پرش به محتوای اصلی

با پایان یافتن دوران ریاست جمهوری ترامپ، خاورمیانه با پنجره ای حیاتی برای تغییر مواجه است

جروزالم‌پست۱۴۰۵ شهریور ۲۷, جمعه، ساعت ۰۸:۳۲حدود 9 دقیقه مطالعه

امور ملی: مقامات ایالات متحده و منطقه ای در MEAD استدلال می کنند که فرآیندهای ایران، غزه و لبنان ناقص هستند، اما به گزینه های جایگزین ارجحیت دارند و باید قبل از خروج ترامپ از قدرت، ایمن شوند.

در کنفرانس سطح بالای گفتگوی خاورمیانه و آمریکا (MEAD) هفته گذشته در واشنگتن، که مقامات ارشد فعلی و سابق از اسرائیل، ایالات متحده و سراسر خاورمیانه را گرد هم آورد، مکررا یک موضوع مطرح شد: در ایران، غزه و لبنان، «کامل» نباید اجازه داشته باشد که به دشمن پیشرفت تبدیل شود. لبنانی که در آن دولت، نه یک سازمان تروریستی، در واقع کشور را کنترل می کند. و غزه عاری از حماس. این ایده آل است.

همچنین برای دستیابی به آن زمان طولانی و طولانی نیاز است. در این میان، 7 اکتبر و جنگ هایی که به راه انداخته است، فرآیندهایی را در هر یک از این عرصه ها به راه انداخته است که در صورت تکمیل آن، می تواند آن اهداف را در معرض دید قرار دهد. اجرای طرح 20 ماده ای دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا برای غزه، با غیرنظامی سازی و ریشه کن کردن در هسته آن؛ و پیشبرد روند تاریخی سه جانبه در لبنان. یک پنجره 28 ماهه برای تثبیت تغییرات منطقه ای به صبر نیاز است.

اما مسئله اینجاست: باید با اضطرار صبر کرد. اسرائیل اکنون یک فرصت 28 ماهه برای ریشه‌یابی و تثبیت این فرآیندها قبل از خروج ترامپ از قدرت دارد و یک دولت جدید، احتمالا با اولویت‌های بسیار متفاوت و جهان‌بینی بسیار متفاوت، قدرت را در دست می‌گیرد. این کنفرانس MEAD، مانند سه کنفرانس قبلی، در سیاست خاورمیانه و سیاست‌های کلیدی منطقه‌ای در جهان دوجانبه بی‌نظیر بود.

علیرغم ابرهای سیاه منطقه، حال و هوای پانل های بدون ضبط به طرز شگفت انگیزی خوش بین بود. شرکت کنندگان، از جمله ژنرال های سابق، روسای اطلاعات، دیپلمات های خدمتگزار، و سیاستمداران، نه تنها بر آنچه به دست نیامده بود، بلکه بر آنچه که به دست آمده بود تمرکز کردند. دیگران ممکن است آن را تلاشی تازه برای کوچک‌نمایی و بررسی آنچه یکی از شرکت‌کنندگان «خط روند کلی» نامیده است ببینند. و این خط روند، که از یک هتل با تهویه‌ی مطبوع در واشنگتن پدیدار شد، جایی که غذای حلال و حلال برای شرکت‌کنندگان در دسترس بود، - باور کنید یا نه - مثبت بود.

آیا آن خط روند مثبت نسبت به ایران مشهودتر بود. نه به این دلیل که تهدید ایران ناپدید شده است - نه - بلکه به این دلیل که کارزار نظامی و محاصره متعاقب آن تهران را تحت فشاری قرار داده است که قبلا هرگز تجربه نکرده بود. آسیب های هسته ای ایران را با سال ها بهبودی مواجه می کند. از ترازنامه نظامی شروع کنید. تاسیسات هسته ای اصلی ایران تخریب شده یا به شدت آسیب دیده است، همراه با سانتریفیوژها، بخش قابل توجهی از برنامه های تحقیقاتی و توسعه برای بازسازی تاسیسات، ساخت بخش قابل توجهی از تاسیسات، تحقیقات و توسعه.

علاوه بر این، دانشمندان برجسته هسته ای کشته شدند. دانش هسته ای ایران همچنان باقی است، همانطور که مواد غنی شده در چندین مکان دفن شده است، اما بازآفرینی آنچه از دست رفته نیاز به زمان، پول و دانشمندانی با تخصص لازم دارد. حمله 28 فوریه همچنین حاوی یک عنصر غافلگیری تاکتیکی بود که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

یکی از شرکت‌کنندگان گفت که این عملیات عمدا صبح آغاز شد زیرا ایرانی‌ها انتظار نداشتند اسرائیل و ایالات متحده در طول روز حمله کنند. این تصمیم بخشی از چیزی بود که شرکت‌کنندگان آن را سطح بی‌سابقه و "رویاگونه" ادغام و همکاری نظامی آمریکا و اسرائیل توصیف کردند. آسیب به صنعت موشکی و پهپادی ایران بسیار زیاد است. یکی از شرکت کنندگان گفت که این کمپین «توانایی ایران برای تولید موشک و پهپاد را از 100 درصد به 10 تا 20 درصد کاهش داد.» این بدان معنا نیست که ایران تنها 10 تا 20 درصد از موشک هایش را در اختیار دارد.

این بدان معناست که توانایی آن در تولید انواع جدید به طور چشمگیری کاهش یافته است. ایران می تواند بازسازی کند، اما تنها با منحرف کردن منابع کمیاب از اقتصاد در حال چرخش. محاصره به دنبال تعمیق فشار بر رژیم تهران است و این همان جایی است که محاصره وارد می شود. کارزار نظامی به توانایی های ایران آسیب زد.

هدف از محاصره این است که از بازسازی آنها جلوگیری کند و رژیم را مجبور کند که بین تامین مالی جاه طلبی های نظامی خود و حفظ عملکرد اقتصاد خود یکی را انتخاب کند. افشای دیگری که در کنفرانس شنیده شد مربوط به نقش اسرائیل در تظاهرات ضد رژیمی بود که در ژانویه آغاز شد. ناآرامی ها در بازار تهران بدون درخواست اسرائیل از مردم برای حضور در خیابان ها آغاز شد.

اما هنگامی که گسترش یافت، اسرائیل فعالانه ایرانیان را تشویق کرد تا به تظاهرات بپیوندند. یکی از شرکت کنندگان اسرائیلی گفت: «ما می دانستیم که آنها در 8 ژانویه تا حدودی به دلیل عملیات نفوذی که ما انجام دادیم به خیابان ها رفتند.» رژیم با کشتن هزاران نفر و زخمی شدن هزاران نفر دیگر پاسخ داد. با این حال، معترضان روز بعد بازگشتند، و این تصمیم برای بازگشت در 9 ژانویه نه تنها نشان داد که تعداد زیادی از ایرانیان با رژیم مخالفت کردند - چیزی که اسرائیل مدت ها به آن اعتقاد داشت - بلکه برخی از آنها اکنون مایلند جان خود را برای به چالش کشیدن آن به خطر بیاندازند. فشار فعلی اعمال شده،

بر اساس این ارزیابی ها، ممکن است شرایط را برای تغییر از درون ایجاد کند. این امر مستلزم رهبری جایگزین ایران، تداوم عملیات نفوذ از درون و، به قول یکی از شرکت کنندگان، «مردم روی زمین» است. این به ایرانی‌هایی اشاره داشت که قادر به عمل در داخل کشور هستند، نه به تهاجم زمینی. اما در اینجا نیز، ساعت در حال گذر است. ایران روی منتظر ماندن از کمپین فشار ترامپ شرط می‌بندد ایران شرط می‌بندد که فشار آمریکا موقتی است – که فقط باید از 28 ماه باقی‌مانده ترامپ جان سالم به در ببرد و منتظر تسکین باشد.

بنابراین واشنگتن باید تهران را متقاعد کند که این سیاست از ترامپ جان سالم به در خواهد برد و نمی توان با انتظار برای رئیس جمهور بعدی از آن فرار کرد. در واقع، انتظاری که در کنفرانس بیان شد این بود که ایران در نهایت به جای اینکه اجازه دهد به آرامی از نظر اقتصادی خفه شود، حمله کند و حمله به اسرائیل نشانه این باشد که رژیم در آخرین پاهای خود قرار دارد. اما همه اینها دلیلی برای برداشتن فشار نیست.

این استدلالی است برای آماده شدن برای پاسخ ایران در حالی که راهبردی را ادامه می دهد که شاید برای اولین بار در تاریخ 47 ساله جمهوری اسلامی، بقای رژیم را در خطر قرار داده است. یکی از شرکت کنندگان گفت ارزیابی اولیه اسرائیل - که رژیم ممکن است ظرف یک تا سه سال سقوط کند - هنوز پابرجاست. اگر ایران به صبر و شکیبایی نیاز دارد تا فشار وارد شود، غزه نیاز به زمان متفاوتی دارد تا یک آزمایش سیاسی متفاوت ایجاد کند: اعلام شکست و فرستادن مجدد ارتش اسرائیل به داخل.

مقامات دولتی، فلسطینی و بین المللی که در اجرای طرح 20 ماده ای ترامپ نقش داشتند. مشکلات بسیار زیاد است: حماس همچنان مسلح است. نیروی ثبات بین المللی هنوز ظهور نکرده است. دولت تکنوکرات فلسطینی که قرار است غزه را اداره کند در قاهره است نه در شهر غزه. و مقیاس تخریب فیزیکی سرسام آور است. اما شرکت کنندگان بارها به همان نقطه بازگشتند: جایگزین بهتر چیست؟ یکی از اعضای پانل به صراحت گفت: "هر جایگزین برای هیئت صلح 1000 است.

بارها بدتر.» این گزینه‌ها شامل بازگشت حماس، اشغال نامحدود اسرائیل، احیای تشکیلات خودگردان فلسطینی اصلاح‌نشده، یا دیگر کمپین نظامی بزرگ اسرائیل است. یکی دیگر از شرکت‌کنندگان گفت که حتی اگر این طرح فقط 20 یا 30 درصد شانس موفقیت داشته باشد، اسرائیل موظف است این احتمال را قبل از فرستادن سربازان به شبکه غزه، مهم‌تر از همه چیز ترامپ، از بین ببرد. رئیس جمهور ریاست هیئت صلح را بر عهده دارد، شخصا در این طرح سرمایه گذاری کرده است و نسبت به نگرانی های امنیتی اسرائیل حساس است.

این به چارچوب حمایت سیاسی می‌دهد که ممکن است از دولت آینده دریافت نکند. بنابراین، 28 ماه آینده باید این طرح را از مجموعه‌ای از وعده‌ها به چیزی تبدیل کند که در حال اجراست. بیش از همه، شرکت کنندگان بر افراط گرایی تاکید کردند. یک نفر گفت که آزمون نهایی پیروزی این نخواهد بود که اسرائیل چه تعداد از تروریست های حماس را کشته، چه تعداد تونل را ویران کرده یا چه میزان خسارت وارد کرده است. این خواهد بود که آیا سال‌ها بعد، سه کلمه می‌توان گفت: «حماس غزه را از دست داد.» برای تحقق آن، حذف حماس از دولت کافی نیست.

ایدئولوژی آن نیز باید از مدارس، مساجد و مؤسسات عمومی منطقه حذف شود. بازسازی خانه ها با دست نخورده ماندن زیرساخت های آموزشی و مذهبی که 7 اکتبر را تجلیل کردند، فقط پایه های جنگ بعدی را بازسازی می کند. این به سرعت اتفاق نخواهد افتاد. نژاد زدایی یک پروژه نسلی است که مستلزم مشارکت شرکای منطقه ای - از جمله عربستان سعودی، امارات و مصر - است که تجربه مقابله با افراط گرایی اسلام گرا را دارند. طرح غزه دست و پا گیر، نامطمئن و پر از خطر است.

اما نکته مهم MEAD این بود که وقتی جایگزین‌های موجود بدتر هستند، نباید برنامه‌های ناقص را کنار گذاشت. در اینجا، مانند ایران، صبر ضروری است – اما، باز هم، باید با اضطرار همراه باشد. عرصه آخری که شرکت کنندگان MEAD خواستار صبر شدند – باز هم بدون توهم – لبنان بود. در اینجا نیز، ترتیب بسیار عالی نیست.

حزب الله همچنان مسلح است، نیروهای مسلح لبنان هنوز قادر به کنترل مناطق خالی شده توسط اسرائیل نیستند، و ماشین آلات راستی آزمایی مورد نیاز برای اطمینان از عدم بازگشت حزب الله به سادگی ایجاد نشده است. اما گزینه جایگزین بازگشت به چرخه آشنا است: حزب الله بازسازی می کند، اسرائیل حمله می کند، جنوب لبنان ویران می شود، و فرصتی دیگر برای بازگرداندن جنگ به تاریخ آغاز می شود. شرکت کنندگان استدلال کردند که لحظه حال متفاوت این است که حزب الله و حامی ایرانی آن به شدت تضعیف شده اند، لبنان رهبری سیاسی جدید دارد.

دولت لبنان فرصتی دارد – شاید تاریخی – تا اقتدار خود را مجددا تثبیت کند. این آرزو را می‌توان در شش کلمه خلاصه کرد: «یک ارتش، یک پرچم، یک سرود.» اما رسیدن به آنجا مستلزم حرکت با دقت و یادگیری از مناطق خلبانی است که عقب‌نشینی اسرائیل با استقرار ارتش لبنان مطابقت دارد. این خلبانان قرار است به سؤالات عملی پاسخ دهند که کل فرآیند بر روی آنها خواهد بود یا سقوط می‌کند: چه کسی تأیید می‌کند که او خلع سلاح شده است؟ «پاکسازی و نگه داشتن» یک منطقه برای ارتش لبنان دقیقا به چه معناست؟ چه مدت باید آزاد بماند

پرسنل و تسلیحات حزب الله قبل از اینکه اسرائیل بتواند آن را امن بداند؟ و اگر حزب الله پس از عقب نشینی ارتش اسرائیل بازگردد، چه اتفاقی می افتد؟ این روند باید با معضل کلاسیک مرغ و تخم مرغ نیز مواجه شود. اسرائیل می گوید تا زمانی که حزب الله خلع سلاح نشود و ارتش لبنان مستقر نشود، نمی تواند عقب نشینی کند. لبنان می‌گوید که نمی‌تواند نشان دهد که نظم جدید نتیجه می‌دهد - یا حمایت عمومی برای رویارویی با حزب‌الله ایجاد کند - مگر اینکه اسرائیل عقب‌نشینی را آغاز کند. رویکرد عملی که در حال آزمایش است و در مراحل اولیه آن یک فرآیند مرحله‌ای است: استقرار ارتش لبنان و خلع سلاح تأیید شده حزب‌الله به طور خاص

در همین حال، اسرائیل باید مراقب باشد که موفقیت نظامی را به شکست سیاسی تبدیل نکند. حملات ادامه دار ممکن است توانایی های حزب الله را بیشتر تضعیف کند، اما با اجازه دادن به این سازمان که بار دیگر خود را به عنوان مدافع لبنان در برابر اسرائیل معرفی کند، آن را از نظر سیاسی تقویت می کند. اگر چنین بود، اسرائیل از نظر نظامی پیروز می شد اما در رقابت سیاسی بزرگتر شکست می خورد. حوزه انتخابیه کلیدی جمعیت شیعیان جنوب لبنان است.

دولت لبنان باید نشان دهد که دولت می تواند چیزی را به آنها ارائه دهد که حزب الله ندارد: امنیت، بازسازی، فرصت های اقتصادی و پایان دادن به جنگ دائمی. روند سه جانبه کند، شکننده و آسیب پذیر در برابر تحریکات است. حزب‌الله ممکن است هواپیماهای بدون سرنشین پرتاب کند یا به روش‌های دیگر تلاش کند واکنش شدید اسرائیل را تحریک کند و روند را از مسیر خارج کند. اما به ندرت فرصت بهتری برای بازگرداندن حاکمیت لبنان و حذف سلاح‌های حزب‌الله وجود داشته است. مانند ایران و غزه، این ترتیب را نباید بر اساس یک راه حل کامل خیالی قضاوت کرد.

باید آن را با جایگزین موجود سنجید - جنگی دیگر.

خواندن متن کامل در جروزالم‌پستبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

Middle East faces critical window for change as Trump’s time in office runs down

NATIONAL AFFAIRS: US and regional officials at MEAD argue Iran, Gaza, and Lebanon processes are flawed but preferable to alternatives and must be secured before Trump leaves office.

همه‌ی اخبار خاورمیانه