پرش به محتوای اصلی

ایان شریگر علنی می شود: "هیچ چیز خسته کننده تر از اتاقی پر از افراد ثروتمند نیست"

هالیوود ریپورتر۱۴۰۵ شهریور ۲۴, سه‌شنبه، ساعت ۱۹:۰۰حدود 14 دقیقه مطالعه

در حالی که او برای افتتاح سومین هتل خود در لس آنجلس - The PUBLIC - آماده می شود، بنیانگذار استودیو 54 و اسطوره مهمان نوازی در مورد سیاست های تازه دموکراتیک خود در خانه صحبت می کند، رقبای او را زیر پا گذاشته و چرا از شکست نمی ترسد.

ایان شریگر نزدیک به نیم قرن را صرف اختراع مکان‌هایی کرده است که مردم بیشتر از کارهایی که در درونشان انجام می‌دادند به یاد می‌آورند. با شریک فقید خود استیو روبل، امپرساریو پرورش یافته بروکلین یک دوره فرهنگی را در اجرای اولیه 33 ماهه استودیو 54 فشرده کرد - و سپس، به احتمال زیاد، دوباره این کار را در صنعت دوم انجام داد.

مورگانز، که او در سال 1984 در نیویورک افتتاح کرد، به طور کلی با اختراع هتل بوتیک شناخته می شود. رویالتون، پارامونت، دلانو و موندریان را دنبال کردند، و همراه با آنها ایده‌هایی را که هر هتلی روی زمین که طراحی آگاهانه دارد، بدیهی می‌داند: لابی به‌عنوان یک اکوسیستم اجتماعی به جای اتاق انتظار، بار به عنوان مقصدی برای افرادی که در آنجا اقامت نمی‌کنند، هتل به‌عنوان یک صحنه. EDITION، همکاری طولانی مدت او با ماریوت، فرمول را در مقیاس صادر کرد.

یک دسته کامل - «میهمان نوازی در سبک زندگی»، عبارتی که او احتمالا از آن متنفر است - اساسا اختراع او است که به رقبایی واگذار شده است که میلیاردها دلار از آن درآمد داشته اند. داستان های مرتبط سبک زندگی 10 مدرسه برتر طراحی لباس در جهان سبک زندگی کانون مورد علاقه شما در هالیوود؟ حدس بزنید صاحب آن چه کسی است.

آخرین فصل PUBLIC است که بر اساس چیزی ساخته شده است که او آن را "لوکس برای همه" می نامد، و او آن را به لس آنجلس در داخل ساختمانی که مملو از اسطوره های دیگران است می آورد. متل کم ارتفاع سابق در 8300 Sunset Blvd. استاندارد بود که آندره بالاز در سال 1999 افتتاح کرد و تا سال 2021 بسته شد. بالاز رقیب قبلی شریگر بود که همان جمعیت را از میان رونق بوتیک تعقیب می کرد و The Standard رساترین پاسخ او به آن بود: مهمانانی که در حال ورود به خانه بودند با منظره مدل های جوانی که در پشت تانک در زیر یک ماهی در جلوی تانک نشسته بودند پذیرایی می کردند.

تا زمانی که شریگر وارد شد، فضا به مدت پنج سال تاریک بود.

PUBLIC West Hollywood که با جان پاوسون مینیمالیست بریتانیایی طراحی شده است، 137 اتاق را در آن پوسته قرار داده و قراردادهایی را که شریگر تصمیم گرفته است وزن مرده را حذف کند: میز جلو سنتی، سرویس اتاق استادانه، تلویزیون سیاه که به دیوار بسته شده است. به جای آنها، سه مکان غذا و سرگرمی، یک کلوپ شبانه، یک استخر، اتاق‌های مهمان ساخته شده در اطراف نمایشگرهای خصوصی به اندازه یک سینمای کوچک و یک "پارک" در پشت بام 16000 فوت مربعی، با تاب، فضای سبز و منظره 360 درجه.

این سومین بازی مهم او در لس آنجلس است، پس از موندریان و نسخه غربی هالیوود، و احتمالا متضادترین بازی او: هتلی قاطعانه دموکراتیک (با قیمت اتاق‌ها که برای بلوار سان ست فقط اندکی افتضاح است) در شهری که یک دهه را پشت درهای فقط اعضا سپری کرده است. به لطف تمایل شراگر به کمال، باز کردن آن بیشتر از آنچه اعلام شده بود طول کشید - اولین نمایش برای بهار و سپس 15 جولای تعیین شد. اکنون این پرتاب برای پاییز 2026 برنامه ریزی شده است.

او در اواسط آگوست در لابی با من ملاقات کرد. او در 80 سالگی با همان انرژی ناآرام زمزمه می کرد. او مردی نیست که درون افسانه خودش استراحت کند. و بهتر است به بازنشستگی اشاره نکنیم.

او می گوید: «من گاهی به انجام کار دیگری فکر می کنم. "اما واقعا هیچ چیز دیگری وجود ندارد که دوست داشته باشم انجام دهم."

شما در حال افتتاح PUBLIC در سایت The Standard هستید، هتلی که بسیاری از مردم با علاقه به یاد دارند. وقتی ملکی با چنین سابقه ای را تصاحب می کنید، آیا سعی می کنید که بخشی از آن را حفظ کنید؟

نه اصلا. من همیشه سعی می‌کنم کاری کاملا جدید انجام دهم، بی‌ربط به اتفاقات قبلی. آنچه در آنجا اتفاق افتاد برای من بی ربط است. من به اموال فیزیکی، آنچه در حال حاضر اتفاق می‌افتد، آنچه از نظر فرهنگی اتفاق می‌افتد، آنچه مردم به آن علاقه دارند نگاه می‌کنم و سعی می‌کنم چیزی کاملا جدید ارائه کنم.

به عبارت دیگر، آنچه در The Standard اتفاق افتاد در The Standard باقی می ماند.

شما گفته اید که بهترین هتل ها روح شهر آنها را منعکس می کنند. روح لس آنجلس در سال 2026 چگونه است؟

در دو کلمه: روح آزاد. در عرض یک ساعت، کوه، صحرا، اقیانوس را خواهید داشت. مکان های بسیار کمی در جهان وجود دارد که چنین اختیاری برای زندگی داشته باشد. برای من، کالیفرنیا همیشه مکه بود - من در اصل اهل نیویورک هستم. در دهه‌های 60 و 70، گویی کشور متمایل شد و هرکسی که بند نبود، وارد کالیفرنیا شد، و از آن زمان محیط فرهنگی را تنظیم کرد.

من در مورد کلیشه ها صحبت نمی کنم. من در مورد آنچه ذاتی آن است صحبت می کنم. این مکانی پر از تضاد است، و آنها به روش های خنده دار و عجیب دور هم جمع می شوند و چیزی به دست می آید که برای مردم معنادار است.

موندریان انرژی بسیار متفاوتی داشت - منحصر به فرد تر، لوکس تر. این هتل چه تفاوتی دارد و شما چه تفاوتی دارید؟

30 سال بعد است من متفاوت هستم، زمان ها متفاوت هستند، مردم متفاوت هستند. دوست داشتن ها و دوست نداشتن ها، رویاها و کابوس های آنها همه متفاوت است. کار من این است که در میان همه آن چیزهای متناقض به نقطه شیرینی دست پیدا کنم و کاری انجام دهم که با افراد مختلف از همه اقشار مختلف زندگی، همه سنین مختلف، همه اقشار مختلف ثروت طنین انداز شود.

لس آنجلس مملو از کلوب های خصوصی و مهمانی های خانگی منحصر به فرد است. شما "لوکس برای همه" را پیشنهاد می کنید. چرا فکر می کنید شهر چیزی دموکراتیک تر می خواهد؟

تصور سنتی از تجمل قدیمی و قدیمی است. این ایده که تجمل فقط برای افرادی است که اتفاقا ثروتمند هستند، مضحک است. تجمل برای هر کسی است که آن را می خواهد و می تواند از آن قدردانی کند. این به یک حساسیت متوسل می شود، نه به یک کتاب جیبی، نه به تعریفی که یک اقتصاددان ارائه می کند.

به هر حال، هیچ چیز خسته کننده تر از بودن در اتاقی پر از افراد ثروتمند نیست. شما می خواهید با افرادی از سایر اقشار زندگی کنید. که تنوع جرقه زندگی است. اگر ما فقط یک گروه، یک طبقه از زندگی، فقط افراد ثروتمند داشته باشیم - هر کسی می تواند این کار را انجام دهد. اگر این کار را انجام دهیم، شکست خورده ایم.

من واقعا مطمئن نیستم. فکر کنم چند صد دلار. اگر افرادی که پول ندارند نمی توانند از این لذت ببرند، مشکلی در آن وجود دارد. نمی تواند فقط برای افراد ثروتمند باشد. [سایت رزرو PUBLIC West Hollywood نرخ افتتاحیه را از 564 دلار در شب فهرست می کند.]

اما شما استودیو 54 و پالادیوم را با نظارت دقیق جمعیت ساختید. شما و استیو - یا دربانتان - تصمیم گرفتید چه کسی وارد شود. آیا واقعا در PUBLIC اصلا دروازه‌بانی وجود ندارد؟

تنها تفاوت این است که در گذشته انتخاب را من انجام می دادم. حالا حساسیت یک فرد این کار را می کند. اگر این با شما طنین انداز شد، می آیید. اگر این کار را نکرد، شما این کار را نخواهید کرد. بنابراین من چیزی برای گفتن در مورد آن ندارم، کاری به آن ندارم. یا به طریقی احساسی و احشایی شما را تحت تأثیر قرار می دهد یا نه. اتفاقا کار من را بسیار آسان می کند.

این پروژه برای افرادی که فکر می کنند سادگی نهایت پیچیدگی است جذاب خواهد بود. برخی فکر خواهند کرد که کافی نیست. برخی فکر خواهند کرد که خیلی زیاد است. این خوب است. این راهی است که قرار است باشد. برای همه نیست

استودیو همچنین به افراد مشهور فضایی برای بدرفتاری در حریم خصوصی نسبی داد. آیا اکنون که همه دوربین دارند، چنین آزادی وجود دارد؟

من فکر نمی‌کنم که این ویژگی‌های اساسی انسان هرگز تغییر کند. الان هم مثل همیشه هستند. اما من به حساسیت یک فرد متکی هستم. من هیچ مشکلی با عکس گرفتن افراد ندارم، اما اگر این یک نفوذ به افراد دیگر اینجا بود، همان طور که جلوی هر نفوذی را می گرفتم، جلوی آن را می گرفتم. من مهمان دارم من در تجارت خدمات هستم

این چیزی نیست که ما از نظر فکری به آن برسیم. ما آن را تجربه می کنیم، آن را احساس می کنیم، پاسخ می دهیم. من واقعا هیچ قانون سخت و سریعی ندارم، حقیقت را به شما بگویم. نحوه استفاده مردم از آن را خواهم دید. آنها به من می گویند که چگونه از این فضا استفاده خواهند کرد. من به آنها نمی گویم

شما پس از سال ها کار با فیلیپ استارک، PUBLIC را با جان پاوسون طراحی کردید. آیا تا به حال با طراحان خود درگیری دارید؟

ما هرگز با هم برخورد نمی کنیم زیرا افراد بسیار با استعدادی که با آنها کار می کنم می دانند که من همان چیزی را می خواهم که آنها می خواهند. من می خواهم مردم را منفجر کنم.

و این مختصر است؟ "من می خواهم مردم را منفجر کنم"؟

آنها با دانستن این موضوع به آن می رسند. استانداردهای من را می دانند، خواسته های من را می دانند. این تنها دلیلی است که من به این کار ادامه می‌دهم – سود من زمانی است که مردم وارد می‌شوند و آنها را غرق می‌کنند. من نمی گویم که متکبرانه یا متکبرانه رفتار می کنیم، اما ما سعی می کنیم کار بسیار خاصی انجام دهیم. من در تمام سال‌هایی که در کسب‌وکار هستم، هرگز یک بار با طراح که با او کار می‌کنم درگیری یا مشاجره نداشته‌ام. نه یک بار.

جزئیاتی که بیش از همه از آن هیجان زده هستید - آیا نقاشی های دیواری با الهام از کیت هرینگ در حمام ها، صفحه نمایش های اتاق ها است؟

من عاشق صفحه نمایش هستم. شما در هالیوود، پایتخت سینمای جهان هستید - در مورد یک صفحه نمایش 8 فوت در 12 فوت در هر اتاق، از کف تا سقف، که بتوانید در طول روز با روشنایی روز و در شب آن را تماشا کنید، چطور؟ هر کسی اتاق نمایش خصوصی خود را دارد. و وقتی وارد می‌شوید، تلویزیون بزرگ و مشکی روی دیوار وجود ندارد که تمام سیم‌ها پشت آن باشد.

مردم به چیزهایی که جدید و نوآورانه هستند پاسخ می دهند، اما نه آنقدر جدید که باعث ناراحتی مردم شوند. به اندازه کافی جدید است که مردم احساس می کنند چیزی را می بینند که قبلا ندیده اند.

و شما سقف را به یک پارک تبدیل کردید - سه چهارم جریب، با تاب.

ما این سقف غول پیکر را داشتیم و می خواستیم با آن کاری انجام دهیم. گرفتن یک هتل در وسط غرب هالیوود و تبدیل آن به استراحتگاه - سه چهارم هکتار که در آن احساس می کنید در جزیره ای در دریای کارائیب هستید - برای من خیلی جالب بود. من تناقض این همه را دوست دارم.

شما همچنین میز پذیرش سنتی و بیشتر خدمات اتاق را کنار گذاشته اید. آیا دموکراتیک تر فقط به این معناست که مردم باید خودشان قهوه بنوشند؟

این بدان معناست که شما برای یک فنجان قهوه 27 دلار پرداخت نمی کنید. شما پایین بروید و قهوه را بگیرید و قیمت مناسبی بپردازید. شما مقدار نیروی کار را کاهش می دهید، که به طور اجتناب ناپذیری هزینه ارائه محصول را افزایش می دهد. وقتی مردم هزینه سرویس 8 دلاری می پردازند، اهمیتی نمی دهند که سرویس اتاق با دستکش های سفید و دستکش های طلایی وارد شود. برایشان مهم است که قهوه داغ باشد، خوب باشد یا به موقع آن را بخورند. این بازگشتی به اصول است، بدون تمام وسایل تجملات قدیمی. شما باید مایل باشید که این قوانین را کنار بگذارید. این همان بخشی است که من دوست دارم.

شما ایده هایی را مطرح کرده اید که به کلیشه های مهمان نوازی تبدیل شده اند. آیا کپی شدن شما را آزار می دهد؟

من از گفتن آن در جمع متنفرم، اما بله. ایده من است این بچه من است. در طول سال‌ها، فکر می‌کردم به آن عادت کرده‌ام، اما هرگز عادت نکردم.

وقتی شروع کردم، می توانستم یکی از دو راه را انتخاب کنم. می‌توانستم سعی کنم بیش از هر کس دیگری هتل بسازم - صدها مورد. این برای من جالب نبود می خواستم بهترین هتل ها را بسازم. هر کدام یکباره است، از صفر شروع می شود، تلاش برای انجام کاری که همه را غافلگیر می کند.

نه. فکر می‌کنم این باعث می‌شود من کوچک به نظر برسم. اما این چیزها از عشق ناشی می شود. آنها ایده های من هستند آنها مثل بچه های من هستند

آیا هتلدار دیگری وجود دارد که شما آن را تحسین کنید؟ بری استرنلیخت W را از بسیاری از ایده های مشابه ساخت.

(می خندد.) اوه، بری. من به او اهمیت می‌دهم، حتی اگر فکر می‌کنم کاری که او انجام داد بسیار مشتق از کاری بود که من انجام دادم. من فکر می کنم او اولین کسی است که این را می گوید. اما هتلداری که من واقعا تحسینش می کنم، استیو وین است. او اصلا کاری را که ما انجام می دهیم انجام نمی دهد - او کاری کاملا متفاوت انجام می دهد. اما او مرد دیگری است که کاملا به تک تک جزئیات وسواس دارد و من برای آن احترام زیادی قائلم. او دایره لغات خاص خود را دارد، روش خاص خود را دارد، اما سعی می کند مانند من مشتری را تحت تأثیر قرار دهد.

شما سال‌ها با ماریوت در EDITION کار کردید. آیا این همکاری برای فردی مستقل مثل شما دشوار بود؟

خدا را شکر که آنها آرن سورنسون را داشتند، مدیر عاملی باهوش و مردی بسیار خوب. ما از دیدگاه‌های متفاوتی آمده‌ایم، اما به هم احترام می‌گذاشتیم و از آن عبور کردیم. بعد از اینکه آرن بیمار شد و از دنیا رفت، ادامه دادن به همین روحیه دشوارتر شد. هیچ وقت نتوانستم پایم را از روی پدال بردارم. اما یک شرکت بزرگ همیشه می خواهد همه چیز را از یک کاتالوگ آشنا بگیرد. من چیزی از کاتالوگ نمی خواهم. ما این شکاف را برای 12 یا 15 سال پر کردیم، اما پس از آن تصمیم گرفتیم که زمان آن رسیده است که هر دوی ما ادامه دهیم.

تینا براون یک بار به من گفت راز یک مجله عالی کمی بد سلیقه است. آیا یک هتل عالی نیاز به طعم بد دارد؟

خوب، یک هتل عالی باید کمی خرابکار باشد. نمی تواند ایمن و شرکتی باشد. اما من در مورد بد سلیقه چیزی نمی دانم! وقتی مردم در آنجا می‌خوابند و حمام می‌کنند و غذا می‌خورند، نمی‌توانید بد سلیقه داشته باشید. اگر راحت نباشند، از آن لذت نخواهند برد. یک مجله می تواند مرزهای سلیقه ای را جابجا کند. در کسب و کار هتلداری، تحمل اشتباه وجود ندارد.

اجرای اولیه استودیو 54 با شما و استیو تنها 33 ماه به طول انجامید. چرا افسانه آن ده ها سال بعد دوام می آورد؟

بحث زمان نیست مهم این است که آیا چیزی واقعا تخیل شما را تسخیر می کند - چیزی منحصر به فرد که در زمانی که شما زنده بودید اتفاق افتاده است. استودیو یکی از آن شرایط بود. اگر شما نبودید غیرقابل توضیح است. مردم در مورد انحطاط صحبت می کنند، اما من و استیو فقط دو بچه از بروکلین بودیم که این رعد و برق را به آنها تحویل دادند. همه چیز کاملا بی گناه بود. ما فقط برای زنده ماندن و پرورش آن تلاش می کردیم. و ما بیشتر از هر کس دیگری هنگام پرواز شگفت زده شدیم.

اگر بتوانید یک عنصر از استودیو را به PUBLIC منتقل کنید، آن عنصر چیست؟

تمایل به گفتن هر چیزی ادامه دارد - تا زمانی که به کسی آسیب نرساند و غیرقانونی نباشد.

تقریبا تصادفی وارد هتل شدی. چگونه استودیو 54 به مورگانز منجر شد؟

ما استودیوی 54 را به شخصی فروختیم که اتفاقا در کار هتلداری بود، اما او تمام پول نقد به من نداد - او به من سفته داد. وقتی او نتوانست پرداخت کند، اسکناس ها را با علاقه او به هتل عوض کردم. آن مورگانز بود. من موظف به انجام آن بودم. اگر این کار را نمی‌کردم، هیچ چیز را تمام نمی‌کردم. من هیچ چیز در مورد هتل ها نمی دانستم جز اینکه این یک تجارت مهمان نوازی بود. در کلوپ های شبانه، مردم قرار نبود بی خواب بخوابند - اگرچه گاهی اوقات می خوابند. شب‌ها از مردم مراقبت می‌کردم، حالا باید در روز از آنها مراقبت می‌کردم. متمدن تر به نظر می رسید.

بزرگترین اشتباهی که افراد در تلاش برای ورود به یک هتل یا باشگاه منحصر به فرد مرتکب می شوند چیست؟

سعی می کنند چیزی باشند که نیستند. با خودت صادق باش کسی که هستید را دوست داشته باشید، به کسی که هستید افتخار کنید و با این اعتماد به نفس وارد شوید.

من همیشه آن را داشتم، اگرچه گاهی اوقات مثل بقیه به آن شک می کردم. همانطور که می دانید من چند سال ناخوشایند داشتم. راز من این بود که هرگز از شکست نمی ترسیدم. اگر می ترسید، هیچ کاری را امتحان نمی کنید، هیچ ریسکی نمی کنید. من همیشه حاضر بودم یک شات بزنم اگر واقعا به آن اعتقاد داشتم.

وقتی در هتل شخص دیگری مهمان هستید، اولین چیزی که بررسی می کنید چیست؟

ادب و ادب افرادی که در آنجا کار می کنند. دارم میام خونه شون اگر قرار نیست با من همان طور رفتار کنند که پدر و مادرم با مهمانانی که به خانه ما آمده اند رفتار می کنند - مثل اینکه آنها مالک هستند و من مهمان هستم - این یک نه مطلق است.

ما به این شرایط فکر نمی کنیم. من فقط می خواهم افرادی را جذب کنم که قدردان تلاش ما باشند. اگر از کاری که ما در اینجا می خواهیم انجام دهیم غافل باشید، برای من لذت بخش نیست. اما اگر می توانید جزئیات را ببینید - که چوب یک هشتم اینچ از هم فاصله دارد، نه یک چهارم اینچ - این مهمانانی هستند که ما می خواهیم.

شما 80 ساله هستید. نیازی نیست این کار را انجام دهید. آیا فکر می کنید هنوز چیزی برای اثبات دارید؟

نه. من فقط آن را دوست دارم. من هنوز با آن روشن می شوم. من نمی توانم صبر کنم تا واکنش مردم را ببینم. تا زمانی که بیشتر از قبل پیش می روم، خوشحالم. اگر به نقطه ای برسم که چیزی برای کمک نداشته باشم، متوقف می شوم. این پول نیست از ساختن چیزی لذت می برم که مردم به آن قدم بگذارند و فکر کنند خوب است.

حتی بعد از 40 هتل، هنوز هم این چیزی است که من را روشن می کند. شب افتتاحیه به اینجا می آیید، در گوشه و کنار می چرخید، به دنبال دیدن هستید - وقتی مردم وارد می شوند، آیا آن را دوست دارند؟ از آن متنفرند؟ من حتی نمی دانم. و بعد شروع می کنم به دیدن چشمانشان که گشاد شده اند. اینجا یه جای خاصه این سود من است این اوج است که نمی توانید آن را شکست دهید.

این داستان در شماره 9 سپتامبر مجله هالیوود ریپورتر منتشر شد. برای اشتراک اینجا را کلیک کنید.

خواندن متن کامل در هالیوود ریپورتربه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

Ian Schrager Goes Public: “There’s Nothing More Boring Than a Room Full of Rich People”

As he prepares to open his third L.A. hotel — The PUBLIC — the Studio 54 founder and hospitality legend talks about his newly democratic door policies, getting ripped off by rivals and why he’s not afraid of failure.

همه‌ی اخبار فرهنگ و هنر