از زمانی که شروع به ردیابی همه چیز کردیم، عقل خود را از دست دادیم
امر مک لیسگت: چه زمانی از خوابیدن متوقف شدیم؟
من به خرید یکی از آن حلقه های هوشمند فکر کرده ام. من دائما به دنبال تنها چیزی هستم که راه حلی باشد که زندگی من را مرتب کند. هر چند وقت یکبار، یک نوت بوک میخرم یا یک برنامه دانلود میکنم و فکر میکنم، «این همان است، این همان چیزی است که مرا به مسیر مستقیم و باریک هدایت میکند.» اخیرا، حلقههای هوشمند صدای آژیر را میخوانند و مرا به سمت صخرههای ردیابی خواب، شمارش گامها و بهینهسازی زندگی میکشند، با وعدهی زیباییشناسی بسیار شیک و بسیار شیک. ساعت ها بند دار شده اند
در یک حرکت غیر تکانشی غیرمشخصه (از شما متشکرم، داروی ADHD) مقاومت کردم. من بدون حلقه هوشمند باقی می مانم. هنگام تحقیق روی حلقه اورا، پیشرو در المپیک با نام تجاری حلقه هوشمند، دو جنبه از مالکیت اورا را کشف کردم که پرچمهای قرمز را برافراشت. یکی اصرار به خرید کیت سایز اورا قبل از رفتن به خود حلقه است. در مورد بازخرید قیمت کیت در مقابل خرید نهایی شما، ابهام بیشتری وجود داشت، اما آلارمهای سوئیز من قبلا به صدا درآمدند.
دومی، هزینه اشتراک ماهانه ای است که باید برای کارکرد آن بپردازید، با در نظر گرفتن این که هزینه آن ها از قبل صدها یورو است – آخرین مدل با قیمت حدود 500 کوید به فروش می رسد.
من به چندین برند حلقه هوشمند نگاه کردم - RingConn، Ring Air - و همه آنها فریاد میزنند که کوچکترین، محتاطترین، هماهنگترین با چرخههای خواب و معیارهای بازیابی و، چه کسی میداند، احتمالا تحلیل گوز شما هستند. احساس کردم مه دیستوپیایی روی من فرود آمد و با تعجب گفتم: "چه زمانی متوقف شدیم که بخوابیم؟"
فرهنگ بهینهسازی چیزهای زیادی برای پاسخگویی دارد. از زمانی که شروع به ردیابی همه چیز کردیم، عقل خود را از دست دادیم. اول کالری بود، بعد قدمها، بعد ماکروها و ساعتهای خواب و چرخههای REM و سطوح کورتیزول و فازهای لوتئال و ظاهر مدفوع و درگیر شدن ماهیچهها و همینطور و بعد.
مدتی را در زیربخش حلقه هوشمند در Reddit گذراندم و به شخصی برخوردم که نگران نحوه ردیابی جلسه تمرکز حواس از یک برنامه در برنامه حلقه Oura خود بود و از خود میپرسید که آیا انجام مدیتیشن اصلا فایدهای دارد اگر نتواند آن را ردیابی کند. و ببینید، من آنجا بوده ام. توصیههایی درباره پیادهروی بدون تلفن دیدهام و به این فکر کردم که «اما اگر نتوانید قدمها را بشمارید چه فایدهای دارد؟»
در آغاز تابستان، استیون بارتلت، پادشاه بهینهسازی برادر فناوری، استیون بارتلت، مجری پادکست مدیر عامل، به دلیل این که ادعا کرد خوردن چند لیوان شراب در یک شب، سه روز از زندگی او را خراب کرده است، وارد عمل شد. روال های سفت و سخت او به دلیل خواب شبانه کوتاه تر، از دست دادن یک جلسه باشگاه، مقداری تغذیه کمتر از حد مطلوب، مختل شده بود، و البته ردیاب بیومتریک روی مچ دست او در مورد نمرات بهبودی و تغییرات عادت آزاردهنده بود و احتمالا در آستانه درازکردن انگشت رباتیک برای تکان دادن و گفتن «می دانم که شراب را خوردی».
واکنشهای آنلاین قابلتوجهی وجود داشت که خلاصه کلی آن این بود: «شراب بخور، شراب نداشته باش، اما همه چیز را به یک مجموعه داده تبدیل نکن و ردیاب بیومتریک (وووپ) را که روی آن سرمایهگذاری کردهای را متوقف کن.»
در حالی که مشغول تحقیق در مورد حلقه هوشمند بودم، تصویری در اینستاگرام به من ارائه شد که واقعا واقعیت تلخ فرهنگ شلوغی و بهینهسازی را خلاصه میکند. این یک تبلیغ برای کارگاهی بود که ادعا میکرد به شرکتکنندگان هشت روز در هفته از طریق جادوی بهینهسازی زمان و منابع خود فرصت میدهد تا دیگران را در مسابقه موشها شکست دهند. این تصویر شامل این نقل قول از شعر مری الیور در روز تابستان است، "با زندگی وحشی و ارزشمند خود چه میخواهید بکنید؟"
حالا، این را به من بگو، آیا فکر می کنیم الیور، زنی که نوشته است-
«لازم نیست خوب باشی.
مجبور نیستید روی زانو راه بروید
برای صد مایل از طریق بیابان، توبه.
شما فقط باید به حیوان نرم بدن خود اجازه دهید
آنچه را که دوست دارد دوست بدار...
- آیا می خواهید کسی زندگی وحشی و گرانبهای خود را در یک کارگاه فرسوده و حداکثر روز بگذراند؟
الیور کتاب روز تابستان را در مورد تماشای دقیق یک ملخ نوشت. او اظهار داشت که این زندگی وحشی و گرانبها باید به آرامی، عمدا با طبیعت سپری شود، نه جستجوی پیشرفتها و هکها و اصلاحات و حلقههایی که میتوانند ضربان قلب شما را زیر نظر بگیرند و هزینه خرید شما را بپردازند، اما اجازه ندهید حیوان نرم بدن شما چیزی را که دوست دارد دوست داشته باشد.
متن اصلی (انگلیسی)
Ever since we started tracking everything, we’ve lost our minds
Emer McLysaght: When did we stop just ... going to sleep?