پرش به محتوای اصلی

مورد مالیات ربات برای توزیع مجدد ثروت

رست‌آو‌ورلد۱۴۰۵ شهریور ۲۷, جمعه، ساعت ۱۳:۳۰حدود 5 دقیقه مطالعه

الساندرو کریمی در گزیده ای از کتاب خود با عنوان «نوآوری برای تأثیر: نقشه راهی برای فناوری پایدار فراتر از هوش مصنوعی» توضیح می دهد که مالیات بر اتوماسیون مؤثرتر از آموزش مجدد نیروی کار است.

هوش مصنوعی این پتانسیل را دارد که با باز کردن راه‌های جدید برای نوآوری، تولید، آموزش و حل مشکلات، اقتصادها را متحول کند. همچنین پتانسیل افزایش نابرابری‌ها و نابرابری‌های کنونی و تشدید مسائل زیست‌محیطی را در صورت عدم توجه جدی به آن دارد. ادغام نوآوری مبتنی بر هوش مصنوعی با ایده‌آل‌های اجتماعی که اولویت بالایی بر ثروت مشترک، جامعه عادلانه و تعادل زیست‌محیطی دارند، کار بسیار دشواری است.

برنامه های بازآموزی پاسخی ضروری اما ناکافی به جابجایی سیستمیک است.

هشداری حیاتی به صدا در می آید که اتوماسیون خطر جابجایی نیروی کار و کاهش دستمزدها را دارد مگر اینکه با شبکه های ایمنی و برنامه های تخصیص مجدد مورد توجه قرار گیرد. حتی در قرون وسطی، که به ندرت زمان نوآوری در نظر گرفته می‌شود، ما نوعی سیاست‌گذاری برای تخصیص مجدد مردم داشتیم. نظام صنفی، کلیساها و صومعه ها مراکز آموزشی بودند. نوآوری هایی مانند آسیاب بادی یا آسیاب آبی، تقاضایی را برای آسیاب کاران ایجاد کرد که دستیارانی را به طور غیر رسمی آموزش می دادند.

با این حال، دلیلی وجود دارد که ما قرون وسطی را تاریک به یاد می آوریم. حتی با بازآموزی افراد، نوآوری ها به بهبود استانداردهای زندگی برای اکثریت تبدیل نشد. بنابراین، ارزش تمرکز بر سیاست‌های بازآموزی و همچنین اشتراک سود، مالیات و شبکه‌های امنیت اجتماعی را به عنوان راه‌حل‌های بالقوه برای اختلالات هوش مصنوعی دارد.

با هوش مصنوعی، اگرچه مکانیسم های جبرانی بالقوه مانند وظایف جدید و دستاوردهای بهره وری وعده داده شده است، تاریخ به ما هشدار می دهد که چنین مزایایی نه خودکار هستند و نه به طور عادلانه به اشتراک گذاشته می شوند. بنابراین، گفت‌وگو پیرامون هوش مصنوعی و نیروی کار باید از تمرکز منحصر به فرد بر آموزش مجدد کارگران آواره به استراتژی‌هایی برای توزیع مجدد ثروتی که اتوماسیون ایجاد می‌کند، و بازجویی از بستر فیزیکی که این اقتصاد جدید بر آن ساخته شده است، گسترش یابد.

برنامه های بازآموزی پاسخی ضروری اما ناکافی به جابجایی سیستمیک است. آنها بار کامل سازگاری را بر دوش فرد می گذارند و اغلب نمی توانند با سرعت تغییر مطابقت داشته باشند. سیاست‌های ساختاری که روابط اقتصادی را متحول می‌کند، برای تکمیل آن‌ها مورد نیاز است، مانند شبکه‌های ایمنی، کاهش ساعات کار یا سیاست‌های درآمد پایه جهانی. سیاست چهار روزه کاری هفته، استاندارد کاری هفته (معمولا به 32 ساعت) را بدون کاهش دستمزد کاهش می دهد و هدف آن بهبود تعادل بین کار و خانه، بهره وری و سلامت روان است.

UBI سیاستی است که در آن هر فرد بالغ بدون در نظر گرفتن وضعیت شغلی، یک پرداخت نقدی منظم بدون قید و شرط از دولت برای تضمین امنیت اولیه اقتصادی دریافت می کند.

با این حال، یک سوال باقی خواهد ماند: از کجا می‌توانیم بودجه لازم برای اجرای شبکه‌های ایمنی و سایر سیاست‌های بالقوه مفید را بدون وام گرفتن از منابع مالی دیگر مانند مراقبت‌های بهداشتی و آموزش پیدا کنیم؟ با توجه به اینکه منبع نگرانی اتوماسیون است، ممکن است راه حلی در قالب مالیات ربات نیز باشد.

مفهوم مالیات ربات، یا به طور دقیق تر عوارض اتوماسیون، به یک شکست اصلی بازار می پردازد. هنگامی که یک شرکت خودکار می کند، پس انداز ناشی از کاهش صورتحساب دستمزد را خصوصی می کند و در عین حال هزینه های بیکاری و زوال جامعه را اجتماعی می کند. مالیات بر جابجایی با هدف کاهش سرعت اتوماسیون به یک نرخ قابل مدیریت اجتماعی و ایجاد درآمد برای تأمین مالی سیاست‌های گذار مانند UBI یا سایر برنامه‌های رفاهی است. شواهد تجربی از عملکرد مکانیکی آن پشتیبانی می کند و نشان می دهد که چنین مالیاتی می تواند احتمال جایگزینی کارگر را کاهش دهد.

با این حال، طراحی و نقدهای فلسفی قابل توجه قابلیت آن را به چالش می کشد. تعریف واحد مشمول مالیات به عنوان «ربات» یا «الگوریتم هوش مصنوعی» دشوار است، زیرا اتوماسیون اغلب فرآیند یکپارچه سازی نرم افزار است، نه خرید سخت افزار گسسته. محققان برجسته مالیاتی استدلال کرده‌اند که یک مالیات جدید و هدفمند ربات نسبت به اصلاح سیستم‌های مالیات بر سرمایه گسترده‌تر کارآمدتر است، و نشان می‌دهد که جذابیت سیاسی آن ممکن است بیشتر از تعصبات رفتاری ناشی شود تا سیاست‌های مالی صحیح.

سؤال تنها نحوه تأمین بودجه رفاهی نیست، بلکه چگونگی بازتعریف سهم و استحقاق در یک مدل رشد پس از کار است.

جدا از انتقادات مربوط به "سوسیالیسم" بیش از حد در این سیاست، بحث مالیات ربات یک مشکل حاکمیتی گسترده تری را آشکار می کند: عدم وجود معیارهای استاندارد برای تعیین کمیت جابجایی ناشی از اتوماسیون. یک سیاست مؤثر مستلزم گزارش‌دهی در سطح شرکت از جایگزینی نیروی کار، دستاوردهای بهره‌وری و تعمیق سرمایه قابل انتساب به اتوماسیون است. بدون چنین چارچوب‌های حسابداری، مالیات ممکن است بی‌پرده یا به راحتی داوری شود و کارایی و مشروعیت را تضعیف کند.

با این وجود، در سطحی عمیق تر، بحث مالیات ربات منعکس کننده مذاکره مجدد در مورد قرارداد اجتماعی در اقتصادهای خودکار است. اگر بهره وری به طور فزاینده ای از سرمایه به جای کار ناشی می شود، اتکای مداوم به مالیات مبتنی بر نیروی کار از نظر هنجاری ناپایدار می شود. سؤال تنها نحوه تأمین بودجه رفاهی نیست، بلکه چگونگی بازتعریف سهم و استحقاق در یک مدل رشد پس از کار است. حتی اگر مالیات ربات ایده خوبی به نظر برسد، استقرار عملی آن ساده نیست.

کره جنوبی نزدیک ترین چیزی را که ما به یک مورد آزمایشی در دنیای واقعی داریم ارائه می دهد، اگرچه در آن زمان آن را مالیات ربات نمی نامید. در سال 2017، دولت مون جائه این بی سر و صدا اعتبار مالیاتی دریافتی شرکت ها را برای سرمایه گذاری در تجهیزات اتوماسیون کاهش داد: کسر برای شرکت های بزرگ از 3٪ به 1٪، برای شرکت های متوسط ​​از 5٪ به 3٪ کاهش یافت، در حالی که مشاغل کوچک سود 7٪ خود را دست نخورده نگه داشتند. این جریمه کمتر از برداشتن یارانه بود، که از موضوع خاردار تعریف «ربات» به عنوان یک واحد مشمول مالیات کنار زد.

در همان زمان، پیشنهاد مالیات ربات 2017 پارلمان اروپا به طور کلی رد شد. بسیاری از قانونگذاران احساس کردند که ماشین‌های مالیاتی به رشد تجارت آسیب می‌زند و اختراعات جدید را متوقف می‌کند. بدیهی است که هیچکس مالیات را دوست ندارد و می تواند منجر به شکست در انتخابات شود. با این حال، این نوع مداخله برای کاهش نابرابری ضروری است.

ترس از تکنو-فئودالیسم یک پارانویای صرف نیست. بدون مداخلات سیاستی مناسب، پذیرش مداوم هوش مصنوعی، روبات‌ها و فناوری‌های اتوماسیون می‌تواند منجر به افزایش بیکاری و نابرابری دستمزدها شود. قدرت در حال حاضر در دست چند غول فناوری، پادشاهان جدید است. بسیار مهم است که کشورها برنامه های بازآموزی را با هدف کارگرانی که به دلیل اتوماسیون و سیاست های نظارتی آواره شده اند اجرا کنند تا از قدرت نامحدود پادشاهان جدید جلوگیری کنند.

ایجاد ثروت و کاهش فقر نیازمند سیاست‌های مؤثر، یکپارچه‌سازی آداب و رسوم محلی و استفاده از شیوه‌های تجاری نوآورانه و اخلاقی است. این احتمال وجود دارد که ما در قرون وسطی دیگری پر از نوآوری ها، اما استانداردهای پایین زندگی برای افراد خاص همگرا باشیم، واقعی است. با توجه به تفاوت های درآمدی موجود، همکاری بین شمال و جنوب جهانی می تواند تغییرات اجتماعی معناداری را از طریق فناوری ها و سیاست های مناسب ایجاد کند.

برگرفته از «نوآوری برای تأثیر: نقشه راه برای فناوری پایدار فراتر از هوش مصنوعی» اثر الساندرو کریمی که توسط Springer Nature © 2026 توسط الساندرو کریمی منتشر شده است و با مجوز تجدید چاپ شده است.

خواندن متن کامل در رست‌آو‌ورلدبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

The case for a robot tax to redistribute wealth

In an excerpt from his book, “Innovate for Impact: A Roadmap to Sustainable Technology Beyond AI,” Alessandro Crimi explains that a tax on automation is more effective than retraining labor.

همه‌ی اخبار فناوری