یادداشت خبرنگار: دو دهلی، یک آخر هفته - وقتی دنیا به شام رسید
من در دهلی بزرگ شدم. نه دهلی لوتینز، آن بخش آرامتر و سرسبز خیابانهای پردرخت و خانههای ییلاقی استعماری با دیوارهای بلند که در آن افراد VIP زندگی میکنند. اما آنقدر نزدیک است که بدانیم دو شهر یک نام مشترک دارند. یک دهلی به طور کلی نامرتب است. زباله ها در کوه های کوچک کنار جاده انباشته شده اند. هیچ مسیری برای پیاده روی وجود ندارد. خیابانهای باریک که بهعنوان یک طرف مشخص شدهاند، با هر نوع ترافیکی از هر جهت به سمت شما میآیند، و سپس…
من در دهلی بزرگ شدم. نه دهلی لوتینز، آن بخش آرامتر و سرسبز خیابانهای پردرخت و خانههای ییلاقی استعماری با دیوارهای بلند که در آن افراد VIP زندگی میکنند. اما آنقدر نزدیک است که بدانیم دو شهر یک نام مشترک دارند. یک دهلی به طور کلی نامرتب است. زباله ها در کوه های کوچک کنار جاده انباشته شده اند. هیچ مسیری برای پیاده روی وجود ندارد. خیابانهای باریکی که بهعنوان یک طرف مشخص شدهاند، با هر نوع ترافیکی که از هر جهت به سمت شما میآید، و سپس به سادگی گیر کرده است. و گرد و غبار نه یک فیلم روی طاقچه، بلکه چیزی که...
متن اصلی (انگلیسی)
Reporter’s note: two Delhis, one weekend – when the world came to dinner
I grew up in Delhi. Not Lutyens’ Delhi, that quieter, greener stretch of tree-lined avenues and high-walled colonial bungalows where the VIPs live. But close enough to know that two cities share one name. One Delhi is generally messy. Rubbish piled into small mountains by the roadside. No footpaths to walk on. Narrow streets marked as one way, with every kind of traffic coming at you from every direction, and then…