الجزیره بررسی کرد؛افول قدرت امریکا در «مشرق عربی»/ امنیت منطقه به حضور ایران وابسته است نه حذف آن
مرکز مطالعات الجزیره طی گزارشی اعلام کرد که منطقه مشرق عربی با فرسایش چتر حمایتی و امنیتی ایالات متحده و عقبنشینی تدریجی این کشور و همچنین تجاوزات منطقهای رژیم صهیونیستی، وارد دورهای بیسابقه از آشفتگی چندلایه شده است. نوشته الجزیره بررسی کرد؛ افول قدرت امریکا در «مشرق عربی»/ امنیت منطقه به حضور ایران وابسته است نه حذف آن اولین بار در میدل ایست نیوز. پدیدار شد.
میدل ایست نیوز: تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که استراتژی منزوی ساختن یا حذف ایران از معادلات منطقهای ناکارآمد است، چرا که تهران پیوندهای عمیق ساختاری و نفوذ ناگسستنی در عراق، سوریه، لبنان و یمن دارد و در نتیجه برای دستیابی به یک امنیت پایدار، کشورهای منطقه باید ضمن کنترل تهدیدها و مهار ناامنی، مصالح و منافع مشروع ایران را به رسمیت شناخته و آن را در ساختار امنیت دستهجمعی جدید ادغام کنند.
به گزارش مرکز مطالعات الجزیره به نقل از میرو، منطقه مشرق عربی وارد دورهای از آشفتگی مرکب شده است؛ جایی که حملات اسرائیل، رقابتهای میان کشورها، تحرکات حوثی ها (انصارالله)و تضعیف چتر حمایتی امریکا در هم تنیدهاند.
دیگر مدیریت امنیت مشرق از طریق کنار گذاشتن ایران امکانپذیر نیست، چرا که ایران همچنان ریشههای عمیقی در عراق، سوریه، لبنان و یمن دارد و رقبای آن نمیتوانند بدون تعامل با تهران، نظم و ثبات را برقرار کنند.
تردید واشنگتن در تضمین امنیت شرکای خود در منطقه خلیج، جنگ مستقیم آن با ایران در سال ۲۰۲۶ و ناکامیاش در وادار کردن اسرائیل به عقبنشینی، اعتماد به پیمانهای امنیتی قدیمی را سلب کرده است.
در همین حال، احیای روابط عربستان و ایران با وساطت چین نشان داد که بازیگران منطقهای از هماکنون به دنبال گزینههای جایگزین هستند.
توافق دفاعی میان عربستان، پاکستان و ترکیه شاید نقطه آغازی مناسب باشد، اما تا زمانی که با ایران مانند یک متغیر بیرونی رفتار شود، این توافق نمیتواند پایدار بماند.
بازسازی سوریه، مهار گروههای مسلح و مدیریت تنگه هرمز همگی مستلزم ترتیبات امنیتی فراگیری است که تهران را نیز شامل شود.
از این رو، امنیت مشرق عربی به رویکردی دوگانه وابسته است که نخستین آن، مهار تهدیدات ایران و دیگری به رسمیت شناختن منافع مشروع آن و ادغام این کشور در یک نظم منطقهای گستردهتر است.
بدون چنین ادغامی، هرگونه ساختار جدید تنها همان بیثباتی گذشته را بازتولید خواهد کرد در حالیکه پرسش اصلی این است که آیا قدرتهای منطقهای و بازیگران فرامنطقهای میتوانند نظمی بسازند که از پیامدهای عقبنشینی امریکا جان سالم به در ببرد؟
امنیت مشرق عربی و خاورمیانه با ایران گره خورده است
کشورهای مشرق عربی به عنوان بخشی از خاورمیانه وارد دورهای بیسابقه از آشفتگی و ناامنی شده است. بحرانهای گذشته عموماً حول محور اختلاف بر سر رژیمها، رقابت میان همسایگان یا جنگهای محدود عربی-اسرائیلی میچرخید.
اما بحران کنونی ابعاد گستردهتری دارد چراکه ترکیبی از جنگ اسرائیل علیه فلسطینیان و دیگر بازیگران منطقهای، درگیریهای میاندولتی و رقابتهای همزمان برای کسب نفوذ است. تشدید نزاع در یمن و تسلط انصار الله بر بابالمندب که با حملاتی به عربستان ادامه یافته است، نمود عینی و نقطه اوج این آشفتگی به شمار میرود.
تضعیف چتر حمایتی امریکا و سلب اعتماد منطقهای
این بحران را باید در چارچوب و سیاق نقش امنیتی امریکا در خاورمیانه درک کرد. پس از جنگ جهانی دوم و در پی خروج فرانسه از سوریه و لبنان و عقبنشینی بریتانیا از شرق سوئز، ایالات متحده مسئولیت اصلی امنیت منطقهای را بر عهده گرفت.
پس از جنگ سرد نیز به استثنای ایران، هیچ رقیب جدی برای نقش امنیتی امریکا در بخش عمدهای از مشرق عربی وجود نداشت. از این رو، واکنش امریکا به حملات انصار الله یمن به عربستان بسیار پرمعنا بود به گونه ای که تردید رئیس جمهور ترامپ در تعهد به ارائه کمک، تردیدهای جدی درباره قابلاعتماد بودن ائتلاف با امریکا ایجاد کرد.
حمله ۷ اکتبر و بازطراحی نزاع منطقهای
مرحله اخیر با حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد و اسرائیل با تهاجمی ویرانگر در غزه پاسخ داد و دامنه عملیات خود را به کرانه باختری نیز کشاند.
حزبالله لبنان و انصار الله یمن به حمایت از فلسطینیها برخاستند و این امر اسرائیل را وادار کرد تا دست به حملاتی علیه حزبالله و گروههای مسلح در یمن و عراق بزند.
به این ترتیب، پای ایران بیش از پیش به این منازعه کشیده شد. اسرائیل به سفارت ایران در دمشق حمله کرد و اسماعیل هنیه، رهبر حماس را در تهران ترور کرد که این اقدامات به درگیری و حملات متقابل و مستقیم میان ایران و اسرائیل انجامید.
پس از سقوط نظام بشار اسد در سوریه در دسامبر ۲۰۲۴، اسرائیل باقیمانده توان نظامی سوریه را نابود کرد و دامنه پیشروی خود را در خاک سوریه گسترش داد.
این در حالی بود که حمله ۷ اکتبر کاملاً غیرمنتظره نبود و گزارشهای منتشرشده در هآرتص، نیویورکتایمز و اتلانتیک نشان میدهد، یحیی السنوار، رهبر سابق حماس در نوار غزه، به اسرائیل هشدار داده بود که محاصره غزه غیرقابلتحمل شده است و عدم کاهش محدودیتها و نرسیدن به توافقی برای مبادله اسرا میتواند به عملیاتی بزرگ بینجامد.
همچنین طبق این گزارشها، مقامات مصری و اماراتی هشدارهای مشابهی داده بودند ولی با این حال، دولت بايدن همچنان به تأمین سلاح، اطلاعات و سامانه های دفاع هوایی برای اسرائیل ادامه داد.
گسترش جنگ واشنگتن علیه ایران
دوران دخالت مستقیمتر امریکا در قبال ایران فرارسیده است بگونه ای که ایالات متحده در ژوئیه ۲۰۲۵ در حملات اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران مشارکت داشت و در فوریه ۲۰۲۶ با وجود تداوم مذاکرات و بدون رایزنی کافی با متحدان عرب و ترکیه ای خود، وارد جنگی گستردهتر علیه ایران شد.
این جنگ در سرنگونی حکومت ایران ناکام ماند و در عوض به سراسر منطقه سرایت کرد؛ امری که کشورهای حاشیه خلیج، اردن و عراق را تحت تأثیر قرار داد و منجر به انسداد تنگه هرمز شد و به تجدید درگیریها در یمن دامن زد. اگرچه واشنگتن به میانجیگری برای آتشبس در غزه و لبنان کمک کرد، اما در وادار ساختن اسرائیل به عقبنشینی از مناطق اشغالی یا پایان دادن به حملاتش توفیقی نداشت.
افول نقش امریکا پیش از ترامپ آغاز شده بود
تضعیف نقش امنیتی امریکا به پیش از روی کار آمدن دولت دوم ترامپ بازمیگردد. در دوره ریاستجمهوری اوباما، واشنگتن تمرکز استراتژیک خود را به شرق آسیا و اقیانوس آرام معطوف کرد. اوباما و ترامپ هر دو خواستار سهمگیری و مسئولیتپذیری بیشتری از سوی متحدان خود در هزینههای امنیتی بودند.
جو بایدن نیز در تدوین یک استراتژی منطقهای روشن ناکام ماند به گونه ای که در این میان، ازسرگیری روابط عربستان با ایران با میانجیگری چین در سال ۲۰۲۳، نشاندهنده درک ریاض از ناکارآمدی سیاستهای امریکا بود.
این رویداد نمایانگر تحولی گستردهتر در سیاست خارجی امریکا بود، هرچند ورود به جنگ با ایران انحرافی بزرگ از این مسیر به شمار میرفت.
این منبع در ادامه نوشت:کاهش چتر حمایتی و امنیتی امریکا این پرسش را مطرح میکند که چه چیزی جایگزین آن خواهد شد. تکیه بیشتر بر چین بعید است راهکاری گرهگشا باشد، چراکه پکن به دنبال تحقق منافع خویش و نه برعهدهگرفتن مسئولیت امنیت منطقهای است. از سوی دیگر، همکاری نزدیکتر با اسرائیل نیز چالشبرانگیز است، زیرا اسرائیل خود با سیاستهایش در قبال فلسطین، سوریه، لبنان و ایران، به ناامنی در منطقه دامن میزند.
آینده امنیت در مشرق عربی؛ از توافق سهجانبه تا نقش ایران و سوریه
توافقنامه دفاعی سهجانبه میان عربستان، پاکستان و ترکیه، نقطه آغازی نویدبخشتر به نظر میرسد اما با این حال، تبدیل آن به یک نظم امنیتی فراگیرتر با چالشهای اساسی روبروست که از جمله میتوان به مشخص کردن نوع رابطه آن با ایالات متحده، گسترش دایره مشارکت کشورها، ادغام ایران و رسیدگی به آسیبپذیریهای سوریه اشاره کرد.
اصولاً نمیتوان ایران را بهسادگی از یک نظم منطقهای پایدار کنار گذاشت اگرچه سیاستهای ایران در بیثباتی عراق، سوریه و یمن نقش داشته است، اما این کشور همچنان بخش جداییناپذیری از منطقه مشرق به شمار میرود و از این رو، یک چارچوب امنیتی پایدار باید در عین مهار تهدیدهای ایران، منافع مشروع آن را به رسمیت بشناسد و آن را در چارچوب یک نظم منطقهای بپذیرد.
از سوی دیگر، وضعیت سوریه نیز نقشی تعیینکننده دارد چرا که ویرانی اقتصادی، ضعف توان نظامی، عدم یکپارچگی کامل سرزمینی و تداوم تجاوزات اسرائیل، بازسازی و تثبیت ثبات در سوریه را به ضرورتی حیاتی برای امنیت کل منطقه تبدیل کرده است.
بر همین اساس، مشرق عربی امروز بر سر یک دوراهی میان افول چتر امنیتی امریکا و جستجو برای دستیابی به یک نظم جدید منطقهای قرار گرفته است.
اگرچه توافق عربستان، پاکستان و ترکیه میتواند نخستین گام مهم به سوی خوداتکایی منطقهای باشد، اما استقرار یک نظم پایدار، مستلزم مشارکتی فراگیرتر، اتخاذ رویکردی واقعبینانه و عملگرایانه تر در قبال ایران، بازسازی سوریه و نیز شفافسازی روابط با قدرتهای فرامنطقهای خواهد بود.
نوشته <span class="gpai-secondary-title gpai-secondary-title--list">الجزیره بررسی کرد؛</span>افول قدرت امریکا در «مشرق عربی»/ امنیت منطقه به حضور ایران وابسته است نه حذف آن اولین بار در میدل ایست نیوز . پدیدار شد.