قطعهای حدود ۱۲٫۴ کیلوگرمی صندوق عقب شورولت مالیبو مدل ۱۹۸۰ را در پیکسکیل نیویورک شکافت و زیر خودرو گودالی کوچک ساخت. ویدئوهای آماتوری از یک حادثهی عجیب، دادهی علمی ساختند و خودروی آسیبدیده نیز اوراق نشد؛ همراه با فرورفتگی مشهورش به اثری نمایشگاهی و یکی از شناختهشدهترین یادگارهای برخورد شهابسنگ با ساختهی بشر تبدیل شد.
یوتیوب تنها حدود یک سال عمر داشت و هنوز مدل درآمدی روشنی پیش رویش نبود؛ اما روزانه بیش از ۱۰۰ میلیون بازدید میگرفت و کاربرانش ۶۵ هزار ویدئوی تازه بارگذاری میکردند. گوگل ۲۰ سال پیش پذیرفت یوتیوب را با معاملهای به ارزش ۱٫۶۵ میلیارد دلار بخرد؛ عددی جسورانه برای سرویسی چنین نوپا.
چاد هرلی ، استیو چن و جاوید کریم یوتیوب را در سال ۲۰۰۵ راه انداخته بودند. گوگل پس از نهاییشدن معامله در سال ۲۰۰۶، نام تجاری و فعالیت مستقل سرویس را حفظ کرد. تصمیمی که در زمان اعلام پرریسک به نظر میرسید، ویدئوی آنلاین را به یکی از ستونهای اینترنت تبدیل کرد و بازار تبلیغات، رسانه و معیشت تولیدکنندگان محتوا را تغییر داد.