مرد در کتاب درباره معلم ابتدایی می نویسد - سپس او کارهای غیرمنتظره را انجام می دهد
او در اولین رمانش از معلم محبوبش تشکر کرد. اتفاقی که بعد افتاد او را کاملا غافلگیر کرد.
هنگامی که نویسنده اندرو فارستر در قدردانی از اولین رمان خود، از صمیم قلب به معلم مدرسه ابتدایی خود فریاد زد، هرگز تصور نمی کرد که بعدا چه اتفاقی می افتد.
یک معلم خوب می تواند تاثیر زیادی بر انگیزه و رشد دانش آموز داشته باشد.
در سال 2025، یک بررسی سیستماتیک منتشر شده در مجله اروپایی روانشناسی آموزش نشان داد که عوامل مرتبط با معلم در میان قویترین تأثیرات بر انگیزه تحصیلی قرار میگیرند، با روابط حمایتی و تشویق مثبت به دانشآموزان کمک میکند به طور مؤثرتری در یادگیری مشارکت کنند.
تأثیر این معلمان می تواند مدت ها پس از خروج دانش آموزان از کلاس باقی بماند.
فارستر که خود معلم سابق زبان انگلیسی بود، حدود یک دهه است که به طور جدی می نویسد. با این حال، عشق او به ادبیات حتی بیشتر از آن، در واقع نزدیک به 30 سال، به دوران او در پوندروسا Elementary در اسپرینگ، تگزاس باز می گردد.
او به نیوزویک گفت: «من واقعا مدرسه ابتدایی خود را دوست داشتم. "این پر از معلمان فوق العاده و متعهد بود. من فقط خاطرات مثبتی از سالهایم در آنجا دارم."
در میان آنها معلم کلاس چهارم او، خانم بلک بود. در آن زمان، فارستر کتاب هایی مانند Animorphs، Quintet زمان Madeleine L'Engle و The Chronicles of Narnia را می خواند.
با این حال، در کلاس درس خانم بلک بود که او اولین قدم های آزمایشی خود را برای یافتن صدای خود به عنوان یک نویسنده برداشت.
او گفت: «اولین سالی بود که نوشتن به طور خلاقانه شبیه کاری بود که مردم واقعا در دنیا انجام میدادند (برای پول!)، و اولین باری بود که متوجه شدم میتوان آن را برای سرگرمی انجام داد.
به یاد دارم که اولین قطعه داستانی که در کلاس خانم بلک نوشتم، انجماد نام داشت، درباره یک کشتی غرق شده در سواحل قطب جنوب. فکر می کنم یک صفحه طولانی بود، اما برای شروع کافی بود.
فارستر از خانم بلک به عنوان کسی یاد می کند که هر دانش آموزی را به نوشتن تشویق می کرد.
"به یاد میآورم که میدانستم او داستانها را دوست دارد، و احساس میکردم که چنین چیزی در من منعکس میشود. اشتیاق عجیب او برای کتابهایی که میخوانیم و تعهدش به زندهکردن آنها احساس آشنایی میکرد، و دیدن اینکه او چگونه این اشتیاق را تجسم میدهد به من اجازه داد تا همین کار را انجام دهم."
او گفت که خانم بلک همیشه راههای خلاقانهای برای گنجاندن نوشتن در درسهای روزمره پیدا میکرد. این چیزی بود که او سال ها بعد در حالی که به عنوان معلم نویسندگی خلاق کار می کرد از آن الهام گرفت. اما موضوع فراتر از تکالیف بود.
او گفت: «آنچه که بسیار مهم بود تشویق همیشگی او بود. "چند هفته پیش چند کار درجه بندی شده در اتاق زیر شیروانی خود پیدا کردم، و حتی یادداشت های نوشتاری او پرمخاطب و گرم بود. فکر می کنم همه اینها به احساس امنیت و دیده شدن به اندازه کافی برای انجام کار آسیب پذیر نوشتن و خلق کردن منجر شد."
فارستر گفت که خانم بلک را گهگاه پس از ترک مدرسه و ورود به بزرگسالی می بیند. در طول آن برخوردها، او به او گفت که همچنان نوشته های قدیمی خود را به عنوان نمونه ای برای شاگردانش به اشتراک می گذارد.
در حالی که فارستر در طول سالها برای چندین نشریه نوشته است، او به تازگی اولین رمان خود را منتشر کرده است، داستان چگونه پیش میرود، درباره مردی بیوه که سعی میکند سریال فانتزی کودکانه همسر مرحومش را به پایان برساند و نویسندهای که او برای کمک به او دعوت میکند.
وقتی نوبت به نوشتن تقدیرنامه ها رسید، بلافاصله ذهنش به کلاس درس خانم بلک برگشت.
او گفت: "پدر و مادرم سال قبل طلاق گرفته بودند. آنها از آن زمان دوباره ازدواج کردند، بنابراین من همیشه به این فکر نمی کنم که آن دوره چه تاثیری بر من داشته است." "من متوجه شدم که مهمتر از تشویق او به من به عنوان یک دانش آموز بود. این او بود که به من فضایی داد که احساس آرامش، آرامش و سرگرمی داشته باشم، زمانی که زندگی من به طور چشمگیری تغییر کرده بود."
فارستر نسخهای از کتاب را به همراه یادداشتی برای خانم بلک فرستاد که او را تشویق میکرد تا بخش قدردانی را بخواند. با این حال، او هرگز از او چیزی نشنید.
سپس، در طی یک رویداد پرسش و پاسخ در هیوستون، متوجه شخصی شد که در پشت اتاق ایستاده است.
این جفت در نهایت دوباره متحد شدند و با هم عکس گرفتند در حالی که فارستر نسخههایی از داستان چگونه پیش میرود را امضا کرد.
فارستر گفت: «واقعا احساس کردم که بر من غلبه شده است. "احساس میکردم در کلاس درس او دوباره به دانشآموزی منتقل شدهام، زیرا او دقیقا همان شخص بود. نامه من را نگه داشته و آن را روی کاغذهای انتهایی کتاب چسبانده بود، و به من گفت که چقدر داستان را دوست دارد و نامه من چقدر برای او ارزش داشته است."
فارستر معتقد است که بسیاری از معلمان مورد توجه قرار نمی گیرند. او امیدوار است داستانهایی مانند او تفاوتهایی را که آنها ایجاد میکنند را به مربیان یادآوری کند و آنها را تشویق کند که به بچهها "احساس دیده شدن و دوست داشتن" را ادامه دهند.
بیش از هر چیز، او امیدوار است که الهام بخش دیگران باشد تا به معلمان مهم زندگی خود بگویند که چقدر برای آنها اهمیت دارند.
متن اصلی (انگلیسی)
Man Writes About Elementary Teacher In Book–Then She Does the Unexpected
He thanked his favorite teacher in his first novel. What happened next took him completely by surprise.