علم چه میگوید؛ آیا میتوان از راه «حرف زدن با بدن» بیماریها را درمان کرد؟
آیا شواهدی وجود دارد که نشان دهد صحبت کردن با بدن، فراتر از ایجاد آرامش و کاهش درد، میتواند موجب ترمیم اندامهای بیمار شود؟
یکی از باورهای رایج در میان طرفداران رویکردهای موسوم به «شفای ذهن و بدن» این است که انسان میتواند از مسیر حرف زدن با بدنش، به بهبود دردها و درمان بیماریهایش کمک کند.طرفداران این باور میگویند که هر بیماری، حاصل افکار یا احساسات منفی فرد است. بنابراین میتوان با فرستادن پیام عشق و سلامتی به یک اندام، بیماری آن را درمان کرد؛ و اگر بیماری بهبود نیافت، علت آن باور ناکافی یا مقاومت ذهنی بیمار بوده است.به همین دلیل توصیه میشود که در حالت آرامش یا مدیتیشن، با بدنتان صحبت کنید، از اعضای بدنتان تشکر کنید، به سلولهایتان پیام سلامتی بدهید یا از عضو بیمار بخواهید خود را ترمیم کند.آیا چنین ایدهای پشتوانه علمی دارد؟قبل از پاسخ به این پرسش، باید یادآور شد که در دهههای اخیر، پژوهشگران توجه بیشتری به بررسی علمی روشهایی مانند مدیتیشن، هیپنوتیزم و تصویرسازی ذهنی نشان دادهاند. هدف این پژوهشها، تشخیص آثار واقعی این مداخلات و تفکیک آنها از باورهایی است که هنوز پشتوانه علمی ندارند.مطالعات نیز نشان دادهاند که مدیتیشن یا هیپنوتیزم میتوانند بر برخی فرایندهای زیستی اثر بگذارند. این اثرات نهتنها از طریق گزارش بیماران، بلکه با تصویربرداری مغزی یا ارزیابی بالینی قابلاندازهگیری بودهاند.مثلا جان کاباتزین و همکارانش در سال ۱۹۹۸ میلادی در دانشگاه ماساچوست، پژوهشی درباره «تاثیر گوش دادن به فایلهای صوتی مدیتیشن» روی بیمارانی انجام دادند که به پسوریازیس مبتلا بودند (یک بیماری التهابی مزمن پوست که باعث ایجاد ضایعات پوستی میشود). آنها پس از انجام این تحقیق دریافتند که سرعت درمان، در میان آندسته از بیمارانی که همزمان با نوردرمانی پزشکی، تمرین ذهنآگاهی نیز انجام میدادند، بهطور معناداری سریعتر از دیگر بیماران بوده است.در سال ۲۰۱۳ میلادی نیز پژوهشگران در اتریش، آزمایشی روی ۱۰۰ بیمار مبتلا به «سندرم روده تحریکپذیر» انجام دادند. آنها بیماران را به دو گروه تقسیم کردند و یکی از این گروهها علاوه بر مراقبتهای معمول، هیپنوتیزم درمانی متمرکز بر دستگاه گوارش نیز دریافت میکردند. در پایان درمان، حدود ۶۱ درصد از دریافتکنندگان هیپنوتیزم (در مقابل ۴۱ درصد از افراد گروه کنترل) بهبود بالینی مهمی را گزارش کردند. در پیگیری بلندمدت نیز میزان بهبود در گروه هیپنوتیزم بیشتر بود: حدود ۵۴ درصد در برابر ۲۵ درصد.این یافتهها، دلایل معتبری برای ادامه پژوهش درباره ارتباط ذهن و بدن فراهم کردهاند و به همین دلیل دانشمندان در نگاهی کلی، شفای به دست آمده از مسیر تکنیکهای شبهعلمی را رد نمیکنند، اما برای تایید آنها همچنان بر ملاکهایی وفادارند که یک نظریه علمی را از نظریات غیرعلمی جدا میکند. این ملاکها عبارتند از:- آزمونپذیری روش درمان: یعنی روش ادعایی از سوی بسیاری از پژوهشگران قابل آزمایش باشد.- تکرار پذیری روش درمان: روش ادعاشده برای درمان بیماری نهتنها باید تکرارپذیر باشد بلکه با تکرار نیز باید همان نتایج به دست آید.- قابل مشاهده و اندازه گیری بودن نتایج: مثلا ادعای کوچک شدن تومور به شواهد عینی مانند تصویربرداری پزشکی نیاز دارد.آیا تا کنون در مطالعات پزشکی مشاهده شده است که «صحبت کردن با بدن» موجب بهبود بیماری شده باشد؟در این موضوع باید میان سه مفهوم، تفاوت گذاشت:۱. مدیتیشن و آرامسازی: یعنی روشهایی که ممکن است به کاهش استرس، اضطراب و کاهش بعضی دردها کمک کنند.۲. تلقین و مثبت اندیشی: یعنی استفاده از کلمات و افکار برای تغییر احساسات، انتظارات و واکنشهای روانی.۳. شفای مستقیم بدن با کلمات: یعنی این ادعا که صحبت کردن با عضو بیمار میتواند مستقیما موجب ترمیم بافت یا درمان بیماری شود.دو مفهوم نخست، موضوع پژوهشهای علمی متعددی بودهاند و ثابت شده که هیجانها، استرس و انتظارات انسان میتوانند بر تجربه درد و برخی فرایندهای فیزیولوژیک تاثیر بگذارند. اما مفهوم سوم (یعنی صحبت کردن با عضو بیمار برای درمان آن) هنوز پشتوانه تجربی معتبر و مستقلی ندارد.علم درباره ارتباط ذهن و بدن چه میگوید؟ارتباط میان ذهن و بدن یک پدیده واقعی و شناختهشده در پزشکی است. مغز از طریق دستگاه عصبی خودمختار، سیستم غدد درونریز و مسیرهای مرتبط با سیستم ایمنی، بر عملکرد اندامهای مختلف تاثیر میگذارد.مثلا هنگام مواجهه با استرس، فعالیت دستگاه عصبی و محور هیپوتالاموس–هیپوفیز–آدرنال تغییر میکند و این تغییرات بر ضربان قلب، فشار خون، خواب، عملکرد گوارشی و پاسخهای التهابی تاثیر میگذارند.در مقابل، تمرینهای آرامسازی مانند تمرین تنفس یا مدیتیشن، به تنظیم برخی از پاسخهای بدن کمک میکنند. با این وجود تاثیر ذهن بر بدن، به معنای کنترل ارادی بیماری یا توانایی درمان آن نیست.پژوهشهای علمی درباره «مدیتیشن و کاهش درد» چه یافتهاند؟یکی از مهمترین مطالعات در این زمینه، پژوهشی است که سال ۲۰۱۴ در دانشگاه جانز هاپکینز انجام شد. پژوهشگران در یک متاآنالیز، نتایج ۴۷ کارآزمایی بالینی با مجموع ۳۵۱۵ شرکتکننده را بررسی کردند و نتایج نشان داد که مدیتیشن و ذهنآگاهی میتواند «تاثیراتی کوچک تا متوسط» بر کاهش اضطراب، افسردگی و درد داشته باشد.در سال ۲۰۲۳ نیز در یک متاآنالیز دیگر نتایج ۱۲۷ مطالعه بررسی شد و نتایج نشان داد مداخلات مبتنی بر ذهنآگاهی میتوانند بر شدت درد، اضطراب و افسردگی تاثیر مثبت داشته باشند.با این وجود در هر دو تحقیق نتیجه گرفته شد که مدیتیشن برای برخی بیماران «ابزاری کمکی در مدیریت درد است» نه روشی اثباتشده برای درمان علت اصلی بیماری.آیا «صحبت کردن با بدن» بهطور مستقل در آزمایشهای علمی بررسی شده است؟تاکنون بارها در پژوهشهای علمی، مداخلاتی مانند خودگویی مثبت (Positive Self-Talk)، تلقین مثبت (Positive Suggestion)، تصویرسازی ذهنی (Guided Imagery) و مدیتیشن بررسی شدهاند اما تا جایی که برای تهیه این مطلب جستجو شده، در هیچیک از آنها نتایجی مرتبط با ادعای «صحبت مستقیم با اندام بیمار برای ترمیم آن» یافت نشده است.موسسه ملی سرطان در آمریکا نیز در بررسی نقش معنویت، دعا، مدیتیشن و تصویرسازی ذهنی در مراقبت از بیماران سرطانی تاکید میکند که با وجود گزارشهای شخصی فراوان درباره قدرت شفابخشی این روشها، شواهد تجربی برای اثبات چنین ادعایی بسیار محدود و ناسازگار است.«قدرت نامحدود» برای ذهن؟علم پزشکی امروز ارتباط ذهن و بدن را انکار نمیکند؛ با این وجود برای ذهن قدرت نامحدود قائل نیست.مغز میتواند بر ادراک درد، واکنشهای استرسی، خواب و برخی عملکردهای فیزیولوژیک تاثیر بگذارد. بنابراین، منطقی است که مدیتیشن، آرامسازی و برخی تمرینهای ذهنی در کنار درمانهای پزشکی برای بهبود کیفیت زندگی مورد استفاده قرار گیرند.اما این ادعا که انسان میتواند با صحبت کردن با سلولها یا اندامهای خود، آنها را به ترمیم و درمان بیماری وادار کند، هنوز از مرحله یک فرضیه فراتر نرفته است.شاید مناسبترین رویکرد این باشد که فواید احتمالی مدیتیشن و تمرینهای ذهنی را بپذیریم، اما از نسبت دادن تواناییهای درمانی اثباتنشده به آنها، خودداری کنیم.