پرش به محتوای اصلی

ایالات متحده به یک پایان بازی سیاسی برای ایران نیاز دارد، نه فقط فشار بیشتر - نظر

جروزالم‌پست۱۴۰۵ شهریور ۲۵, چهارشنبه، ساعت ۱۷:۵۴حدود 7 دقیقه مطالعه

اگر بتوان قدرت ایالات متحده را با رهبری ملی ایران و مشروعیت صندوق های رای همسو کرد، پایان جمهوری اسلامی نیازی به آغاز یک فاجعه خاورمیانه دیگری ندارد.

آمریکا فاقد اهرم فشار علیه جمهوری اسلامی ایران است. واشنگتن تقریبا از هر ابزار قدرت ملی استفاده کرده است: تحریم‌های مالی و نفتی، انزوای دیپلماتیک، عملیات اطلاعاتی، بازدارندگی منطقه‌ای، نیروی نظامی مستقیم، فشار بر شبکه‌های نیابتی تهران، اقدام علیه ناوگان سایه آن، و مذاکرات با حمایت قدرت قهری. این اقدامات باعث تضعیف عناصر مهم توانایی های هسته ای، موشکی، دریایی و مالی رژیم شده است. با این حال مشکل اصلی دست نخورده باقی مانده است: سیستم سیاسی که تولید می کند

این تهدیدها - و بعد از هر شکست آنها را بازسازی می کند - زنده می ماند. واشنگتن می‌تواند جمهوری اسلامی را مجازات کند، اما مجازات یک استراتژی نیست مگر اینکه به جایی منتهی شود. این تمایز اکنون باید سیاست آمریکا را مشخص کند. جلوگیری از سلاح هسته‌ای ایران، تضعیف قابلیت‌های موشکی، اخلال در شبکه‌های تروریستی، و محدود کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از اهداف ضروری است. با این حال، آنها به جای منشا آن، به مظاهر مشکل می پردازند. جمهوری اسلامی تروریسم، گروگان گیری، جنگ نیابتی، پرتگاه هسته ای، سرکوب داخلی و تهدید را ساخته است.

ابزارهای تجارت دریایی برای بقای رژیم. حتی یک توافق موفق ممکن است به طور موقت برخی از این فعالیت ها را بدون تغییر ساختاری که به طور مکرر آنها را ایجاد می کند محدود کند. فشار یک ابزار است، نه یک حالت پایانی. بنابراین، سؤال استراتژیک دیگر صرفا چگونگی تغییر رفتار رژیم نیست، بلکه چگونگی ایجاد شرایطی است که در آن ایرانیان بتوانند رژیم را با حفظ دولت ایران تغییر دهند.

همچنین واشنگتن نباید تصمیم بگیرد که آیا ایران در نهایت جمهوری می شود یا سلطنت مشروطه. این انتخاب منحصرا متعلق به مردم ایران است. منافع مشروع آمریکا محدودتر اما از نظر استراتژیک پیامد است: یک ایران دست نخورده، سکولار، دموکراتیک و غیرهسته ای در صلح با ایالات متحده، اسرائیل و همسایگان عرب آن. چنین ایران می‌تواند حامی اصلی و مرکز لجستیکی چندین شبکه تروریستی منطقه‌ای را حذف کند، تهدیدات علیه اسرائیل و کشورهای خلیج‌فارس را کاهش دهد، امنیت دریایی را تقویت کند، نفوذ روسیه و چین را کاهش دهد و یکی از خاورمیانه را بازگشایی کند.

بزرگترین جوامع و اقتصاد به تجارت و سرمایه گذاری بین المللی است. آماده شدن برای چنین انتقالی، ملت سازی نیست. این یک سرمایه گذاری برای پایان دادن به بحرانی است که ایالات متحده نزدیک به نیم قرن را صرف مدیریت آن کرده است. استراتژی معتبر برای تغییر در ایران حلقه مفقوده یک استراتژی معتبر ایران است که می تواند فشار خارجی را به تغییر سیاسی داخلی تبدیل کند. راهبرد پنج ستونی رضا پهلوی یکی از این چارچوب ها را ارائه می دهد: فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی، حمایت حداکثری از مردم ایران، تشویق حداکثری به جدایی از رژیم، سازماندهی حداکثری.

نیروهای ایرانی و آمادگی برای بازسازی از طریق پروژه شکوفایی ایران. اهمیت آن در هر جزء منفرد کمتر از نحوه اتصال اجزا است. هدف از فشار، تضعیف ظرفیت قهری رژیم است. پشتیبانی مقاومت مدنی و ارتباطات را ممکن می سازد. جدایی ها دولت حرفه ای را از هسته ایدئولوژیک جدا می کند. سازمان خطر خلاء قدرت را کاهش می دهد. و برنامه ریزی پس از رژیم به این سوال می پردازد که مدت هاست که سیاست گذاران غربی را درگیر کرده است: فردای آن روز چه می شود؟ فاز اضطراری پروژه شکوفایی ایران تلاش می کند پاسخ دهد.

با طرح تفصیلی 180 روز اول پس از جمهوری اسلامی این سوال را مطرح کنید. این کتاب که توسط بیش از ۷۰ متخصص ایرانی توسعه یافته است، به اقتدار سیاسی، قانون، نیروهای امنیتی، سیاست خارجی، بانکداری، انرژی، خدمات ضروری دولتی، بهداشت، آب، امنیت سایبری، آموزش و ثبات اقتصادی می‌پردازد. هیچ طرح انتقالی نمی تواند عدم قطعیت را از بین ببرد، و چنین طرحی به ناچار نیاز به تجدید نظر در زمان وقوع رویدادها دارد. اما وجود آن معادله استراتژیک را تغییر می دهد. لازم نیست انتخاب بین حفظ جمهوری اسلامی و به خطر انداختن هرج و مرج باشد.

احتمال سومی هم وجود دارد: برچیدن رژیم ایدئولوژیک و در عین حال حفظ نهادهای ضروری برای حفظ عملکرد ایران. عراق پیامدهای فاجعه بار اشتباه گرفتن یک دیکتاتوری با دولت زیر آن را نشان داد. ایران نمی تواند صرفا به این دلیل که تحت سیستم موجود خدمت کرده اند، پاکسازی های عمده سربازان، کارمندان دولت، مهندسان، تکنسین ها، افسران پلیس، قضات، کارکنان انرژی، یا مدیران را انجام دهد. مسئولیت کیفری باید i

فردی کسانی که مسئول قتل، شکنجه، فساد، تروریسم و ​​سرکوب سیستماتیک هستند باید با روند قانونی روبرو شوند، در حالی که متخصصانی که در جنایات جدی شرکت نکرده اند باید مسیری برای ادامه خدمت ملی داشته باشند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان یک ساختار قدرت ایدئولوژیک و موازی، می تواند بدون کنار گذاشتن هر فرد آموزش دیده یا دارایی فنی درون آن، برچیده شود. هدف باید تحول سیاسی جراحی باشد، نه تخریب نهادی. به همین دلیل است که جدایی ها از نظر استراتژیک اهمیت دارند.

واشنگتن باید بین رهبری ایدئولوژیک و جنایتکار رژیم و بدنه بسیار بزرگتری از ایرانیان که توسط دولت استخدام شده اند تمایز قائل شود. مقامات ارشد، فرماندهان و شبکه های مالی مسئول سرکوب و تروریسم باید درک کنند که ادامه مشارکت عواقب حقوقی و مالی شخصی دارد. در عین حال، پرسنل نظامی، افسران پلیس، کارمندان دولت و مدیران فنی باید پیام متفاوتی دریافت کنند: از دستور سرکوب مردم خودداری کنند، از زیرساخت‌های ملی محافظت کنند، به یک انتقال مشروع بپیوندند، و می‌تواند درگیری ایجاد شود.

برای شما در ایران. رژیمی که کارکنانش معتقدند همه با آن نابود خواهند شد تا آخر می جنگند. رژیمی که ستون فقرات حرفه‌ای‌اش خروجی مناسبی را می‌بیند، می‌تواند شکست بخورد. نقش بالقوه پهلوی را باید در همین زمینه انتقالی درک کرد. واشنگتن نیازی ندارد که او را به عنوان پادشاه آینده ایران معرفی کند یا نظم قانون اساسی را از قبل تعیین کند. با این حال، باید تفاوت بین بی طرفی در مورد شکل نهایی حکومت ایران و بی تفاوتی نسبت به رهبری در طول یک گذار خطرناک را تشخیص دهد. پهلوی شناخته شده ترین چهره اپوزیسیون در سطح بین المللی است

به طور همزمان برای فشار، سازماندهی ملی، جدایی از رژیم، تمامیت ارضی و برنامه ریزی پس از جمهوری اسلامی. بنابراین، مهم ترین نقش بالقوه او تعیین از پیش آینده ایران نیست، بلکه ایجاد یک مرکز ثقل ملی در فاصله زمانی بین فروپاشی نظم موجود و تأسیس نهادهای منتخب است. ماموریت انتقالی او باید زمانی پایان یابد که ایرانیان نظام قانون اساسی خود را تعیین کنند و اختیارات خود را به یک دولت منتخب منتقل کنند. واشنگتن باید قبل از اینکه یک بحران آماده شود، آماده شدن برای این امکان را آغاز کند.

روی غیر ممکن یک گروه برنامه ریزی گذار بین سازمانی ایران باید سناریوهای مربوط به امنیت سایت هسته ای، تداوم سیستم های انرژی و بانکی، حفاظت از مرزها و زیرساخت های حیاتی، زنجیره تامین بشردوستانه، جلوگیری از مداخله خارجی و حذف مرحله ای تحریم ها را بررسی کند. گفت‌وگوی ساختاریافته با پهلوی، پروژه شکوفایی ایران، متخصصان ایرانی و متحدان منطقه‌ای باید قبل از گسست سیاسی - نه پس از آن - آغاز شود. وزارت خزانه داری باید نقشه خروج از تحریم ها را تهیه کند تا یک دولت انتقالی معتبر بتواند به سرعت انسان را بازگرداند.

تجارت خودسرانه و مشروط به دسترسی مجدد به دارایی های مسدود شده ایران، شبکه های بانکی و بازارهای انرژی. این دارایی ها متعلق به ایران است و باید برای تثبیت و بازسازی حفظ شود نه اینکه به عنوان غنیمت تلقی شود. اولین ساعات انتقال تعیین کننده خواهد بود. بیمارستان ها باید کار کنند، برق و آب باید جریان داشته باشد، بانک ها باید کار کنند، بنادر و انبارهای سوخت باید امن بمانند، و نیروهای مسلح نباید به مراکز قدرت رقیب تقسیم شوند. نقش آمریکا باید حمایتی باشد تا مدیریتی: بازدارندگی کشورهای همسایه و نیروهای نیابتی مسلح از استثمار اینستا

توانایی، تسهیل جریان های بشردوستانه، کمک به ایمن سازی مواد هسته ای از طریق مکانیسم های مناسب بین المللی، دفاع از تمامیت ارضی ایران، و به رسمیت شناختن یک مقام انتقالی معتبر پس از نشان دادن مسئولیت موثر ملی. هیچ اشغال آمریکایی، ارتش نیابتی، شبه نظامیان قومی، یا تقسیم بندی مهندسی شده خارجی نباید بخشی از این استراتژی باشد. جمهوری اسلامی باید پایان یابد. ایران باید بماند. بنابراین، انتخابی که واشنگتن با آن روبروست، صرفا بین جنگ و دیپلماسی نیست.

هر دو ابزار هستند. انتخاب عمیق‌تر بین مدیریت نامحدود جلوه بعدی بحران ایران و توسعه استراتژی برای پایان دادن به سیستمی است که به طور مداوم آن را بازتولید می‌کند. تحریم ها می تواند درآمد را کاهش دهد. عملیات نظامی می تواند تأسیسات را تخریب کند. عملیات اطلاعاتی می تواند شبکه ها را مختل کند. دیپلماسی می تواند زمان بخرد. هیچکدام به خودی خود به پرسش سیاسی پاسخ نمی دهد. یک استراتژی منسجم جواب می دهد.

فشار باید به یک آلترناتیو سیاسی متصل شود. جایگزین سازمان ملی؛ سازمان به فراریان؛ فرار از تداوم دولت؛ و گذار به مشروعیت دموکراتیک. آمریکا نباید دولت بعدی ایران را بسازد. این باید به رفع موانعی کمک کند که ایرانیان را از ساختن خود باز می دارد. فرمول راهبردی در نهایت ساده است: واشنگتن باید از تلقی بقای جمهوری اسلامی به عنوان بهای ضروری برای مهار رفتار خود دست بردارد.

باید برای کمک به ایرانیان در تغییر رژیم و در عین حال حفظ کشورشان آماده شود. اگر بتوان قدرت آمریکا را با رهبری ملی ایران، تداوم نهادی و مشروعیت صندوق های رای همسو کرد، پایان جمهوری اسلامی نیازی به آغاز یک فاجعه خاورمیانه دیگری ندارد. در عوض می تواند پایانی بر یکی از طولانی ترین بحران های استراتژیک منطقه باشد. نویسنده سردبیر ارشد اخبار ایران اینترنشنال است.

خواندن متن کامل در جروزالم‌پستبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

The US needs a political endgame for Iran, not just more pressure - opinion

If US power can be aligned with Iranian national leadership and the legitimacy of the ballot box, the end of the Islamic Republic need not inaugurate another Middle Eastern catastrophe.

همه‌ی اخبار خاورمیانه