پرش به محتوای اصلی

انتخابات آمریکا؛ آیا دیاسپورا همچنان به حملات نظامی برای آزادی ایران دل بسته است؟

دویچه‌وله فارسی۱۴۰۵ آبان ۱۱, دوشنبه، ساعت ۲۲:۵۸حدود 11 دقیقه مطالعه

در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا در ۳ نوامبر ۲۰۲۶، سیاست دولت دونالد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی به یکی از محورهای بحث و اختلاف‌نظر در میان ایرانیان مقیم ایالات متحده تبدیل شده است.

حملات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل به اهدافی در ایران و پیامدهای سیاسی و نظامی آن، بار دیگر پرسش‌هایی را در میان دیاسپورا درباره امکان تغییر ساختار قدرت در تهران، نقش واشنگتن در تحولات ایران و حدود مداخله خارجی مطرح کرده است.

در حالی که جمهوری اسلامی پس از این حملات همچنان در قدرت است، ارزیابی‌ها درباره نتایج عملیات نظامی و مسیر پیش‌روی دولت ترامپ یکسان نیست. بخشی از ایرانیان خارج از کشور که از فشار نظامی بر حکومت حمایت می‌کردند، اکنون درباره دستاوردهای این رویکرد و ادامه آن پرسش‌هایی مطرح می‌کنند؛ در مقابل، گروهی دیگر همچنان بر ضرورت حفظ فشار بر تهران تأکید دارند.

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا نیز در شرایطی برگزار می‌شود که تصمیم‌های بعدی کاخ سفید درباره ایران می‌تواند بر محاسبات سیاسی گروه‌های مختلف دیاسپورای ایرانی اثر بگذارد.

ترامپ از یک سو در ۲۸ اکتبر مدعی شد که " جنگ ایران هر زمان که من بخواهم تمام می‌شود" و در تجمع‌های انتخابی خود تهدید کرد که ضربات نهایی بر سایت‌های باقی‌مانده وارد خواهد آمد، اما از سوی دیگر تاکید کرد که "این بحران به‌زودی به پایان خواهد رسید"، "ایران تمایل زیادی به توافق دارد" و "واشنگتن زمان کافی در اختیار دارد".

هم‌زمان با این تناقض‌های دیپلماتیک، پیامدهای ملموس اقتصادی جنگ داغ‌تر از همیشه به سفره مردم در آمریکا رسیده است. بر اساس آمارهای رسمی، متوسط قیمت بنزین با افزایشی بیش از ۱.۲۰ دلار در هر گالن به ۴.۲۸ دلار رسیده و قیمت گازوئیل تا ۶.۳۲ دلار اوج گرفته است.

امید معماریان، روزنامه‌نگار و تحلیلگر ارشد مسائل ایران در گفت‌وگو با بخش فارسی دویچه‌وله معتقد است بخشی از ایرانیانی که پیش از جنگ به مداخله نظامی آمریکا امید بسته بودند، اکنون با فاصله گرفتن از تصور اولیه خود، با واقعیت‌های سیاست خارجی روبه‌رو شده‌اند.

به گفته او، گروهی انتظار داشتند ترامپ پس از کشتار دی‌ماه ۱۴۰۴ به ایران حمله کند، حکومت جمهوری اسلامی بلافاصله یا اندکی پس از آن سقوط کند و سپس حکومتی تازه روی کار بیاید که نماینده گروه‌های مختلف مردم باشد.

معماریان می‌گوید هفت تا هشت ماه پس از آغاز جنگ، این افراد با این واقعیت مواجه شده‌اند که هر کشور در سیاست خارجی خود منافع ملی‌اش را دنبال می‌کند و هیچ دولتی منابع خود را صرف نجات مردم کشوری دیگر نمی‌کند.

او تأکید می‌کند که پاسخگو کردن حکومت ایران و استفاده از سازوکارهای بین‌المللی برای افزایش هزینه نقض حقوق بشر باید همچنان در صدر فعالیت‌های مخالفان جمهوری اسلامی قرار داشته باشد: «اما تجربه جنگ، کاستی‌های استفاده از نیروی نظامی برای تغییر توازن قوا را آشکار کرده است.»

او این فرض را که می‌توان "از راه خشونت، ویرانی و مرگ هموطنان به نجات مردم ایران رسید، در تضاد با واقعیت‌های عینی و تجربه‌های تاریخی مشابه می‌داند. "

از نگاه معماریان، بخشی از شهروندانی که به چنین رویکردی باور پیدا کرده بودند، اکنون با این برداشت روبه‌رو شده‌اند که چارچوب ورود آمریکا و اسرائیل به جنگ، "لزوما کمک به مردم ایران نبوده است".

در مقابل، نجات بهرامی، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی، برداشت متفاوتی از گستره حمایت ایرانیان خارج از کشور از سیاست دولت ترامپ دارد. او می‌گوید اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان مقیم کشورهای خارجی، به‌ویژه کشورهای غربی، همچنان سیاست سخت‌گیرانه دولت فعلی آمریکا علیه جمهوری اسلامی را ترجیح می‌دهند و امید به اینکه این سیاست به گذار از حکومت منجر شود، در میان آنان از بین نرفته است.

بهرامی معتقد است خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ و کشتار گسترده معترضان، حتی بخشی از ایرانیان خارج از کشور را که پیش‌تر درباره ضرورت حمایت خارجی تردید داشتند، به این نتیجه رساند که باید از فشار خارجی علیه جمهوری اسلامی حمایت کنند. او تجمع‌های ایرانیان خارج از کشور پس از اعتراضات را نشانه‌ای از این گرایش می‌داند؛ تجمع‌هایی که به گفته او، هدفشان "حمایت از مردم داخل ایران و رساندن صدای آنان به جهان" بود، اما در عین حال بخش مهمی از شعارهایشان به‌روشنی از "مداخله نظامی علیه جمهوری اسلامی" حمایت می‌کرد.

گزارش روزنامه واشنگتن‌پست در اول مارس ۲۰۲۶ از واکنش‌های متفاوت ایرانیان آمریکا به حملات نظامی حکایت داشت: در لس‌آنجلس صدها نفر در محله وست‌وود از حملات استقبال کردند، در حالی که گروهی دیگر در مقابل ساختمان شهرداری این شهر علیه دخالت نظامی آمریکا تجمع کردند. در روایت این روزنامه، برخی از حاضران حملات را فرصتی برای پایان دادن به حکومت جمهوری اسلامی می‌دانستند و برخی دیگر نگران گسترش جنگ، آسیب به مردم ایران و تکرار مداخلات نظامی آمریکا در منطقه بودند.

بهرامی با اشاره به همین تجمع‌ها می‌گوید نمی‌توان حمایت قابل‌توجهی را که در آن مقطع از مداخله خارجی ابراز شد، نادیده گرفت. با این حال، او می‌پذیرد که انتظار بخشی از این افراد برای اقدام قاطع‌تر دولت ترامپ و سقوط سریع جمهوری اسلامی، در طول جنگ کاهش یافته است.

معماریان در ارزیابی خود بر وجه دیگری از همان تجمع‌ها و واکنش‌ها انگشت می‌گذارد. به گفته او، پیش از جنگ، دولت آمریکا و اسرائیل می‌کوشیدند میان مردم ایران و حکومت جمهوری اسلامی تمایز بگذارند: «اما در جریان جنگ، ادبیات و چارچوب مفهومی مقام‌های آمریکایی تغییر کرد.»

او به اظهارات ترامپ درباره نابودی تمدن ایران و "بازگرداندن این کشور به عصر حجر" اشاره می‌کند و می‌گوید سخنان مقام‌های دولت آمریکا این تصور را تقویت کرد که موضوع صرفا "حکومت مستقر در تهران" نیست و هویت تاریخی و تمامیت سرزمینی ایران نیز می‌تواند در معرض تهدید قرار گیرد.

معماریان همچنین به اظهارات مارکو روبیو درباره ریشه‌های تمدنی اختلاف ایران و غرب اشاره می‌کند؛ اظهاراتی که به گفته او، با ارجاع به جنگ ایران و روم در دوران خشایارشا بیان شد و از نظر تاریخی نیز محل ایراد بود. او می‌گوید این نوع سخنان برای بسیاری از ایرانیان خارج از کشور، از جمله برخی از کسانی که در آغاز از حمله نظامی حمایت می‌کردند، بی‌تأثیر نبود.

از نظر معماریان، سپردن سرنوشت مردم ایران به نیروهای نظامی کشورهای دیگر، با این فرض که آن نیروها منافع مردم ایران را بر منافع خود مقدم می‌دانند، "معامله‌ای پرهزینه و پرریسک" است: «حتی اگر حملات نظامی بیشتری بتواند به سقوط جمهوری اسلامی منجر شود، هیچ تضمینی وجود ندارد که بتوان میزان ویرانی و تلفات را پیش‌بینی کرد یا آینده سیاسی ایران را تضمین‌شده دانست. در چنین سناریویی مردم ایران کنترل عناصر تعیین‌کننده آینده کشور را در اختیار نخواهند داشت و عاملیت سیاسی خود را به نیرویی واگذار می‌کنند که اهداف و منافع مستقلی دارد.»

بهرامی می‌گوید تغییر در نگاه بخشی از ایرانیان خارج از کشور به معنای "کنار گذاشتن اصل حمایت از فشار نظامی" نیست. به گفته او، گروهی که در روزهای نخست جنگ از ترامپ تشکر می‌کردند، پس از طولانی شدن درگیری و برقراری آتش‌بس‌هایی که از نظر آنان به جمهوری اسلامی فرصت تجدید قوا داد، سکوت اختیار کردند؛ اما همچنان ترجیح می‌دهند جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای پیروز شوند تا ترامپ برای ادامه سیاست سخت‌گیرانه علیه تهران با موانع کمتری روبه‌رو باشد.

یکی دیگر از محورهای اختلاف میان تحلیلگران، نسبت میان موضع ایرانیان مهاجر درباره ایران و اولویت‌های زندگی آنان در آمریکا است. بهرامی می‌گوید ایرانیان مقیم آمریکا، مانند دیگر شهروندان این کشور، با مسائل اقامتی، مهاجرتی، تحصیلی و اقتصادی روبه‌رو هستند؛ با این حال، به باور او، در شرایط کنونی اولویت بخش بزرگی از آنان همچنان "سیاست دولت آمریکا در قبال جمهوری اسلامی" است.

معماریان در برابر این ارزیابی، به پیامدهای مستقیم سیاست‌های دولت ترامپ بر زندگی ایرانیان اشاره می‌کند. او می‌گوید ترامپ بارها از کمک به مردم ایران سخن گفته، اما سیاست‌های مهاجرتی دولت او در دو سال گذشته عملا ایرانیان را تحت فشار قرار داده است. به گفته معماریان، محدودیت‌های سفر بر زندگی هزاران دانشجو و افرادی که از دانشگاه‌های آمریکا پذیرش گرفته‌اند تأثیر گذاشته و بسیاری از خانواده‌ها را از دیدار با عزیزانشان محروم کرده است؛ پیامدهایی که او آن‌ها را "دشوار یا حتی غیرممکن برای جبران" می‌داند.

معماریان این تجربه را نشانه‌ای از فاصله میان برداشت ایرانیان از "تمایز مردم و حکومت و نحوه عمل دولت‌های خارجی" می‌داند: «برای ایرانیان روشن است که مردم ایران با حکومت جمهوری اسلامی یکسان نیستند؛ اما این تمایز لزوما در سیاست عملی دولت آمریکا منعکس نمی‌شود و تصمیم‌های واشنگتن می‌تواند همه شهروندان ایران را، فارغ از موضع سیاسی آنان، تحت تأثیر قرار دهد.»

این اختلاف در ارزیابی، به مسئله نسل‌ها نیز مربوط می‌شود. حسین قاضیان، جامعه‌شناس، می‌گوید نسل‌های قدیمی‌تر ایرانیان مهاجر، به درجات مختلف تجربه‌ای از آسیب و گسست در زندگی خود بر اثر جمهوری اسلامی دارند و مخالفت با این نظام بخشی از هویت سیاسی آنان شده است. به گفته او، این مخالفت گاهی فعال می‌شود و گاهی به حاشیه می‌رود: «با وقوع تحولات سیاسی در ایران، امید به تغییر و حتی بازگشت دوباره در میان این نسل جان می‌گیرد و با فروکش کردن تحرکات داخل کشور، آن امید نیز کم‌رنگ می‌شود.»

قاضیان می‌گوید جنگ چهل‌روزه ترامپ و نتانیاهو در این وضعیت دوگانه اثر گذاشت. به تعبیر او، جنگ در بخشی از نسل‌های قدیمی‌تر "نوعی ملی‌گرایی و میهن‌دوستی" را زنده کرد که همچنان با سردرگمی همراه است و در بخشی دیگر شعله امید به وقوع "تحولی تازه" را روشن نگه داشت.

او در مقابل، درباره نسل‌های جدیدتر می‌گوید بسیاری از آنان در کشورهای محل اقامت خود به دنیا آمده و بزرگ شده‌اند و پیوند روزمره و هویتی‌شان بیش از آنکه با ایرانِ والدینشان باشد، با جامعه‌ای گره خورده که در آن زندگی می‌کنند. در نتیجه، آمدوشد دولت‌هایی مانند دولت ترامپ را بیشتر از زاویه تأثیر آن بر زندگی خود در آمریکا می‌سنجند تا پیامدهایش برای ایران.

قاضیان تأکید می‌کند که این تفاوت نسلی را نباید به معنای "بی‌تفاوتی همه نسل‌های جدید نسبت به ایران" دانست؛ بلکه مسئله، تفاوت در تجربه زیسته و نوع پیوند با کشور مبدأ است: «برای بخشی از مهاجران قدیمی‌تر، تحولات ایران با خاطره شخصی، تجربه سرکوب یا مهاجرت و امید دیرپای تغییر گره خورده است؛ حال آنکه برای کسانی که در آمریکا متولد شده‌اند، ایران ممکن است بیش از هر چیز از دریچه خانواده، میراث فرهنگی و اخبار سیاسی شناخته شود.»

اختلاف نظر درباره جنگ تنها یکی از موانع شکل‌گیری موضعی مشترک در جامعه ایرانی-آمریکایی است. مسئله دیگر، میزان سازمان‌یافتگی این جامعه و توان آن برای تبدیل خواسته‌های سیاسی به نفوذ انتخاباتی است.

بهرامی می‌گوید مشارکت ایرانیان آمریکا در فرآیند سیاسی این کشور عمدتا به شکل "فردی و پراکنده" انجام می‌شود و سازمان‌های ایرانی-آمریکایی هنوز نتوانسته‌اند صدای واحدی را به احزاب و سیاستمداران منتقل کنند.

او یکی از دلایل این وضعیت را "پراکندگی جغرافیایی ایرانیان" می‌داند. به گفته بهرامی، بخش بزرگی از جمعیت ایرانیان آمریکا در ایالت‌هایی مانند کالیفرنیا زندگی می‌کنند که گرایش سیاسی غالب آن‌ها از پیش مشخص است و در شمار ایالت‌های رقابتی و تعیین‌کننده قرار نمی‌گیرند. در مقابل، ایرانیان در ایالت‌های نوسانی یا رقابتی جمعیت متمرکزی ندارند که بتواند در رقابت‌های نزدیک انتخاباتی به عاملی تعیین‌کننده تبدیل شود.

بهرامی اضافه می‌کند احزاب آمریکایی همچنین می‌دانند که جامعه ایرانی مانند برخی گروه‌های مهاجر دیگر به شکل یکپارچه رأی نمی‌دهد. او این ویژگی را نوعی فردگرایی می‌داند که در آن افراد صرفا به دلیل هم‌تبار بودن از یک نامزد حمایت نمی‌کنند، بلکه مواضع و کارنامه نامزدها را جداگانه ارزیابی می‌کنند.

قاضیان نیز بر همین مسئله سازمان‌نیافتگی تأکید دارد. او می‌گوید ایرانیان آمریکا، با وجود پراکندگی در جغرافیای وسیع این کشور و تمرکز در برخی مناطق، نتوانسته‌اند به اندازه‌ای سازمان‌یافته شوند که به‌عنوان یک گروه اجتماعی منسجم در انتخابات اهمیت تعیین‌کننده‌ای داشته باشند. به گفته او، "تنوع و اختلاف سیاسی" میان ایرانیان نیز به این مسئله دامن می‌زند؛ "اختلاف‌هایی که حتی در موضوعات مشترک نیز به‌آسانی کنار گذاشته نمی‌شوند".

بهرامی می‌گوید در چنین شرایطی فعالیت سازمان‌های ایرانی-آمریکایی بیشتر به "لابی‌گری با سیاستمداران و نهادهای آمریکایی" محدود می‌شود: «در این حوزه سازمان‌هایی وجود دارند که از رویکرد نرم‌تر یا مذاکره با جمهوری اسلامی حمایت می‌کنند و سابقه و تجربه بیشتری در آمریکا دارند، اما از پایگاه مردمی ضعیف‌تری برخوردارند. در مقابل، طی سال‌های اخیر سازمان‌های تازه‌تری شکل گرفته‌اند که اگرچه با محدودیت منابع مالی، زمان و نیروی انسانی مواجه‌اند، توانسته‌اند بخش قابل‌توجهی از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی را همراه کنند.»

او تصویب "قانون مهسا" را نمونه‌ای از فعالیت این سازمان‌های جدید می‌داند و می‌گوید این نهادها با وجود اثرگذاری در برخی حوزه‌ها، برای تداوم فعالیت و تقویت ظرفیت خود به منابع و سازمان‌دهی بیشتری نیاز دارند. بهرامی همچنین به پیام اخیر رضا پهلوی خطاب به ایرانیان مقیم آمریکا اشاره می‌کند که در آن، به‌طور تلویحی از آنان خواسته شده بود در انتخابات از جریان‌ها و نامزدهایی حمایت کنند که موضع سخت‌گیرانه‌تری در قبال جمهوری اسلامی دارند. به گفته بهرامی، این مطالبه همچنان در میان بخشی از ایرانیان خارج از کشور پررنگ است.

قاضیان برای توصیف وضعیت کنونی ایرانیان خارج از کشور، از واژه "انتظار" استفاده می‌کند: «دیاسپورای ایرانی، مانند جامعه داخل ایران، چندپاره و گسسته است و اگر بتوان عنصر مشترکی میان گروه‌های مختلف پیدا کرد، آن عنصر چیزی جز انتظار و بلاتکلیفی نیست.»

به گفته او، همان‌طور که زندگی مردم داخل ایران در وضعیتی نامطمئن قرار دارد، نگاه کلی ایرانیان خارج از کشور نیز از این وضعیت فراتر نمی‌رود.

با این حال به عقیده امید معماریان، مسئله اصلی آن است که مردم ایران در روند تعیین سرنوشت خود عاملیت داشته باشند و آینده کشور به تصمیم نیروهایی واگذار نشود که اولویت‌هایشان الزاما با خواسته‌های جامعه ایران هم‌سو نیست.

خواندن متن کامل در دویچه‌وله فارسیبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شودهمه‌ی اخبار سیاست