راز شال خونین؛ چرا معمای جک قاتل با DNA هم حل نشد؟
ایرادهای علمی، احتمال آلودگی نمونهها و ناپدیدشدن دادههای خام شال منتسببه صحنهی جرم، مانع از اثبات هویت مظنون قتلهای ۱۸۸۸ لندن شد.
ایرادهای علمی، احتمال آلودگی نمونهها و ناپدیدشدن دادههای خام شال منتسببه صحنهی جرم، مانع از اثبات هویت مظنون قتلهای ۱۸۸۸ لندن شد.
آزمایش DNA روی شالی قدیمی، نام یکی از مظنونان قتلهای مشهور لندن را دوباره مطرح کرد؛ اما تردید دربارهی اصالت شال، احتمال آلودگی نمونهها و ایرادهای علمی پژوهش باعث شده هویت جک قاتل پس از ۱۳۸ سال همچنان نامعلوم بماند.
در پاییز سال ۱۸۸۸ میلادی، قتلهای پیاپی زنان در محلهی وایتچپل لندن، وحشت گستردهای ایجاد کرد. قاتلی که بعدها با نام «جک قاتل» شناخته شد، با وجود تحقیقات گستردهی پلیس هرگز دستگیر نشد. بیش از یک قرن بعد، دانشمندان تلاش کردند با بررسی DNA باقیمانده روی یک شال قدیمی، پرده از هویت او بردارند.
بر اساس اطلاعات آرشیو ملی بریتانیا ، پنج زن به نامهای مری اَن نیکولز، آنی چپمن، الیزابت استراید، کاترین ادووز و مری جین کلی قربانیان اصلی منتسب به این قاتل هستند. این قتلها در دورهای رخ دادند که وایتچپل یکی از فقیرترین مناطق لندن بود و بسیاری از زنان ساکن آن در شرایط دشواری زندگی میکردند.
یکی از مهمترین سرنخهای ادعایی پرونده، شالی است که گفته میشود پس از قتل کاترین ادووز در سال ۱۸۸۸ از محل حادثه برداشته شد.
این شال سالها در اختیار افراد مختلف قرار داشت تا اینکه پژوهشگرانی تصمیم گرفتند لکههای موجود روی آن را از نظر ژنتیکی بررسی کنند. هدف آنها یافتن نشانههایی بود که بتواند شال را به قربانی و یکی از مظنونان تاریخی مرتبط کند.
در سال ۲۰۱۹، یاری لوهلاینن از دانشگاه جان مورز لیورپول و دیوید میلر از دانشگاه لیدز، نتایج پژوهش خود را در نشریهی علمی Journal of Forensic Sciences منتشر کردند.
آنها اعلام کردند DNA میتوکندریایی استخراجشده از لکههای شال، با نمونههای مرجع منتسببه خانوادهی کاترین ادووز و یکی از مظنونان تاریخی، آرون کوسمینسکی ، مطابقت دارد. کوسمینسکی آرایشگری لهستانیتبار بود که در تحقیقات تاریخی دربارهی جک قاتل نامش مطرح شده بود.
مشکل اصلی این است که مطابقت DNA میتوکندریایی بهتنهایی برای شناسایی قطعی یک فرد کافی نیست.
برخلاف DNA هستهای که میتواند اطلاعات فردی متمایزکنندهتری داشته باشد، DNA میتوکندریایی از طریق خط مادری به ارث میرسد. به همین دلیل، افراد مختلفی که از یک تبار مادری مشترک هستند ممکن است توالیهای مشابهی داشته باشند.
فلیس بدفورد ، پژوهشگر دانشگاه آریزونا، در نقدی علمی توضیح داد که پژوهشگران تنها بخشهای محدودی از DNA میتوکندریایی را بررسی کردهاند و اطلاعات کافی برای ارزیابی مستقل احتمال مطابقت تصادفی ارائه ندادهاند.
بهگفتهی بدفورد، دادههای منتشرشده امکان تأیید مستقل نتیجهگیری دربارهی هویت قاتل را فراهم نمیکنند. مشکل دیگر، اصالت شال است. هیچ زنجیرهی مستند و پیوستهای برای نگهداری این شیء از سال ۱۸۸۸ تا زمان آزمایش وجود ندارد. به همین دلیل، مشخص نیست که شال واقعاً در صحنهی قتل بوده یا DNA موجود روی آن در چه زمانی به پارچه منتقل شده است.
حتی اگر نمونهی ژنتیکی با یکی از بستگان کوسمینسکی مطابقت داشته باشد، این موضوع بهتنهایی ثابت نمیکند که او در زمان قتل در محل حضور داشته است. احتمال انتقال DNA در زمان دیگری یا آلودگی نمونه نیز باید بررسی شود.
مهمترین تحول این پرونده در سال ۲۰۲۴ رخ داد. نشریهی Journal of Forensic Sciences پس از دریافت انتقادهای علمی و بررسی آنها، اطلاعیهای رسمی با عنوان «ابراز نگرانی» دربارهی پژوهش منتشر کرد.
بهگفتهی ناشر، ایرادهای مطرحشده به تفسیر نتایج DNA میتوکندریایی مربوط بودند. سردبیر و ناشر از پژوهشگران خواستند دادههای خام آزمایش را ارائه دهند تا نتایج دوباره بررسی شود؛ اما نویسندگان اعلام کردند دادههای اصلی بهدلیل خرابی تجهیزات و مشکلات دیگر دیگر در دسترس نیستند.
در نتیجه، ناشر نتوانست اعتبار نتایج مورداعتراض را تأیید یا رد کند و اعلام کرد نگرانیهای علمی همچنان برطرفنشده باقی ماندهاند.
در سال ۲۰۲۵ نیز اصلاحیهای برای مقاله منتشر شد؛ اما موضوع آن فقط اضافهکردن اطلاعات مربوط به تأمین مالی پژوهش بود و ایرادهای مربوط به تحلیل DNA را برطرف نکرد.
با پیشرفت روشهای بررسی DNA باستانی و نمونههای آسیبدیده، شاید در آینده امکان بررسی دقیقتر شواهد تاریخی فراهم شود. بااینحال، فناوریهای جدید نمیتوانند بهتنهایی نبود اسناد معتبر دربارهی منشأ یک شیء را جبران کنند.
اگر قرار باشد هویت جک قاتل بهصورت علمی تأیید شود، پژوهشگران به شواهدی نیاز دارند که ارتباط آنها با صحنهی جرم قابلاثبات باشد، احتمال آلودگیشان بررسی شود و دادههای ژنتیکی آنها نیز امکان ارزیابی مستقل داشته باشند.
در حال حاضر، ادعای ارتباط شال با آرون کوسمینسکی چنین شرایطی را بهطور قانعکننده برآورده نکرده است. پس از ۱۳۸ سال، نام کوسمینسکی همچنان در فهرست مظنونان تاریخی قرار دارد، اما نمیتوان او را بر اساس آزمایش منتشرشده، قاتل قطعی دانست.
سرنوشت پروندهی وایتچپل همچنان نامعلوم است؛ همانطور که آرشیو ملی بریتانیا نیز تأیید میکند، عامل قتلها هرگز شناسایی و دستگیر نشد.