اتان هاوک درباره ساختن سه گانه «وزن» و «تلفن سیاه» بالقوه صحبت می کند
تهیه کننده ستاره همچنین به «شوالیه ماه» نگاه می کند و اینکه چگونه چرخش غیرمنتظره آن راه را برای «The Lowdown» هموار کرد.
وزن اتان هاوک ثابت می کند که آنها هنوز هم می توانند آنها را مانند گذشته بسازند.
هاوک خود 19 ساله اش را به یاد می آورد که برای نیش سفید در آلاسکا برفی می چرخید. او به یاد می آورد که با دنزل واشنگتن در سال 1979 با یک شورت مونت کارلو برای روز آموزش در اطراف لس آنجلس گشت و گذار کرده بود. این تجربیات، در میان بسیاری دیگر، ارزش غوطه وری در دنیای واقعی را به او آموخت، چیزی که در عصر محیط های تولیدی و پس زمینه های دیجیتال گم شده است. قرار دادن بازیگران در یک مکان واقعی و اجازه دادن به مکان تبدیل شدن به شخصیت دیگری در داستان، کیفیت غیرقابل تکراری دارد.
داستانهای مرتبط تلویزیون «The Lowdown» خط داستانی فصل 2 و فیلمهای تاریخ نمایش را فاش میکند ریچارد لینکلیتر به عقب نگاه میکند به «Boyhood»، 12 سال بعد: «زمان هرگز از کار کردن با ما دست نمیکشد»
برای The Weight، هاک و کارگردان پادریک مک کینلی، این فلسفه را عملی کردند و شخصیت زندانی اولی، سم مورفی، و گروهی از محکومان قاچاق طلا را به اعماق جنگل باواریا، که مخفف بیابان اورگان دهه 1930 است، بردند.
هاک در حمایت از اکران سینمایی The Weight در 18 سپتامبر به هالیوود ریپورتر می گوید: "50 درصد [روز تمرین] دنزل است و من در حال رانندگی در ماشین هستیم. اگر این کار را جلوی یک صفحه سبز انجام می دادیم، نسخه کمتری از آن فیلم بود. و با وجود اینکه بیان دلیل آن دشوار است، اما فقط بوی بدی دارد." "این نمونه ای از تمام روش هایی است که مردم سعی می کنند به رایانه اجازه دهند برای آنها فیلم بسازد. فقط کل کار را ارزان می کند. اینطور نیست که نمی توان انجام داد. البته، اگر نوشتن واقعا استثنایی باشد، می توان این کار را انجام داد."
وقتی The Weight شخصیت هاوک را معرفی می کند - یک کهنه سرباز جنگ جهانی اول و یک پدر مجرد بیوه - او به سختی می تواند از دختر جوانش در میان رکود بزرگ مراقبت کند. سپس یک سوء تفاهم مربوط به دو پلیس فاسد او را به زندان میاندازد و مدت محکومیتش به اندازهای طولانی است که حضانت دخترش را قبل از آزادی از دست میدهد. یعنی تا زمانی که Russell Crowe’s Warden Clancy به مورفی یک معامله زیر میز پیشنهاد دهد. اگر مورفی به او کمک کند تا قبل از فرانکلین دی.
دستور اجرایی روزولت مستلزم تسلیم شدن آن به عنوان بخشی از تلاش برای متوقف کردن تورم اقتصادی است، کلنسی به او آزادی زودهنگام اعطا میکند و به او فرصتی میدهد تا دخترش را از سقوط از شکافهای سیستم باز دارد.
در حالی که برخی ممکن است استدلال کنند که مورفی یک ضدقهرمان است، هاوک به او به عنوان یک مرد شریف نگاه می کرد. او ویژگی هایی را دید که او را به یاد پدربزرگ کهنه کارش در جنگ جهانی دوم و نسلی که او به آن تعلق داشت و اغلب از آنها به عنوان "بزرگترین نسل" یاد می شود، می اندازد. هاوک می خواست آن آرمان ها را در زمانی که به طور فزاینده ای کمیاب شده اند به منصه ظهور برساند.
هاک میگوید: «اخلاق قدیمی آمریکایی کل آن نسل - اعتقاد تزلزل ناپذیر به برابری نوع بشر و جمع شدن برای یکدیگر - روحیهای بود که پدربزرگم با خود همراه کرد. من واقعا میخواستم نقش شخصیتی را بازی کنم که نماینده آن باشد. "گفتن یک داستان ضدقهرمانی خوب سرگرم کننده است، اما من دلم برای آقای اسمیت می رود واشنگتن یا این یک زندگی شگفت انگیز است تنگ شده است. حتی وسترن کلاسیک بر اساس فردی با اصول، فروتنی، صداقت، وقار و احترام به دیگران ساخته شده است. بنابراین من مطمئنا می خواستم همین الان آن را در جهان قرار دهم."
The Weight همچنین به هاوک این فرصت را داد تا بالاخره با کرو، مجری که مدتهاست او را تحسین می کرد، کار کند. همانطور که مشخص است، آنها تقریبا بیش از دو دهه قبل از آن، زمانی که هاوک برای بازی در فیلم استاد و فرمانده پیتر ویر: سمت دور دنیا (2003) پل بتانی در حال رقابت بود، با هم کار کردند. ویر پیش از این نقش برجسته هاوک را در Dead Poets Society (1989) کارگردانی کرده بود.
هاوک می گوید: "من همیشه می خواستم با [کرو] کار کنم. تنها زمانی که مطرح شد استاد و فرمانده بود." "من واقعا نقش پل بتانی را در آن فیلم میخواستم. البته، پل بتانی فوقالعاده بود، اما این تنها زمانی بود که نزدیک بود اتفاق بیفتد."
در نقطه مقابل طیف مورفی، هاوک برای دو نوبتش در نقش شیطانی «غابگر» در دو فیلم بسیار موفق «تلفن سیاه» اسکات دریکسون، نقدهای مثبتی دریافت کرده است. هالیوود به طور کلی قانون سه را رعایت می کند، بنابراین هاوک می گوید که یک سه گانه به دریکسون بستگی دارد. هاوک می افزاید: «اگر او ایده ای دارد که او را هیجان زده می کند، مطمئنم که همه با آن موافقت خواهند کرد. او این کار را به عنوان یک پول نقد انجام نمی دهد. اگر راهی برای ابراز وجود داشته باشد، این کار را انجام می دهد.
آخرین باری که این نویسنده با هاوک روبرو شد برای نقش شرور دیگری در مقابل اسکار آیزاک در فیلم Moon Knight استودیوی مارول بود. این سریال که اکنون محدود است در طول رونق استریمینگ 2018-2021 ساخته شد، زمانی که کل صنعت سرمایهگذاری زیادی برای پر کردن قفسههای پلتفرمهای خود انجام داد، به این امید که ارزش سهام خود را در نتفلیکس افزایش دهد. زمانبندی اتفاقی بود، زیرا پخش جریانی کمک کرد قیمت سهام آنها در سطوح نسبتا بالایی باقی بماند در حالی که سالنهای سینما در بسیاری از سالهای 2020 مبتلا به همهگیری بسته بودند.
Moon Knight یکی از 17 سریال عجیب و غریبی بود که مارول تحت دستور استریم دیزنی که در سال 2018 شروع شد، توسعه و منتشر شد. اما همه چیز با ترکیدن حباب استریم در وال استریت در آوریل 2022 تغییر کرد. در نتیجه، دیزنی ترمز خروجی استریم خود را گرفت و شخصیتهایی مانند KHAWK's Arthur's MULTIVACHED و MHARBOACION's MULTIVEFACE MOUMBOWN را ترک کرد. پیش از این، یک نقش مارول تماما تضمین می کرد که یک دهه تعهدات بازگشتی داشته باشد.
هاک اذعان می کند: "من هرگز برنامه بزرگی درباره حضور در آن جهان نداشتم. اما به نوعی [از اصلاح جریان] شگفت زده شدم." هیچ یک از ما نمیتوانیم آینده را دقیقا ببینیم. آینده آنطور که من فکر میکردم پیش نرفته است، اما به هر حال این هرگز نان و نان من نبوده است.»
برای هاک، خط نقره ای در دسترس بودن برای انجام درام جنایی FX استرلین هارجو، The Lowdown بود. نمایش تحسین شده برای اولین بار در فصل دوم دو قسمتی در 14 اکتبر باز می گردد.
هاک میگوید: «چیزی که در مورد نمایش فعلیام، The Lowdown، دوست دارم، این است که استرلین فیلمسازی است که از تلویزیون برای پیشبرد سینما استفاده میکند. این تلویزیونی نیست که من با تماشای آن بزرگ شدهام، بلکه چیز دیگری است. "بنابراین من واقعا خوشحالم که خودم را در The Lowdown یافتم. احساس میکنم در جایی که قرار است باشم، افتادهام."
در زیر، هاوک همچنین با THR بحث میکند که چگونه اداره شرکت تولید خود، Under the Influence، با همسرش، رایان هاوک، منجر به رضایتبخشترین بخش زندگی حرفهای او شده است.
تماشای فیلمی مانند The Weight که در واقع به جایی رفت و عناصر را جسارت کرد بسیار خوب است. این دیگر روش پیشفرض انجام کارها نیست، بنابراین هر زمان که بتوانم از آن لذت ببرم. آیا این تغییر را در کنار خط خود احساس کرده اید؟
اوه بله. شما واقعا می توانید مرا در این مورد تشویق کنید. یکی از کارهایی که در حال حاضر مردم دوست دارند انجام دهند، زیرا عکس های رانندگی بسیار دشوار است، فقط انداختن شما در ماشینی با صفحه سبز بزرگ پشت سرتان است. سپس کامپیوتر پس زمینه را ایجاد می کند. آنقدر خوب کار می کند که بینندگان واقعا ندانند که جعلی است. آنها فقط فکر می کنند بازیگری بد است. به نظر واقعی نمیاد ما موجودات بسیار حساسی هستیم ما آنچه را که مردم همیشه با ما در میان می گذارند، به صورت غیرکلامی درک می کنیم.
فیلمی مثل روز تمرین بگیرید. 50 درصد آن فیلم دنزل است و من با ماشین در حال دور زدن هستیم. اما ما واقعا در یک ماشین در حال رانندگی هستیم، و این چنین احساسی دارد. اگر این کار را جلوی یک پرده سبز انجام می دادیم، این فیلم نبود. این یک نسخه کمتر از آن فیلم خواهد بود، و در حالی که بیان دلیل آن دشوار است، فقط بوی بدی دارد.
این نمونه ای از تمام روش هایی است که مردم سعی می کنند به رایانه اجازه دهند برایشان فیلم بسازد. این فقط کل چیز را ارزان می کند. اینطور نیست که نتوان آن را انجام داد. البته اگر نوشته واقعا استثنایی باشد می توان این کار را انجام داد. کارهای خوبی هست که انجام می دهد. بله، اژدهای شگفت انگیزی می سازد، و من عاشق اژدها هستم، اما دوست دارم یک اژدهای واقعی ببینم.
اگر بخواهید چالشبرانگیزترین شاخههای خود را رتبهبندی کنید، آیا The Weight رسما White Fang را از سلطنت خلع کرده است؟
احتمالا. خوشبختانه، در سنی که اکنون در آن هستم، میدانستم که خودم را وارد چه چیزی میکنم [بر خلاف ۱۹ سالگی در White Fang]. اما با گذشت سالها از نیش سفید، ماجراجویی آن را از دست دادم. هر چقدر هم که سخت بود، هنوز به یاد دارم که شنبه با خدمه ماهیگیری میکردم و شنبه شب میرقصیدم. یک رفاقت زمانی ایجاد می شود که شما واقعا با گروهی از مردم به ماجراجویی می روید و آن را در فیلم آشکار می کنید. در لحظه سرگرم کننده نیست، اما وقتی تمام شود سرگرم کننده است.
از جیسون بلوم در تیتراژ The Weight تشکر میشود، و من اخیرا داستان چگونگی گیر افتادن بچهها در مزرعه برفی را قبل از نمایش Reality Bites در ساندنس خواندم. آیا این بزرگترین دوئل واقعی شما با مادر طبیعت بود؟
(می خندد.) واقعا خیلی احمقانه بود. رفتیم شادی سواری کردیم و تصمیم گرفتم در مزرعه ای در میان ناکجاآباد یک دونات درست کنم. سپس ماشین در یک جاده مزرعه متروکه در برف گیر کرد و ما نتوانستیم ماشین را بیرون بیاوریم. ما فقط برای خوش گذرانی سوار ماشین شدیم، بنابراین [با لباس خواب و بدون کت] پابرهنه بودیم - و من نصف پاکت سیگار داشتم. این کاری است که شما در 23 سالگی انجام می دهید.
خورشید شروع به غروب کرد و بنزین ماشین کم کم داشت تمام می شد در حالی که ما در تلاش بودیم بفهمیم که چگونه آن را از این میدان متروکه خارج کنیم. اگر کسی کتاب ساختن آتش جک لندن را خوانده باشد، فکر میکردم ممکن است تا حد مرگ یخ بزنیم. من نه تنها قرار بود اولین نمایش Reality Bites را از دست بدهم، بلکه قرار بود بمیرم. بنابراین جیسون شریک بسیار خوبی در آن بود، و ما برای مدتی روحیه خود را حفظ کردیم تا در نهایت [با پارو کردن برف با دست خالی] از آنجا خارج شدیم.
شخصیت وزن شما، سم مورفی، بسیار باهوش است، و با این حال، همانطور که یکی از شخصیت ها به او می گوید: "اگر تو خیلی باهوشی، اینجا چه کار می کنی؟"
آیا او نیش مار است؟ یا او فقط محصول زمانه است؟
این یک سوال عالی است. من فکر میکنم که او بسیار نماینده دوران [رکود اقتصادی بزرگ] است و وقتی افرادی که در موقعیتهای قدرت قرار دارند وسواس طمع و موقعیت دارند چه اتفاقی میافتد. آنها نسبت به تأثیر خود بر دیگران بی توجه هستند.
پدربزرگ من یک بچه دوران افسردگی بود و من با شنیدن تمام آن داستان ها بزرگ شدم. می توانستم قدرت شخصیت او را ببینم و ببینم چه جور آدمی است. او آدم سطحی نگر نبود. او دامپزشک جنگ جهانی دوم بود. اخلاق قدیمی آمریکایی کل آن نسل - اعتقاد تزلزل ناپذیر به برابری نوع بشر و جمع شدن برای یکدیگر - روحیه ای بود که پدربزرگم با خود برد.
من واقعا می خواستم نقش شخصیتی را بازی کنم که نماینده آن باشد. مورفی در شرایط بسیار سختی قرار دارد. او خراب می کند، اما هیچ توری زیر خود ندارد. او نمی تواند وکیل بخرد، و سیستم طوری طراحی شده است که او را خراب کند. بنابراین او پیچ می خورد و سعی می کند آن را باز کند.
اخیرا با چند نفر صحبت کردهام که ضدقهرمانهای زیادی در کارنامه خود نوشتهاند، و همگی خوشحالند که در حال حاضر، بهویژه در حال حاضر، قهرمانهای سنتی بیشتری مینویسند. بنابراین به نظر می رسد مورفی جذابیت مشابهی برای شما داشته است.
این در ذهن من نیز بوده است. گفتن یک داستان ضدقهرمانی خوب سرگرم کننده است، اما من دلم برای آقای اسمیت می رود واشنگتن یا این یک زندگی شگفت انگیز تنگ شده بود. حتی وسترن کلاسیک نیز بر پایه مردی با اصول، فروتن، صداقت، وقار و احترام به دیگران ساخته شده است. بنابراین من مطمئنا می خواستم همین الان آن را در جهان قرار دهم.
باورش سخت است که شما و راسل کرو پیش از The Weight با هم کار نکرده بودید. من این نظریه را مطرح کردم که ممکن است به این دلیل باشد که هر دوی شما برای یک قسمت بیرون رفتید، اما پس از آن واقعا نتوانستم نمونهای پیدا کنم. او همچنین چند سال با شما رابطه دارد، بنابراین شاید این مانع از نقشهای مشابه باشد. تا حالا به چیزی نزدیک شدی؟
خدایا، من هنوز به یاد دارم که Romper Stomper و L.A. Confidential را دیدم. او فقط برای من به عنوان یک بازیگر الهام بخش بود. استاد و فرمانده نه تنها یکی از فیلم های مورد علاقه من از پیتر ویر است، بلکه یکی از فیلم های مورد علاقه من نیز هست. او یک نیرو و حضور خارق العاده در بازیگری دراماتیک است. بنابراین من همیشه دوست داشتم با او کار کنم. تنها باری که مطرح شد استاد و فرمانده بود. من واقعا نقش پل بتانی را در آن فیلم میخواستم. البته، پل بتانی فوق العاده بود، اما این تنها زمانی بود که این اتفاق نزدیک بود.
مورفی و دخترش قبل از زندانی شدن بدون مادرش به وضوح در حال مبارزه بودند. او سعی می کند جوراب او را ترمیم کند و کار بدی انجام می دهد. از طرف دیگر، شما رایان هاوک را به عنوان تهیه کننده چکمه روی زمین همراه خود داشتید. آیا می توانستید این فیلم را بدون او بسازید؟
نه، این اتفاق نمی افتاد. [کارگردان] پادریک مک کینلی و من واقعا برای چند سال می خواستیم این فیلم را بسازیم، اما او و [تهیه کننده] سایمون فیلدز سال ها تلاش کردند تا راهی برای تحقق آن پیدا کنند. اکنون 15 سال است که با همسرم کار می کنم و داشتن کسی که واقعا به او احترام می گذارم، که مرا درک می کند و سعی می کند پروژه هایی را انجام دهد که در غیر این صورت اتفاق نمی افتاد، این بهترین فصل حرفه حرفه ای من بود.
دوره ای از زندگی شما به عنوان یک بازیگر وجود دارد که امیدوارید کسی چیز خوبی برای شما بفرستد، و امیدوارید که بتوانید آن کار را به دست آورید و کمک کنید. سپس ممکن است به موقعیتی برسید که بتوانید کمک کنید فیلمی وجود داشته باشد که در غیر این صورت وجود نداشت. بنابراین ما این شرکت کوچک تولید مادر و پاپ به نام Under the Influence را اداره می کنیم و The Weight یکی از پروژه هایی است که او برای تحقق آن بیشترین تلاش را کرده است. بنابراین من واقعا سپاسگزارم زیرا فیلم را دوست دارم.
آیا ریچارد لینکلیتر به این واقعیت که شما و آستین آملیو با هم در The Weight کار میکردید علاقه داشت؟ آیا شما به نوبه خود، آستین را در فصل دوم The Lowdown استخدام کردید؟
دیدم همه چیز می خواهند!! و من در آن زمان آستین را ملاقات کردم. سپس هیت من را دیدم و فکر کردم اجرای آستین کاملا غیرممکن است. این یک عملکرد باورنکردنی بود، بنابراین بلافاصله برای The Weight به او فکر کردم. من با ریک [لینکلیتر] تماس گرفتم که گفت: "اگر می توانید او را بگیرید، او را بگیرید. برای به دست آوردن او هر کاری می توانید انجام دهید." از بسیاری جهات، آستین بیشتر از من در The Weight صحبت می کند. او نقش بزرگی در این فیلم دارد. می دانستم که نقش راسل، جولیا [جونز] و آستین ضروری هستند. اگر قرار بود فیلم کار کند، در هر یک از آن قسمت ها به یک بازیگر بزرگ نیاز داشت.
بنابراین من و آستین آنقدر اوقات خوشی را در The Weight داشتیم که درباره او به [سازنده] استرلین [هارجو] گفتم و اکنون او نقش شگفت انگیزی در فصل دوم The Lowdown دارد.
من واقعا به این سری بعدی افتخار می کنم. شخصیت آستین به وایلد بیل هیکوک اشاره دارد، و این من را به یاد شخصیت تلفن سیاه شما، The Grabber میاندازد، که خودش را از وایلد بیل هیکوک الگوبرداری کرده است.
آیا شما، جیسون و اسکات دریکسون علاقه ای به تکمیل آن سه گانه دارید؟
این کاملا به اسکات دریکسون بستگی دارد. من و جیسون هر دو به او اعتقاد داریم. او کارگردان شگفت انگیزی است اگر او ایده ای داشته باشد که او را هیجان زده کند، مطمئنم که همه با آن موافقت خواهند کرد. او این کار را به عنوان یک پول نقد انجام نمی دهد. اگر راهی برای ابراز وجود داشته باشد این کار را انجام می دهد.
تعجب کردم که آیا میخواهید سهگانه قبل تنها سهگانه شما باشد، اما فکر میکنم Black Phone سزاوار آن است.
من آخرین بار برای Moon Knight با شما صحبت کردم، و خیلی جالب است که از آن زمان چه اتفاقی افتاده است. کل صنعت، از جمله دیزنی/مارول، قبلا به صورت همه جانبه در جریان بوده است و از سال 2018 تا 2021، مارول مجموعهای قوی از نمایشها را توسعه داده است. اما پس از آن اصلاحی در بازار در آوریل 2022 رخ داد و دیگر شرایط اقتصادی برای ادامه آن خروجی جریان منطقی نبود. بنابراین اکنون مارول همه این شخصیتها و داستانها را دارد که در باد میپیچند، از جمله شخصیت شما و شخصیت اسکار آیزاک.
آیا از این واقعیت که مارول محل کار شما نبوده است، از راه دور نگران هستید؟ یا به هدف خود عمل کرد؟
من واقعا به آن فکر نکرده ام. من هرگز برنامه بزرگی برای حضور در آن جهان نداشتم. دلیل من برای اجرای آن نمایش تا حد زیادی بر اساس دوستی من با اسکار بود. او یک بازیگر واقعا هیجان انگیز است. من طرز فکر او را دوست دارم و او واقعا یک شرور خوب برای آن نمایش می خواست.
من همچنین علاقه مند به بازی در جعبه شنی بودم که همه تماشا می کردند. بخشی از هنرمند بودن این است که شما باید هنر مرتبطی بسازید. شما باید در دیالوگ و هماهنگ با زمان خود باشید. مارول صاحب فصلی از تاریخ سینما است، بنابراین من از حضور در آن لذت بردم. آنها واقعا با من خوب بودند.
اما من به نوعی [از اصلاح جریان] شگفت زده شدم. من به نحوه تغییر صنعت نیز پاسخ میدهم و هیچ یک از ما نمیتوانیم آینده را دقیقا ببینیم. آینده آنطور که من فکر میکردم پیش نرفته است، اما به هر حال این هرگز نان و نان من نبوده است. این واقعا کاری نیست که من انجام می دهم.
چیزی که در مورد نمایش فعلی ام، The Lowdown، دوست دارم، این است که استرلین فیلمسازی است که از تلویزیون برای پیشبرد سینما استفاده می کند. این تلویزیونی نیست که من با تماشای آن بزرگ شدم. چیز دیگری است بله، این یک فیلم بلند نیست، اما مضمون و استعاره دارد. شروع، میانه و پایان دارد - و در مورد چیزی است. بنابراین من واقعا خوشحالم که خودم را در The Lowdown یافتم. احساس می کنم به جایی که قرار است باشم افتاده ام.
*** The Weight در 18 سپتامبر در سینماها اکران می شود.
متن اصلی (انگلیسی)
Ethan Hawke Talks Making ‘The Weight’ the Hard Way and Potential ‘Black Phone’ Trilogy
The star-producer also looks back on 'Moon Knight' and how its unexpected turn paved the way for 'The Lowdown.'