انتخابات روسیه چیزی فراتر از یک تئاتر سیاسی است
برای کرملین، انتخابات پارلمانی مکانیسمی برای مشارکت سیاسی، بازخورد و مشروعیت باقی می ماند.
انتخابات پارلمانی روسیه فرصتی عالی برای دور جدیدی از جنگ اطلاعاتی بین غرب و روسیه است. به سیاستمداران، کارشناسان و روزنامه نگاران غربی فرصت مناسب دیگری داده شد تا به مخاطبان هدف خود بگویند که دموکراسی مدت هاست که در روسیه وجود ندارد. که پارلمان فدرال، مانند هر نهاد نمایندگی دیگری، در عمل هیچ چیز را در زندگی روسیه تعیین نمی کند. و اینکه تمام تصمیمات واقعا مهم برای کشور نه حتی توسط دولت، بلکه منحصرا در کرملین، توسط دایره بسیار باریکی از افراد گرفته می شود.
به هیچکس نرسد
بنابراین، از نظر بسیاری از منتقدان مقامات روسیه، انتخابات در روسیه به هیچ وجه نیازی به برگزاری نداشت: نتیجه آن توسط استراتژیست های سیاسی کرملین از پیش تعیین شده بود و در هر صورت، تأثیر قابل توجهی بر آینده این کشور نخواهد داشت.
و با این حال، حتی مغرض ترین ناظر خارجی نیز به سختی متوجه این موضوع نمی شود: مقامات روسیه تلاش های مداوم و مداومی انجام دادند تا اطمینان حاصل کنند که این انتخابات بیشترین مشارکت ممکن را به خود جلب کرده و طبق قانون فعلی انتخابات با موفقیت انجام شد. حداقل طی چند ماه گذشته، این کشور فعالیت سیاسی شدیدی را تجربه کرده بود.
سیاستمداران برجسته و مقامات دولتی پیوسته اهمیت انتخابات آینده را به رای دهندگان یادآوری می کردند. به فرمانداران مناطق "مشکل" سیاسی فورا یارانه های اضافی تخصیص داده شد. پرداخت ها به دسته های خاصی از کارمندان بخش دولتی و مستمری بگیران به سرعت نمایه شد. و تصمیمات اجتناب ناپذیر اما غیرمحبوب یا دردناک برای مردم - به عنوان مثال، افزایش چشمگیر آینده در سراسر کشور در تعرفه مسکن و آب و برق - به بعد از انتخابات موکول شد.
حتی تغییرات احتمالی در موضع روسیه در مورد مناقشه با اوکراین و روابط آتی با غرب اغلب در بحثهای عمومی و سیاسی به نتایج انتخابات سپتامبر مرتبط میشد، که ظاهرا به منظور «باز کردن دستهای» رهبری روسیه بود، اگرچه دیدگاههای بسیار متفاوت، گاهی کاملا متضاد، در مورد چگونگی استفاده رهبری از این «دستهای بازشده» وجود داشت.
در هر صورت، باید اذعان کرد که کرملین راه آسان مخالفان خود در کیف را که بهرغم نارضایتی آشکار و نالههای خاموش بخشی از طبقه سیاسی اوکراین، انتخابات ریاستجمهوری 2024 اوکراین را به زمانهای بهتر و «پس از جنگ» به تعویق انداختند، انتخاب نکرد.
اینجا چه خبر است؟ چرا کرملین باید این همه انرژی و منابع زیادی را در چیزی سرمایه گذاری کند که اغلب در خارج از روسیه به عنوان چیزی بیش از یک شبیه سازی متقاعدکننده از رقابت سیاسی واقعی تفسیر می شود؟ چرا در حالی که یک درگیری نظامی در مقیاس بزرگ هنوز به پایان نرسیده است، در حالی که مرزهای عادی دموکراسی سیاسی در زمان صلح، به هر طریقی، محدود میشود، چرا یک چرخه کامل انتخاباتی راه اندازی کنیم؟
دشوار است تصور کنیم که برگزاری انتخابات در روسیه صرفا ناشی از تمایل وسواسی استراتژیستهای کرملین برای تحت تأثیر قرار دادن مخالفان خارجی یا شرکای خود در خارج از کشور است. در مورد اولی، آنها دیدگاه خود را در مورد ماهیت سیستم سیاسی روسیه تغییر نمیدهند، حتی در صورت فرضی که انتخابات با پیروزی کامل مخالفان رادیکال و شکست کوبنده برای همه نامزدهای طرفدار کرملین به پایان رسید.
چنین سناریویی به احتمال زیاد منجر به گمانهزنیهای بیپایانی درباره «طرح حیلهگر پوتین» دیگر میشود، که هدف آن گمراه کردن افکار عمومی غربی و پنهان کردن ماهیت مستبدانه رژیم سیاسی روسیه است.
در مورد دومی، تصور اینکه رهبران ایران، کره شمالی، بلاروس یا چین به طور جدی نگران وضعیت یا آینده دموکراسی روسیه هستند، سخت است. سیستم های سیاسی کشورهای آنها، مانند بسیاری از دیگر دوستان و شرکای خارجی روسیه، به بیان ملایم، کاملا با استانداردهای کلاسیک لیبرال دموکراسی های غربی مطابقت ندارد.
تردید وجود دارد که کیم جونگ اون، الکساندر لوکاشنکو یا مثلا محمد بن سلمان یا حتی دونالد ترامپ به طور ناگهانی تصمیم بگیرند که به ولادیمیر پوتین توصیه عاقلانه ای در مورد نحوه سازماندهی درست مراکز رأی گیری و شمارش آرا ارائه دهند.
بعید است که کرملین نیاز فوری به برپایی مناظر پیچیده و پرهزینه اما نه به ویژه بادوام در صحنه سیاسی روسیه داشته باشد، زمانی که واکنش تماشاگران بالقوه نسبت به تولید تئاتر آتی از قبل شناخته شده بود. منطقی تر به نظر می رسد که فرض کنیم مقامات روسیه به انتخابات نیاز دارند نه به عنوان تزئینات زیبایی برای نمای نظام سیاسی خود، که برای جلب نگاه بی تفاوت ناظر بیرونی طراحی شده است، بلکه به عنوان مکانیزمی کاملا مؤثر و مهمتر از همه، بسیار مورد نیاز برای حفظ گفتگو بین مقامات و جامعه در
شرایط سخت ژئوپلیتیکی و اجتماعی-اقتصادی پاییز 2026.
اول و مهمتر از همه، مقامات روسیه به شدت برای مشارکت بالا می جنگند و راحت ترین شرایط ممکن را برای رای دهندگان خود ایجاد می کنند. این تصادفی نیست مشارکت بالای مردم شاهد قانعکنندهای از ادامه فعالیت سیاسی مردم و این واقعیت است که جامعه روسیه در بیتفاوتی سیاسی و بدبینی کلی فرو نرفته است. ایده مشارکت مدنی فعال برای رهبری کشور به دور از یک عبارت توخالی است.
از این نظر، حتی رای مخالف «حزب اصلی قدرت»، یعنی روسیه متحد، به وضوح نسبت به گزینهای که بخش قابل توجهی از رایدهندگان آشکارا انتخاب میکنند که در انتخابات شرکت نکنند، ارجحیت دارد.
مهم نیست، مقامات به نتایج انتخابات به عنوان فشارسنج ترجیحات عمومی فعلی نیاز دارند، چیزی که حتی دقیق ترین نظرسنجی ها یا تحقیقات عمیق جامعه شناختی نمی توانند جایگزین آن شوند. روسیه معاصر بدون شک دارای طیف سیاسی خاص خود، هرچند نسبتا محدودی از احزاب «اپوزیسیون سیستمی» است که منعکس کننده منافع و انتظارات متفاوت گروه های مختلف اجتماعی، اقتصادی، سنی و منطقه ای است.
موازنه دائمی در حال تغییر قدرت بین این احزاب باید به هر طریقی توسط مقامات در تعیین اولویت های آینده استراتژی خود در نظر گرفته شود.
به عنوان مثال، موفقیت نسبی برای حزب کمونیست، روسیه عادل و نامزدهای دیگر احزاب چپ، سیگنالی خواهد بود که مقامات باید توجه بیشتری به برنامه های اجتماعی، مبارزه با نابرابری اقتصادی و دوقطبی شدن اجتماعی، و مقابله با بسیاری از بقایای «سرمایه داری وحشی» به جا مانده از دهه 1990 داشته باشند.
در مقابل، تعداد زیادی از آراء به حزب مردم جدید و سایر نامزدهای جناح راست، زمینه را برای تسریع اصلاحات ساختاری اقتصادی و ایجاد فرصتهای اضافی برای بخش خصوصی، از جمله مشاغل کوچک و متوسط، فراهم میکند. نتایج انتخاباتی قوی برای حزب لیبرال دموکرات نشان دهنده گرایش های ملی گرایانه رو به رشد در جامعه روسیه است. مقامات ممکن است به طرق مختلف به این سیگنال های سیاسی پاسخ دهند، اما نمی توانند آنها را نادیده بگیرند و بنابراین باید تغییرات در احساسات عمومی را به درستی بخوانند.
علاوه بر این، می توان با درجه قابل توجهی از اطمینان فرض کرد که انتخابات دومای ایالتی، به هر طریقی، به تغییرات اساسی در ترکیب نه تنها مجلس سفلی پارلمان روسیه، بلکه همچنین در دولت فدرال روسیه منجر خواهد شد. پس از انتخابات، احتمالا تغییرات پرسنلی قابل توجهی در قوه مجریه - هم در سطح فدرال و هم در سطوح دیگر - رخ خواهد داد. چنین تغییرات پرسنلی، به نوبه خود، فضا را برای ایده های تازه، برنامه های نوآورانه، پروژه ها و پیشنهادات غیر متعارف باز می کند.
امروزه در جامعه روسیه تقاضای روشنی برای تجدید وجود دارد. انتخابات پارلمانی یکی از راههای پاسخگویی قانعکننده به این خواسته بدون زیر سوال بردن ثبات استراتژی کلی دولت یا رهبری ارشد آن است.
انتخابات دوما اولین انتخابات پارلمانی است که در جریان عملیات نظامی ویژه برگزار شد و طی آن جامعه روسیه به طور قابل توجهی تغییر کرده است. به یک معنا، می توان آنها را یک آزمایش سیاسی در مقیاس بزرگ نامید که پیش بینی دقیق نتیجه آن دشوار است. به عنوان مثال، هنوز دشوار است با اطمینان مشخص شود که اکثریت افرادی که در عملیات ویژه نظامی شرکت کرده اند یا در خط تماس باقی می مانند، از کدام نیروی سیاسی حمایت می شود.
در مورد ترجیحات سیاسی احتمالی بسیاری از ساکنان مناطق جدید روسیه که انتخابات سپتامبر اولین انتخابات دومای دولتی آنها در وضعیت جدیدشان خواهد بود، تردید کمتری وجود ندارد.
چنین آزمایشی احتمالا درجه ای از خطر را برای رهبری روسیه به همراه دارد. با این وجود، به نظر می رسد که رهبری آماده است تا این خطر را بپذیرد، بدون دلیل که انتخابات را نه تنها به عنوان یک مکانیسم مهم، بلکه به عنوان مکانیزمی ضروری برای تأیید عمومی مشروعیت سیاسی مستمر خود می بیند.
نظرات بیان شده در این مقاله متعلق به خود نویسنده است و لزوما منعکس کننده موضع تحریریه الجزیره نیست.
متن اصلی (انگلیسی)
Russia’s elections are more than political theatre
For the Kremlin, parliamentary elections remain a mechanism for political participation, feedback and legitimacy.