زمانی که جرج دبلیو بوش از مسلمانان آمریکایی دفاع کرد
در 17 سپتامبر 2001، جرج دبلیو بوش از مرکز اسلامی واشنگتن دی سی بازدید کرد. شش روز از حملات 11 سپتامبر گذشته بود و در آن زمان، گزارش ها از آزار و اذیت و خشونت علیه مسلمانان آمریکایی افزایش یافت. در شهر سالت لیک، مردی اقدام به آتش زدن یک رستوران آمریکایی پاکستانی کرد. در نزدیکی فینیکس، مردی مسلح مرد سیک را که فکر میکرد مسلمان است، به قتل رساند. رهبران جامعه در مرکز به بوش گفتند که…
در 17 سپتامبر 2001، جرج دبلیو بوش از مرکز اسلامی واشنگتن دی سی بازدید کرد. شش روز از حملات 11 سپتامبر گذشته بود و در آن زمان، گزارش ها از آزار و اذیت و خشونت علیه مسلمانان آمریکایی افزایش یافت. در شهر سالت لیک، مردی اقدام به آتش زدن یک رستوران آمریکایی پاکستانی کرد. در نزدیکی فینیکس، مردی مسلح مرد سیک را که فکر میکرد مسلمان است، به قتل رساند. رهبران جامعه در مرکز آن روز صبح داستان خود را به بوش گفتند. رئیس جمهور گوش داد. سپس، در مقابل کاشیکاری های پیچیده و طاق های زیبای مسجد، برجسته ترین سیاستمدار مسیحی کشور سخنرانی کرد.
وی خطاب به حملات تروریستی گفت: این اعمال خشونت آمیز علیه بیگناهان ناقض اصول اساسی دین اسلام است. بوش با استناد به بخشی از قرآن، اسلام را دینی توصیف کرد که «میلیاردها نفر در آن آسایش، تسلی و آرامش می یابند.» وی سپس در مورد هدف قرار گرفتن مسلمانان بحث کرد و تاکید کرد که افرادی که احساس میکنند میتوانند هموطنان ما را بترسانند تا خشم خود را از بین ببرند، بهترین نماینده آمریکا نیستند، بلکه نماینده بدترین نوع بشر هستند.
پیام بوش در مرکز اسلامی، که او بارها در اظهارات پس از 11 سپتامبر تکرار کرد، اکنون مانند باقیماندهای از دوران گذشته به نظر میرسد. همانطور که همکار من جاناتان چایت اخیرا استدلال کرد، لفاظی های متخاصم و شرورانه درباره اسلام بیشتر و بیشتر در جناح راست رایج شده است. دونالد ترامپ ماه گذشته در دفتر بیضی شکل، با اشاره به انتخابات میان دوره ای آتی گفت که "ما جهادگرانی داریم که در همه جا انتخاب می شوند." همچنین ماه گذشته، نانسی میس، نماینده کارولینای جنوبی در رسانه های اجتماعی نوشت که "هر مسلمانی که مناصب دولتی در آمریکا دارد" "یک تهدید برای هر دو کشور است."
امنیت ملی و جمهوری ما.» وقتی از میس در مورد نظرش پرسیدند، پاسخ داد: «من نمیخواهم پنج بار در روز در یکی از شهرهای آمریکا صدای اذان را بشنوم. به نظر من اشتباه است؛ این ارزشهای ما نیست.»
[ بخوانید : مردی که حاضر نشد در حاشیه بنشیند ]
بسیاری از مقامات منتخب جمهوری خواه، تحقیر اسلام را دفاع از مسیحیت می دانند. اندی اوگلز نماینده تنسی در ماه مارس در رسانه های اجتماعی پست کرد: «مسلمانان به جامعه آمریکا تعلق ندارند. روز بعد، او "واردات اسلام" را تقبیح کرد زیرا "مسیحیت پاسخگوست. همیشه." کیت سلف نماینده تگزاس در بیانیهای در ژوئن گفت که «ارزشهای مسیحی شالوده ملت ما را تشکیل میدهند» و شریعت - مجموعهای از دستورالعملهای دینی برای مسلمانان - را «کاملا ناسازگار با حاکمیت قانون در ایالات متحده» توصیف کرد.
برخی از افراد جناح راست خود بوش را به خاطر نحوه صحبت او درباره اسلام پس از 11 سپتامبر مورد تمسخر قرار داده اند. حساب رسانههای اجتماعی End Wokeness - که اغلب از اینکه آمریکای معاصر برای مسیحیان غیر مهماننواز است، شکایت میکند - اخیرا به او به دلیل بیان سخنان خود در مرکز اسلامی در حالی که «هنوز در حال کندن اجساد بودند» حمله کرد. پاییز گذشته، لورا لومر، تحریککننده راست افراطی، در برنامه رامبل خود گفت که لفاظیهای بوش "کشور ما را برای 24 سال گذشته نفوذ اسلام آماده کرد." میهمان او، نماینده چیپ روی از تگزاس، به نشانه موافقت سر تکان داد و با ناله گفت: "Wussificat
وی گفت: «ما اجازه دادیم که این باور ریشهدار شود. مردم آن را باور کردند، آن را ترویج کردند، و آن را هل دادند، به طوری که همه، مانند، به گوشه ای رسیدند و مانند، "اوه، ما نمی توانیم در مورد دین صحبت کنیم."
پیامد مبادله روی و لومر، و بسیاری از لفاظی های هشداردهنده در سمت راست، این است که مدارا با اسلام باید از درک ضعیف مسیحیت ناشی شود. در این دیدگاه، مسیحی بودن مستلزم حذف جسورانه از زیبایی های کثرت گرایی است. این دیدگاه ممکن است نسبت به زمانی که بوش 25 سال پیش در مرکز اسلامی سخنرانی کرد، در سمت راست محبوبتر باشد، اما از نظر معنوی پوچ است. مسیحیت مستلزم خصومت با مسلمانان نیست - در واقع، بسیاری از الهیدانان استدلال میکنند که مسیحیان دعوت شدهاند تا با اسلام با احترام رفتار کنند.
به گفته الهیدانانی که با آنها صحبت کردم، لفاظیهای ضد اسلام و ظاهرا طرفدار مسیحیت در جناح راست، امروز یک اصل اساسی از ایمان را اشتباه میگیرد. متیو کامینگ، استاد دانشگاه الهیات اوترخت که روابط مسیحی و مسلمان را مطالعه می کند و یک مسیحی انجیلی است، به من گفت: ما به عنوان مسیحی معتقدیم که همه انسان ها تصویر خدا هستند.
بنابراین مسلمانان بدون توجه به اعتقادات الهیاتی که دارند و من عمیقا با آن مخالفم محبوب هستند. هنگامی که او کتاب مقدس را بررسی میکند - برای مثال، توصیف کتاب اشعیا از خویشاوندان و بیگانگانی که خدا را پرستش میکنند، یا روایت عهد جدید از حواریون عیسی که در خلال پنطیکاست به بسیاری از زبانهای خاور نزدیک صحبت میکنند، کایمینگ خدایی را میبیند که از تفاوت فرهنگی عقب نشینی نمیکند، بلکه از آن شادی میکند. او گفت که در این منظر، قربانی کردن و شیطان سازی مسلمانان هم ناعادلانه و هم «کفرآمیز» است.
کامینگک یک لیبرال الهیات نیست - او این دیدگاه را از اسلام دارد و در عین حال درک سنتی از ایمان مسیحی نیز دارد. اسلام و مسیحیت برای او قابل تعویض نیستند. همه ادیان یکسان نیستند مانند بسیاری از مسیحیان انجیلی، او معتقد است که پذیرش عیسی مسیح تنها راه رستگاری است. با این وجود، او نوشته است که مسیحیان می توانند «از حقوق، کرامت و انسانیت همسایگان مسلمان خود دفاع کنند، بدون اینکه تعهد انحصاری آنها به ارتدکس مسیحی را کم اهمیت جلوه دهند».
[ بخوانید: نیویورک، 25 سال بعد]
برخی از گونه های مسیحیت، خدا را در اسلام در کار می بینند. در دو سند از شورای دوم واتیکان، کلیسای کاتولیک موضع خود را مبنی بر اینکه «طرح نجات» خداوند شامل مسلمانانی میشود، «که با ادعای ایمان به ابراهیم، همراه با ما خدای یگانه و مهربان را میپرستند» را روشن کرد و اعلام کرد که اسلام را «با احترام» میداند. جردن دناری دافنر، متکلم و محقق کاتولیک در کمپین بین ادیان شانه به شانه، به من گفت که گرایش کاتولیک ها نسبت به اسلام «حتی بی طرفی نیست، بلکه مثبت اندیشی است». در کتاب سال 2017 خود در مورد کاتولیک الف
در اسلام، دافنر به شباهتهای این دو ایمان اشاره میکند: برای مثال، ارادت مشترک آنها به مادر عیسی، مریم، و دعاهایی که به نظر میرسد همدیگر را تکرار میکنند. در قرن سیزدهم، سنت فرانسیس آسیزی از سلطان مسلمان ملک الکامل در مصر دیدن کرد. اندکی پس از آن، فرانسیس «ستایش خدا» را سرود، دعایی که شبیه به عبادت مسلمانان از دعاهای الهی به نام ذکر است.
خصومت مسیحیان جناح راست آمریکا با اسلام چیز جدیدی نیست. پس از 11 سپتامبر، چهرههایی مانند پت رابرتسون، مجری تلویزیونی، از بوش خواستند که اسلام را ذاتا نظامیگرا توصیف کند. رئیس جمهور گوش نکرد، اما با گذشت زمان، دیدگاه رابرتسون برجسته تر شد. انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری جمهوری خواهان در سال 2016 نقطه عطفی بود: برخی از نامزدها "تروریسم اسلامی رادیکال" یا نوعی از عبارت را که اسلام را به خشونت مرتبط می کرد، محکوم کردند، اما تا آنجا پیش نرفتند که بگویند دین در کل یک تهدید است.
دافنر به من گفت: «سیاستمداران میتوانند بگویند، ما در اینجا در مورد همه مسلمانان صحبت نمیکنیم، میدانید که ما فقط درباره مسلمانان خطرناک صحبت میکنیم. اما دونالد ترامپ مسلمانان را به عنوان یک گروه هدف قرار داد - و با این وجود به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد. یکی از اولین کارهایی که او پس از روی کار آمدن در سال 2017 انجام داد، صدور فرمان اجرایی «ممنوعیت مسلمانان» بود که سفر و مهاجرت از هفت کشور با اکثریت مسلمان را محدود کرد. لفاظی های ضد مسلمانان در سال های پس از آن تنها گسترده تر و آشکارتر شده است.
همانطور که سرویس اخبار دین اخیرا گزارش کرده است، اندی اوگلز و نانسی میس نشان دهنده گرایش فزاینده ای به حق در برخورد با اسلام به عنوان "یک تهدید تمدنی" هستند.
در مصاحبه ای که هفته گذشته در مورد بیست و پنجمین سالگرد 11 سپتامبر انجام شد، از بوش پرسیده شد که چرا تصمیم به بازدید از مرکز اسلامی گرفته است. او گفت که نگران داستانهای زنانی که سرشان را پوشانده است «در مراکز خرید مورد آزار و اذیت قرار میگیرند» و معتقد است «یکی از مهمترین بخشهای ایدئولوژی ما» «آزادی عبادت» است. او صراحتا مسیحیت را مورد استناد قرار نداد - چه رسد به اینکه از آن دفاع کند. اما سخنان او منعکس کننده موضع مسیحی بسیار اصیل تری نسبت به اسلام بود تا آنچه که بسیاری از مدافعان فرضی امروزی این دین مطرح می کنند.
متن اصلی (انگلیسی)
When George W. Bush Defended Muslim Americans
On September 17, 2001, George W. Bush visited the Islamic Center of Washington, D.C. Six days had passed since the 9/11 attacks, and in that time, reports of harassment and violence against Muslim Americans had surged. In Salt Lake City, a man attempted to burn down a Pakistani American restaurant. Near Phoenix, a gunman murdered a Sikh man he thought was Muslim. Community leaders at the center told Bush their…