چرا مکانهایی که در کتابها دوست داریم را هرگز نمیتوان در زندگی واقعی یافت
از هاورث برونتهها تا حمام جین آستن، منطقه دریاچه وردزورث و دورست توماس هاردی، مکانهای ادبی همچنان بر خوانندگان تأثیر میگذارند.
ویرایش شده توسط گابی کلارک، بررسی توسط اندرو زینین
این مقاله با توجه به روند و سیاست های ویرایشی Science X بررسی شده است. ویراستاران ضمن اطمینان از اعتبار محتوا، ویژگی های زیر را برجسته کرده اند:
از هاورث برونتهها تا حمام جین آستن، منطقه دریاچه وردزورث و دورست توماس هاردی، مکانهای ادبی همچنان بر خوانندگان تأثیر میگذارند.
به نظر میرسد گردشگری ادبی از محبوبیت تازهای برخوردار است، از بازدیدهایی که از رمانهای کلاسیک الهام گرفتهاند تا روند تبدیل کتابها به برنامههای سفر TikTok. اما گردشگران ادبی با رسیدن به آنجا دقیقا امیدوارند چه چیزی را بیابند؟ پاسخ پیچیده تر از آن چیزی است که ممکن است به نظر برسد.
بدیهی است که هاورث، باث و دورست همگی وجود دارند. آنها را می توان روی نقشه پیدا کرد و از آنها بازدید کرد. اما مورهای برونته، حمام آستن، دریاچههای وردزورث و وسکس هاردی نیز تجسم مجدد ادبی آن مکانها هستند. آنها ممکن است هرگز به شکلی که خوانندگان تصور می کنند وجود نداشته باشند.
شیفتگی ما به مکان های ادبی سابقه ای طولانی دارد. جغرافیای ادبی، که جغرافیای فیزیکی را با مطالعات ادبی ترکیب میکند، در اواخر قرن نوزدهم و با افزایش محبوبیت رمان و از بسیاری جهات، در کنار گردشگری ادبی توسعه یافت.
در سال 1899، ویلیام لیون فلپس، نقشه ادبی انگلستان خود را ایجاد کرد و مکانهای مرتبط با نویسندگان و آثار ادبی را مشخص کرد. چند سال بعد، جغرافیای ادبی ویلیام شارپ (1904) مناطقی مانند «سرزمین دیکنز»، «کشور برونته» و جغرافیای ادبی دریاچههای انگلیسی را ترسیم کرد.
این نقشههای ادبی اولیه، خوانندگان را دعوت میکردند تا ببینند جهان داستانی و جغرافیایی در کجا همپوشانی دارند. با گذشت بیش از یک قرن، خوانندگان هنوز به دنبال آن نقاط تقاطع هستند.
وسکس توماس هاردی یک مثال قابل توجه ارائه می دهد. هاردی نام مکانها را قرض گرفت و اختراع کرد تا قلمروی خیالی را که بر روی جغرافیای جنوب انگلستان نقشهبرداری شده بود، ایجاد کند. خوانندگان به زودی این منظره اختراع شده را واقعی دانستند. حتی در زمان حیاتش راهنماهایی برای نشانههای ادبی آن ظاهر شد و باعث شد که هاردی نگران باشد که خوانندگان منظره او را بیش از حد تحت اللفظی درک کنند.
وسکس، به قول هاردی، یک کشور «تا حدی واقعی، تا حدی رویایی» بود: تلفیقی از جغرافیای خیالی و دنیای واقعی. این کشور رویایی همچنان به جذب بازدیدکنندگان ادامه می دهد. در سال 2025، یک مقاله گاردین یک سفر زیارتی پیاده روی در دورست هاردی را در جستجوی مناظر مرتبط با داستان های او شرح داد.
رمان نویس V.S. نایپل بینشی در مورد اینکه چرا مکان های ادبی می توانند تا این حد قدرتمند شوند ارائه می دهد. نایپل با تأمل در مورد خواندن دیکنز در کودکی در ترینیداد، نوشت که چگونه دیکنز "شهری از خیال" را ایجاد کرد که خوانندگان می توانستند با استفاده از آنچه قبلا می دانستند بازسازی کنند تا تصور کنند آنچه را که نمی دانستند.
آنچه در مورد مشاهدات نایپل قابل توجه است این است که مفروضات متعارف در مورد واقع گرایی را وارونه می کند. دستاورد دیکنز صرفا این نبود که لندن را دقیق توصیف کرد. زبان او به قدری باز بود که به خوانندگان این امکان را می داد تا نسخه خود را از شهر بسازند.
بنابراین، لندن در سر خواننده میتواند به اندازه تصویر روی نقشه واضح شود.
وقتی بازدیدکنندگان به هاورث، گراسمر یا دورست میرسند، برای اولین بار با آن مکانها مواجه نمیشوند. آنها قبلا در تصورات خود از آنها بازدید کرده اند. نسخه آنها از چشم انداز از کتاب ها، فیلم ها، عکس ها، مکان هایی که بازدید کرده اند و سایر مراجع فرهنگی جمع آوری شده است. وقتی می رسند، مکان فیزیکی را با آن مکان تصور شده مقایسه می کنند.
احساسی که از این مقایسه به دست میآید را میتوان به عنوان «آنمویا» توصیف کرد، اصطلاحی که توسط نویسنده جان کونیگ برای توصیف «نوستالژی برای زمانی که هرگز نشناختهاید» ابداع شد. روایت نایپل از خواندن دیکنز یک معادل فضایی را پیشنهاد می کند: اشتیاق برای مکانی که هرگز شخصا تجربه نشده است.
گردشگری ادبی یکی از بیان این فرآیند است. خوانندگان صرفا مناظر ادبی را مصرف نمی کنند، بلکه در خلق آنها در تخیل خود مشارکت می کنند. این ممکن است به ویژه در مورد رئالیسم قرن 19 صادق باشد. نویسندگان رئالیست به دنبال بازنمایی دنیای اجتماعی و جغرافیایی پیرامون خود بودند، اما رمان های آنها همچنان به انتخاب، حذف و اختراع وابسته بود.
بسیاری از محبوب ترین مقاصد ادبی خانه های نویسندگان هستند. آنها نوید دسترسی به نویسندگان و منشأ آثار ادبی را می دهند: اتاقی که در آن رمان نوشته شده است، خانه ای که نویسنده در آن زندگی می کرده یا منظره ای که تصور می شود الهام بخش آن بوده است.
به این معنا، زیارت ادبی میکوشد ادبیات را در جغرافیا لنگر بیاندازد. با این حال، این سایت ها به ندرت مرز روشنی بین زندگی و هنر می کشند. در عوض، آنها اغلب زندگی نامه و داستان را با هم می بافند. در هاورث، بازدیدکنندگان در فضاهای خانگی مرتبط با خانواده برونته حرکت میکنند و همزمان با جهانهای تخیلی جین ایر و ارتفاعات بادگیر مواجه میشوند.
موزه Bronte Parsonage در هاورث قدرت خود را از گردآوری بیوگرافی، منظره، تراژدی خانوادگی و داستان در یک مکان به دست میآورد. خانه جین آستن در چاوتون نیز حرکتی مشابه انجام می دهد. کارگردان آن توضیح داده است که چگونه بازدیدکنندگان از طریق خانه به دنبال صمیمیت با آستن هستند و امیدوارند وارد دنیای رمانهای او شوند.
برخی از سایتهای ادبی با دادن شکل جغرافیایی به مکانهایی که اصلا وجود نداشتهاند، فراتر میروند. نشانی معروف شرلوک هلمز، خیابان بیکر 221B، به نظر می رسد زمانی که آرتور کانن دویل شروع به نوشتن داستان های هلمز کرد، با یک خانه واقعی مطابقت نداشت. در واقع، خود آدرس در سیستم شماره گذاری خیابان های آن زمان غیرممکن بود.
با این حال، امروز، بازدیدکنندگان می توانند از موزه شرلوک هلمز - واقع در خیابان بیکر 221B واقعی - بازدید کنند، انگار که هلمز واقعا در آنجا زندگی می کند. یک مکان خیالی به یک مقصد جغرافیایی تبدیل شده است.
از اولین نقشههای سرزمین دیکنز و کشور برونته تا زیارتهای ادبی امروزی، هدف بهطور قابلتوجهی ثابت مانده است: یافتن نقطهای که در آن دنیای واقعی و خیالی با هم برخورد میکنند. جغرافیای ادبی نشان می دهد که این نقطه ممکن است هرگز کاملا قابل دسترس نباشد. شاید دقیقا به همین دلیل است که خوانندگان به دنبال آن هستند.
کارشناسی ارشد زبان انگلیسی، ویرایشگر کپی از سال 2021 با تجربه در آموزش عالی و محتوای بهداشتی. تقدیم به اخبار معتبر علمی. نمایه کامل →
فوق لیسانس فیزیک با تجربه تحقیق. علاقه مندان به اخبار علمی طولانی مدت. نقش کلیدی در موفقیت سرمقاله Science X ایفا می کند. نمایه کامل →
این مقاله از The Conversation تحت مجوز Creative Commons بازنشر شده است. مقاله اصلی را بخوانید.
متن اصلی (انگلیسی)
Why the places we love in books can never quite be found in real life
From the Brontës' Haworth to Jane Austen's Bath, Wordsworth's Lake District and Thomas Hardy's Dorset, literary places continue to exert a powerful hold over readers.