امیلی ویلسون می خواست ادیسه نولان را دوست داشته باشد
امیلی ویلسون به معروف ترین مترجم زنده حماسه های هومر تبدیل شده است. اودیسه در سال 2017، اولین ترجمه اصلی این شعر به انگلیسی توسط یک زن، بیش از 1 میلیون نسخه فروخته است. (ترجمه ایلیاد او در سال 2023 منتشر شد.) و تابستان امسال، پس از کشیدن شمشیر و انتشار نقدی تند از فیلم پرفروش کریستوفر نولان، خود را در مرکز گفتمان فرهنگی یافت.
امیلی ویلسون به معروف ترین مترجم زنده حماسه های هومر تبدیل شده است. اودیسه 2017، اولین ترجمه اصلی این شعر به انگلیسی توسط یک زن، بیش از 1 میلیون نسخه فروخته است. (ترجمه ایلیاد او در سال 2023 منتشر شد.) و تابستان امسال، پس از کشیدن شمشیر و انتشار نقدی تند از اقتباس پرفروش کریستوفر نولان از این اثر باستانی، خود را در مرکز گفتمان فرهنگی یافت.
او پیشبینی نمیکرد که بخشی از یک جنجال فرهنگ پاپ شود، و زمانی که ما برای مصاحبه در جشنواره آتلانتیک امسال نشستیم، تمایلی به بازبینی این قسمت نداشت. او گفت: «من واقعا میخواستم فیلم را دوست داشته باشم، اما به نظرم به نظر میرسد که نقد وظیفه دارد حقیقت را بگوید.» اعتقادات قوی او به کتاب جدیدی از مقالات، با عنوان عبور از دریای تاریک شراب، متحرک می شود، که ترجمه های آثار باستانی را با دقت بی دریغ کالبدشکافی می کند.
ویلسون، که اکنون بر روی ترجمه دوم ادیسه کار می کند، به این ایده فکر کرد که ممکن است چیزی «اجباری» در هنر و رویکرد او وجود داشته باشد. مقالات جدید او عملکرد دشوار تعادل مترجم را آشکار می کند - بین وفاداری و اصالت، و بین در دسترس بودن و غریب بودن. در جریان گفتوگوی گسترده ما درباره لذتها و نقاط کور ترجمه - و بله، واکنش منفی به نقد فیلم بدنام خود - او در مورد ضرورتی که احساس میکند برای درست کردن این تعادل صحبت کرد.
گفتگوی زیر برای شفافیت فشرده و ویرایش شد. گال بکرمن: شما در این کتاب در مورد اینکه چه زمانی یک متن باید دوباره ترجمه شود، موضع کاملا سختی اتخاذ میکنید، اما دوباره در حال ترجمه The Odyssey هستید. جالب است که می خواهید دوباره به آنجا برگردید. آیا چیز جدیدی در مورد متن یاد گرفتهاید یا آمدهاید آن را به روشی جدید ببینید که پاره کردن همه آن و شروع آن از ابتدا برای شما هیجانانگیز باشد؟
امیلی ویلسون: برای انجام یک کار جدید آن را پاره نمی کند، درست است؟ تا حدودی این است که من به نوعی معتاد هستم. من نمی توانم این کار را متوقف کنم. من چندین پروژه دیگر دارم که قرار است انجام دهم. من «اودیسه» را با اولویت دادن به سرعت انجام دادم، زیرا دانشآموزانم اغلب در کلاس حاضر میشوند و میگویند: «اوه، خیلی کسلکننده بود. و من می خواهم بگویم، چگونه ادیسه می تواند خسته کننده باشد؟ و بعد متوجه شدم که به این دلیل است که طول ترجمه دو برابر نسخه اصلی است. سپس، با ترجمهی ایلیادم، در مورد اینکه خودم را به همان تعداد سطرهای اصلی محدود نکنم، کمی شلتر شدم.
من فکر می کردم مزایایی برای انجام این کار وجود دارد. بنابراین به محض اینکه The Iliad را تمام کردم، میخواستم به The Odyssey برگردم و همه چیز را از نو شروع کنم تا یکی را تولید کنم که مطابق با ایلیاد من باشد. بنابراین به این معنا نیست که فکر میکنم در ترجمه فعلی من مشکلی وجود دارد، و فکر میکنم خوانندگانی خواهند بود که آن ترجمه را بهتر دوست داشته باشند. سریعتر خواهد بود و اینها.
بکرمن: آیا فکر میکنید مترجمان نوعی اجبار دارند که به بازی با کلمات ادامه دهند و این مکعب روبیک را کار کنند؟
ویلسون: بله، فکر میکنم اجباری است، شاید درست باشد، اما فکر نمیکنم این فقط من باشم. من فکر می کنم که بسیار رایج است، به خصوص برای یک پروژه بسیار طولانی مانند این. شما دائما به این فکر میکنید که چگونه میتوانم به چشماندازی که هست نزدیکتر شوم؟
[ بخوانید: اسب تروا قرار است انسان ها را درون خود داشته باشد. ]
بکرمن: یکی از کارهایی که من در این کتاب انجام میدهید، ابهام زدایی از ترجمه است، و به ما بفهماند که اینها انسان هستند و تعصباتی دارند، در یک لحظه فرهنگی خاص هستند - جنسیت خاصی، نوع خاصی از تجربه زندگی - و این در انتخاب کلمات خود را نشان میدهد. وقتی ترجمه شما از ادیسه منتشر شد، هیجان زیادی در مورد آن وجود داشت که شما اولین زنی بودید که ادیسه را به انگلیسی ترجمه می کردید. و نمیدانم آیا احساس میکنید که زن بودن بر ترجمه شما تأثیر گذاشته است؟
ویلسون: فکر می کنم برخی از آن تیترها به نوعی جعلی بودند، درست است؟ منظورم این است که آنها مجموعه ای از ایده های واقعا ساده در مورد جنسیت را پیشنهاد می کردند: و البته جنسیت تنها عاملی خواهد بود که به نحوه نوشتن افراد کمک می کند. و البته همه خانم ها به صورت طبیعی با پنتا متر ایامبیک می نویسند و همه آقایان این کار را نمی کنند. برخی از آن واقعا احمقانه بود، من فکر کردم.
بکرمن: اما آیا احساس می کنید جهان بینی خاصی را که به آن می آورید را درک می کنید؟ البته هیچکدام از ما به طور کامل آبی را که در آن شنا میکنیم نمیدانیم، اما وقتی دارید ترجمه میکنید، آیا فکر میکنم که من اینطوری میخوانم یا این انتخابها را انجام میدهم چون زنی در سن خاصی هستم که در قرن بیست و یکم در آمریکا زندگی میکنم؟
ویلسون: می دانید، صادقانه بگویم، من هرگز چنین فکر نمی کنم. منظورم این است که وقتی با افرادی مثل شما صحبت می کنم فکر می کنم. خب، منظورم "کسانی مثل شما" نیست-
بکرمن: روزنامه نگار فضول.
ویلسون: دقیقا. فقط با تأخیر بسیار احساس می کنم که باید برای چنین چیزهایی پاسخی تهیه کنم. وقتی واقعا با آن دست و پنجه نرم میکنم، اغلب فکر میکنم، بسیار خوب، من روی آن و آن هجا و آن نام تأکید میکنم. آیا به این دلیل است که من بریتانیایی هستم؟ تا چه اندازه رویکرد من به متن از آن مطالعه انتقادی یا این مطالعه انتقادی مطلع است؟ چنین چیزهایی مدام به ذهن من وارد می شود. اما سوال در مورد تجربه زندگی من است، و آیا من این رابطه خاص را با این صحنه ضیافت به دلیل گوشت نخوردن دارم؟ خیر
بکرمن: درست است. منظورم این است که متر برای شما مهم است که صدای شعر یا متن به زبان دیگر تا حدی با اصل آن ارتباط داشته باشد. برای مترجمان 200 سال پیش، آنها لزوما به همان شیوه اهمیت نمیدهند.
ویلسون: بله، این یک انتخاب بسیار قدیمی از طرف من است. من خودم را فوق العاده یکپارچهسازی با سیستمعامل می بینم. من خودم را به نوعی رویکرد اواسط قرن نوزدهم به ترجمه می بینم.
[ بخوانید : راز موفقیت رم ]
بکرمن: به نظر شما اقتباس سینمایی چه تفاوتی یا شبیه به ترجمه ادبی دارد؟ وقتی به کارگردانی فکر میکنید که به متنی مانند ادیسه نزدیک میشود - میخواهد آن را اقتباس کند و در مورد نظام ارزشی که زیربنای طرحی است که او خلق کرده است، انتخابهای بسیار قطعی میکند - آیا این همان نوع تفکر از طریق تفسیر است که مترجم هنگام نزدیک شدن به متن انجام میدهد؟
ویلسون: من می گویم نه. من فکر می کنم این یک نوع تفکر بسیار متفاوت است. کاری که من به عنوان مترجم سعی می کنم انجام دهم این است که به چیزی معادل تجربه نسخه اصلی برسم. من فکر می کنم یک اقتباس خوب سعی می کند برعکس آن را انجام دهد. ویرژیل قطعا در بازنویسی ادیسه به عنوان Aeneid این کار را انجام می داد. تا حدودی همین داستان است. همچنین داستان برعکس است. بنابراین فکر میکنم هرچه اقتباس بیشتر به آن فشار بیاورد، در بسیاری از موارد از نظر هنری موفقتر است.
بکرمن: این نوع تنش جالب در بسیاری از این مقالات در کتاب جدید شما وجود دارد، جایی که شما می خواهید این متون باستانی محبوبیت داشته باشند، به بیرون بروند، مردم با آنها درگیر شوند و چیزهای جدیدی با آنها بسازید. اما از سوی دیگر، این اغلب منجر به نوعی کیفیت تقلیلکننده میشود. و من احساس می کنم این تنشی است که در اطراف فیلم نولان به وجود آمده است.
شما یک نقد بسیار انتقادی از فیلم نوشتید، و من لحظهای داشتم که میخواندم که وقتی فکر میکردم، آیا او سعی میکند از آن بهعنوان چیزی که دارای ویژگیهای تقلیلکننده است، فاصله بگیرد، و آیا به گونهای محبوب است که با بافت کامل متن درگیر نباشد؟
ویلسون: ای کاش فیلم را بیشتر دوست داشتم. به امید اینکه دوستش داشته باشم وارد شدم و فکر کردم که قرار است آن را دوست داشته باشم. و معلوم شد که این کار را نکردم. به نظر من نقد مسئولیت دارد که حقیقت را بیان کند. نوع دیگری از مسئولیت وجود دارد: این که در واقع نباید در مورد احساسات و افکار واقعی خود دروغ بگویید. و همچنین یک سوال در مورد این وجود دارد: این که همه باید ادبیات کهن را بخوانند به چه معناست؟ همه باید به نوعی به تاریخ علاقه داشته باشند. همه باید با کتاب های طولانی و دشوار درگیر شوند.
من واقعا به این چیزها اعتقاد دارم و معتقد نیستم که بهترین راه برای درگیر شدن با تاریخ و دست و پنجه نرم کردن با مسائل اساسی هنر و سینما و نمایشنامه و موسیقی و ادبیات این است که بگوییم، بله، ما همه را دوست داریم.
بکرمن: اما چه لنزهایی برای نقد فیلم گذاشتید؟ به عنوان ترجمه یا اقتباس؟
ویلسون: نه. منظورم این است که در ابتدای بررسی میگویم که اغلب بهترین اقتباسها آنهایی هستند که بیشترین مقاومت را در برابر نسخه اصلی دارند. شیوه هایی که من فیلم را نقد می کردم از نظر سرعت و شخصیت پردازی و روایت بود. یک تجربه سینمایی رضایتبخش باید در محل خودش دنبال شود. و بنابراین، اگر ما را طوری قرار دادید که فکر کنیم این همان فیلمی است که قرار است به شخصیتها اهمیت بدهیم، پس باید به این قول عمل کنید.
[ بخوانید: اودیسه ای که شایسته بزرگ ترین صفحه نمایش ممکن است]
بکرمن: از پاسخ به پاسخ خود چه نتیجه ای گرفتید - نوعی واکنش منفی؟ من فقط کنجکاو هستم که درباره رابطه مردم با این داستان ها به شما چه می گوید، زیرا این حالت تدافعی واقعی در مورد فیلم وجود داشت، در مورد این تلاش برای ساخت یک اثر هنری محبوب در اطراف The Odyssey. تعجب کردی؟
ویلسون: آره، فکر کردم واقعا عجیب بود. خیلی ها این فیلم را نقد کردند، از جمله مترجمان دیگر اودیسه، و در مورد هیچ کس به جز من گفتمانی وجود نداشت، به نظر من که واقعا عجیب است. بنابراین مطمئن نیستم که واقعا بتوانم در مورد آنچه افراد عجیب و غریب فکر می کردند اظهار نظر کنم. اما من احساس می کنم این ما را کمی از کتاب دور می کند؟ چون من درباره فیلم در کتاب بحث نمی کنم. من درباره تئاتر و ادبیات کهن بحث می کنم.
بکرمن: می دانم، می فهمم. فقط این یک لحظه فرهنگی جالب بود. هر روز نیست که فید توییتر من مملو از افرادی است که می خواهند در مورد نکات ظریف The Odyssey بحث کنند. بنابراین می توانم تصور کنم، برای کسی که به اندازه شما در آن غوطه ور است، باید ناراحت کننده باشد اما در عین حال هیجان انگیز.
ویلسون: من فکر میکنم تا آنجایی که در واقع به طور عمده درباره فیلم یا شعر یا ترکیبی از این دو است، فوقالعاده است. احساس میکردم که برخی از گفتمانها درباره هیچکدام از این چیزها نیست. من، تا حدی، به آن علاقه مند هستم، زیرا این نشانه نوعی چیز بد در فرهنگ ماست، اما من آنقدر به آن علاقه ندارم، و قرار نیست آن را جشن بگیرم.
بکرمن: درست است. بنابراین آخرین سؤال من: من در مورد محدودیتهایی که میتوانیم تجربه زندگی مردم را تا کنون درک کنیم، بسیار فکر کردهام، و بهعنوان مترجم این متون، شما به بهترین شکل ممکن نزدیکتر میشوید - دقیقا تا آن لبه قدم میزنید - و من کنجکاو هستم که نظرات شما را در مورد آن بدانم. آیا هرگز نمیتوانیم به معنای زندگی در زمانی که «ایلیاد» یا «ادیسه» نوشته شد، برسیم؟ یا نوعی جهانشمولی می بینید که ما را به افرادی که آن متون را نوشته اند متصل می کند؟
ویلسون: این یک سوال عالی و بسیار دشوار است. منظورم این است که بخشی از دلیل من برای تمرکز زیاد بر فرم ادبی و فرم شاعرانه این است که حتی اگر نتوانیم تجربه زنده و مجسم از معنای گردش در کیتون ها و خوردن زیتون های یونان باستان خود را به دست آوریم - مطمئن نیستم که بتوانیم از طریق متون به آن دست پیدا کنیم - فکر می کنم می توانیم کاملا به چیزی مانند تجربه شنونده یا خواننده بودن نزدیک شویم.
فکر نمیکنم این به معنای جهانیها باشد، اما فکر میکنم به این معناست که میتوانیم به نوعی تخیل چندفرهنگی برسیم که شامل بازگشت در زمان و همچنین رفتن به مکانهای مختلف در فضا است. و اگر بتوانیم این کار را انجام دهیم، در خود نوعی جادو وجود دارد.
متن اصلی (انگلیسی)
Emily Wilson Wanted to Like Nolan’s Odyssey
Emily Wilson has become the most famous living translator of the Homeric epics. Her 2017 The Odyssey, the first major translation of the poem into English by a woman, has sold more than 1 million copies. (Her Iliad translation came in 2023.) And this summer, she found herself right at the center of cultural discourse after she drew her sword and published a scathing review of Christopher Nolan’s blockbuster…