پرش به محتوای اصلی

شورشیان، کارگران، رادیکال ها: ساخت «برلین سرخ»

دویچه‌وله۱۴۰۵ شهریور ۲۸, شنبه، ساعت ۱۲:۴۴حدود 6 دقیقه مطالعه

ماه مه خونین، تحصن‌های دانشجویی و جنبش تحصن‌نشینی: برلین سابقه طولانی به‌عنوان کانونی برای سازمان‌دهی طبقه کارگر و سیاست‌های چپ رادیکال دارد.

برلین به سرکشی شهرت دارد. هنگامی که جوسپه گوبلز در سال 1926 به عنوان رهبر منطقه حزب نازی منصوب شد، برلین را به عنوان "قرمزترین شهر اروپا در کنار مسکو" توصیف کرد. از انقلاب خیاطان 1830 و سنگرهای 1848، تا ظهور طبقه کارگر صنعتی گسترده در اواخر قرن 19، انقلاب، اعتراض و شورش در طول تاریخ شهر عمیق است.

در حالی که کارل مارکس، فیلسوف و سوسیالیست انقلابی آلمانی آینده هنوز در شهر کوچک تریر در استان راین پروس در دبیرستان تحصیل می کرد، برلین به سرعت در حال تبدیل شدن به مرکز جنبش کارگری کشور بود. در جریان انقلاب مارس 1848 - تلاشی ناموفق برای ایجاد یک دولت-ملت آلمانی دموکراتیک - بود که اخوان عمومی کارگران، یکی از اولین سازمان‌های کارگری که در آلمان فعال شد، تأسیس شد.

در دهه‌های 1870 و 1880، صنایع عمده از مهندسی مکانیک و راه‌آهن گرفته تا لباس‌های آماده در شهر مستقر شدند. با افزایش جمعیت طبقه کارگر، این به نوبه خود بر فرهنگ سیاسی شهر تأثیر گذاشت. اکسل وایپرت، مورخ و نویسنده کتاب «برلین سرخ» (2019)، به دویچه وله می گوید: «از نظر مثبت پوپولیستی تر شد: دور شدن از سیاست سنتی و نخبه گرای لیبرال های بورژوا که مدت ها بر برلین تسلط داشتند، و به سمت شمول مردم عادی، از آنجایی که حداقل مردان هم اکنون رأی دهندگان مهمی هستند».

جنبش کارگری برلین به طور فزاینده ای رادیکال شد، تا حدی در پاسخ به سرکوب شدید در زمان صدراعظم اتو فون بیسمارک. اگرچه بیسمارک اولین دولت رفاه مدرن را ایجاد کرد تا محبوبیت فزاینده جنبش سوسیالیستی را از بین ببرد، او همچنین قوانینی را برای ممنوعیت سازمان‌های سوسیالیستی و کمونیستی، روزنامه‌ها و اجتماعات عمومی و همچنین اتحادیه‌های کارگری مستقل معرفی کرد.

پس از استعفای بیسمارک در سال 1890، قوانین ضد سوسیالیستی لغو شد و ایده های کارل مارکس و همکار سوسیالیست انقلابی او فردریش انگلس به ایدئولوژی آنچه وایپرت به عنوان "جنبش توده ای واقعی" در برلین توصیف می کند، تبدیل شد. حزب سوسیال دموکرات (SPD)، قدیمی ترین حزب سیاسی آلمان، از ادغام بین انجمن عمومی کارگران آلمان و حزب کارگران سوسیال دموکرات در سال 1875 تشکیل شد.

در سال 1914، زمانی که رهبری SPD و اتحادیه های کارگری تصمیم گرفتند با جنگی که توسط قیصر ویلهلم دوم به راه انداخته بود مخالفت نکنند، جنبش کارگری به شدت بی اعتبار شد. اما از سال 1916 به بعد، برلین مرکز اعتصابات کارگری گسترده علیه جنگ شد. یکی از اولین اعتصاب ها علیه محاکمه کارل لیبکنشت، مبارز سوسیالیست ضد جنگ بود. لیبکنشت همراه با رزا لوکزامبورگ و دیگر رادیکال‌های چپ، لیگ اسپارتاکوس را در برلین تأسیس کرد، یک گروه زیرزمینی که بعدا به حزب کمونیست آلمان (KPD) تبدیل شد.

به دلیل خستگی جنگ، کمبود شدید مواد غذایی و ویرانی اقتصادی، حدود نیم میلیون کارگر برلین به اعتصاب ژانویه 1918 پیوستند. با حمایت اتحادیه اسپارتاکوس، اعتصاب ضد جنگ توسط مهمانداران انقلابی رهبری شد، شبکه ای مخفی از کارگران کارخانه و اتحادیه های کارگری از کارخانه های بزرگ مهمات و فلزکاری. همین گروه به یک نیروی سازماندهی اصلی در پشت سرنگونی قیصر در برلین در 9 نوامبر 1918 تبدیل شد.

در شهر پر هرج و مرج و جنگ زده ای که انقلاب خشونت آمیز آن را فراگرفته بود، قیام اسپارتاکیست ها در سال 1919 برای سرنگونی دولت موقت آلمان و ایجاد جمهوری شوراهای کارگری آغاز شد. سرکوب خشونت آمیز آن که منجر به کشته شدن تعداد زیادی شد – لیبکنشت و لوکزامبورگ هر دو توسط سربازان شبه نظامیان جناح راست به قتل رسیدند – چپ سیاسی را برای همیشه شکست.

برلین به عنوان پایتخت جمهوری تازه تاسیس وایمار، در دوران بین دو جنگ، کانون سیاست های رادیکال باقی ماند. این امر به ویژه در محله هایی با تعداد زیادی ساختمان مسکونی، مانند Wedding، Kreuzberg و Neukölln، که در آن هزاران کارگر کارخانه در شرایط نامساعدی زندگی می کردند، صادق بود. بسیاری از کارخانه های بزرگ در برلین نیز منافع مشترکی را ایجاد کردند و زمینه را برای اقدام جمعی فراهم کردند.

"می خونین" در سال 1929 شاهد حملات وحشیانه ای به تظاهرات غیرقانونی اول ماه مه بود که بیش از 30 کشته برجای گذاشت. رئیس پلیس SPD برلین همه تظاهرات عمومی را برای اول ماه مه ممنوع کرده بود، ممنوعیتی که KPD از آن سرپیچی کرد. در پاسخ، پلیس به سوی معترضان در خیابان ها تیراندازی کرد و همچنین از پنجره های ساختمان های مسکونی، عمدتا در محله های کارگری Wedding و Neukölln تیراندازی کرد.

در دوران رکود بزرگ، SPD بسیاری از حمایت های خود را بین سال های 1929 و 1933 از دست داد، زیرا بیکاری شهر را ویران کرد. پاملا سوئت، مورخ دانشگاه رود آیلند، توضیح می‌دهد: «بیکاری بسیار مهم است - به این معنی که مردان دیگر به طبقه کارخانه و اتحادیه کارگری تحت رهبری SPD و پیوندهای اجتماعی این فضاها و سازمان‌ها وابسته نیستند.

"مردان فارغ از ریتم زندگی روزمره، به دنبال پیوندهای جدید بودند - راه های جدیدی برای احساس احترام به خود و رفاقت با دیگران." برخی به KPD پیوستند که به "حزب بیکاران" معروف شد. برخی دیگر به گروه های شبه نظامی راست افراطی مانند نیروهای طوفان نازی پیوستند.

پس از به قدرت رسیدن نازی ها در سال 1933، بسیاری از رهبران جنبش کارگری کشته یا تبعید شدند. سپس، پس از جنگ جهانی دوم، برلین به دو نظام سیاسی جداگانه تقسیم شد. برلین شرقی پایتخت جمهوری دموکراتیک آلمان کمونیستی شد. برلین غربی که از جمهوری فدرال آلمان جدا شده بود، صنعتی زدایی شد، جنبش کارگری ضعیف شد و SPD به سمت راست حرکت کرد.

در طول جنگ سرد، بسیاری از مردان جوان چپ‌گرا برای فرار از خدمت سربازی به برلین غربی نقل مکان کردند. این امر جنبش دانشجویی را تشدید کرد که مرکز آن دانشگاه آزاد برلین (Freie Universität) بود. آنجا بود، در جنوب غربی برلین، که تحصن های تاریخی در اعتراض به اقتدارگرایی تصور شده از دولت و حضور مقامات سابق نازی در مناصب قدرت برگزار شد.

تیراندازی مرگبار به دانش آموز بنو اوهنسورگ توسط یک افسر پلیس در جریان تظاهرات علیه شاه ایران در سال 1967، نسلی را که رهبری اعتراضات گسترده سال 1968 را رهبری می کردند، رادیکال کرد.

در اوایل دهه 1970، کمبود مسکن باعث شد بخش‌هایی از جنبش دانشجویی و همچنین کارآموزان و خانواده‌های مهاجر جوان در ساختمان‌های خالی برلین غربی چمباتمه بزنند. رالف هافروگ، مورخ جنبش کارگری در دانشگاه آزاد برلین می گوید: «شما کارگران مهاجر و کارگران جوانی دارید که در آن شرکت می کنند، بنابراین این بخشی از شورش طبقه کارگر علیه مسکن سرمایه داری بود.

امروزه، در حالی که اصالت‌گرایی شهر را فرا گرفته، برلین محل قوی‌ترین و رادیکال‌ترین جنبش‌های مستأجران در آلمان است. در همه پرسی سال 2021، 59 درصد از رای دهندگان در شهر سلب مالکیت از شرکت های خصوصی املاک و مستغلات را تایید کردند. هافروگ بخشی از این کمپین بود و کتاب او در سال 2025 با عنوان "برلین با صدای بلند" ("Das laute Berlin") به بررسی چگونگی تبدیل شدن بحران مسکن به کاتالیزوری برای "رنسانس سوسیالیستی" در شهر می پردازد. «این مستاجران برلین در برابر مالکان برلین نیستند، بلکه مستاجران علیه سرمایه جهانی هستند.

من فکر می کنم مردم شروع به درک این تضادها کرده اند و به همین دلیل است که مفاهیم سیاست مبتنی بر طبقات دوباره رایج می شوند."

خواندن متن کامل در دویچه‌ولهبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

Rebels, workers, radicals: The making of 'Red Berlin'

Bloody May, student sit-ins and the squatter movement: Berlin has a long history as a hotbed for working-class organizing and radical left-wing politics.

همه‌ی اخبار جهان