ظهور هیتلر اجتناب ناپذیر نبود
آیا تاریخ تکرار می شود یا صرفا قافیه است؟ مورخ تیموتی دبلیو رایبک در مورد این سوال بسیار فکر کرده است. رایبک، مدیر مؤسسه عدالت تاریخی و آشتی در لاهه، مطالب زیادی در مورد آلمان آدولف هیتلر نوشته است، از جمله در کتابهایی مانند کتابخانه خصوصی هیتلر: کتابهایی که زندگی او را شکل دادند و اولین قربانیان هیتلر: جستجوی عدالت. کتاب جدید رایبک، …
آیا تاریخ تکرار می شود یا صرفا قافیه است؟ مورخ تیموتی دبلیو رایبک در مورد این سوال بسیار فکر کرده است. رایبک، مدیر مؤسسه عدالت تاریخی و آشتی در لاهه، به طور گسترده در مورد آلمان آدولف هیتلر نوشته است، از جمله در کتابهایی مانند کتابخانه خصوصی هیتلر: کتابهایی که زندگی او را شکل دادند و اولین قربانیان هیتلر: جستجوی عدالت.
کتاب جدید رایبک، 53 روز: چگونه هیتلر یک دموکراسی را برچید، که برگرفته از مجموعه مقالاتی است که او برای آتلانتیک نوشت، روایتی سرراست از دوره زمانی از دوشنبه 30 ژانویه 1933، زمانی که هیتلر به عنوان صدراعظم منصوب شد، تا پنجشنبه، 23 مارس 1933، پس از تصویب مجدد هیئت قانونگذاری، است. قانون، که عملا به صدراعظم این قدرت را می داد که جمهوری دموکراتیک وایمار را منحل کند و رایش سوم را افتتاح کند.
همانطور که جوزف گوبلز در آن زمان اشاره کرد، "شوخی بزرگ در مورد دموکراسی این است که به دشمنان فانی خود ابزار نابودی خود را می دهد."
53 روز هیچ اشاره ای به سیاست معاصر ندارد. و با این حال برخی از پژواک های دهه 1930 چنان با صدای بلند طنین انداز می شوند که نشنیدن آنها غیرممکن است. فقط به چند مورد اشاره می کنم: هیتلر در تعرفه ها وسواس داشت. هیتلر سعی کرد بانک مرکزی خود را اخراج کند. هیتلر درگیر تصرف گرینلند بود. هیتلر قصد داشت یک جناح جدید گران قیمت را به صدراعظم رایش اضافه کند، بخشی از جاه طلبی های بزرگ معماری او برای پایتخت کشور.
او به مطبوعات حمله می کرد و آنها را سرکوب می کرد، سعی می کرد خدمات ملکی را از وجود هرکسی که به او بی وفایی بود پاکسازی کند، در شعله ور ساختن نارضایتی های پوپولیستی پایگاه خود نابغه ای داشت، و جوانان خشمگین را برانگیخت تا علیه دشمنان احتمالی اقدامات شبه نظامی انجام دهند.
[بخوانید: مطبوعات در مورد هیتلر چه اشتباهی کردند]
Reductio ad Hitlerum میتواند تأثیر بدی در بیاهمیت جلوه دادن هولوکاست داشته باشد، که خوشبختانه در بافت مدرن آمریکا مشابهی ندارد. با این حال، بررسی دقیق ظهور هیتلر میتواند بینشهای مفیدی در مورد لحظه استبدادی امروز به دست آورد - و به تعمیق درک ما از آشکار شدن تاریخ کمک کند.
در گفتگویی که دیروز در جشنواره آتلانتیک با رایبک داشتم، مورخ درباره قافیهها و موارد احتمالی تاریخ، استفادهها و سوءاستفادههای گذشته، درسهای سال 1933 و آنچه که بررسی مجدد ظهور هیتلر میتواند درباره عاملیت و سرنوشت انسان به ما بیاموزد، بحث کرد. این مصاحبه برای وضوح ویرایش و فشرده شده است.
اسکات استوسل: چرا این کتاب اکنون؟
تیموتی دبلیو رایبک: تاریخ ها برای آن دوران نوشته شده اند. ما در مورد چیزهایی می خوانیم که برای ما معنی دارند. تمام بیوگرافی های عالی آدولف هیتلر را بخوانید: شما نمی توانید اشاره ای به بانک مرکزی هیتلر یا سیاست تعرفه ای او پیدا کنید. اما ناگهان این چیزها اهمیت پیدا می کنند. برای من، برجسته ترین طنین در تیپ شخصیتی، موقعیت یابی است. کلید موفقیت هیتلر این بود که هرگز شکست را نپذیرفت. همیشه دو برابر کنید ما عادت کردهایم فیلمهای فیلم خبری هیتلر را بهعنوان دیوانهای که از دهانش کف میکند، ببینیم. خوب، او دموکراسی را تحقیر می کرد، اما آن را به خوبی درک می کرد.
زمانی که هیتلر در انتخابات ژوئیه 1932 37 درصد آرا را به دست آورد، این امتیاز او از نظر یک انتخابات کاملا آزاد و آزاد بود. و او گفت که باید کشور را کنترل کند. به منطق او گوش کنید: 37 درصد، 75 درصد از 51 درصد است، یعنی اکثریت نسبی اکثریت مطلق. او قبل از اینکه به سمت چپ بچرخد، از آن برای همکاری، نوازش، یا درهم شکستن متحدان سیاسی خود در جناح راست افراطی استفاده کرد. و همیشه پایگاه خود را موعظه می کرد. منظورم این است که مشاوران سیاسی او میآمدند و میگفتند، اوه، این را با یهودستیزی سرد کن.
و هیتلر چیزی از آن نمی شنید. او از آن فرمول، آن درک از فرآیندهای دموکراتیک استفاده کرد تا به جایی برسد که به آن رسید.
استوسل: توسط همسر اول ترامپ گزارش شده است که او Mein Kampf را در کنار تخت خود نگه داشته است. او آن را تکذیب کرد و سپس گفت نه، این یک هدیه بود و مجموعه ای از سخنرانی های هیتلر بود. به نظر شما تا چه حد ترامپ در واقع به هیتلر و دیگر رهبران فاشیست گذشته برای نوعی کتاب راهنما برای چگونگی به دست گرفتن قدرت نگاه می کند؟ و چقدر از آن فقط نوعی غریزه خلقی برای شناسایی نارضایتی ها، برافروختن آنها و گفتن من راه حل شما هستم؟
[ بخوانید : یهودیانی که به هیتلر رای دادند ]
رایبک: این موضوع از سیاست شکایت جوهر موضع سیاسی هیتلر بود. و گلایه های زیادی وجود داشت. معاهده ورسای وجود داشت که آلمان را مجبور کرد که مسئولیت کامل تمام ویرانی های جنگ جهانی اول را بپذیرد. پرداخت های غرامت هنگفتی وجود داشت که اقتصاد را تحت فشار قرار داد. نکته دیگر: او بارها و بارها فرآیندهای قانونگذاری را مسدود کرد.
او اساسا رایشتاگ را فلج کرد، تصویب هیچ قانونی را غیرممکن کرد، و دولت را مجبور کرد که با فرمان اجرایی حکومت کند، سپس برگشت و گفت: ببینید، دموکراسی به عنوان یک سیستم کار نمی کند. به من فرصت بده بنابراین من فکر می کنم که روش ها بسیار شبیه بودند. به خاطر داشته باشید، نارضایتی هایی که هیتلر در مورد آنها بازی می کرد، در واقع، بسیاری از آنها مشروع بودند.
استوسل: همانطور که امروز است. شما در این کتاب فصلی با عنوان «نرده های محافظ» دارید که در مورد تخطی هیتلر از نرده های محافظ صحبت می کند. امروز فشار و تضعیف احتمالی گاردریل ها را چگونه می بینید؟
رایبک: مورخان همیشه به گذشته نگاه میکنند، که به این فرآیندها حس اجتنابناپذیری تاریخی میدهد، نه واقعیت، که احتمال سیاسی است - آنچه از لحظهای به لحظهی دیگر روی میدهد. و من فکر می کنم در این زمینه، شما شروع به دیدن هیتلر در زمینه بسیار متفاوتی می کنید. او در اولین روزی که به عنوان صدراعظم به کار می رود، می خواهد قوانین انتخابات را بازنویسی کند. معلوم شد که خیلی پیچیده است. او سپس می خواهد حزب کمونیست را ممنوع کند. واکنشی وجود دارد: آیا ما واقعا حق انجام این کار را داریم؟ آیا ممکن است باعث ناآرامی اجتماعی شود؟ او گفت، خوب، ببین، اگر ناآرامی اجتماعی رخ دهد، ما فقط ارتش را صدا می کنیم.
وزیر دفاع، ورنر فون بلومبرگ، در مقابل آن ایستاد و گفت: آقای صدراعظم، با احترام تمام، ارتش ما برای دفاع از ملت آلمان در برابر دشمنان خارجی آموزش دیده است. غیرقابل تصور است که به یک سرباز آلمانی دستور شلیک به شهروندان آلمانی در خیابان های آلمان داده شود. و این هیتلر را به جای او قرار می دهد. هیتلر متوجه شد که در مورد هر نرده محافظ قانون اساسی که وجود دارد، مورد انتقاد قرار گرفته است. روز بعد این یادداشت رسمی را برای اعضای حزب نازی صادر می کند و به دولت خودش اعلان جنگ می دهد.
استوسل: فورا به یاد جیم متیس و مارک میلی و دیگر افرادی می افتم که در دوره اول گفتند، ما اینجا هستیم تا از قانون اساسی دفاع کنیم، نه اینکه اراده شما را اگر در دفاع از قانون اساسی نباشد اجرا کنیم. شما سؤال بعدی من را پیشبینی کردید که این بود: وقتی به رویدادهای تاریخی نگاه میکنید، تمایل طبیعی هم مورخان و هم افراد غیر روحانی این است که روایت را بهعنوان یک نوع از پیش تعیینشده درک کنند. اما با به قدرت رسیدن هیتلر، نقاط زیادی در این مسیر وجود دارد که یک اقدام واحد می توانست او را متوقف کند.
رئیس جمهور هیندنبورگ پیش از به قدرت رسیدن هیتلر سه صدراعظم را جایگزین کرده بود. او مجبور نبود مطبوعات هیتلر را برای قانون توانمند تأیید کند. آیا فکر می کنید که ظهور هیتلر و رایش سوم و هولوکاست اجتناب ناپذیر بود؟
رایبک: آیا هولوکاست اجتناب ناپذیر بود؟ سوال بزرگ پاسخ ساده: خیر. ببینید، ما در نوامبر انتخاباتی داریم. شما فاکس نیوز را تماشا می کنید، یک نسخه از آنچه قرار است اتفاق بیفتد را دریافت می کنید. سی ان ان، نیویورک تایمز را تماشا کنید، یکی دیگر را دریافت می کنید. ما هنوز ایده ای نداریم. یک روز پس از انتخابات، هر کارشناس سیاسی باید توضیح دهد که چگونه این نتیجه اجتناب ناپذیر بود. هیتلر به راهپیمایی میرفت و میگفت، برای من مهم نیست که نتیجه انتخابات چه خواهد شد. من اینجا هستم تا ملت آلمان را نجات دهم. من صدراعظم را ترک نمی کنم. روزنامههای آن زمان میگفتند، میدانی آقای.
هیتلر باید قانون اساسی را بخواند زیرا تصمیم گیری در مورد ماندن در سمت خود به عهده او نیست. رئیس جمهور است. از برخی جهات، احساس میکردم کتاب باید اینطور میبود: «چگونه هیتلر تقریبا نتوانست یک دموکراسی را از بین ببرد». قهرمانان فراموش شده در مقابل او ایستادند: روزنامه نگارانی که در هر قدم او را صدا می زدند. سوسیال دموکرات ها، که تهدید می شدند و در عین حال تلاشی برای نجات جمهوری را دنبال می کردند.
[ بخوانید: هیتلر از بحران ساختگی «نظم عمومی» استفاده کرد تا خود را دیکتاتور کند]
استوسل: یک لحظه کلیدی در ظهور هیتلر و تثبیت قدرت او آشکارا آتش سوزی رایشستاگ بود. کتاب شما قبل از انتخابات بعدی ما منتشر می شود، جایی که ما در مورد شگفتی های اکتبر فکر می کنیم. چه چیزی شما را نگران می کند، نگاه کردن به دوره های میان ترم؟
رایبک: اینجاست که طنیناندازیهای زیادی با فرآیندهای انتخاباتی در آن زمان وجود دارد. شما یک جنبش راستگرای یکپارچه داشتید. شما یک ائتلاف چپ شکسته داشتید که در حال تکه تکه شدن بود. شما یک گروه مرکزی متشکل از رای دهندگان بلاتکلیف داشتید که می خواستند انتخابات را در یک جهت یا آن سو سوق دهند.
استوسل: وقتی هیتلر به قدرت رسید، فکر میکنم منصفانه است که بگوییم مردم انتظار نداشتند که ناسیونال سوسیالیستها بتوانند به اندازه آنها کرسیهای رایشتاگ را به دست آورند. در سال 2016 همه فکر می کردند هیلاری برنده خواهد شد. او این کار را نکرد. در سال 2024، دوباره، برای مدت طولانی به نظر می رسید که شکست ترامپ اجتناب ناپذیر است. نبود. با نگاهی به دو ماه آینده، نظرسنجی سیگنال های مطلوبی را برای دموکرات ها نشان می دهد. در مورد نوامبر 2026 چگونه فکر می کنید؟
رایبک: هیتلر چیزهای وحشتناک زیادی گفت. اما به نظر من، یکی از دلهره آورترین اتفاقات زمانی بود که هیتلر بالاخره به قدرت رسید. گفت: در 12 سال گذشته مردم مرا مسخره و مسخره کردند. دیگه کسی نمیخنده هیتلر در بهار 1932 برای ریاست جمهوری وایمار در مقابل هیندنبورگ شرکت کرد. او با ۶ میلیون رای شکست خورد. خوب او چه کار کرد؟ او در میان ادعای تقلب در رأیدهندگان و بینظمیهای مقامات دولتی، برای ابطال نتایج انتخابات به دادگاه رفت. قبلا از کجا شنیده بودیم؟ قاضی او را روی گوشش بیرون انداخت.
در مارس 1933 مردم آلمان بار دیگر به پای صندوق های رای رفتند. این همه پرسی در مورد دولت هیتلر بود. هیچ کس نمی دانست قرار است چه اتفاقی بیفتد. آلمانی ها هر آنچه را که هیتلر به مردم آلمان نشان داده بود، دیدند که او می خواست کشور چگونه باشد. این بزرگترین مشارکت در انتخابات در تاریخ انتخابات پارلمانی آلمان بود که به دهه 1870 بازمیگردد. و آنها به هیتلر یک پیروزی قاطع بخشیدند.
چیزی که میخواهم بگویم این است: به 5 مارس 1933 نگاه نکنید. به آوریل 2026 نگاه کنید، زمانی که مجارها باید پای صندوقهای رای میرفتند. ویکتور اوربان 15 سال در قدرت بود. اوربان دادگاه ها را به خطر انداخته بود، او مطبوعات مخالف را سرکوب کرده بود، او دانشگاه اروپای مرکزی را از کشور بیرون راند و بسیاری از مخالفان را ترک کرده بود. و با این حال، دو سوم مجارها به برکناری او از سمت خود رای دادند و این کار را کردند. اگر مردم آلمان در مارس 1933 به روشی که مجارها بهار گذشته رای دادند رای می دادند، رایش سوم وجود نداشت. هولوکاست وجود نداشت.
و هیتلر در عرض چند هفته از سمت خود کنار می رفت.
متن اصلی (انگلیسی)
Hitler’s Rise Was Not Inevitable
Does history repeat itself, or merely rhyme? The historian Timothy W. Ryback has thought about this question a lot. Ryback, the director of the Institute for Historical Justice and Reconciliation at The Hague, has written extensively about Adolf Hitler’s Germany, including in books such as Hitler’s Private Library: The Books That Shaped His Life and Hitler’s First Victims: The Quest for Justice. Ryback’s new book,…