او در 11 سپتامبر پشت میزش در پنتاگون بود. با شروع هرج و مرج، او از رفتن خودداری کرد
متیو کلیمو روزی را به یاد می آورد که یک هواپیمای مسافربری ربوده شده به مقر وزارت دفاع ایالات متحده در آرلینگتون، ویرجینیا سقوط کرد: «تمام روز من یک سرباز خوب بودم: جسور، مصمم، بی احساس، منطقی، و بی عاطفه،» متیو کلیمو، با یادآوری موجی از احساسات که پنگوئن در 1 سپتامبر به خانه رسید، می نویسد: 2001. غم و اندوه برای زندگی از دست رفته وجود داشت. اما وجود داشت…
خواندن متن کامل در گاردین آمریکابه زبان اصلی، در سایت ناشر باز میشودمتن اصلی (انگلیسی)
He was at his desk at the Pentagon on 9/11. As the chaos unfolded, he refused to leave
Matthew Klimow recalls the day a hijacked airliner crashed into the headquarters of the US defence department in Arlington, Virginia “All day I had been a good soldier: stolid, resolute, unemotional, rational, and dispassionate,” writes Matthew Klimow, recalling the wave of emotion that overwhelmed him as he arrived home from the Pentagon on 11 September 2001. There was sadness for the lives lost. But there was…