پرش به محتوای اصلی

بازی جدید «ولورین» «به‌طور غیرقابل عذرخواهی خشونت‌آمیز» است. اما بیشتر از تعداد بدن است

هالیوود ریپورتر۱۴۰۵ شهریور ۲۴, سه‌شنبه، ساعت ۲۳:۲۶حدود 10 دقیقه مطالعه

بازی AAA به جنبه انسانی لوگان می پردازد که او را به یکی از ماندگارترین شخصیت های مارول تبدیل کرده است، علیرغم شروع بدش در 50 سال پیش.

او حتی قرار نبود دوام بیاورد، چه رسد به اینکه تبدیل به یکی از محبوب ترین شخصیت های کتاب های مصور جهان شود. اما این موضوع در مورد ولورین است. او به راحتی پایین نمی آید، و درست زمانی که به نظر می رسد روی طناب است، تاب می خورد، حتی بهتر از قبل.

این را می توان به توانایی منحصر به فرد شخصیت برای تکامل، و نه صرفا تکامل به عنوان نتیجه DNA جهش یافته او، ربط داد. بلکه نتیجه تاریخچه شخصیت است که او را به عنوان دشمن، مامور، سامورایی، ایکس من، انتقام جو و خود مرگ دیده است. ولورین علیرغم اسکلت آدامانتیوم نشکنش، انعطاف پذیر است، هرگز به سادگی یک ابرقهرمان نیست، و در نتیجه، می تواند در هر سناریویی جای بگیرد، در حالی که همچنان مستاجران اصلی شخصیتی را که می شناسیم و دوست داریم حفظ می کند.

داستان‌های مرتبط موسیقی اد شیران باز کن آرون رو تور را در همبستگی با مکلمور باکس آفیس برادوی ترک می‌کند: «همیلتون» با بازگشت کریس جکسون به ۲.۵ میلیون دلار می‌رسد، «دختران مدرسه‌ای» پیش‌نمایش‌های خود را آغاز می‌کنند.

این شکل‌پذیری است که در خدمت کاراکتر Marvel’s Wolverine، ادامه‌ی سری بازی‌های ویدیویی Spider-Man توسط Insomniac است. هالیوود ریپورتر برای به دست آوردن بینش عمیق تر در مورد بازی و محبوبیت ولورین، با کارگردان بازی، مایک دالی، و تهیه کننده اجرایی Marvel Games، اریک موناسلی صحبت کرد.

بازی پلی‌استیشن عناصری از پس‌زمینه و روابط ولورین را ریمیکس می‌کند و دوباره تصور می‌کند تا شخصیت را در گوشه اینسومنیاک از دنیای چندگانه مارول، Earth-1048، دوباره تعریف کند. بازی در دنیایی اتفاق می‌افتد که در آن مردان ایکس وجود ندارند و جمعیت جهش‌یافته در آن کمبود دارند. پس از سه سال تنهایی، ولورین/لوگان (لیام مک اینتایر) به نیروی ضربتی جهش یافته باز می گردد و خانواده ای به نام تیم ایکس را پیدا می کند که شامل Mystique/Raven (نیکول پسنت) و Sabertooth/Victor (برت گیپسون) نیز می شود.

این به عنوان یک ماموریت نجات برای نجات رهبر و خیرخواه خود، ناتانیل اسکس (تروی بیکر) از بولیوار تراسک، دانشمند متنفر جهش یافته ای که برنامه سنتینل را توسعه می دهد و مزدوران سایبرنتیک معروف به Reavers را به کار می گیرد، آغاز می شود. اما به زودی بازی لوگان را در یک توطئه گسترده می یابد که او را در مسیر قبیله نینجا، The Hand قرار می دهد. این درگیری باعث می شود که او در نقش خود در میان جهش یافته ها تجدید نظر کند و افشاگری هایی در مورد گذشته خود کشف کند که او را مجبور می کند با حقیقت خود روبرو شود.

بازی از اکشن یا خونریزی کم نمی‌کند - به طور جدی، خونریزی بسیار زیاد است. کسانی که به دنبال این هستند که احساس کنند کنترل روی حالت دیوانه کننده Wolverine چگونه است، این تجربه را کم نمی یابند. از نظر مبارزه، کارگردان بازی، مایک دالی، می‌گوید یکی از مستاجران اصلی جنبه‌ی جنگی بازی این بود که «ما می‌خواستیم به‌طور غیرقابل معذرت‌خواهی خشونت‌آمیز و صادقانه نسبت به رفتار آن شخصیت رفتار کنیم». اما Wolverine به سادگی یک حیوان نیست، و به همان اندازه که سرگرم کننده است که اندام ریورز را از اندام جدا کرده و نینجاهای دستی را با شمشیرهای خود به چوب بریزند، بازی بیش از کندن بدن در خطر است.

در نهایت، خشونت فرابنفش چیزی نیست که ولورین را به مدت 52 سال در گفتگو نگه داشته است. مطمئنا این عنصری برای جذابیت او است. منظورم این است که کدام بچه دوست ندارد تصور کند که پنجه هایی از بند انگشتانش بیرون می زند و قصد دارد به الاغش لگد بزند؟ جهنم، کدام بزرگسال گهگاه چنین تصوری را نمی کند؟ اما آنچه برای Wolverine بسیار مهم است مواردی است که به ما اجازه داده می‌شود فراتر از آن لبه‌های ناهموار را نگاه کنیم، حتی زمانی که بلافاصله مشخص نیست.

برای درک کامل آنچه که ولورین را قانع کننده می کند، باید به گذشته او برگردیم. و همانطور که هر طرفدار ولورین می داند، گذشته منطقه پیچیده ای برای لوگان است. این شخصیت که اولین بار توسط لن وین و جان رومیتا پدر خلق شد، اولین حضور خود را در فیلم The Incredible Hulk شماره 180 (1974) داشت. تصور او نتیجه تمایل روی توماس سردبیر آن زمان به مارول برای داشتن یک ابرقهرمان کانادایی بود. در اصل، او یک مامور مخفی برای دولت کانادا بود، در لباس زرد روشن با سبیل، نه کمتر!

نیم سال بعد تا حضور بعدی او، در شماره ای که مسیر تاریخ کمیک بوک را تغییر داد و مردی به نام ولورین را از یک رقیب کوچک به یک بازیگر اصلی تبدیل کرد، می گذشت. آن شماره، شماره 1 مردان ایکس با اندازه غول پیکر (1975) توسط وین و هنرمند دیو کاکروم، عنوان لغو شده مردان ایکس استن لی و جک کربی را دوباره تعریف و تقویت کرد و تیم را با یک بازیگر بین المللی از شخصیت ها، از جمله ولورین بدخلق کانادایی، پر کرد.

اطلاعات کمی در مورد گذشته ولورین در آن شماره های اولیه وجود داشت، حتی توسط سازندگان او. ایده ها در اطراف شناور بودند، اما اغلب تغییر می کردند. پنجه‌های ولورین در ابتدا به عنوان بخشی از دستکش‌های او تصور می‌شد، تا اینکه کوکرام پیشنهاد کرد آن‌ها را بخشی از بدنش کند. وین در نظر گرفت که لوگان را یک ولورین واقعی بسازد که توسط High Evolutionary به یک مرد جهش یافته بود (مشابه داستان اصلی Rocket Racoon در Guardians of the Galaxy Vol. 3). خوشبختانه، هرگز این اتفاق نیفتاد.

در عوض، گذشته اسرارآمیز لوگان بخشی از جذابیت او شد، همراه با میل شدید او به خشونت، و علاقه به ژان گری، که باعث شد او با سایکلپس، رهبر تیم، سر به سر بزند.

زمانی که کریس کلرمونت بعد از Giant-Size سریال را بر عهده گرفت، هیچ تلاشی برای پنهان کردن بی‌علاقگی خود به Wolverine نکرد، معمولا او را به یک نقش فرعی در سریال تقلیل می‌داد و تنش بین لوگان و Cyclops را در زمانی که او در آنجا حضور داشت بالا می‌برد، احتمالا با این فکر که Cyclops در نهایت رضایت مخاطب را جلب می‌کند. او قهرمان قدبلند، کلاسیک خوش تیپ و معقول بود. اما اینها دهه 70 بود و مخاطبان علاقه زیادی به ضدقهرمانان و مدافعان خشونت آمیز داشتند که توسط افرادی مانند کلینت ایستوود، چارلز برونسون و رابرت شاو به تصویر کشیده شده بودند.

در حالی که کلرمونت قصد داشت ولورین را بکشد، یا حداقل او را از کتاب بنویسد، جان بایرن، همکار و مدادنویس، پتانسیل‌هایی را در ولورین می‌دید، و این کاراکتر را بیشتر برجسته می‌کرد و اینکه چگونه تمایل او به کشتن او را به یک فرد خارجی تبدیل می‌کرد. اما فقدان قانون منع کشتار ولورین، که او را از دیگر قهرمانان آن زمان جدا می‌کرد، سؤالات بزرگ‌تری را در مورد مرگ و میر برای جهش‌یافته‌ها و مسئولیت‌های گونه‌ای که از آنها می‌ترسید و شکار می‌شد، باز کرد. ولورین خیلی نمی خواست بکشد، بلکه می خواست از کسانی که به آنها اهمیت می داد محافظت کند.

معرفی کیتی پراید 13 ساله به صفوف مردان ایکس در سال 1980 جنبه نرم تری را به این شخصیت نشان داد. در حالی که او برای نوجوان کاملا شخصیت پدری نبود، به نوعی عموی عجیب و غریب تبدیل شد، که بازی از طریق رابطه لوگان با جهش یافته‌های جوان‌تر در بازی مانند Nature Girl و Leech به آن ادای احترام می‌کند.

تا زمانی که مینی سریال چهار شماره ای ولورین با هنرمندی فرانک میلر در سال 1982 بود که سرانجام کلرمونت با ولورین کلیک کرد. او فقط یک خار قاتل در چشم تیم یا مردی بود که از اقتدار بیزاری می‌کرد، بلکه یک سامورایی بی‌استاد و رونین با یک رمز افتخار متمایز بود. لوگان نه تنها شرافتمند بود، بلکه او همچنین یک رمانتیک بود که با عشق غم انگیز و نافرجامش به ماریکو یاشیدا به نمایش گذاشته شد. ناگهان ولورین به عنوان یک قهرمان دوست داشتنی بایرونیک انتخاب شد که با فرهنگ شرق یا غرب همخوانی نداشت.

مسلما، به دلیل ماهیت اپرای صابونی کتاب های مصور، ولورین بی نظم ترین زندگی عاشقانه را خارج از پیتر پارکر داشت.

ولورین مارول نیز همین جنبه حساس را بررسی می‌کند، و مک اینتایر که شبیه‌سازی، صدا و اجرای موکپ آن همگی به تجلی لوگان در آن چیزی که به‌عنوان یک اجرای استادانه به‌شمار می‌رود، کمک می‌کنند. دالی در هنگام انتخاب بازیگران مک اینتایر شش سال پیش گفت: «چیزی که ما به دنبال آن بودیم شخصی بود که بتواند شخصیتی را با ظاهری خشن اما قلبی بزرگ نشان دهد. و این فقط دو حالت نیست.

ما باید فراتر از ظلمات سطحی برویم.» او همچنین به تعهد مک اینتایر به حضور در هر بخش از روند توسعه بازی اشاره کرد و به او درک عمیق‌تری از شخصیت و پرکردن شکاف‌های احساسی داد که می‌تواند در طول ماموریت‌ها نقش مهمی را ایفا کند. به ناچار، هر تصویری از ولورین را با هیو جکمن مقایسه می‌کنیم که 26 سال افسانه‌ای نقش ولورین را بازی کرده است. اما مک اینتایر نقش را برای خود می سازد، با بازی لوگان کمی بیشتر شبیه یک حیوان زخمی، مشکوک و آسیب دیده، اما در نهایت عمیقا می خواهد که دوستش داشته باشند و پذیرفته شود.

مفهوم عشق و پذیرش لوگان، و همچنین یافتن جایی در جامعه جهش یافته بزرگتر، در درجه اول از رابطه او با ژان گری (کریزیا باخوس) ناشی می شود. اریک موناسلی، تهیه‌کننده اجرایی مارول گیمز، می‌گوید: «یک چیز اساسی در مورد جهش‌یافته‌ها این است که آن‌ها این پیوند و جامعه را به عنوان مطرود دارند.» و در حالی که ولورین اغلب به عنوان یک شخصیت انفرادی دیده می شود، او همیشه به جامعه خود باز می گردد تا به خود یادآوری کند که برای چه کسی و برای چه چیزی می جنگد.

ژان باخوس، که کمی بزرگتر از همتای معمولی خود در کتاب های مصور است، و آزارش توسط مادرش و سایر انسان ها از او چیزی شبیه به یک انقلابی فداکار ساخته است که هرگز از مبارزه فرار نمی کند، بهترین ها را در لوگان به نمایش می گذارد و جامعه ای را به او نشان می دهد که فراتر از سمیت تیم X وجود دارد.

رابطه ژان و لوگان در بازی، برداشت کلرمونت از شخصیت‌هایی را به یاد می‌آورد که در آن‌ها عناصر اصلی جهان، زندگی و مرگ هستند، که پیوند آن‌ها به هر شکلی که رابطه‌شان با Cyclops و Mariko برقرار نیست، ابدی است. با وجود اینکه ولورین مارول داستانی کاملا منحصر به فرد را روایت می کند که مستقیما بر اساس هیچکدام از کمیک ها نیست، دالی می گوید: «اگر ما بتوانیم چیزی را که باعث شد مردم در وهله اول عاشق این شخصیت ها شوند، در شخصیت پردازی آن ها بازنمایی کنیم، پس چیزی که واقعا می خواهید این است که ببینید شخصیت ها خودشان هستند.

در شرایط جدید.» این x-factor است، دقیقا شبیه بازی‌های مرد عنکبوتی، که باعث می‌شود ولورین مارول فراتر از پنجه‌ها و لباس‌ها احساس اصالت داشته باشد، و آنچه که سازنده اجرایی Marvel Games، Monacelli، امیدوار است به بازی اجازه دهد تا در کنار سایر نقاط تماس [Wolverine]، اعم از کمیک، سریال‌های انیمیشن یا فیلم، قرار بگیرد.

Marvel’s Wolverine یکی از موردانتظارترین و پیش فروش‌شده‌ترین بازی‌های سال است و حتی پیش از انتشار نیز صحبت‌ها و انتظارات زیادی را برانگیخته است. در مورد جذابیت ماندگار شخصیت، از موناسلی می پرسم که او آن را به چه چیزی نسبت می دهد. او بدون از دست دادن چیزی می گوید: "او در نهایت این شخصیت بسیار انسانی است که عمیقا به افرادی که قسم خورده است از آنها محافظت کند و دوستشان داشته باشد اهمیت می دهد. این یک ویژگی بسیار قابل ربط است. این یک ویژگی بسیار انسانی است. برخی از مردم او را به عنوان یک توپ خشمگین و پنجه می بینند و این عالی است.

اما او این جنبه نرم‌تر را نیز دارد که به مردم اجازه می‌دهد با او ارتباط برقرار کنند. در اینجا این شخص کوچک کوتاه است که فقط بر مشکلات غلبه می کند. او همه چیز را تحت فشار قرار می دهد. چه چیزی می تواند انسانی تر از این باشد؟ این یکی از سخت ترین کارها در زندگی است، اما در عین حال یکی از واقعی ترین کارها است، به خصوص با بالا رفتن سن.

در نهایت، Wolverine در مورد اتصال است. گاهی خشونت آمیز است، گاهی بدبینانه و نابجا، اما گاهی مملو از امید، عشق و اجتماع است. بازی‌های ویدیویی، در خالص‌ترین شکل‌هایشان، دقیقا همین ارتباط را دارند. Marvel's Wolverine 52 سال از تاریخ محبوب ترین جهش یافته را به هم متصل می کند و استعدادهای مشهور کتاب های مصور مانند آدام کوبرت و ایبان کوئلو، آهنگساز برنده دو جایزه امی، دیوید فلمینگ، و تعداد زیادی از بازیگران و اعضای تیم با استعداد در Insomniac و Marvel Game را گرد هم می آورد تا یک مطالعه لایه ای از شخصیت ها را به بهترین نحو ارائه دهد که چرا به Wverth می رسد.

قبل از اینکه چه کاری انجام می دهد است، و کاری که انجام می دهد او را بیشتر قابل ارتباط می کند.

خواندن متن کامل در هالیوود ریپورتربه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

The New ‘Wolverine’ Game Is “Unapologetically Violent.” But It’s About More Than the Body Count

The AAA game dives into the human side of Logan that has made him one of Marvel's most enduring characters, despite his inauspicious beginnings 50 years ago.

همه‌ی اخبار فرهنگ و هنر