چگونه فاتح آکین در «آهنگ شبح» در بازکن شگفت انگیز سن سباستین جان داد
این فیلم - به شدت تحت تاثیر رابطه کارگردان برنده جایزه با انیمه و مانگا - دو دانش آموز را دنبال می کند که رابطه عشق در نگاه اول به طور ناگهانی با مرگ یکی از آنها قطع می شود.
فاتح آکین با دور جشنواره غریبه نیست، او برلین را با برنده خرس طلایی خود در سال 2004 شگفت زده کرد و بهترین فیلمنامه را در کن برای فیلم لبه بهشت در سال 2007 دریافت کرد.
این فیلمساز آلمانی-ترکیه که همچنین برنده گلدن گلوب 2017 در محو شدن است، در طول سال ها چند فیلم به سن سباستین فرستاده است. او به هالیوود ریپورتر در زوم می گوید: «یادم نیست کدام فیلم بود. اما من همیشه می خواستم بروم.
آکین شانس خود را به دست میآورد و بعد از آن با آهنگ روحانگیز امسال، دو دانشآموز را دنبال میکند که در یک کلوپ شبانه در برلین با هم آشنا میشوند و بلافاصله عاشق میشوند. فراشا (مریم داوود) و فارس (ارن ام. گوورسین) با پیوندی ریشهدار مواجه میشوند که نمیتوانند صبر کنند تا آن را باز کنند، اما با کشته شدن فراشا ناگهان بند ناف قطع میشود. برای 40 شب آینده، او در رویاهای خود از فارس دیدن می کند، جایی که شیفتگی متقابل آنها او را آرام آرام به مرز جنون می کشاند.
داستانهای مرتبط فیلمها جشنواره فیلم توکیو از مجموعههای گالا و انیمهای با حضور فیلمهای کیت بلانشت، تونی گیلروی، «اسب وحشی نه» و «گروتسککه» آلفونسو کوارون برای اولین بازدید از کره برای جشنواره فیلم بوسان رونمایی کرد.
فیلم برادران وارنر، که با همکاری روث توما نوشته شده و قرار است در 5 نوامبر در آلمان اکران شود، در واقع از کشف خود آکین در مورد انیمه و مانگا الهام گرفته شده است و با تمایل او به ساختن آهنگ روح برای مخاطبان جوانتر تقویت شده است. او میگوید: «من یک بومر نیستم، اما من نسل X هستم و ژن Z بسیار متفاوت است. آنها با ابزارها و دنیاهای بسیار متفاوتی کار می کنند، و شما این تأثیر را دارید [که] از هالیوود نمی آید. شما این تأثیر را از آسیا، از ژاپن، چین و کره دارید.»
ویژگی سیاه و سفید هم لطیف و هم دلخراش است، تأثیر انیمه در کارتهای عنوان به زیبایی تصویر شده که شبهای باقیمانده فراشا و فارس را با هم نشان میدهند، قابل لمس است. این داستان همچنین به طرز ماهرانه ای از معنویت ریشه گرفته در سنت اسلامی - اشاره ای به تربیت مذهبی آکین - استفاده می کند. او به THR میگوید: «این نوع برخورد من با آن یا استفاده از آن به عنوان داستانسرایی است.»
در زیر، قبل از نمایش فرش قرمز پر زرق و برق خود در روز جمعه و همزمان با آغاز رسمی معتبرترین جشنواره فیلم اسپانیا، آکین مراحل ساخت فیلم Ghost Song را باز می کند. او درباره تصویر خودکشی نوجوانان در آن صحبت میکند - «همه کسی را در نسل بچههای من میشناسند که [جانشان را از دست دادند] یا تلاش کردند» - و همچنین تصمیمش برای سیاه و سفید نگه داشتن فیلم، شباهت آن به شبح دمی مور و پاتریک سویزی، و اینکه چرا او قول داده است که دیگر این روند را تکرار نکنم.
این سفر از چه زمانی آغاز شد و چرا این داستان؟
همه چیز حدود 10 سال پیش شروع شد. اساسا این ایده [از] پسرم بود. او این ایده را داشت که من فیلمی برای بچهها بسازم، و داستانی درباره دو دوست بود و یکی از آنها یک روح است - دو پسر و آنها بهترین دوستان هستند. ایده انجام کاری برای کودکان را دوست داشتم، که با آنچه قبلا انجام می دادم بسیار متفاوت بود. و من آن را به این نویسنده، روث توما، که قبلا با او کار کرده بودم، دادم. و او فیلمنامه این فیلم کودکانه را نوشت. اما بعد به انجام In the Fade و چیزهای دیگر روی آوردم. در این میان هیچ گاه توسعه فیلمنامه را متوقف نکردیم.
و اتفاقی که افتاد این بود که با بزرگ شدن فرزندانم، سن شخصیت ها تغییر کرده بود. این [به طور طبیعی] اتفاق افتاد و بنابراین تمرکز نیز تغییر کرد و تبدیل به یک [فیلم] رمانتیک شد. بچه هایم واقعا به من یاد دادند یا دنیای انیمه را به من نشان دادند. من قبلا خیلی در رمان های مانگا و گرافیک بودم... اما فکر می کردم آیا می توانم آن را با برداشت خودم از سینما ترکیب کنم؟
خیلی زیاد. فیلم های انیمه اغلب این حس عاشقانه را دارند. آنها در این دنیای خیالی هستند، می دانید؟ مانند جهان های موازی، تولد دوباره، مردن و بازگشت - این در دنیای انیمه بسیار محبوب است. بلکه مسائل اجتماعی یک صدای خاموش فیلمی است در مورد اوباش و خودکشی در دنیای نوجوانان یا در دنیای بزرگسالان جوان، و بنابراین انیمه ابزار یا پنجره ای برای نسل جوان تر از من است. من یک بومر نیستم، اما من نسل X هستم، و Gen Z بسیار متفاوت است. آنها با ابزارها و دنیاهای بسیار متفاوت کار می کنند، و شما این تأثیر را دارید [که] از هالیوود نمی آید.
شما این نفوذ را از آسیا، ژاپن، چین و کره دارید. من خیلی تحت تاثیر سینمای غرب، از سینمای آمریکا بودم.
آیا کارگردان خاصی از آن منطقه وجود دارد که شما طرفدار آن باشید؟
هایائو میازاکی، مردی که با بازی Spirited Away برنده جایزه اسکار شد. همه کارهای او بسیار تأثیرگذار هستند، و البته، بچه هایی که Suzume، Your Name و Belle را ساخته اند، اینها قطعات کار باورنکردنی هستند، به روشی بسیار بصری. من این فرصت را داشتم که [این] را با این فیلم انجام دهم: آن را با آن دنیا ترکیب کنم [و] یک فیلم معنوی بسازم. وقتی به فیلمهای معنوی فکر میکنید، در نهایت با فیلمهای کندون یا آخرین وسوسه مسیح مواجه میشوید، اما من تمایل و نیاز به ساخت چنین فیلمی را برای یک کارگردان بیشتر میبینم.
معنویت، ماوراء الطبیعه... من به صورت خصوصی به این چیزها علاقه دارم، اما چگونه می توان در مورد آن فیلمی ساخت که هنوز برای مخاطبان وسیع تری باشد؟ Ghost Song به من این فرصت را داد که این کار را انجام دهم - یک فیلم معنوی بسازم، اما به همان اندازه [برای] انجامش دهم... نمی دانم. فرهنگ پاپ
جالب است که این فیلم به عنوان یک فیلم کودکان شروع شد زیرا واقعا بسیار بیمارگونه است.
این دیگر یک فیلم کودکانه نیست. این فیلم به عنوان یک فیلم کودک شروع شد، اما سپس تبدیل به […] [برای] بزرگسالان جوان شد. و چیزی که وقتی روی آن کار کردیم متوجه شدیم این است که خودکشی بالاترین دلیل مرگ بین 15 تا 25 سال در کل جهان است. من این را نمی دانستم و ترسناک بود. خودکشی موضوعی است که همیشه در کار من ظاهر شده است.
نمیدانم چرا این چیزها در کار من ظاهر میشوند، اما دوباره اینجا [در آهنگ Ghost Song] آمده است. و همه کسی را در نسل بچههای من میشناسند که [جانشان را گرفت] یا سعی کرد. کووید یک دوره بسیار ناامیدکننده برای این نسل بود. بنابراین من آن را به نوعی مشاهده می کنم. من با آن برخورد می کنم. فکر میکنم این فیلم به نوعی برای همه است - نه خیلی جوان - اما گاهی اوقات میتوانم بفهمم که افراد 60 ساله، اگر بچه نداشته باشند یا بچههایشان بزرگ شده باشند، نمیتوانند با چنین فیلمی ارتباط برقرار کنند. اما مخاطب جوانتر می تواند. و من الان 53 هستم.
من به پیر شدن فکر میکنم، و ساختن چنین فیلمی و ارتباط با مخاطبان جوانتر... این مرا جوان نگه میدارد. (می خندد.)
این فیلم به چیزهای زیادی می پردازد: خودکشی، سلامت روان، عشق جوان. میخواهم درباره اسطورهشناسی این فیلم بپرسم، اگر این کلمه درستی است. داستان، و فراشا 40 شب فارس را فراموش کرده است. آیا این ریشه در سنت خاصی دارد؟
بله سنت اسلامی. اما ما متوجه شدیم که مسیحیت ارتدوکس نیز چنین چیزی را دارد. […] من این پیشینه اسلامی را دارم. من در خانواده ای اسلامی بزرگ شدم، خانواده ای بسیار مؤمن و مذهبی. این شیوه برخورد من با آن، یا استفاده از آن به عنوان داستان سرایی است.
زیبا بود. نمیدانم نسخه نهایی فیلم را دیدم یا نه - نسخه سیاه و سفید را دیدم؟
این نسخه نهایی است. من دو نسخه دارم این اتفاق به این دلیل افتاد که دنیای انیمه روی این فیلم تأثیر می گذاشت، بنابراین وقتی فیلمی را می سازید، فیلم های مرجع دارید. تنها فیلم مرجعی که برای این یکی داشتم و به DP خود دادم، فیلم های انیمه بودند. نام تو، صدای خاموش، شاید روح، فیلم پاتریک سویزی. (می خندد.) اما هیچ چیز دیگری در سطح بصری به ذهن نمی رسد. بنابراین این تأثیر بود و رنگ ها و درجه بندی رنگ بسیار مهم بود. برای اولین بار، واقعا، واقعا، واقعا با رنگ های قوی کار کردم.
از لباس شروع می شود و از طراحی صحنه و نورپردازی می گذرد، اما تا حد زیادی درجه بندی را نیز در بر می گیرد. و درجه بندی فرآیندی در فیلمسازی است که در پایان و پس از ویرایش و انجام فیلم انجام می شود.
[اما] با عجله سریع و برای اینکه حواسش پرت نشود یا ایمان به بصری مطالب را از دست ندهم، چه کردم؟ در مراحل ویرایش رنگ ها را خاموش کردم. و اتفاقی که افتاد این است که ما به آن عادت کردیم. کل فیلم سفری طولانی بود و تدوین بسیار سخت. من تقریبا شش ماه در اتاق تدوین بودم. وقتی شش ماه سیاه و سفید را ویرایش می کنید چه می کنید؟ شما به آن عادت می کنید، و این مانند یک رابطه است. عاشقش میشی
بنابراین [ما] اینگونه بودیم، "خوب، بیایید آن را سیاه و سفید نگه داریم." در سیاه و سفید زیباست و در سیاه و سفید وجودی است. و این فیلم درباره اگزیستانسیالیسم است، و مانگا است، و مانگا و انیمه سیاه و سفید هستند زیرا رنگ ها برای چاپ بسیار گران هستند. به این شکل هنری تبدیل شد. این بسیار قوی و منحصر به فرد است.
بنابراین کدام یک را در سن سباستین نمایش خواهید داد؟
سیاه و سفید. من از آنها می خواهم که نسخه رنگی فیلم را نیز نشان دهند. مطمئن نیستم هنوز کمیته جشنواره را متقاعد کرده ام یا نه. اما ما افتتاحیه را سیاه و سفید داریم و امیدوارم بتوانم اکران دوم رنگی را داشته باشم زیرا برای داشتن تصویر کامل باید هر دو نسخه فیلم را ببینید.
این نیز بسیار یک داستان مهاجر است. و نماهایی از سفر فراشا به اروپا را می بینیم. می خواستم بپرسم که آیا این برای شما ریشه در چیزی شخصی دارد؟
من همیشه به دنبال قهرمانان و قهرمانانی هستم که در سینمای وسترن معمول نیستند، اما وقتی در خیابان می روید بخشی از دنیای وسترن هستند. من همیشه از اولین فیلمم این کار را انجام داده ام. نمی دانم فقط شخصی است یا نه. این چیزی است که من در زندگی روزمره در خیابان مشاهده می کنم. مهاجرت سوری ها به آلمان از سال 2015 در آلمان بسیار مشهود شده است و این افراد به نوعی خود را با این همه و به همین سرعت سازگار کردند. منظورم این است که آنها در بخش پزشکی و بخش مراقبت هستند. آنها در همه بخش ها حضور دارند و این کشور را تغییر دادند.
ترک ها از دهه 60 قرن گذشته اینجا بودند، اما سوریه 10 سال پیش آمدند. این فرصتی بود تا آن را نیز در داستان قرار دهم. برای دادن بافت بیشتر
من این بچه های معمولی راک اند رول [به عنوان] قهرمان را ندارم. برای [فراشا] ایمان به نوعی مهم است. شاید ایمانش، دینش، او را ماورایی کند. باید به این باور داشته باشی... اگر با مرگ و زندگی و زندگی گذشته سر و کار داشته باشی، خود به خود به یک فیلم معنوی ختم میشوی و بنابراین این یک راه یا فرصتی بود تا از زندگینامه شخصی من در این معنویت فیلم استفاده کنم.
امیدوارید که مخاطب پس از تماشای آهنگ روح چه واکنشی نشان دهد؟
من برخی از واکنش ها را [از قبل] دیده ام. برخی از واکنشها واقعا من را شوکه کردند - برخی از مردم، از نظر احساسی فیلم بسیار متزلزل شدهاند. قبلا یا در کارهای دیگری که انجام دادم هرگز آن را ندیده بودم. معمولا، مخاطبان جوانی نیستند که اینطور باشند. بیشتر شبیه 30 به بالا است، می دانید؟ برای آنها این یک ترن هوایی است و من همیشه سعی می کنم یک تجربه فیزیکی نیز به مخاطب بدهم. فکر میکنم اگر یک فیلم به سطح فیزیکی برسد - خندیدن، گریه کردن، هر چه که هست... اگر این رسانه دو بعدی بتواند آن را ایجاد کند، میتواند غازها ایجاد کند، اما از طرف دیگر، کنسول.
[...] امیدوارم این فیلم بتواند برای بسیاری از جوانان دوست باشد. به زندگی و مرگ می پردازد، اما به شیوه ای مثبت از زندگی. این یک داستان عاشقانه غم انگیز است - ما این روزها در سینما، به خصوص در سینمای آلمان زیاد، چنین چیزی را نداریم.
کاتارسیس است. دنیای پر دردسری است همه در سرتاسر جهان مسائل زیادی دارند و شما از این فرار دور می شوید. اگر یک فیلم بتواند به شما کاتارسیس بدهد، می تواند بسیار مفید باشد.
افتتاحیه جشنواره فیلم سن سباستین به چه معناست؟
این اولین بار است که در سن سباستین [جشنواره فیلم] حضور دارم. فکر میکنم در گذشته، فیلمهایی را به آنجا میفرستادم و آنها را میفرستادند. یادم نیست کدام فیلم بود. اما همیشه دوست داشتم به سن سباستین بروم. این نام عالی و غذای خوب را دارد و به نوعی یک جشنواره پیچیده است. من همیشه در مورد آن کنجکاو بودم، زیرا دوستان زیادی در اسپانیا دارم، و فکر می کنم در اسپانیا مخاطبانی دارم، بنابراین رابطه خوبی [با] آن کشور دارم. رسیدن به آن جشنواره با این فیلم و افتتاحیه آن برای من بسیار مهم است.
همچنین خوب است بدانید که فقط مظنونین معمولی برای ارائه یک فیلم وجود ندارند. منظورم این است که کن فوقالعاده است و کارهای زیادی برای من انجام داد. و همینطور ونیز و برلین. اما جاهای دیگری از جهان وجود دارد، جشنواره های دیگری در جهان. این فقط این نیست که من می خواهم از آنها حمایت کنم، بلکه آنها نیز از شما حمایت می کنند. من بسیار متواضع و بسیار مفتخرم که آنها فیلم را برای افتتاحیه گرفتند. می دانید، در [جام جهانی]، من می خواستم اسپانیا برنده شود. (می خندد.)
بودجه دولتی گرفتیم اما بزرگترین حامی ما، و من بسیار سپاسگزارم که آنها را دارم، برادران وارنر بودند. [حدود] نیمی از بودجه از برادران وارنر تأمین می شود، مطمئن نیستم. تهیه کنندگان من آن را بهتر می دانند. (می خندد.) تامین مالی این فیلم بسیار سخت بود. خیلی خیلی خیلی سخته از یک سو، فیلم ها به ویژه در آلمان روز به روز گران شده اند. به همین دلیل است که بسیاری از فیلمسازان آلمانی برای ساخت فیلم خود به جای دیگری نقل مکان می کنند. هزینه، اینجا همه چیز خیلی بالا می رود. و شما هرگز بودجه کاملی برای هیچ فیلمی دریافت نمی کنید.
در اینجا، و همچنین برای دو فیلم آخر [من]، [از جمله فیلم برتر کن] امروم، ما به خطر افتادیم. ما گفتیم، "خوب، ما [در] بودجه کامل نیستیم"، اما همچنان فیلم را سبز کردیم. این روز به روز خطرناک تر می شود. این آخرین باری است که این کار را انجام می دهم. زندگی خیلی کوتاه است. این حملات قلبی و کورتیزول و شب های بی خوابی است! مثل زمانی که شروع به فیلمسازی کردم نیست. من این فیلمساز جوان در زمان دیگری بودم، در کشوری دیگر. شما چند بچه داشتید، چند کارمند و یک شرکت داشتید و یک فیلم می ساختید و آن را انجام می دادید. دیگه اینطوری کار نمیکنه
به عنوان کسی که اخیرا با برادران وارنر کار کرده است، و با بسیاری از خلاقان اروپایی که در مورد تصاحب پیشنهادی پارامونت صحبت می کنند، می توانم بپرسم: آیا نظری دارید؟
هیچ کس نمی داند. به عنوان یک قاعده در فیلمسازی، هیچ کس چرندیات را نمی داند. و از فردا خبر ندارم […] من در مورد آن نظری ندارم. فقط می توانم بگویم که با تیم آلمان و بریتانیا کار می کنم و آنها بسیار حمایت می کنند. باید بگویم، تیمی درخشان، حرفه ای، عالی و کار کردن با آنها بسیار سرگرم کننده است.
این مصاحبه برای وضوح کوتاه شده و ویرایش شده است. جشنواره بینالمللی فیلم سن سباستین 2026 از 18 تا 26 سپتامبر برگزار میشود.
متن اصلی (انگلیسی)
How Fatih Akin Breathed Life Into San Sebastian’s Haunting Opener ‘Ghost Song’
The film — heavily influenced by the award-winning director's relationship with anime and manga — follows two students whose love-at-first-sight connection is cut abruptly short when one of them dies.