50 آهنگی که آمریکا را توضیح می دهد
من اینجا نبودم – در آمریکا، یا در داخل سیستم عصبیام آنطور که در حال حاضر تشکیل شده است – بدون موسیقی آمریکایی. این اغراق نیست. به عنوان یک نوجوان انگلیسی متالهد، شیفته پانک راک و کنجکاوی هیپ هاپ، ذهنم را به سمت آمریکا فرافکنی کردم. موسیقی مرا احضار کرد: نمیتوانستم صبر کنم تا در کنارش باشم. در اولین سفرم به نیویورک، 18 ساله، کاست (کاست!) رادیو LL Cool J و Metallica را خریدم…
من اینجا نبودم – در آمریکا، یا در داخل سیستم عصبیام آنطور که در حال حاضر تشکیل شده است – بدون موسیقی آمریکایی.
این اغراق نیست. به عنوان یک نوجوان انگلیسی متالهد، شیفته پانک راک و کنجکاوی هیپ هاپ، ذهنم را به سمت آمریکا فرافکنی کردم. موسیقی مرا احضار کرد: نمیتوانستم صبر کنم تا در کنارش باشم. در اولین سفرم به نیویورک، 18 ساله، کاست (کاست!) رادیو LL Cool J و Master of Puppets متالیکا را خریدم. با نگه داشتن آنها در دستانم، احساس کردم برخی باینری های ضروری تحت تأثیر قرار گرفته اند. ضربهای یدکی بزرگ اینجا، گیتارها را آنجا پودر میکنند: آیا ماهیت دوگانه واقعیت خودش را نشان داده بود؟
من گروههای موسیقی را تعقیب کردم، صداها را از شهر به شهر تعقیب کردم: نیواورلئان، سانفرانسیسکو، دی سی، بوستون. این یک جستجو بود. موسیقی آمریکایی مرا برانگیخت و عمیق تر کرد. گاهی اوقات فکر میکردم که آیا من یک خود آمریکایی دارم: بلندتر، شجاعتر، متعهدتر به تکامل خودش از خودم انگلیسی بدبو. من اکنون 30 سال است که اینجا زندگی می کنم و هنوز در مورد آن فکر می کنم. همانقدر که این کشور میتواند اسرارآمیز باشد، همانقدر رحمتانگیز و بیرحمانه، موسیقی آمریکایی به من در درک آن کمک کرده است.
اما درک وجود دارد، و سپس درک آنچه شما میفهمید وجود دارد. نوشتن همیشه راه من برای آوردن ایده ها و تصاویر غرق در نور روز بوده است. از این رو این لیست. پنجاه بار، به 50 روش مختلف، می پرسم: این آهنگ در مورد این کشور به من چه می آموزد؟ آمریکای این آهنگ چیست؟ گاهی اوقات درست همان جاست؛ گاهی اوقات رسیدن به آن سخت تر است ضربه بزنید یا از دست بدهید، امید من این است که دیدگاه یک مهاجر جالب باشد.
حالا پس از آن: یکی دو چیز که این لیست نیست.
اول: متعارف نیست. هیچ ادعایی مبنی بر قطعی بودن یا ایجاد یا تحکیم هر نوع ارتدوکسی قدردانی ندارد. هیچ کس نباید از ظاهر نشدن آهنگ های بروس اسپرینگستین یا تیلور سویفت یا هنک ویلیامز یا نینا سیمون یا پرینس خشمگین شود. چرا هیپ هاپ بیشتر نیست؟ کل این لیست می توانست هیپ هاپ باشد.
دوم: بازنمایی نیست. هیچ تلاشی در این لیست برای گنجاندن هر سبک از موسیقی آمریکایی یا ارائه خدمات به هر نوع از طرفداران موسیقی آمریکایی انجام نشده است. آیا به نظر می رسد لیستی است که توسط یک مرد سفیدپوست گیتارگرا در اواخر دهه 50 زندگی اش تهیه شده است، یک مرد انگلیسی با شنوایی گسترده و سلیقه نسبتا کاتولیک که قبلا به تماشای Butthole Surfers می رفت؟ مطمئنا این کار را می کند. زیرا دقیقا همین است.
بنابراین هیچ چیز برنامه ای در مورد این لیست وجود ندارد. روند انتخاب شهودی بود: آهنگها بر این اساس انتخاب میشدند که آنها چیزی را به من میگفتند، به صورت صوتی یا غزلی یا احساسی یا ارتعاشی، درباره آمریکا و ایده آمریکا - حتی اگر، بهویژه، من هنوز نمیدانستم آن چیزی چیست. و هیچ کمبودی در این آهنگ ها وجود ندارد. در روزی دیگر، می توانستم 50 عدد متفاوت را انتخاب کنم.
اما یک ایده بزرگ در اینجا وجود دارد. پیشنهادی که فهرست را به پیش می برد این است: بزرگترین ترانه سرایی آمریکایی همیشه از ناخودآگاه ملی پخش شده است. چیزهایی که فراموش شده، یا دفن شده اند، یا هنوز قابل گفتن نیستند، یا فقط در موسیقی قابل گفتن هستند. آنها بیرون هستند تا من را بیاورند! / میگیرند! اکسل رز می گوید: من بی گناهم لعنتی. آیا تا به حال مانند یک کیسه پلاستیکی احساس می کنید / در باد می چرخید و می خواهید دوباره شروع کنید؟ کیتی پری می گوید. کشیش T. L. Barrett می گوید، می دانم که می توانیم آن را تحمل کنیم / می دانم که می توانیم آن را تکان دهیم.
این آهنگ ها بی حسی روزمرگی را سوراخ می کند. خواب روح را می شکافند اتو می کنند و به خطر می اندازند و تقدیس می کنند و تعالی می بخشند. این 50 آهنگ است که آمریکا را برای من توضیح می دهد. آیا آنها آمریکا را برای شما توضیح می دهند؟ ببینیم
عشق
دو بلیط بهشت
ادی مانی
من فورا با قرقرههای لوکس گیتار پس از استیلی دن حرکت میکنم، با طرحی از بونگوهای تعطیلات. تعطیلات! فرار! اما این آهنگی درباره بهشت نیست - بدون پینا کولادا، بدون غروب پورنو. این آهنگی است درباره اشتیاق: آرزوی بیرون رفتن، تغییر زندگی، بودن در جایی یا شخص دیگری. که نوعی اشتیاق بسیار آمریکایی است. این چراغ سبز گتسبی است: وعده تعقیب شده، آینده شتابزده.
اشتیاق در صدای ادی مانی است، با سینههای پرمو، دل شکسته، با یک کلوپ شبانه دوستداشتنی، صدایی در دهه 70 که تقریبا میتوانست صدای دهه 50 باشد، تستوسترون در لباس. و در ساخت آهنگ موجود است. پیشخوان شناور - خیلی انتظار کشیدیم ... ما خیلی منتظر بودیم - عالی است، یک همزمانی حس و صدا شبیه مک کارتنی. و خود گروه کر، عیسی - بسیار زیاد است، یک شتاب کوانتومی. سه آکورد فوقالعاده و بیمعنی: این دو عاشق ممکن است به باهاما بروند یا در حال ولگردی و جنایت پایان جهان باشند. چمدان های خود را ببندید / امشب می رویم.
به هر طریقی، آنها از انقباض می گریزند - که سیاسی است، وجودی. به هر طریقی، آنها از خود فرار می کنند.
ما عشق را پیدا کردیم
ریحانا
موسیقی Rave چیزی نیست. یا بهتر است بگوییم، چیزی جز موسیقی تند نیست. اما اینجا یک آهنگ، یا جوانه یک آهنگ است - آهنگی فضایی، شاعرانه، و رویایی نومیدانه - در یک آهنگ هیجان انگیز جاسازی شده است. چیزی معنادار به ظرافت در درون کسانی که از سرخوشی استاندارد شده اند زنده است. آهنگی که توسط یک دی جی اسکاتلندی نوشته و تهیه شده است و توسط یک ستاره پاپ متولد باربادوس اجرا شده است—آنچه آمریکایی در مورد این آهنگ است، اشتیاق مورد استقبال قرار گرفت: 10 هفته در شماره 1. ما عشق را در مکانی ناامید یافتیم.
آیا عشق مشروط به بی امیدی، پوچی است؟ عشق از هیچ، مانند یک عجله مواد مخدر؟ آمریکا، چقدر پیچیده هستی، که این هوس را از خود دور کنی و با آن برقصی.
فقیر بیچاره من رقت انگیز
لیندا رونشتات
آهنگ وارن زوون، نالهای لذتپرستان است، غرغر یک نیلوفر آبی خور پیر. صدایش فشرده و کنایه آمیز است. اندورفین سوخته در پشت مغزش رنده می شود. انتخاب جالب برای لیندا رونشتات. از نظر تجاری، او بیشتر دهه 70 را به آرامی در میانه راه سپری کرده است. زوون از حاشیه کانتانکر بود. اما نسخه رونشتات که بر اساس جنسیت معکوس شده و از لحاظ احساسی مهندسی شده است، در مقابل بهاری است: سرودی برای انعطاف پذیری آمریکا. آه، این پسرها اجازه نمی دهند من باشم، او می خواند، پر از زندگی، در آغوش گرفتن فراز و نشیب، شادی در چمدانش.
شانس بانو باشید
فرانک سیناترا
شانس آمریکایی: خاصیت رمز و راز مذهبی دارد. اگر آن را دارید، لیاقتش را دارید و اگر آن را ندارید، لیاقتش را هم دارید. برنده ها و بازنده ها، زندگی خود را در کسری از ثانیه تغییر می دهند. تغییر ماهیت آنها. چرخ بوته را دور و بر میچرخاند، و جایی که متوقف میشود - خوب، کسی میداند، اما شما نه.
بنابراین در اینجا فرانک سیناترا است که دعای خود را برای الهه فورتونا می فرستد، که مانند هر روم باستانی عابد است. اما او آن را از طریق دود کلوپ شبانه بالا میبرد و برنجهای وگاس را منفجر میکند، در داستانهای طولانی دهه 50: این الهه آمریکایی است. این آهنگ که توسط فرانک لوسر برای بچهها و عروسکها نوشته و ساخته شده بود، قبل از اینکه سیناترا آن را از آن خود کند، قبل از آن که آن را با پیتزای مردانه و تحقیر احساسات کمتر آن را بسازد، برای مدت کوتاهی سفر کرد. تقریبا میتوانید جریان شانس خود را بشنوید که در آهنگ حرکت میکند: صعود و سقوط، صدای فریاد و سقوط. پیروزی بزرگ؛ با سبک باخت - این روش سیناترا است.
اما برد یا باخت، باید قمار کنید.
پروم
SZA
SZA یکی از آن صداها را دارد - هاله ای دارد، جدایی، گویی بافت دنیا به طور لحظه ای در اطرافش شل شده است. نه یک صدای بزرگ، بلکه صدایی که به طور قابل اعتماد، در هر زمینه ای، پوشش خاص خود را از فضا-زمان می سازد. پروم: آن مراسم بزرگ آمریکایی که انگلیسیهایی مثل من از آن چیزی نمیدانند. این آهنگ درباره همینه؟ SZA در حال اودیسه ای پیرامون احساسات خود، سیستم عصبی خود است، و این باعث می شود که او احساس کند مانند دوروتی در اوز: هاپین در میان مزارع خشخاش / جادوگران شیطانی Dodgin / این خانه ها در همه جا فرو می ریزند.
همخوانی این خطوط - هاپ، پاپ، دراپ - از موسیقی رپ است، اما فن بیان، روشن بینی ملودیک، انحراف ها و غواصی ها: این همه متعلق به SZA است. یک اسب شاخدار آمریکایی
من از خودم متنفرم برای دوست داشتنت
جوآن جت و بلک هارتز
آیا او واقعا از خودش متنفر است؟ این آهنگ دارای صدای تاکیدی جشن است - دست زدن های چاق و آکوردهای اصلی بلوکی. مشت خود را برای انتخاب های ناسالم فشار دهید. یک عکس دیگر انجام دهید و به سابق خود پیام دهید: این سرود اجبار آمریکاست. من می خواهم راه بروم، اما به سمت تو برمی گردم. شما نمی توانید با آن تک هجاها بحث کنید. پس از جان سالم به در بردن از صنعت موسیقی در تمام خوشرویی های اواسط دهه 70، پس از جان سالم به در بردن از L.A.
پانک راک، جوآن جت خود را برای دهه 80 بهعنوان نوعی کلاسیکنویس راک اند رول سایبورگ بازسازی میکند، که همه بخشها بهطور غیرقابل تخریبی قفل شدهاند: درامهای گروه دخترانهی اسپکتور. مگامینیمالیسم گیتار AC/DC. گروه کر باند گلم-راک. و در رأس، صدای میلیون دلاری جوآن، خیابانی سرسخت، با شعور، صدای بیا و بگیر. موفقیت تضمین شده است. کدام موجود فریب خورده، کدام دیوانه جلیقه چرمی، این ریسک را می کند که بر سر این شخص بدود؟
من می خواهم بدانم آیا برای شما خوب است؟
فونکادلیک
نوشتن در مورد موسیقی ساخته شده توسط Funkadelic در اوایل دهه 70 مانند نوشتن در مورد موسیقی جیمی هندریکس است: شما قبل از شروع از نظر کلامی و مفهومی خسته شده اید. چنین وحشی؛ چنین ظرافتی؛ چنین آثار شیمیایی گیتار، تمسخرآمیز و ویرانگر اصطلاحنامه. هم هندریکس و هم فانکادلیک از بلکنس موزیکال (فانک، روح، گاسپل، بلوز) برای منفجر کردن سفیدی موسیقایی (راک) استفاده کردند و هر دو، تا حدی، روانگردانی را سیاسی کردند: هندریکس با القای آن با رنج خودش – رنج یک سیاهپوست در آمریکا. Funkadelic با پر کردن آن با هرج و مرج خیابان، دانش خیابان، چشم انداز خیابان، چاه خیابان
راکتورها
"من می خواهم بدانم آیا برای شما خوب است؟" یک آهنگ جنسی است، اما با تهدید طیفی علامت تجاری Funkadelic در پشت آن متزلزل است. پژواک، صدای هیس، پوسیدگی: این رابطه جنسی در فضایی اتفاق می افتد که ممکن است یک بدن یا یک روان ناآگاه را از هم جدا کند. فونکادلیک که در اصل یک گروه دوو از پلینفیلد، نیوجرسی بود و سپس خود را به دیترویت پیوند زد، در استودیو به طرز وندالیستی خلاق بود: در حالی که صدا سه برابر میشود، مانند فرکانسهای شنیده نشده در The Scream اثر ادوارد مونک، به صدای خشخش به سمت بالا میشوید، و سپس دوباره پایین میآید. اینجا رو نگاه کن من میام / درست به جایی که ازش شروع کردم برگشتم .
جوانه و لوبیا
جوانا نیوسام
چنگ را می شنوید، نت های مهیج چنگ جوآنا نیوسام را می شنوید، و ذهن شما به سمت دیزنی می رود: تصاویری از تینکر بل، یا عصای مرلین که گرد و غبار ستاره ها را برافراشته است. اما پس از آن این صدای مات و مات آلود با صدای آپالاچی بلند می شود، از اینکه تمام روز خوابیده است، از تجربه «بیزاری» شکایت می کند، و شما تیزبینی را در نوشته، جذابیت جن و هوش اسیدی احساس می کنید، گویی امیلی دیکنسون به برادران استنلی پیوسته است.
و به هر حال، او دوست دارد بداند - تفاوت بین جوانه و لوبیا، بین چیز بالقوه و چیز تحقق یافته چیست؟ بین چی-اگه و حالا-چی؟ شاید هیچ راهی برای گفتن وجود نداشته باشد، زیرا در آمریکا، شما همیشه در حال تبدیل شدن هستید.
من عاشقم
جونیور کیمبرو
به جوک او در منطقه تپه ای می سی سی پی، خون های آبی راک - U2، Rolling Stones، Sonic Youth - آمدند تا دادگاه را به جونیور کیمبرو بپردازند. هیچ کس دیگری مثل او بازی نکرد. با انگشت شست دست راست خود، خود را به تمام موسیقی های ترنس دنیا متصل کرد، یک پهپاد 4/4 بی وقفه را بر روی سیم باس گیتارش زد، در حالی که انگشتانش روی نت های بالاتر طرح های خصوصی و شبح آور آنها را بیرون می زد. هیچ کس دیگری هم مثل او نخواند: صدای دلتنگی اش، صدای زمزمه اش، صدای مهتابی اش که به نظر می رسید در واقع ساز را در دستانش صدا می کند.
کیمبرو استاد بلوز هیل کانتری بود و یک سنت کامل را در بدن خود داشت.
دوستش، هنرمند راکابیلی، چارلی فیرز، او را بهعنوان «آغاز و پایان همه موسیقیها» توصیف کرد، اما نابغه کیمبرو به دلیل ناشناخته بودن مامایی شده بود. او اولین آلبوم خود را در سن 62 سالگی منتشر کرد. در «I'm in Love»، او به نظر می رسد تسخیر شده اما بی حوصله، خارج از کنترل اما به طرز عجیبی آرام، به طور معمول با ارواح شهوت و حواس پرتی در تماس است.
من تو را سوار
جودی هنسکه
ملکه بیتنیک ها او را صدا زدند. جودی هنسکه قبل از هیپی ها آمد، اما فقط. از صدای عظیم او به نظر می رسید که دیگر صداهای بزرگ زنانه دهه 60 بیرون می آید: جیغ خودسوزی و بلوز جانیس جاپلین. فریاد جنگجوی گریس اسلیک که در هزار سفر اسیدی طنین انداز می شود. لحن قوی و واضح مامان کاس. هنسکی در مصاحبه ای دیرهنگام گفت: «من یک آدم کمربند بودم. من تمام مدت در حال بستن کمربند بودم. صدای او همه جا میرفت، یک آلتوی رابلی که میتوانست آهنگهای نمایشی، مردمی قهوهخانهای یا - مثل اینجا - بلوز را بپذیرد.
این آهنگ در نسخه های زیادی وجود دارد که به دهه 1930 برمی گردد. The Grateful Dead's ذن آمریکایی بی وزن است: ای کاش چراغ جلوی قطاری به سمت شمال بودم. در مقابل، هنسکی مملو از جسمانی است - با شادی، با غم و اندوه به یاد سکس عالی، یک شریک ناپدید شده، یک «رولین آهسته طولانی» است. چنان اشتیاق در زایمان او وجود دارد و چنان لذتی که گویی اشتیاق او را به عمیق ترین نت های بدنش برده است.
آهنگ گری
باب اسفنجی شلوار مربعی
چرا گری خانه را ترک می کند؟ چرا حلزون حیوان خانگی دوست داشتنی باب اسفنجی با میو امضای خود، آخرین نگاهی به اطراف خانه آناناسی زیردریایی آن ها می اندازد، با ناراحتی پلک می زند و سپس به دنیای بزرگ بیکینی باتم، بند یک هوبو بر روی غیرشانه اش می چرخد؟ ساده: غفلت اسفنج دریایی جوان غافل که وسواس زیادی به بازی پدلبال جدید خود دارد، فراموش کرده است کاسه غذای گری را پر کند. عهد بین حیوان خانگی و صاحبش شکسته شده است. زمان رفتن است.
مهارت در پاستیچ نشانه ای از پیچیدگی فرهنگی است – همچنین، به طور بالقوه، ورشکستگی فرهنگی. اما چیزی در مورد «آهنگ گری» استفاده نشده است. این یک آهنگ راک نرم به سبک اواسط دهه 70 با آوازی با روح سفید مودار، می تواند ترانه ای از دکتر هوک یا سه شب سگی باشد: آن اشتیاق درشت، آن دلسوزی برای جین. و متن ترانه! میو تو در حال حاضر برای من مانند موسیقی به نظر می رسد / لطفا به خانه بیا چون دلم برایت تنگ شده، گاری. تو در وسط یک برنامه تلویزیونی کودکان، عملی از پست مدرنیسم درخشان که همچنین یک آهنگ کوچک عالی است. فقط در آمریکا.
مهمانی
برای چه چیزی را رد کنید
دی جی اسنیک و لیل جون
آیا این حتی یک آهنگ است؟ یا این که دنبالهای از هیستریهای انباشته، یکی بر دیگری، موسیقی مواد مخدر است که آنقدر عصبشناسی برانگیختگی را از بین برده است که نیاز به دارو را از بین برده است؟ این یک کنسرت فشار است، آمریکایی بودن: هر روز صبح، به خلأ قدم می گذارید و خود را دوباره خلق می کنید. این کشور نیاز به مهمانی دارد. این کشور باید عقل خود را از دست بدهد. و اینجاست که لیل جون، با صدای شیطان، به ذات خود در کوره صنعتی لذتگرایی آمریکایی برشته شده است، و یک دور دیگر از شلیکها را ردیف میکند و این سوال بزرگ را میپرسد: برای چه چیزی را رد کنید؟! برای هیچ، پاسخ است.
بالا بزن دستگیره را بچرخانید. برو، برو، برو، آمریکا. برو موز عجیب میدونی که میخوای
پرش کنید
ون هالن
ادی ون هالن یک نابغه گیتار بود. گیتار برای او کمتر ابزاری بود تا حالت فشردهای از امکان، یک موج پتانسیل فراگیر جهان به اندازهای کاهش یافت که شکل Flying V را به خود گرفت. اما او همچنین عاشق سینتیسایزرهای خود بود. و به ویژه، او عاشق بازی کردن با دستگیره های Oberheim OB-Xa خود بود. این سال 1983 بود، سال Eurythmics و Duran Duran، و ادی - که همیشه یک هنرمند متقاطع بود، در تعقیب ایده بعدی خود کاملا بیخود بود - خواهان یک موفقیت مبتنی بر ترکیب بود.
همانطور که به نظر می رسد، ریف مصنوعی برای "Jump" در برابر مقاومت های زیادی از درون گروه و از طرف تهیه کننده تد تمپلمن به وجود آمد: آنها احساس می کردند که خیلی پاپ بود، نه به اندازه کافی ون هالن. اما ادی می دانست که دارد چه می کند. "Jump" تنها شماره 1 ون هالن خواهد بود. و این در واقع موسیقی پاپ است. تاثیرگذارترین خطی که دیوید لی راث با خمیدگی خشن دوست داشتنی ارائه کرده است، به معنای واقعی کلمه خالی ترین خط است:
نه اینکه "پرش" بی معنی باشد. ترانهها از نقطه صفر مثبت آمریکایی شروع میشوند، توصیهای برای جهش جسورانه، با خوشحالی، اسپندکس به خلأ: برو جلو و بپر. دهه 80 بسیار - آمریکای رونالد ریگان، پرشور MTV براق - اما همچنین متعالی. لمس ادی روی سینت سنگین است، مانند بسیاری از موسیقی های پاپ آن دوران: دنیایی دور از مهارت لغزنده نوازندگی گیتار او.
اما در اعماق آن تکنوازی کیبورد، بین آرپژهای پرزرق و برق و بریده بریدههای گیتار پسزمینه، در گرما و فضای خوشبینی همهگیر راث، چیزی غیر پاپ، غیر راک، کاملا آمریکایی و تقریبا فراموسیقی رخ میدهد. برخی از آهنگ ها به شما احساس شادی می دهند. برخی خود خوشبختی هستند
جادوگر
استیوی نیکس
کسی در قلعه وابستگی جادوگر یخ زده، کوکائین گزیده، عشق گزیده، یخ زده است: زن و مردی در جریان ستاره ای / در میان رویای برفی. استیوی نیکس اینجاست تا طلسم را بشکند - یا قربانی آن است؟ یک دهه از ترک فلیتوود مک میگذرد، و 24 سال از Rumors، آن آتشسوزی میلیاردی سافتراکرها میگذرد. او بهعنوان یک هنرمند انفرادی، شخصیتی جادوگر در محیط پرورش داده است: حجاب و شمع، چشمکهای گوتیک، موهای پر از پر در بخاری عرفانی.
اما یک لبه سخت واقع گرایی نیز وجود دارد. آیا استیوی می تواند قربانی، اسیر شده را آزاد کند؟ یا او بیش از حد درگیر و خسته است؟ آیا او به شدت به سحر نیاز دارد؟ این کیمیاگری آمریکایی است: این خود تبدیلی است. از چرخش صحنه موسیقی لس آنجلس، استیوی مانند لیدی لازاروس سیلویا پلات برخاسته است. شهرت، سمیت، دلشکستگی، همه نیروهای مخرب: شما با جنگ جادویی با آنها می جنگید.
بیت باترز
میسی الیوت
ژن خودخواه - ژنی که توسط ریچارد داوکینز شناسایی شد - در موسیقی پاپ نیز زندگی می کند. اکنون و دوباره، آهنگی دریافت میکنید که اساسا یک ظرف انتقال است: ارگانیسمی که توسط صداهای حاشیهای خاص و ایدههای آوانگارد خاصی ساخته شده است تا بتوانند خود را تبلیغ کنند و به جریان اصلی نفوذ کنند. آهنگ Beat Biters یکی از این آهنگ هاست.
اکنون شنیدن این موضوع سخت است که در آن زمان چقدر تازه بود، که البته معیار موفقیت ژن خودخواه است. تلنگرهای کوچک تیمبالند سازنده و وارونگی ها و فضاهای عجیب و غریب؛ جریان یا جریان متضاد میسی، هجاهای جهشی او در برابر ضرب و شتم - خیلی زود، همه جا خواهند بود. موسیقی پاپ اینگونه عمل می کند. این نحوه عملکرد فرهنگ آمریکایی است.
موضوع این آهنگ نیز همین است: حتی در حالی که میسی باترها، دزدان نبض، تهیهکنندگان با انگشت نوری که انبار هوی و هوس تیمبالند را به سرقت میبرند و رپرهایی که نفس او را میدزدند، صدا میزند، او به آنها بیشتر میدهد تا با آنها کار کنند.
بدن خود را به زمین تکان دهید
گروه برنج تولد دوباره
نیواورلئان، تابستان 1990. در خانه شیشه ای، یک بار محله در خیابان ساراتوگا جنوبی، برق قطع می شود. بدون چراغ، بدون AC. در داخل، گروه برنجی Rebirth در اواسط مجموعه توقف کوتاهی می کند. ماشینی در خیابان می چرخد و سپس ابتدا سپر را به سمت میله بالا می کشد و چراغ های جلوش از در باز می تابد. مجموعه از سر گرفته می شود.
Rebirth موسیقی خط دومی را مینوازد که نام آن به خاطر گروه رقصندهها و جشنهایی است که گروه را دنبال میکنند - خط اول - در خیابان، مانند "گروه عظیم روحها" که در انتهای داستان فلانری اوکانر "Revelation"، "فریاد میزنند، کف میزنند و میپرند". Rebirth به رپرتوار استاندارد راهپیماییهای تشییع جنازه و آهنگهای رژه، آن همه وقار آرام و سرگیجهآور نیواورلئان، آهنگهای مهمانی هولانگیز خود را اضافه میکند: برای مثال یک جلد مایکل جکسون.
در خانه شیشه ای، زمین رقص به شدت روشن است و رقصندگان در حال پرتاب سایه های مترسک هستند. در همین حال، گروه، در پشت اتاق، نیمه در تاریکی است: درخشش های سرگردان و درخشش های مرطوب از شیپورهای تکان دهنده، توبای تاب می خورد. اتاق بیش از حد گرم می شود. خش خش برنجی، تابش خیره کننده تونل نور، عیاشی تمام عیار: آپوتئوزی از موسیقی خط دوم.
پس از آن، به داخل خیابان می ریزیم و هوا نفس می کشیم. ماه کامل است. چشمان ما گشاد است. "این چطوره؟!" به یک محلی می گویم. و او با چیزی بسیار مناسب، اصطلاحی، کروی با کمال قمری پاسخ می دهد که بلافاصله آن را فراموش می کنم. آمریکای زیبا، تو من را شامل شدی. تو مرا در یک موسیقی جشن پرحاشیه پیچیدی. تو من را در ردیف دوم قرار دادی
گمشده در موسیقی
سورتمه خواهر
متن اصلی (انگلیسی)
50 Songs That Explain America
I wouldn’t be here—in America, or inside my nervous system as it’s currently constituted—without American music. That’s no exaggeration. As a metalheaded, punk-rock-obsessed, hip-hop-curious English teenager, I projected my mind toward America. The music summoned me: I couldn’t wait to be around it. On my first trip to New York, 18 years old, I bought cassettes (cassettes!) of LL Cool J’s Radio and Metallica’s…