7 تغییر مهم بارسلونا در فصل جدید؛ فلیک چگونه تیمش را به اوج رساند؟
سرمربی آلمانی فصل جدید را با جدیت بیشتر و چند تغییر و رویکرد متفاوت آغاز کرده است.
به گزارش فوتبال ۳۶۰، شروع بینقص بارسلونا در این فصل تصادفی نیست و هانسی فلیک در این فصل اصلاحات زیادی در روند کار تیم اعمال کرده. مربی آلمانی مجموعهای از اصول را رقم زده که به ایجاد یک ترکیب رقابتیتر و انعطافپذیرتر میانجامد.
فلیک وقتی هدایت تیم را بر عهده گرفت، هویت فوتبالی مشخصی داشت و این باشگاه را در طول دوران سرمربیگری خود به ۵ جام رساند.
اودر این فصل توانسته با ترکیبی منظمتر کار کند. این ترکیب با همکاری دکو، مدیر ورزشی تیم جمعآوری شده و عمق، تطبیقپذیری و رقابت بیشتری برای جایگاهها بسازد.
بارسلونا هر ۸ مسابقه خود در لالیگا و لیگ قهرمانان اروپا را برده و فلیک تمایل خود را برای گرفتن تصمیماتی جدید نشان داده. شاید تصور بعضی از این تصمیمات در فصل گذشته دشوارتر به نظر میرسید.
یکی از بزرگترین تغییرات کاهش تعداد بازیکنانی است که میتوانند خود را بازیکن ثابت قطعی تیم بدانند.
تاکنون تنها رافینیا و لامین یامال در تمام ۸ مسابقه به میدان رفتهاند. حتی بعضی از مهمترین بازیکنان بارسلونا هم به دلیل آمادگی جسمانی، حجم کار یا تصمیمات تاکتیکی چرخش در ترکیب را تجربه کردهاند.
ژوان گارسیا به دلیل مصدومیت در دسترس نبود و پدری بازی افتتاحیه لیگ مقابل الچه را از دست داد. پائو کوبارسی در مسابقاتی از جمله دیدار اخیر مقابل راسینگ سانتاندر را از روی نیمکت دید.
فلیک ترسی از تغییر در ترکیب اصلی ۱۱ نفره خود نداشته و بارسلونا به طور کلی بین ۳ تا ۵ تغییر بین هر ۲ بازی متوالی ایجاد کرده؛ ۳ تغییر مقابل اتلتیک بیلبائو و رایووایکانو، ۴ تغییر مقابل والنسیا، راسینگ و سویا و ۵ تغییر برای مسابقات لیگ قهرمانان اروپا مقابل فاینورد و لوانته.
این سطح از چرخش رقابتی واقعی ساخته و به فلیک اجازه میدهد یک برنامه فشرده را مدیریت کند.
رقابت برای جایگاهها در ترکیب بارسلونا افزایش یافته اما تطبیقپذیری به اندازه کیفیت فردی مهم شده.
در همین راستا، اریک گارسیا یک نمونه بارز به شمار میرود. او بسته به نیاز تیم بین جایگاههای دفاع راست و دفاع وسط جابهجا میشود و ژاوی اسپارت هم توانایی خود را برای تغییر جایگاه از دفاع راست به سمت چپ نشان داده.
جرارد مارتین حتی در مرکز خط دفاعی هم به میدان رفته. انتقال رافینیا به یک نقش هجومی مرکزی به عنوان راهحلی برای کمبود مهاجم نوک سنتی در بارسلونا مطرح شد. این اتفاق به یکی از موفقترین تصمیمات تاکتیکی فلیک در فصل جدید تبدیل شده. بازیکن برزیلی با این نقش سازگاری یافته و به گلزنی، پرس کردن و کارهای دفاعی ادامه میدهد. او به فلیک راه دیگری برای ساختاردهی به خط حمله میدهد.
فلیک همچنین نشان داده شهرت تضمینکننده دقایق بازی نیست. این مربی آلمانی گفت بعضی تصمیمات، دشوار اما ضروری بود و چرخش دروازهبانها یک نمونه از آن است. دومینیک لیواکوویچ و وویچخ شزنی با وجود تجربه و جایگاه شزنی، فرصتها را تقسیم کردهاند.
علاوه بر این، گاوی هم گاهی اوقات خود را در اولویتهای پایینتر دیده. او در ۴ بازی اخیر تیمش در لالیگا تنها ۲۹ دقیقه بازی کرده و این آمار نشان میدهد تضمین جایگاه در خط هافبک فلیک چقدر دشوار شده.
ژول کونده نمونه دیگری است. او با وجود تبدیل شدن به یکی از تثبیتشدهترین مدافعان بارسلونا در ۳ مسابقه متوالی از ترکیب اصلی ۱۱ نفره کنار رفت.
رقابت بین دنی اولمو و فرمین لوپس به یکی از واضحترین الگوهای چرخشی در ترکیب بارسلونا تبدیل شده.
فلیک به جز بازی افتتاحیه با ثباتی چشمگیر بین این ۲ بازیکن در نقش هافبک هجومی تناوب ایجاد کرده. فرمین مقابل اتلتیک بیلبائو در ترکیب اصلی جا داشت و اولمو مقابل رایووایکانو جای او را گرفت. فرمین سپس مقابل والنسیا بازگشت و اولمو مقابل فاینورد به میدان رفت.
همین الگو با حضور فرمین مقابل لوانته، اولمو مقابل راسینگ سانتاندر و فرمین مقابل سویا ادامه یافت.
فلیک به جای اینکه اجازه دهد یک بازیکن در این جایگاه تسلط پیدا کند، هر ۲ را درگیر نگه میدارد و آنها را مجبور میکند هر زمان فرصتی به دست آوردند، سطح بالایی را به معرض نمایش بگذارند.
چرخش به اولمو و فرمین ختم نمیشود چون فلیک زوجهای مکملی را بین جایگاه هافبک هجومی و بال چپ ایجاد کرده است.
فرمین و آنتونی گوردون بارها با هم کار کردهاند. اولمو با کریم ادیمی زوج شده.
این ترکیبها در ۵ مسابقه گذشته در یک توالی واضح ظاهر شدهاند؛ فرمین و گوردون مقابل والنسیا
این موضوع مشخصات متفاوتی را در سمت چپ به بارسلونا میدهد و تضمین میکند بازیکنان اطراف هافبک هجومی با ویژگیهای افراد متفاوت حاضر در ترکیب اصلی سازگار شوند.
فلیک همچنین نشان داده عملکردهای قوی در روز مسابقه ممکن است سلسلهمراتب را تغییر دهد. رقابت ژاوی اسپارت و ژائو کانسلو یک مثال مفید به شمار میرود.
کانسلو در ابتدا خود را پشت سر اسپارت جوان دید. او با وجود اینکه یک دفاع راست تخصصی است و در سمت چپ بازی میکرد، شروعی تأثیرگذار داشت.
فلیک به جای اینکه بلافاصله کانسلو را به دلیل تجربهاش به جایگاه قبلی خود بازگرداند به اسپارت اجازه داد در پستش بماند.
کانسلو در نهایت پس از یک عملکرد عالی مقابل راسینگ سانتاندر و ۲ بار گلزنی، جایگاه خود را پس گرفت. او حضور در ترکیب اصلی مسابقه مقابل سویا را حفظ کرد.
عملکرد بازیکنان میتواند صرف نظر از سن یا جایگاه قبلی، برای آنها فرصتهایی به دست آورد.
تغییر نهایی مربوط به حوزه آمادگی جسمانی است. این موضوع در طول مسابقات چندان به چشم نمیآید اما زیر نظر فلیک به طور فزایندهای اهمیت پیدا میکند. در مقایسه با فصل گذشته تأکید بسیار بیشتری روی آمادگی فیزیکی میشود و ورود بنجامین کوگل، بخش مهمی از کارهای پشت صحنه را به وجود میآورد.
با حضور کوگل، ترکیب بارسلونا با سبک پرفشار فلیک کنار میآید. این سبک نیازمند فشار شدید، حرکات سرعتی مکرر و توانایی حفظ سطح جسمانی در طول دورههای فشرده است.
رافینیا از قبل به تأثیر این کار، هم به صورت فردی و هم در سراسر ترکیب تیم اذعان کرده. این موضوع اهمیت زیادی دارد چون رویکرد فلیک به شدت بازی وابسته است.
بازیکنان بارسا باید قادر باشند بلافاصله پس از از دست دادن مالکیت توپ پرس کنند، فضاهای بزرگ را پوشش و این اقدامات را در طول یک فصل طولانی نمایش دهند.
تغییرات فلیک در فصل سوم تنها روی یک انقلاب بزرگ تاکتیکی متمرکز نشده. او در عوض نحوه مدیریت ترکیب تیم را تنظیم میکند. بازیکنان ثابت تضمینی کمتر، انعطافپذیری بیشتر، رقابت شدیدتر، چرخش برنامهریزیشده و تأکید روی آمادگی جسمانی، حالوهوایی متفاوت در اردوی بارسلونا ایجاد کرده. آنجا هیچچیز تضمینشده نیست و فرصتها با تلاش به دست میآید.
نادیده گرفتن نتایج اولیه دشوار است چون بارسلونا در هر ۸ بازی برده و بدون از دست دادن هویت هجومی، تغییراتی ساخته. دورههای سختتری تا پایان فصل در پیش خواهد بود و مصدومیتها، فوتبال اروپا و فشردگی مسابقات، تیم را به دردسر میاندازد.
با این حال، فلیک از قبل یک اصل واضح را در بارسلونا تثبیت کرده. هیچکس کاملاً از رقابت در امان نیست و هر کس بهترین واکنش را نشان دهد، در زمین باقی میماند.