پرش به محتوای اصلی

از جنگ ایران و آمریکا تا رویارویی روسیه و غرب؛ خطر جنگ جهانی سوم چقدر جدی است؟

یورونیوز فارسی۱۴۰۵ مهر ۲۶, یکشنبه، ساعت ۱۲:۳۵حدود 7 دقیقه مطالعه

حملات موشکی به عربستان، ادامه جنگ روسیه و اوکراین و افزایش تنش‌های نظامی میان چین و غرب، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا جهان به سوی یک رویارویی گسترده‌تر حرکت می‌کند؟

در حالی که جنگ ایران و آمریکا به یکی از کانون‌های اصلی تنش بین‌المللی تبدیل شده، دو تحلیل تازه فایننشال تایمز، با نگاهی به گذشته و حال، نشان می‌دهند چگونه منازعات منطقه‌ای می‌توانند به یکدیگر پیوند بخورند و خطر درگیری میان قدرت‌های بزرگ را افزایش دهند.گیدئون راکمن، تحلیلگر ارشد سیاست خارجی فایننشال تایمز، در مقاله‌ای با عنوان «آیا ناآگاهانه به سوی جنگ جهانی سوم پیش می‌رویم؟» که روز شنبه ۱۷ اکتبر منتشر شد، درباره فرسایش نظم امنیتی جهان و افزایش خطر محاسبات اشتباه قدرت‌های بزرگ هشدار می‌دهد. هم‌زمان کیم غطاس، نویسنده و همکار تحریریه این روزنامه، در مقاله‌ای با عنوان «تابستانی که خاورمیانه را دگرگون کرد»، ریشه بخشی از رویارویی کنونی ایران، اسرائیل و آمریکا را در وقایع تابستان ۱۹۸۲ لبنان جست‌وجو می‌کند.راکمن تحلیل خود را با مرور تحولات تنها یک هفته آغاز می‌کند: حملات موشکی به ریاض، بمباران شهرهای اوکراین، هشدار لهستان درباره خطر حملات روسیه به کشورهای عضو اتحادیه اروپا و برگزاری رزمایش نظامی چین. به نوشته او، کنار هم قرار گرفتن این رویدادها نشان می‌دهد مناطقی که برای دهه‌ها امنیت و ثبات را امری بدیهی می‌دانستند، اکنون با احتمال جنگ یا پیامدهای مستقیم آن روبه‌رو شده‌اند.این تحلیلگر فایننشال تایمز نقطه عطف درک شخصی خود از بازگشت جنگ به سیاست بین‌الملل را کنفرانس امنیتی مونیخ در فوریه ۲۰۲۲ می‌داند؛ زمانی که مقام‌های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا نسبت به حمله قریب‌الوقوع روسیه به اوکراین اطمینان داشتند، اما هنوز بسیاری از سیاستمداران اروپایی وقوع جنگی تمام‌عیار در قاره خود را باور نمی‌کردند.اکنون، بیش از چهار سال پس از حمله روسیه به اوکراین، دامنه بی‌ثباتی بسیار فراتر رفته است. راکمن به ارزیابی گروه بین‌المللی بحران اشاره می‌کند که شمار منازعات جاری در جهان را ۶۵ مورد برآورد کرده است؛ رقمی که به گفته این نهاد از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون بی‌سابقه بوده است.تابستانی که مسیر خاورمیانه را تغییر داداما برای درک یکی از مهم‌ترین جنگ‌های امروز، کیم غطاس خواننده را بیش از چهار دهه به عقب می‌برد؛ به نهم ژوئن ۱۹۸۲، زمانی که رابرت دیلون، سفیر وقت آمریکا در لبنان، از محل اقامت خود در ارتفاعات بیروت شاهد نزدیک شدن تانک‌های اسرائیلی به پایتخت لبنان بود.به روایت غطاس، اسرائیل عملیات نظامی خود را با هدف دور کردن نیروهای فلسطینی از مرزهای شمالی آغاز کرده بود. آریل شارون، وزیر دفاع وقت اسرائیل، به آمریکایی‌ها اطمینان داده بود که نیروهای اسرائیلی بیش از ۴۰ کیلومتر در خاک لبنان پیشروی نخواهند کرد، اما با نزدیک شدن آن‌ها به بیروت، روشن شد دامنه عملیات بسیار گسترده‌تر از اهداف اعلام‌شده است.غطاس معتقد است حمله اسرائیل به لبنان در تابستان ۱۹۸۲ یکی از نقاط عطفی بود که مناسبات خاورمیانه را برای دهه‌های بعد تغییر داد. این عملیات نه‌تنها آمریکا را عمیق‌تر در جنگ داخلی لبنان گرفتار کرد، بلکه زمینه حضور نیروهای سپاه پاسداران ایران در سوریه و لبنان و شکل‌گیری هسته اولیه حزب‌الله را نیز فراهم آورد.در آن زمان، جمهوری اسلامی کمتر از چهار سال از عمر خود را پشت سر گذاشته بود و همچنان درگیر جنگ با عراق بود. با این حال، آزادسازی خرمشهر در مه ۱۹۸۲ موقعیت نظامی ایران را تقویت کرده بود. در چنین شرایطی، گروهی از نیروهای ایرانی، از جمله احمد متوسلیان، به سوریه اعزام شدند و ارتباط با نیروهای شیعه لبنانی را آغاز کردند.به نوشته غطاس، این همکاری‌ها به تدریج به شکل‌گیری حزب‌الله انجامید؛ سازمانی که در دهه‌های بعد به مهم‌ترین متحد غیردولتی ایران در منطقه و یکی از بازیگران اصلی منازعه با اسرائیل تبدیل شد.غطاس در ادامه روایت خود به ناپدید شدن چهار ایرانی در لبنان، از جمله احمد متوسلیان، و ربوده شدن دیوید داج، رئیس وقت دانشگاه آمریکایی بیروت، می‌پردازد. داج در سال ۱۹۸۲ ربوده و به ایران منتقل شد و پس از حدود یک سال اسارت آزاد شد. نویسنده این ماجرا را از رخدادهای اولیه‌ای می‌داند که گروگان‌گیری را به ابزاری برای چانه‌زنی میان تهران و واشنگتن تبدیل کرد.سرنوشت چهار ایرانی ناپدیدشده همچنان محل اختلاف است. غطاس با استناد به روایت دیپلمات‌های آن دوران، احتمال کشته شدن آن‌ها به دست شبه‌نظامیان مسیحی لبنان را مطرح می‌کند؛ در حالی که جمهوری اسلامی همچنان بر احتمال زنده بودن و انتقال آن‌ها به اسرائیل تاکید دارد.از نگاه این نویسنده، رویدادهای تابستان ۱۹۸۲ صرفا بخشی از تاریخ جنگ داخلی لبنان نیستند. آن تابستان آغازگر چرخه‌ای از تقابل‌های نیابتی، عملیات مخفی، گروگان‌گیری و حملات متقابل بود که آثار آن تا جنگ کنونی ایران و اسرائیل و آمریکا ادامه یافته است.چگونه جنگ‌های منطقه‌ای به یکدیگر پیوند خورده‌اند؟گیدئون راکمن در تحلیل خود از زاویه‌ای گسترده‌تر به همین مسئله می‌پردازد. او معتقد است جنگ‌های کنونی را دیگر نمی‌توان صرفا منازعاتی مستقل و محدود به مرزهای جغرافیایی هر کشور دانست.یکی از نمونه‌های روشن این وضعیت، ارتباط جنگ اوکراین با جنگ ایران است. روسیه در حملات خود علیه اوکراین از پهپادهای ایرانی یا پهپادهایی با طراحی ایرانی استفاده کرده و در مقابل، گزارش‌هایی درباره کمک اطلاعاتی مسکو به ایران برای شناسایی اهداف نظامی آمریکا در خاورمیانه منتشر شده است؛ هرچند میزان و جزئیات این همکاری به‌طور کامل روشن نیست.هم‌زمان، اوکراین نیز تجربه چندساله خود در مقابله با پهپادهای شاهد را در اختیار کشورهای عربی حوزه خلیج فارس قرار داده است. در نتیجه، فناوری‌ها و تجربیات نظامی حاصل از یک جنگ، اکنون در جبهه‌ای دیگر به کار گرفته می‌شوند.راکمن این تحولات را در چارچوب نزدیکی فزاینده روسیه، چین، ایران و کره شمالی بررسی می‌کند؛ کشورهایی که با وجود تفاوت‌های اساسی در منافع و سیاست‌هایشان، در مخالفت با جنبه‌هایی از نظم امنیتی تحت رهبری آمریکا اشتراک دارند.به نوشته او، همکاری اقتصادی و فناورانه چین با روسیه، پیمان دفاعی مسکو و پیونگ‌یانگ و روابط نظامی ایران و روسیه، شبکه‌ای از همکاری‌ها ایجاد کرده که نگرانی مقام‌های امنیتی غربی را برانگیخته است. با این حال، این روابط لزوما به معنای وجود یک اتحاد نظامی واحد و تعهد متقابل همه این کشورها برای ورود به جنگ نیست.آیا موازنه قدرت جهانی در حال تغییر است؟راکمن یکی از دلایل افزایش خطر جنگ را تغییر تدریجی توازن اقتصادی و نظامی جهان می‌داند. به نوشته او، کشورهای گروه هفت در سال ۱۹۸۹ حدود دوسوم تولید اقتصادی جهان و سهمی مشابه از هزینه‌های نظامی بین‌المللی را در اختیار داشتند، اما سهم آن‌ها تا سال ۲۰۲۲ به حدود ۴۳ درصد تولید جهانی و نزدیک به نیمی از مخارج نظامی کاهش یافته بود.او استدلال می‌کند که کاهش برتری نسبی غرب، در کنار پیامدهای جنگ‌های افغانستان و عراق و افزایش مخالفت با مداخلات نظامی در جامعه آمریکا، برخی قدرت‌ها را به آزمودن محدودیت‌های نظم موجود تشویق کرده است.در این میان، سیاست خارجی دونالد ترامپ نیز به عاملی برای افزایش ابهام تبدیل شده است. به ارزیابی راکمن، تاکید رئیس‌جمهوری آمریکا بر کاهش تعهدات امنیتی واشنگتن و طرح خواسته‌های سرزمینی درباره مناطقی مانند گرینلند، اعتبار نظام بازدارندگی و قواعدی را که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفته‌اند، با پرسش روبه‌رو کرده است.در سطحی دیگر، گزارش تحقیقی رویترز در ۱۵ اکتبر نشان داد که حملات موشکی و پهپادی ایران به تاسیسات حیاتی کشورهای خلیج فارس، پیامدهای اقتصادی گسترده‌ای داشته است. بر اساس بررسی این خبرگزاری، از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه تاکنون، دست‌کم ۱۳۵ حمله به ۸۴ مجموعه زیرساختی در منطقه ثبت شده است. این یافته‌ها نمونه‌ای از چگونگی تبدیل یک رویارویی نظامی منطقه‌ای به عاملی تاثیرگذار بر بازار جهانی انرژی است.آیا جهان واقعا در آستانه جنگ جهانی سوم قرار دارد؟با وجود هشدارهای مطرح‌شده، راکمن تاکید می‌کند که هنوز نمی‌توان درگیری‌های کنونی را جنگ جهانی سوم نامید.به تعریف او، جنگ جهانی مستلزم دو ویژگی اساسی است: نخست، رویارویی مستقیم قدرت‌های بزرگ جهان و دوم، گسترش درگیری نظامی به چند قاره. در وضعیت کنونی، هیچ‌یک از این دو شرط به‌طور کامل تحقق نیافته است.با این حال، او خطر اصلی را نه لزوما در تصمیم آگاهانه قدرت‌ها برای آغاز جنگی جهانی، بلکه در احتمال محاسبه اشتباه درباره واکنش رقیبان می‌بیند.راکمن یادآور می‌شود که در آستانه دو جنگ جهانی پیشین نیز اعتبار تعهدات امنیتی قدرت‌های بزرگ زیر سوال رفته بود. در سال ۱۹۱۴، آلمان تصور می‌کرد بریتانیا برای دفاع از بی‌طرفی بلژیک وارد جنگ نخواهد شد و در سال ۱۹۳۹ نیز هیتلر انتظار نداشت بریتانیا و فرانسه برای دفاع از لهستان به جنگ متوسل شوند. هر دو محاسبه اشتباه از کار درآمد.به باور این تحلیلگر، امروز نیز پرسش‌هایی مشابه مطرح است: آیا آمریکا در صورت حمله به کشورهای حوزه بالتیک به تعهدات خود در چارچوب ناتو عمل خواهد کرد؟ آیا واشنگتن برای دفاع از تایوان وارد رویارویی نظامی با چین خواهد شد؟ و آیا دیگر قدرت‌ها اعتبار این تعهدات را همچنان جدی می‌گیرند؟پاسخ نامشخص به چنین پرسش‌هایی می‌تواند خطر تصمیم‌گیری بر پایه برداشت‌های نادرست را افزایش دهد.در واقع، خطر اصلی نه حتمی بودن جنگ جهانی سوم، بلکه کاهش فاصله میان بحران‌های منطقه‌ای و رقابت قدرت‌های بزرگ است؛ وضعیتی که در آن، یک حمله نظامی، یک سوءمحاسبه یا تردید درباره اعتبار تعهدات امنیتی می‌تواند پیامدهایی بسیار فراتر از محل وقوع خود داشته باشد.

خواندن متن کامل در یورونیوز فارسیبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار خاورمیانه