5 اعتراف گزنده امیر؛ قلعهنویی صندلیاش را لرزاند!
امیر قلعهنویی دلایلی برای بازسازی تیم ملی برشمرده که دست بر قضا تبدیل به دلایلی برای جایگزینیاش شده است.
به گزارش فوتبال 360، بیانیه بالابلند امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی، که در قالب مصاحبه فرمایشی با سایت فدراسیون فوتبال ایران انجام شده، نکات درخوری به همراه دارد. قلعهنویی که با توجه به شکست و نمایش ضعیف تیم ملی در 2 بازی تدارکاتی اخیر مقابل ازبکستان و روسیه حسابی مورد انتقاد قرار گرفته، دم از بازسازی دوباره تیم ملی زده و خواسته تا مردم فرصت مجددی به او دهند تا این تیم را بسازد. نکتهای که شاید قلعهنویی از آن غافل بوده این است که اگر قرار باشد فرصتی دوباره داده شود، چرا به سرمربی دیگری، حتی به طور موقت، داده نشود؟ شاید تصور شود در این بازه زمانی کم، مربی جدید فرصتی برای ایجاد تحول در تیم ملی نخواهد داشت؛ با این وجود جالب است که 5 اعتراف امیر قلعهنویی در مسیر بازسازی تیم ملی، همان دلایلی است که باعث شده انتخاب احتمالی جایگزین برایش منطقی باشد.
اولین بخش مربوط به زمان است؛ آیا 4 ماه برای بازسازی تیم ملی با سرمربی جدید، زمان کمی است؟ روی کاغذ، بله؛ اما قلعهنویی اعتراف میکند که زمان لازم برای اصلاحات وجود دارد. او میگوید: «ما برای جام ملتهای آسیا فرصت داریم و همین فرصت باید تبدیل به یک امتیاز شود. قرار نیست اشتباهات امروز را تا روز مسابقات رسمی با خودمان حمل کنیم. اعتقاد دارم تیمی که قرار است در جام ملتها برای قهرمانی بجنگد، باید از دل همین روزهای سخت ساخته شود. برنامهریزیمان را دوباره مرور میکنیم، نقاط ضعف را اصلاح میکنیم و اگر لازم باشد در ساختار فنی و انتخاب نفرات تغییراتی ایجاد خواهیم کرد. هدف من روشن است؛ میخواهم تیم ملی را دوباره بسازم، حتی بهتر از قبل، تا در جام ملتهای آسیا تیمی ببینیم که در شأن فوتبال ایران و در سطح درخشش و موفقیت باشد.»
پرسش اصلی در این بخش اینکه وقتی در این 4 ماه قلعهنویی قرار است برنامهریزی را «دوباره» مرور کند، نقاط ضعف را اصلاح کند، ساختار فنی را به هم بریزد و تیم را دوباره بسازد؛ چه نیازی به حضور او است. هر فرد دیگری هم که زمام امور فنی را به دست بگیرد، توان انجام چنین کاری را خواهد داشت.
زمان تنها مسئلهای نیست که مانعی برای تغییر شود؛ چراکه شاید تاکتیک و انسجام تیمی هم در این مدت به سختی قابل تغییر باشد. جالب آنکه قلعهنویی چنین موردی را هم ممکن میداند. او میگوید: «من اگر بگویم همهچیز خوب بوده، خودم را فریب دادهام. باید بپذیریم که در بعضی مسائل فنی، انسجام تیمی و تصمیمگیریها نیاز به اصلاح داریم.»
ایجاد اصلاحات همان موضوعی است که منتقدان تیم ملی 4 سال جار میزنند ولی به جای شنیده شدن، با لجبازی سرمربی همراه شدهاند. پرسش مطرح شده در این زمینه اینکه قلعهنویی 4 سال زمان داشته و اصلاحاتی به وجود نیاورده؛ چطور میخواهد در عرض 4 ماه چنین کند؟ پس، اگر او مدعی است توانایی انجامش را دارد، هر سرمربی دیگری هم میتواند.
بیشترین چالشی که امیر قلعهنویی برای فوتبال ایران به بار آورده، پشت کردن به جوانان است. او بارها وعده جوانگرایی داده و یا اینکه بدون دانستن معنی واقعی آن، از تغییرنسل، حرف زده است. هیچکدام را در این 4 سال انجام نداده. اکنون که شرایط علیهاش شده، یکبار دیگر وعده جوانگرایی و تغییرنسل داده است. «برنامه را دوباره بررسی میکنیم؛ هم از نظر انتخاب بازیکنان، هم از نظر تاکتیک، هم از نظر آمادهسازی و هم از نظر ایجاد هماهنگی بین نسلهای مختلف. به جوانها فرصت میدهیم، اما فرصت دادن باید همراه با مسئولیت و رشد باشد. از بازیکنان باتجربه هم استفاده میکنیم، اما ملاک اصلی آمادگی و نیاز تیم خواهد بود. ما باید یک تیم متوازن داشته باشیم؛ تیمی که هم تجربه داشته باشد، هم انرژی، هم کیفیت فنی و هم شخصیت رقابتی. »
پرسش اینجاست که در فاصله 4 ماه مانده تا جام ملتهای آسیا، جوانانی که هرگز فرصتی برای رسیدن به تیم ملی در عصر قلعهنویی دست نیافتند، چطور قرار است به ترکیب اضافه شوند؟ اگر قرار به پوستاندازی باشد، چه نیازی به امیر قلعهنویی و وعدههای بدون ضمانتش؟ چرا پوستاندازی از همین نیمکت تیم ملی استارت نخورد؟
مباحث فنی و میانگین سنی، تنها موضوعاتی نیست که قلعهنویی را به گوشه رینگ برده. او به تازگی اعتراف کرده تیمش به لحاظ بدنی هم مشکل دارد. یعنی نه تنها به لحاظ فنی و پویایی، بلکه به لحاظ بدنی و فعالیتهای پرفشار هم نیاز به ایجاد اصلاحات است. این موضوع اعتراف به شکستی دیگر در این زمینه است. امیر قلعهنویی میگوید: «باید از همین امروز برنامه آمادهسازی را طوری طراحی کنیم که تیم ملی در آستانه جام ملتهای آسیا دوباره به سطحی برسد که از نظر شدت، سرعت و تکرار فعالیتهای پرفشار، توان رقابت با بهترین تیمهای آسیا را داشته باشد. مسئولیت این برنامهریزی با من و کادر فنی است.»
وقتی قرار باشد در این بازه زمانی همه چیز از صفر در این زمینه آغاز شود، خب چه اصراری به فرصت دادن دوباره به امیر قلعهنویی؟
این یکی آخرین گزندی است که امیر به خودش رسانده؛ یک اعتراف احتمالا از سرناچاری که هرچه در این مدت انجام داده، اشتباه بوده است. «از مردم میخواهم یک فرصت بدهند تا این تیم را دوباره بسازیم. من روزهای تلخ فوتبال را دیدهام و میدانم چطور باید از آنها عبور کرد. این بار هم مسئولیت را میپذیرم، اشتباهات را اصلاح میکنم و با تمام توان برای ساختن تیمی تلاش خواهم کرد که در جام ملتهای آسیا نماینده شایسته فوتبال ایران باشد. قرار نیست شکستهای امروز پایان راه باشند؛ قرار است نقطه شروع یک بازسازی جدی باشند.»
واقعا چرا باید این تیم دوباره به امیر قلعهنویی سپرده شود؛ او معترف به اشتباهاتش شده، وعده اصلاح آنها را داده تا تیمی جدید و بازسازی شده را تحویل بدهد. چه دلیلی دارد این فرصت به مردی داده شود که 4 سال پراشتباه داشته و تازه یادش افتاده تا آنها را اصلاح کند؟