اسرائیل میانه: 25 سال پس از 11 سپتامبر، نبرد جهانی علیه جهادی همچنان نابسامان است - نظر
ربع قرن پس از 11 سپتامبر، جهان شاهد پیروزی هایی علیه تروریسم و همچنین حملات جدید و چالش های حل نشده در مقابله با ایدئولوژی جهادی بوده است.
این ستون که به تازگی فروریختن برج های دوقلوی منهتن را در یک پخش زنده مشاهده کرده بود، نوشت: «جهنم های سر به فلک کشیده این هفته باید سال 2001 را در حافظه بشر به عنوان یک سال آبخیز در مقیاس 1492، 1789 و 1939 حک کنند» («زمانی برای کشتن»، 114 سپتامبر 1020). ستون با اشاره به اینکه هزاره سوم به تازگی "با یک انفجار توتالیتر" آغاز شده است، استدلال کرد که آزادی، "پیروز درخشان جنگ سرد" ضربه بزرگی خورده است که مستلزم یک ضد حمله گسترده است.
پس از آن، "2001 می تواند به عنوان سالی تمام شود که در آن جهان آزاد جنگ نهایی را علیه استبداد آغاز کرد." اسرائیلی ها که در 25 سال بعد در سنگرهای این جنگ زندگی کرده اند، اکنون احساس می کنند که بخشی از این جنگ پیروز شده است، برخی شکست خورده است، و برخی - مهمترین بخش - هنوز انجام نشده است. بخش پیروز جنگی که پس از حملات القاعده به وقوع پیوست در جنوب منهتن قابل مشاهده است.
ظهور برج آزادی، جایی که حفره زمین صفر زمانی شکاف داشت، اثری الهامبخش از آهن، فولاد و شیشه که هر شب ستونی از نور درخشان را به آسمان پرتاب میکند - گواهی آشکار بر انعطافپذیری آمریکا و شکست مهاجمان آن است. این بعد پیروزی در حوزه روانشناسی است، اما آمریکا از راه های دیگر هم پیروز شد. مقاومت آمریکا از جاه طلبی های مهاجمان 11 سپتامبر دوام آورد. تروریست ها امیدوار بودند که با قرار دادن دو اختراع نمادین آن در برابر یکدیگر، تمدن آمریکا را شوکه کنند: آسمان خراش و هواپیما. این امید نیز بر باد رفت.
اختراعات آمریکایی، از هواپیما، آسمان خراش، و کامپیوتر شخصی گرفته تا فیلم سینمایی، کنسرت راک، و رستوران فست فود، همچنان از لوازم تمدن باقی مانده است و باعث ناراحتی جهادگران شده است. تلاش سیاسی این حمله نیز به همان اندازه ناامید بود. هدف قرار دادن مراکز عصبی تجاری، نظامی و سیاسی آمریکا برای تضعیف اقتصاد، ارتش و دولت این کشور طراحی شده بود. هیچ کدام از آن اتفاق نیفتاد. با این حال، در جبهه های دیگر، پیروزی دست نیافتنی بوده است. اولین موفقیت این حملات الهام بخش آنها برای کشتارهای جهادی دیگر در سراسر جهان بود.
در اینجا یک لیست بسیار جزئی آورده شده است: بمبگذاریهای بالی که 202 نفر را در سال 2002 کشتند، بمبگذاریهای قطار مادرید که در سال 2004 منجر به کشته شدن 193 نفر شد، حملات متروی لندن که در سال 2005 منجر به کشته شدن 52 نفر شد، بمبگذاری در قطار بمبئی که در سال 2006 منجر به کشته شدن 209 نفر شد، بمبگذاری قطار مسکو در حمله به خرید 2010 کشته بر جای گذاشت. 67 در سال 2013، بمب گذاری در آنکارا که 109 نفر در سال 2015 کشته شدند، حملات شارلی ابدو که در همان سال 137 نفر در پاریس کشته شدند، حمله به سالن کنسرت که در سال 2024 در مسکو منجر به کشته شدن 145 نفر شد، حمله با کامیون نیواورلئان که در آن سال گذشته 15 نفر کشته شدند، و دسامبر گذشته Bondi Beac.
تیراندازی در سیدنی که 17 کشته برجای گذاشت. برخی استدلال می کنند که دامنه این حملات و کاهش فراوانی آنها نشان دهنده از دست دادن حرکت است. این تا حمله حماس در 7 اکتبر قابل بحث بود. ثابت کرد که انرژی جهادی زنده و زنده است. سپس شکست آنچه رئیس جمهور وقت آمریکا، جورج دبلیو بوش، آن را «جنگ علیه تروریسم» می نامید، رخ داد. عراق و افغانستان یک چالش استراتژیک پرهزینه ایجاد کردند. شکست با انتخاب مکانهای جنگ آغاز شد، یک جفت تئاتر کاملا متفاوت در طول 1500 کیلومتر.
جدا: عراق یک سرزمین هموار بخارآلود است، افغانستان تداومی از کوه های پوشیده از برف است. از نظر سیاسی، افغانستان یک حکومت دینی بنیادگرا بود، در حالی که عراق یک استبداد سکولار بود. فتح و اداره هر دو کشور به طور همزمان به معنای افزایش بیش از حد نظامی و مالی بود. دلیل حمله به افغانستان این بود که تروریست ها را پناه داده بود و برنامه جهادی آنها را به اشتراک گذاشته بود.
دلیل حمله به عراق این بود که رهبر آن حمله را تشویق کرد، و نشان دهنده همه چیزهایی بود که از نظر سیاسی در مورد جهان عرب بود که عامل 19 حمله 11 سپتامبر بود. هدف گرفتن افغانستان از بین بردن جهادی ها بود. هدف حمله به عراق طراحی مجدد جهان عرب بود. هر یک از این اهداف به خودی خود یک دستور بلند بود، اما در کنار هم، حتی برای ایالات متحده بسیار زیاد بود. اینکه همه اینها با عراق تحت نفوذ ایران و افغانستان تحت حاکمیت طالبان به پایان رسید، یک فاجعه بزرگ است که بلافاصله پس از 11 سپتامبر و با نامگذاری ضدحمله آغاز شد.
در واشنگتن تصمیم به دستمزد گرفت. نام «جنگ علیه ترور» به جای هدف دشمن، اسلحه دشمن را نشان داد. در جنگ جهانی دوم، به درستی به آمریکایی ها گفته شد که با فاشیسم مبارزه می کنند، نه با خودکشی کامیکازه. در طول جنگ سرد، همه غربی ها فهمیدند که دشمن بمب اتم اتحاد جماهیر شوروی نیست، بلکه کمونیسم است.
حالا دشمن جهادی بود، اما رهبران جهان، از آمریکا گرفته تا اروپا تا چین، این را نمیگفتند. تلاشهای اطلاعاتی به تنهایی نمیتواند ایدئولوژی جهادی را شکست دهد. بله، 11 سپتامبر یک تلاش اطلاعاتی بینالمللی را برای خنثی کردن حملات جهادیها قبل از انجام آنها، و شکار کردن توطئهگران آنها در هر کجا که لانه کنند، شعلهور کرد. اما این کافی نیست. تمدن دشمنی دارد، دشمنی که در اعماق روح و ذهن خود نمی تواند کثرت گرایی یا حتی تنوع را بپذیرد و از این رو می خواهد با ایجاد وحشت میلیون ها نفر در سراسر جهان، همه ادیان دیگر را تحت سلطه خود درآورد.
باید گفت؛ واضح، مکرر و با صدای بلند از این طریق، تهدیدی که خود را در آغاز هزاره اعلام کرد، دست نخورده است و باید با دو تلاش جهانی، یکی نظامی و دیگری سیاسی، مقابله شود. هدف نظامی باید همان دکترین فعلی اسرائیل باشد، یعنی با هر شبه نظامی جهادی که در مرزهای شما ظاهر می شود، چنگ و دندان بجنگید.
هدف سیاسی باید این باشد که به بشریت بگوییم جهادی چه چیزی برایش در نظر گرفته است و دولت هایی که به توطئه های آن کمک می کنند، افشا شود. به عنوان مثال، گزارش اخیر دولت فرانسه مبنی بر اینکه اخوان المسلمین ۱۳۹ مسجد فرانسوی را کنترل می کند و این بخشی از تلاش گسترده تر اسلام گرایان با حمایت قطر و ترکیه برای نفوذ به اروپا است – باید در سرتاسر جهان در بوق و کرنا شود. (به «گزارش فرانسوی هشدار می دهد که «ورودگرایی» اسلام گرا به عنوان خطری برای انسجام ملی هشدار می دهد.» BBC.com، 21 مه 2025. این چیزی نیست که اتفاق می افتد.
در واقع رئیس جمهور کنونی آمریکا این دو موتور اسلامگرا را متحدان خود می داند و رهبران آنها را دوستان شخصی خود می داند. نه، این پیروزی تروریست های 11 سپتامبر نیست. اما این شکست آمریکاست. www.MiddleIsrael.netاین نویسنده، یکی از همکاران موسسه هارتمن، نویسنده کتاب پرفروش، راهپیمایی حماقت یهودی (کتاب یدیوت 2026) است که اکنون به زبان انگلیسی در آمازون موجود است.
متن اصلی (انگلیسی)
Middle Israel: 25 years after 9/11, the global fight against jihadism remains unsettled - opinion
A quarter century after 9/11, the world has seen victories against terrorism but also new attacks and unresolved challenges in confronting jihadist ideology.