"این خیلی ناراحت کننده است": داگلاس بوث در مورد مطرح کردن مشکل زن ستیزی پلیس بریتانیا در تلویزیون
این هنرپیشه انگلیسی به درام جدید "بیمارکننده" خود در ITV "سرزنش" می پردازد، چرا این سریال یک فاصله خوشایند از برنامه معمول بازی "پری ها، ستاره های راک و شاعران" است و آیا او برای باند آماده است یا خیر.
مسلما داگلاس بوث همیشه به سمت شخصیت های نسبتا عجیب و غریب کشیده شده است.
این ستاره انگلیسی تقریبا دو دهه است که در این تجارت بوده است - "الان خیلی پیر است"، او با زوم می خندد و موهای معروفی به ذهنش می رسد - و در آن زمان ستاره های راک (The Dirt)، شاعران (مری شلی) و پری ها (The Sandman) را به تصویر کشیده است. بوث به هالیوود ریپورتر می گوید: «رفتن و بازی در نقش پسر جورج یا نیکی سیکس یا دن لنو واقعا سخت است. برخی از بازیگران نمی توانند این کار را انجام دهند، اما من در این کار پیشرفت می کنم.
به همان اندازه که پر رونق بود، بوث، که بدون شک بخشی از «بسته بریتانیایی» غیررسمی دهه 2010 با بازیگران 20 نفره همراه با همبازیهایش در «کلاب ریوت»، سم کلافلین و مکس آیرونز بود، متوجه شد که برای بخشی که کمتر فانتزی و آشنایی بیشتر را شامل میشود، تیراندازی میکند. او میگوید: «من خیلی دوست دارم آدمهایی را بازی کنم که خیلی از خودم دور هستند. «[اما] این زمان خوبی برای بازی کردن یک جوان مدرن بود.
احمقانه به نظر می رسد؟» داستانهای مرتبط فیلمها جشنواره فیلم توکیو از مجموعههای گالا و انیمهای با حضور فیلمهای کیت بلانشت، تونی گیلروی، «اسب وحشی نه» و «گروتسککه» آلفونسو کوارون برای اولین بازدید از کره برای جشنواره فیلم بوسان رونمایی کرد.
محصول چالش خود تنظیمی بوث برای پذیرش «عادی بودن» چیزی جز احمقانه نیست. در شش اپیزود ITV The Blame که در 20 سپتامبر اکران می شود، او در نقش تام، کارآگاهی در یک شهر شلوغ انگلیسی که تلاش می کند مرد خوبی باشد، بازی می کند. شریک حرفه ای او، اما (میشل کیگان)، یک حضور سرسخت در این نیرو است و به طور مداوم با تبعیض جنسی روزمره که در دفتر نفوذ می کند، مقابله می کند. اما قتل یک نوجوان اسکیت باز روی یخ به زودی اما و تام را به مسیری تاریک و پرپیچ و خم می کشاند و آنها را مجبور می کند تا در مورد تیم خود تحقیق کنند.
در چیزی که تقریبا مطمئنا بینندگانی را که از کتاب The Blame اقتباس شده است، شوکه خواهد کرد، این نمایش پیامهای متنی واقعی از رسواییهای چت گروهی پلیس متروپولیتن را به تصویر میکشد، که در آن تحقیقات متعدد نژادپرستی، همجنسگرا هراسی و جنسیتگرایی ریشهدار و سیستماتیک را افشا میکند - که به عنوان «سرپرست پلیس کشور» رد شده است.
ناراحتی بوث از فرستادن این متنها توسط افسران پلیس بریتانیا به حدی بود که احساس میکرد «سرزنش» میتواند پیام مهمی به بریتانیا بفرستد. به یاد میآورم که خوانده بودم [و فکر میکردم]، «هیچ زنی هرگز [این را نمینویسد]. این خیلی ناراحتکننده و تکاندهنده است.» و سپس، بله، روی فیلمنامه، اینطور بیان شد: «اینها همه پیامهای متنی واقعی از اعضای پلیس متداست که اکنون اخراج شدهاند». «در این سریال واقعا خوب ظاهر شد و آن را برای من لنگر انداخت.
همچنین به همین دلیل است که ما در حال ساخت یک سریال تجاری بزرگ هستیم که به نظر من یکی از اولین سریال هایی است که واقعا به مشکلات ما در مورد زن ستیزی در نیروی پلیس پرداخته است.»
در زیر، بوث به آنچه امیدوار است The Blame بتواند به آن دست یابد و چرا تام «در تله خرس اخلاقی» گرفتار شده است، صحبت می کند. او همچنین به حرفه ای که ساخته است، ستایش بریتانیا از رویه پلیسی جذاب و اینکه آیا او هرگز برای بازی در نقش یک جاسوس تخیلی خاص که بر بسیاری از تیترهای فعلی تسلط دارد اشاره می کند: «اگر بگویم ایفای چنین شخصیت نمادینی برایم جذابیتی ندارد، ناآگاهانه به نظر می رسم.
می دانم که این داستان از روی یک کتاب اقتباس شده است. آیا قبل از شروع نمایش اطلاعات زیادی در مورد آن داشتید؟
من چیزی در مورد کتاب نمی دانستم. من پیامی از نماینده ام و پیامی از بنیانگذار [Quay Street Productions]، نیکولا شیندلر، که تهیه کننده شگفت انگیزی است، دریافت کردم. من در واقع با او در اولین اجرای اصلی خود زمانی که پسر جورج را بازی کردم [در نگران پسر] با او کار کرده بودم. او یک ایمیل [فرستاد] با این مضمون، «شاید مرا به یاد بیاوری»، که من بسیار انجام دادم. من قبلا تجربه شگفت انگیزی از کار با او داشتم. منظورم این است که او برای 13 جایزه بفتا یا چیزی مسخره نامزد شده است. بنابراین بلافاصله، گوش هایم تیز شد. و سپس فیلمنامه را خواندم و کاملا آن را دوست داشتم.
درست قبل از اینکه به رختخواب بروم به طرز احمقانهای آن را خواندم و بعد به دلیل پیچیدگی در پایان قسمت اول نتوانستم بخوابم. و من می گفتم "چی؟!" واقعا یک صفحه برگردان بود. به نظر من هم حرف مهمی برای گفتن داشت.
از ابتدای اپیزود اول بلافاصله به چند شخصیت مشکوک شدم.
در هستهاش، این یک مجموعهای است که در یک ایستگاه پلیس تنظیم شده است، درست است؟ اما تا آخر قسمت آخر حدس میزنید. هر کس در مقطعی به دلایل مختلف مورد سوء ظن قرار می گیرد. می توان آنها را شاه ماهی قرمز نامید، اما من لزوما فکر نمی کنم که آنها باشند. تماشای یک فیلم هیجان انگیز لذت بخش است - اگر در آنجا نشسته اید و چیزی شبیه به «فکر می کنم آن [فرد] یا آن [شخص] است.» این یک داستان کاملا پیچیده است که چیزهای زیادی در جریان است.
همانطور که وارد آن می شوید، یک شبکه درهم از چیزها وجود دارد که همه به روش درست حل می شوند، اما هر چیزی که اتفاق می افتد به دلیلی اتفاق می افتد. در مورد گذشته تام و اما و نحوه تکیه آنها به یکدیگر بیشتر خواهید فهمید.
چگونه تام را به عنوان یک شخصیت برای مخاطبانی که وارد این نمایش می شوند توصیف می کنید؟ او مردی است که بین دو دنیا گرفتار شده است.
در نهایت، تام کسی است که می خواهد یک فرد خوب باشد. او خودش را در این فرهنگ کاری سمی گرفتار کرده است و بسیار تلاش می کند تا کار درست را انجام دهد. اما در طول مسیر، احتمالا خودش را دچار آسیب اخلاقی کرده است و تصمیمات مخربی گرفته است - همانطور که اما و بسیاری از افراد در آن بخش. در ذهنم، زمانی که او را بازی میکردم، به نوعی تصور میکردم که پایش در تله خرس اخلاقی گیر کرده است و نمیتواند کاملا خودش را آزاد کند. او با آن دست و پنجه نرم می کند، و این کمی هسته داخلی او را فرسوده می کند.
برای اینکه یک قدم به عقب برگردید و از بیرون به تام نگاه کنید، او یک کارآگاه در این ایستگاه پلیس است. او با اما بسیار صمیمی است. من احساس می کنم، به طرق خاصی، او احساس می کند از بقیه بخش جدا شده است. او دائما با اصول خود مبارزه میکند، بلکه با جاهطلبی و انگیزهاش برای ارتقاء و عملکرد خوب در زندگی... تخمهای او در یک سبد هستند. و گاهی در این حرفه در مورد خودم چنین احساسی دارم. (می خندد.) تمام تخم مرغ های من در این سبد بسیار زیاد است.
من همیشه سعی میکنم انسانیت پشت آن را درک کنم، میدانید […] اگر چیزی سازشکننده را پیدا کنید که میتواند همه چیز را درست قبل از عبور از خط پایان از مسیر خارج کند - آیا چیزی میگویید یا چیزی نمیگویید؟ آن کشتی گرفتن با حرص و طمع درونی انسان و میل به پیشرفت در کنار اصول تو بود.
خواندم که این سریال از پیامهای متنی واقعی چند مورد واقعی از رسواییهای چت گروهی پلیس در بریتانیا استفاده میکند. آیا وقتی متوجه شدید شوکه شدید؟
این یکی از تکان دهنده ترین لحظات سریال است، جدای از برخی پیچ و خم ها در پایان، و احتمالا بیمارترین. این کاملا وحشتناک است و واقعا تکان دهنده است. و من میگفتم: «باورم نمیشود [نویسندگان برنامه] این را نوشته باشند.» یادم میآید که خواندم [و فکر کردم]، "این نمیتواند هیچ نویسندهای باشد... هیچ زنی هرگز [این را نمینویسد]." این خیلی ناراحت کننده و تکان دهنده است.» و بعد، بله، در فیلمنامه، اینطور مطرح شد: «اینها همه پیامک های واقعی اعضای پلیس متداست که اکنون اخراج شده اند.»
در این سریال خیلی خوب ظاهر شد و دوباره آن را برای من لنگر انداخت. همچنین به همین دلیل است که ما در حال ساخت یک سریال تجاری بزرگ هستیم که به نظر من یکی از اولین سریال هایی است که واقعا به مشکلات ما در مورد زن ستیزی در نیروی پلیس پرداخته است. زمانی که در حال فیلمبرداری بودیم، فیلم پانوراما Charing Cross [بی بی سی] [درباره] گروه واتس اپ بود - سالی که ما در حال فیلمبرداری بودیم منتشر شد. این رفتار تکان دهنده و نفرت انگیز است. شما نمی توانید چیزهای زن ستیزانه و نژادپرستانه ای را که این افراد می گویند، باور کنید.
[نمایش] تا حد زیادی منعکس کننده مشکلاتی است که ما با برخی از سیستم ها و نهادهای خود داریم، پلیسی که قرار است از ما محافظت کند و به طور بالقوه ما - و به ویژه زنان - را ناامید می کند.
آیا این امید در بین نویسندگان و تهیه کنندگان این سریال وجود دارد که The Blame باعث بحث و گفتگو شود و بین بینندگان بماند؟ همانطور که گفتید، این یک سریال تجاری بزرگ است، بنابراین امیدواریم که به یک داستان بسیار مهم توجه شود.
امیدوارم اینطور باشد. اول و مهمتر از همه، این یک فیلم هیجان انگیز در مورد یک قتل است، و سپس به سرعت پیچیده تر می شود. من فکر میکنم واضح است که ما میخواهیم مضامین نمایش در بین مردم بماند و امیدوارم تا پایان سریال آنها داشته باشند. اما بله، قطعا گفتگوهایی در مورد آن وجود داشت و اشتراکگذاریهای زیادی انجام شد. من همیشه تیترهای ثابت بی بی سی نیوز را درباره شکست پلیس برای تهیه کننده می فرستادم. اما در عین حال برای پلیس هم احترام زیادی قائل هستم. این کار واقعا دشواری است که آنها انجام می دهند.
بنابراین قطعا هدف این نبود که به آنجا برویم و پلیس به هیچ وجه به آن حمله کند. آنها واقعا کار دشواری انجام می دهند، اما نقص های سیستماتیک وجود دارد که به نظر نمی رسد به طور کامل برطرف شوند.
اگر این گفتگو شروع شود یا حداقل باعث شود بسیاری از - امیدواریم - میلیونها نفری که آن را تماشا میکنند، بسیار هیجانزده میشویم... اگر باعث شود تعداد کمی از آنها، بهویژه مردانی که رفتار نامناسبی داشتهاند یا [افرادی که] رفتار نامناسبی داشتهاند، بنشینند و در مورد موقعیت خود در آن بیندیشند، آنوقت میتواند چیز بسیار خوبی باشد.
دیدن همه اینها از طریق چنین شخصیت قوی در اما، با طراوت بود. آیا شما و میشل قبلا با هم برخورد کرده اید؟
نه، من به معنای واقعی کلمه قبلا هرگز با میشل برخورد نکردهام، که نادر است زیرا تقریبا دو دهه است که این کار را انجام میدهم. الان خیلی پیر شده (می خندد.) بیش از نیمی از زندگی من. اما بله، او یکی از خوب ترین افراد در صنعت است. من فقط چیزهای باورنکردنی شنیده ام، و او یار ملت است. وقتی در کنارش هستید، مردم هر جا که می روید او را دوست دارند - از همه اقشار. او خیلی زمین گیر و سر به زیر است. و ما فقط مثل یک خانه در آتش سوار شدیم. همچنین، او در انبوه چیزها نیست. او در چیزهایی است که برای مدتی اجرا می شود. او در چیزهای خوب است
کار کردن با او واقعا لذت بخش بود و این واقعا به شیمی ما در طول سریال کمک کرد.
شما به قول خودتان نزدیک به دو دهه است که در این صنعت حضور دارید. فکر می کنم برای اولین بار بیش از یک دهه پیش شما را در فیلم انتظارات بزرگ یا The Riot Club دیدم. The Blame چگونه این فصل از حرفه شما را به تصویر می کشد و کدام نقش ها در حال حاضر با شما صحبت می کنند؟
احمقانه به نظر می رسد، اما این فرصتی بود که نقش یک شخص بسیار عادی را بازی کنم - نقش یک کارآگاه هم سن و سال خودم را در یک نمایش شش قسمتی بازی کنم که در آن واقعا می توانم آن عنصر انسانی و آن شخصیت پیچیده را کشف کنم. این یک قرعه کشی واقعی برای من بود. کاری که قبلا انجام دادم، سالها در فیلم The Sandman نقش یک پری را بازی کردم، بنابراین هر روز ساعت 3.30 صبح از خواب بیدار می شدم و گوش های مصنوعی روی صورتم می گذاشتم.
وقتی جوانتر هستید، سعی میکنید وانمود کنید که برنامهای عالی برای حرفهتان دارید و مانند لئوناردو دیکاپریو انتخابهایی میکنید. اما همه مثل لئوناردو دی کاپریو این نعمت را ندارند که از 20 سالگی یا هر چیز دیگری با مارتین اسکورسیزی کار کنند. شما همیشه در تلاش هستید تا بهترین کاری را که در دسترس شماست انجام دهید. و این یک فیلمنامه واقعا هیجان انگیز بود، با تهیه کننده ای که واقعا به آن اعتماد داشتم و میشل عالی بود. […] شما فیلم های مستقل می سازید و به جشنواره های فیلم می روید و 150 نفر آنها را می بینند و بس.
(می خندد.) بنابراین حدس می زنم اگر در انتخاب تفکر استراتژیک وجود داشت، این بود که در یک نمایش تجاری حضور داشته باشید که چشم های زیادی در آن دیده می شد و فقط نقش یک مرد را بازی می کرد. من اغلب مجذوب بازی پری ها یا ستاره های راک یا شاعران می شوم. من عاشق نواختن نوازندگان موزیکال مانند The Limehouse Golem هستم و بسیار دوست دارم افرادی را بازی کنم که خیلی از خودم دور هستند. این زمان خوبی برای بازی کردن یک بلوک مدرن بود. احمقانه به نظر می رسد؟
رفتن و نقش پسر جورج یا نیکی سیکس یا دن لنو واقعا سخت است. برخی از بازیگران نمی توانند این کار را انجام دهند، اما من در این کار پیشرفت می کنم. و فکر میکنم این برای من یک چالش بود، برای بیش از شش ساعت طولانی، فقط یک بلوک بازی کنم.
من می خواهم در مورد مرد شنی و نتفلیکس از آن بپرسم. در این لحظه، در صنعتی با بازار بسیار اشباع شده، که در آن پخشکنندهها تسلط دارند و پخشکنندهها کمی پول نقدتر هستند، رویه پلیس به عملکرد بسیار خوبی ادامه میدهد. می توانید کمی در مورد آن صحبت کنید و چرا آنها در اینجا بسیار مهم هستند؟
خندهدار است که میگویید پخشکنندههای سنتی پول نقد بیشتری دارند، اما وقتی این نمایش [سرزنش] را اجرا میکنید، نمیتوانم در شهر راه بروم بدون اینکه در هر ایستگاه قطار روی بیلبوردی به ارتفاع 30 فوت قرار بگیرم. اگر [سازندگان پخش] فکر کنند که اسب خوبی دارند، از آن حمایت میکنند، و سپس شما یک برنامه عظیم نتفلیکس میسازید، و آنها حتی یک ذره تبلیغاتی برای آن انجام نمیدهند، زیرا احساس نمیکنند مجبور هستند. بنابراین نحوه خرج کردن آنها بسیار جالب است.
در مورد اهمیت آن، من فقط میتوانم از تجربه خودم از انجام این کار و بیرون آمدن یکی به آن پاسخ بدهم، اما تعداد افرادی که میخواهند در مورد آن با من صحبت کنند یا در زندگی روزمرهام برای آن هیجانزده هستند... همسرانم معمولا در مورد هر چیزی که من در آن هستم حرفی نمیزنند. (میخندد.) به همین دلیل من آن را دوست دارم. برای آنها اهمیتی نداشت که من در این فیلم هستم یا این کار را انجام می دهم، اما به تعداد افرادی که می گویند: "من نمی توانم برای تماشای [سرزنش] صبر کنم." چیزی در مورد آن وجود دارد. نمیدانم به مدرسه برمیگردد، آن احساس پاییزی. این غذای راحتی خالص [در] سرگرمی است.
یک یادداشت سریع در مورد آنچه در پیش دارید: راه باد. آیا می توانیم در مورد آن صحبت کنیم؟
این یک فیلم ترنس مالیک است. الان یکی دو سال پیش فیلم گرفتم. واقعا لحظه زیبایی بود. نماینده من گفت: "اوه، ترنس مالیک می خواهد با شما صحبت کند. شما باید با دستیار او تماس بگیرید." با دستیارش تماس گرفتم و به ترنس رسیدم و او گفت: "اوه، داگلاس، خیلی عالی است که با تو صحبت میکنم. فکر نمیکنم از زمانی که با مککلن روی صحنه بودی، تو را ندیده باشم..." گفتم: "اینها همه یک اشتباه است." آنها فکر می کنند من شخص دیگری هستم! به دوستانم گفتهام که میخواهم فیلمی از ترنس مالیک بسازم.» و گفتم: «فکر نمیکنم آن زمان به دنیا آمده باشم، ترنس.
[شما] با داگلاس بوث صحبت میکنید.» و او چنین گفت: «اوه، داگلاس. فکر میکردم دارم با داگلاس هاج صحبت میکنم، که او همچنین به او پیشنهاد بازی در فیلم را داده بود.
خوشبختانه اشتباهی نبود. او فیلم مری شلی را که من با ال فانینگ و همسرم بل پاولی ساختم دیده است. در واقع نمی توانم زیاد بگویم، اما آن فیلم باعث شد که او بخواهد در این فیلم نقشی داشته باشم. من دوست دارم آن را ببینم، اما او مدت زیادی است که در حال ویرایش آن است. او مردی فوق العاده برای کار کردن است. او یک بار سر صحنه فیلمبرداری ننشست - او همیشه در کنار دوربین است، هنوز مثل یک کودک خردسال، هنوز خیلی گرسنه است و از طریق نامه های قدیمی و چاپ شده با ماشین تحریر با شما ارتباط برقرار می کند. او خیلی کنجکاو است
به جز ترنس، آیا کارگردانی رویایی دارید که بخواهید با او کار کنید؟ شما قبلا کارهای زیادی انجام داده اید، بنابراین من نیز باید بپرسم: باند؟ آیا این جذابیت دارد؟ شما در محدوده سنی مناسبی هستید و بریتانیایی هستید.
(می خندد.) اگر بگویم که ایفای چنین شخصیت نمادینی برایم جذابیتی ندارد، به نظر من غیرصادقانه به نظر می رسد. اما قطعا من کسی نیستم که در مورد این کار تصمیم بگیرم یا نه. من دوست دارم با دنیس ویلنوو کار کنم. او فوق العاده است پل توماس اندرسون، کوئنتین تارانتینو، اگر دوباره فیلم بسازد. کریس نولان. من پاسخ های بسیار ابتدایی را می گویم! من با دارن آرنوفسکی و واچوفسکی ها کار کرده ام و وقتی با این فیلمسازانی کار می کنید که چنین فیلم های بزرگ و نمادینی می سازند، هیجانی در آن وجود دارد.
The Blame در 20 سپتامبر در ITV در بریتانیا نمایش داده می شود.
متن اصلی (انگلیسی)
“This Is So Uncomfortable”: Douglas Booth on Putting Britain’s Police Misogyny Problem on TV
The English actor dives into his "sickening" new ITV drama 'The Blame,' why the show is a welcome break from his usual schedule of playing "fairies, rockstars and poets," and whether he'd be up for Bond.