پرش به محتوای اصلی

بچه های بالغ من صدها مایل دورتر رشد می کنند. من به آنها افتخار می کنم و در عین حال دلم شکسته است.

بیزینس اینسایدر۱۴۰۵ شهریور ۲۸, شنبه، ساعت ۲۰:۱۸حدود 5 دقیقه مطالعه

نویسنده دلتنگ نیاز فرزندانش است. با حسن نیت نویسنده من 22 سال را صرف تربیت فرزندانم کردم تا به بزرگسالانی مستقل و با اعتماد به نفس تبدیل شوند. پسرم به شهر نیویورک نقل مکان کرد، در حالی که دخترم در شیکاگو زندگی کرد. من افتخار می کنم که آنها شکوفا می شوند، اما هنوز برای سال هایی که آنها به من نیاز داشتند غمگین هستم. وقتی پسرم پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه به شهر نیویورک نقل مکان کرد، من نمی توانستم مغرورتر باشم. او کار بزرگی پیدا کرده بود،…

نویسنده دلتنگ نیاز فرزندانش است. با حسن نیت از نویسنده من 22 سال را صرف تربیت فرزندانم کردم تا به بزرگسالانی با اعتماد به نفس و مستقل تبدیل شوند.

پسرم به شهر نیویورک نقل مکان کرد، در حالی که دخترم در شیکاگو زندگی کرد.

من افتخار می کنم که آنها شکوفا می شوند، اما هنوز برای سال هایی که آنها به من نیاز داشتند غمگین هستم. وقتی پسرم پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه به شهر نیویورک نقل مکان کرد، من نمی توانستم مغرورتر باشم. او یک شغل عالی پیدا کرده بود، یک آپارتمان پیدا کرده بود، دوستانی پیدا کرده بود، و همه چیزهایی را که شهر ارائه می کرد پذیرفته بود. دو سال پس از اتمام کالج دخترم، ما یک U-Haul را بسته بندی کردیم و او را بیش از 700 مایل به شیکاگو رساندیم تا فصل جدید او را شروع کنیم.

تماشای هر دوی فرزندانم که با اطمینان قدم به بزرگسالی می‌گذارند، همه آن چیزی بود که در دوران کوچکی به آن امیدوار بودم. تماشای رفتن آنها نیز یکی از سخت ترین کارهایی بود که تا به حال انجام داده ام.

من بچه هایم را طوری تربیت کردم که مستقل باشند

ما به عنوان والدین، سال‌ها صرف آماده‌سازی فرزندانمان برای مستقل شدن می‌کنیم. ما هر نقطه عطفی را که آنها را به بزرگسالی نزدیکتر می کند جشن می گیریم. روز اول مدرسه. آموزش دوچرخه سواری. رانندگی با ماشین. رفتن به دانشگاه فرود که اولین کار . هر دستاوردی مانند اثبات این است که ما داریم کاری را درست انجام می دهیم.

هیچ کس به شما نمی گوید که روزی همان دستاوردها خانه شما را ساکت خواهد کرد. نویسنده فرزندانش را مستقل تربیت کرد. با حسن نیت از نویسنده این روزها، پسرم رستوران های مورد علاقه ای در نیویورک دارد که من هرگز به آن نرفته ام. او کارهای روزمره، دوستان و زندگی جدیدی با نامزدش دارد. دختر من زندگی ای را در شیکاگو ایجاد کرده است که کاملا با او سازگار است. او محله ها را می شناسد، مکان های مورد علاقه برای خرید و غذا خوردن دارد و جامعه خود را ساخته است. آنها دیگر زنگ نمی زنند که بپرسند چطور باید لباس بشویید یا نیاز دارند که قرارهای دکتر را به آنها یادآوری کنم.

آنها دقیقا همان زندگی هایی را می کنند که من آنها را برای داشتن آن بزرگ کردم.

و به نوعی، غم و اندوه از آنجا شروع می شود.

هر بار که با آنها خداحافظی می کنم درد دارم

غم و اندوه عجیبی است زیرا هیچ اتفاق بدی نیفتاده است. اونا سالم هستن آنها خوشحال هستند. آنها موفق هستند آنها تماس می گیرند، آنها ملاقات می کنند و ما روابط فوق العاده ای داریم. از بسیاری جهات، این رویایی است که هر والدینی به آن امیدوار است. با این حال، هر بار که پس از دیدار با آنها، آنها را در آغوش می گیرم، تا ته دل درد می کنم و در تمام مسیر خانه گریه می کنم.

فهمیدم آن چیزی که در سوگ من است فرزندان من نیستند. این نسخه از مادری بود که به پایان رسیده بود.

به مدت بیست و دو سال، زندگی من حول محور برنامه های مدرسه، ورزش، شام های خانوادگی و کمک به آنها برای تبدیل شدن به بزرگسالان توانا بود. سپس، تقریبا بدون توجه، نقش من تغییر کرد. آنها هنوز من را در زندگی خود می خواستند، اما دیگر هر روز به من نیاز نداشتند. این دقیقا همان چیزی بود که من برای به دست آوردن آن خیلی سخت تلاش کرده بودم.

کنایه از من گم نشد. بزرگترین موفقیت من به عنوان پدر و مادر نیز یکی از بزرگترین شکست های من بود. نویسنده می‌گوید که بزرگترین موفقیت او نیز بزرگترین باخت او است. با حسن نیت از نویسنده تعجب کردم که آیا چیزی برای من اشتباه است؟ آیا نباید به سادگی خوشحال باشم؟ چرا من اینقدر احساس کردم که این دقیقا همان چیزی بود که من برای آنها می خواستم؟ تا زمانی که احساساتم را در ویدیوهای TikTok به اشتراک گذاشتم، متوجه شدم که تنها نیستم.

در یکی از ویدیوها، من نوشتم، "یک روز دختر شما شهر خودش، روال های زندگی خودش را دارد... و شما متوجه می شوید که او تبدیل به زنی شده است که امیدوار بودید."

بیش از 65000 نفر آن را تماشا کردند و بیش از 2200 نفر آن را به اشتراک گذاشتند. نظرات همه چیز را گفت.

بارها و بارها، والدین همان تناقض غیرممکن را توصیف کردند: چگونه می توانم به طور باورنکردنی مغرور باشم و در همان زمان اینقدر دلتنگ آنها باشم؟

این غرور و از دست دادن است که در کنار هم هستند.

وقتی به دیدن پسرم در شهر نیویورک یا دخترم در شیکاگو می‌روم، دوست دارم آنها را در دنیای خودشان ببینم. من عاشق این هستم که آنها مشاغلی دارند که به آنها علاقه دارند، آپارتمان هایی که خودشان ساخته اند و زندگی پر از افرادی که دوستشان دارند. دیدن آنها با اعتماد به نفس و زندگی کامل من را سرشار از غرور می کند.

بعد میرم خونه

دلم برای لحظه های معمولی تنگ شده

آن وقت است که دلم برای چیزهای کوچک تنگ می شود. کفش در گلخانه اتاق خواب های نامرتب دانستن اینکه همه برای شام در خانه خواهند بود. لحظه های معمولی که هرگز متوجه نمی شوید برای آخرین بار زندگی می کنید.

فکر نمی کنم به اندازه کافی در مورد این مرحله از والدین صحبت کنیم. ما والدین را برای پوشک، سنین نوجوانی و ترک تحصیل آماده می کنیم. ما آن‌ها را برای ضربه‌های عاطفی تماشای فرزندانتان آماده نمی‌کنیم که دقیقا همان چیزی می‌شوند که شما امیدوار بودید در حالی که بی‌صدا زندگی مشترکی را که قبل از پروازشان داشتید، غمگین می‌کردید.

هدف هرگز نگه داشتن آنها برای همیشه نبود. این کار برای دادن اعتماد به نفس برای ساختن زندگی هایی بود که دوست داشتند، حتی اگر این زندگی آنها را صدها مایل دورتر کند. من 22 سال را صرف تربیت فرزندانم کردم تا مرا ترک کنند.

دیدن رشد آنها به من می گوید که موفق شدم. دلتنگی هر روز آنها به من یادآوری می کند که چقدر سال هایی را که آنها به من نیاز داشتند دوست داشتم.

مقاله اصلی را در Business Insider بخوانید

خواندن متن کامل در بیزینس اینسایدربه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

My adult kids are thriving hundreds of miles away. I'm proud of them and heartbroken at the same time.

The author misses being needed by her kids. Courtesy of the author I spent 22 years raising my children to become confident, independent adults. My son moved to New York City, while my daughter built a life in Chicago. I'm proud they're thriving, but I still grieve the years when they needed me. When my son moved to New York City after college graduation, I couldn't have been prouder. He had landed a great job,…

همه‌ی اخبار فرهنگ و هنر