جان ترنوس از آیفون دوئو میگوید: گوشیهای تاشوی بازار حس بنجل و ارزانی داشتند!
اپل برای موفقیت در عصر هوش مصنوعی، روی ساختن دستگاههای فیزیکی جذاب و کاربردی برای مردم عادی حساب میکند.
اپل برای موفقیت در عصر هوش مصنوعی، روی ساختن دستگاههای فیزیکی جذاب و کاربردی برای مردم عادی حساب میکند.
چهارشنبه ۹ سپتامبر ۲۰۲۶، گروهی از سلبریتیها، خبرنگاران و شیفتگان فناوری به اپل پارک آمده بودند تا بالاخره نگاهی نزدیک به گوشی تاشوی مشهور اپل، آیفون دوئو بیندازند.
پس از اینکه جان ترنوس چند عکس با گوشی گرفت، یکی از مدیران روابطعمومی اپل، استریمر و اینفلوئنسر پرجنبوجوش ۲۱ساله، IShowSpeed را از دل جمعیت بیرون کشید تا با مدیرعامل جدید دیدار کند. احتمالا به وجد آوردن این جوان پرحرارت، یکی از آسانترین بخشهای ماموریت ۲۵ساله ترنوس در اپل محسوب میشد.
اسپید بهمحض دیدن دوئو، چنان به وجد آمد که همانجا یک پشتکوارو زد. او در همان لحظه، نمایش زنده این ملاقات را برای ۶۱ میلیون مشترک خود در یوتیوب نیز پخش میکرد. وقتی ترنوس با انگشت شست میان منوهای این گوشی ۱۹۹۹ دلاری جابهجا میشد و تلاش میکرد عکسی را بکشد و داخل کادر پیامک رها کند، بینندگان تیزبین لرزش محسوس دستهای او را به چشم دیدند. ترنوس بعداً به مجله تایم توضیح داد که شب قبل از مراسم، چندان نخوابیده بود و گفت:
لرزش کوتاه دست ترنوس، بازتابی گویا از موقعیت خطیر مردی بود که از اول سپتامبر ۲۰۲۶ سکان هدایت دومین شرکت بزرگ جهان از نظر ارزش بازار را به دست گرفت، امپراتوری عظیمی که ارزش آن بهتازگی از مرز ۵ تریلیون دلار هم عبور کرد.
ترنوس بهدلیل سالها تجربهی مهندسی و دقت کمنظیرش در طراحی محصولاتی مانند مک، آیپد، ایرپاد و آیفون برای رهبری اپل انتخاب شد؛ ولی او در جایگاه چهرهی اول شرکتی که قدرتش با دولتها برابری میکند، باید بتواند همزمان با ستارههای هالیوود، سهامداران والاستریت، سیاستمداران واشنگتن و مدیران عامل رقیب در ارتباط باشد.
جان ترنوس بازی را به زمین تخصص خودش یعنی خلق شاهکارهای فیزیکی میکشاند
برای برخی منتقدان، دیدار ترنوس با IShowSpeed چیزی جز تلاش اپل برای جلبتوجه نسل جوان و فروش بیشتر محصولات گرانقیمتش نیست. آن هم در شرایطی که غولهای فناوری، از مایکروسافت و گوگل گرفته تا متا، آمازون، انویدیا، OpenAI و آنتروپیک، صدها میلیارد دلار در رقابت هوش مصنوعی سرمایهگذاری میکنند.
بااینحال، ترنوس بهجای تقلید از مدیران اسطورهای پیشین اپل، بازی را به زمینی میکشد که خودش و اپل در آن استادند؛ ساختن اشیای فیزیکی خیرهکنندهای که حس خلاقیت، بهرهوری و لذت را بیدار میکنند.
چگونه میتوانیم مسیر انتخاب ترنوس را عطف به دو رهبر سابق اپل درک کنیم؟ استیو جابز به ستارههای راک شباهت داشت، رهبری رؤیاپرداز و کاریزماتیک که فناوری را بهعنوان تجربهای عمیقاً شخصی و حتی معنوی به جهان میفروخت. تیم کوک، نقش دیپلمات و کارگزاری قدرتمند را در سطح جهانی ایفا کرد و ۱۵ سال با مهارت تمام میان ژئوپلیتیک، بازارهای مالی و زنجیرههای تأمین پیچیده مانور داد.
اما ترنوس انگار به دنیای دیگری تعلق دارد؛ مهندسی تودار، جزئینگر و دور از هیاهو که تا قبل از رسیدن به سمت معاونت ارشد مهندسی سختافزار اپل در سال ۲۰۲۱، بیرون از دیوارهای کوپرتینو چهره چندان شناختهشدهای نبود.
ترنوس تنها یک سال از شرکتی که اکنون ادارهاش میکند بزرگتر است. او ماه می ۱۹۷۵ در اورنجکانتی کالیفرنیا به دنیا آمد، درست یک سال پیش از آنکه اپل در ۴۰۰ مایلی شمال زادگاهش متولد شود. دوران کودکیاش مقارن با روزهایی بود که استیو جابز کامپیوتر شخصی را به نیرویی اجتماعی تبدیل میکرد.
وقتی جان ترنوس ۸ساله بود، پدرش یک کامپیوتر Apple II به خانه آورد؛ لحظهای که مسیر زندگی پسرک را برای همیشه تغییر داد:
یک دهه بعد، او کامپیوتر جدیدتر خانوادهاش، مک مدل SE را زیر بغل زد و به دانشگاه پنسیلوانیا رفت تا در رشته مهندسی مکانیک تحصیل کند. سال ۲۰۰۱، در ۲۶ سالگی، کار در یک شرکت واقعیت مجازی را رها کرد و بهعنوان مهندس به تیم طراحی محصول اپل پیوست.
ترنوس عمیقاً به فرهنگ طراحی و قدرت سختافزاری اپل اعتقاد دارد
ترنوس که حالا نیمی از عمرش را در اپل گذرانده است، پلههای ترقی را تا حد زیادی بهلطف توانایی کمنظیرش در درک همزمان پیچیدگیهای مهندسی و تجربهی کاربر طی کرد. ریچارد دین، معاون طراحی محصول اپل، میگوید:
در طول ۱۵ سال گذشته، منتقدان بارها اپل را به دوری از نوآوریهای انقلابی دوران مک، آیپاد و آیفون متهم کردهاند؛ اما قابلانکار نیست که کامپیوترها و گوشیهای اپل بهلطف جهشهای فنی در پسزمینه سختافزار و نرمافزار، از جمله گذار تاریخی از پردازندههای اینتل به تراشههای اختصاصی اپل سیلیکون، در بالاترین سطح کیفی بازار باقیماندهاند.
اواخر دهه ۲۰۱۰، مدیران اپل عمدتا روی بخش پرشتاب سرویسها مثل آیکلود، اپاستور و اپل موزیک متمرکز شدند؛ اما با متعادلشدن درآمد این بخش در سال ۲۰۲۶، ارتقای مقام «مرشد سختافزار و محصول»، نوید بازگشت اپل به ریشههایش را میدهد. نیل سایبارت، تحلیلگر باسابقه اپل توضیح میدهد که ترنوس منطقیترین انتخاب ممکن برای مدیریت شرکت بود:
دوران مدیرعاملی ترنوس دقیقاً همزمان شد با معرفی آیفون دوئو؛ رادیکالترین تغییر در طراحی ظاهری آیفون از سال ۲۰۰۷. با اینکه منتقدان تصور میکردند اپل از قافلهی گوشیهای تاشوی آسیایی جامانده، اما ریشههای این محصول به ۱۵ سال پیش بازمیگردد.
سال ۲۰۱۱، زمانی که هنوز بسیاری از مردم گوشیهای تاشوی دکمهای در جیب داشتند، ترنوس بههمراه پنج مهندس دیگر اپل، پتنتی را برای دستگاههای الکترونیکی تاشو ثبت کردند و به بررسی نوع باتریها و بردهای مداری لازم برای چنین ایدهای پرداختند. ترنوس با یادآوری آن روزها میگوید:
اما میان پتنت روی کاغذ و محصول نهایی، کوهی از موانع مهندسی قرار داشت. نخستین تلاشهای شرکتهای رقیب برای ساخت گوشی هوشمند تاشو در دهه ۲۰۱۰، محصولاتی شکننده و پردردسر از آب درآمدند که چینخوردگی عمیقشان در مرکز صفحه، تجربهی کاربری را زیر سؤال میبرد.
ترنوس بهدور از محافظهکاریِ مرسوم مدیران شرکتهای بزرگ، رقبای اولیه را با لحنی تند توصیف میکند: «نمونههای دیگری که در بازار بودند، بهنوعی حس جنس ارزان و بنجل را میدادند.»
تیمهای سختافزار و نرمافزار اپل برای عبور از چالشها با یکدیگر همکاری کردند. مهندسان به کمک نسل جدید تراشههای اپل، موتور نمایشگر تازهای ساختند که جابهجایی تصویر میان صفحهنمایش بیرونی و درونی را در یک چشمبههمزدن انجام میدهد.
اپل سالها صبر کرد تا محصولی با لولای مهندسیشده و پوشش نانوتکسچر خلق کند
همزمان، تیم نرمافزار سیستمعامل iOS را بازطراحی کرد تا کنترلهای اصلی گوشی از پایین صفحه به لبه سمت راست منتقل شوند و دسترسی انگشت شست در حالت بازشده آسانتر شود. در طول این مسیر، ترنوس بارها تیم را تشویق کرد که حتی در صورت پیشتازی رقبا در زمینهی عرضهی گوشیهای تاشو، کیفیت را فدای سرعت نکنند.
ریچارد دین خاطرهی جالبی از یکی از جلسات کلیدیشان تعریف میکند؛ جایی که از ترنوس پرسیده بود آیا تیم باید به سراغ مادهی پوششیِ سطح بالایی مشابه نمونههای رقیب برود، مادهای که نقصهایی داشت اما «بهاندازه کافی خوب» به نظر میرسید. پاسخ ترنوس مسیر پروژه را عوض کرد:
نتیجهی سختگیریها و وسواس ترنوس و تیم کوک را در سطحی ساختهشده از یک پلیمر سفارشی میبینیم که روی لولایی متشکل از بیش از ۱۰۰ قطعهی ظریف و دقیق داخلی قرار دارد؛ ترکیبی که نخستین آزمایشکنندگان را شگفتزده کرد؛ چرا که تقریبا هیچ تاخوردگی محسوسی در میانهی صفحه دیده نمیشود.
آیفون دوئو را در حالت بسته، گوشی خوشدستی بهاندازه یک پاسپورت توصیف میکنند که در جیب جا میشود و وقتی بازش کنید، تبلتی قدرتمند با سطح مات و ضدبازتاب نور در دست خواهید داشت؛ دستگاهی که کاربر میتواند روی آن دو وبسایت را کنار هم مقایسه کند، فیلم ببیند یا با دوربین دوگانهاش در تماس تصویری FaceTime همزمان چهره خود و منظره روبهرویش را نشان دهد.
اپل روی اعتبار فرهنگی دستگاه تاشدنیاش در میان سینماگران و هنرمندان هم حساب ویژهای میکند؛ قشری که هنوز اپل را نه دشمنی از جنس غولهای فناوری، بلکه سازندهی ابزارهای خلاقانه میدانند.
شان بیکر، کارگردان برندهی جایزه اسکار که اوایل سال ۲۰۲۶ در جشنوارهای علیه هوش مصنوعی سخنرانی کرده بود، در مراسم رونمایی آیفون دوئو در کوپرتینو حضور یافت و رابطهی اپل با هنرمندان را تعاملی دوطرفه خواند و گفت:
بسیاری از کارشناسان مهندسی آیفون دوئو را تحسین میکنند؛ ولی هنوز مشخص نیست اپل در انقلاب هوش مصنوعی کجا میایستد.
از زمان انتشار ChatGPT در نوامبر ۲۰۲۲، هوش مصنوعی مولد در حالی رشد کرد که اپل عملاً روی نیمکت تماشاگران نشسته بود. OpenAI چتباتها را به میان توده مردم آورد، انویدیا تراشههای پردازشی آنها را ساخت و مایکروسافت، گوگل، متا، آمازون، آنتروپیک و اسپیسایکس یا در مرزهای اول این فناوری میجنگند یا از زنجیرهی تأمین آن پول پارو میکنند.
اپل هوش مصنوعی را برای سادهتر کردن کارهای روزمره مردم عادی بهینهسازی میکند
اواخر سپتامبر ۲۰۲۶، زمانی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ضیافت ناهاری را با حضور غولهای هوش مصنوعی از جمله ایلان ماسک، مارک زاکربرگ و سوندار پیچای برای ترسیم آینده فناوری آمریکا برگزار کرد، غیبت اپل در آن جمع کاملاً حس میشد.
اپل اینتلیجنس ژوئن ۲۰۲۴ معرفی شد، سپس شرکت بیشاز دو سال تلاش کرد نسخهی شخصیسازیشدهی سیری را آماده کند. سال ۲۰۲۵، مدیران شرکت به این نتیجه رسیدند که معماری قدیمی سیری توان قدکشیدن در عصر هوش مصنوعی را ندارد؛ بنابراین به سراغ نسخهی جایگزینی رفتند که بهصورت موازی توسعه مییافت.
سیری جدید که سرانجام در سپتامبر ۲۰۲۶ در دسترس کاربران آمریکایی قرار گرفت، بر پایهی مدل هوش مصنوعی اپل کار میکند اما در دل خود از فناوری جمنای گوگل بهره میبرد. توافق اپل و گوگل، خالق آیفون را در موقعیت نامتعارفی قرار میدهد، زیرا برای یکی از ستونهای اصلی محصول خود به رقیب دیرینهاش تکیه میکند.
چنین برونسپاریهایی در گذشته خشم استیو جابز را برمیانگیخت، چرا که او اصرار داشت اپل باید مالک کل محصول باشد؛ از سختافزار گرفته تا نرمافزار و سرویس. ترنوس با ردِ فرضیهی عقبنشینی اپل از این فلسفه، یادآور میشود که اپل سالهاست برای تأمین نمایشگر، حافظه و مودم به شرکتهای بیرونی تکیه دارد:
مدیران اپل میگویند در شرایطی که موج هوش مصنوعی با واکنش منفی بخشی از افکار عمومی روبهرو شده است، آنها بهدنبال توسعهی هوش مصنوعی کمادعاتر و شخصیسازیشدهای هستند که از حریم خصوصی محافظت کند و واقعاً به کار مردم عادی بیاید؛ نه اینکه صرفاً طیف «افراطیهای متعصب» هوش مصنوعی در سیلیکونولی را به وجد بیاورد؛ اصطلاحی که گرگ جوزویاک، معاون ارشد بازاریابی جهانی اپل بهکار میبرد.
از نگاه اپل، مزیت واقعی هوش مصنوعی نه از قدرت خام مدل، بلکه از بستر پیرامون آن میآید؛ تراشهای که هوش مصنوعی را اجرا میکند، سیستمعاملی که بستر فناوری میشود و شناختی که ابزار هوشمند از صاحب دستگاه دارد.
سیری جدید شاید در کدنویسی بهپای Codex نرسد یا ظرافت قلم کلاد شرکت آنتروپیک را نداشته باشد، اما با اجازهی کاربر میتواند میان پیامها، ایمیلها، تقویم، اسناد و دادههای سلامت ساعت هوشمند ارتباط برقرار کند تا کاربر را برای یک جلسهی کاری آماده سازد یا بلیت پرواز دفنشده در صندوق پیامها را بیرون بکشد. ترنوس میگوید:
حتی محدودیتهای سیری نیز در روایت مدیران اپل بهعنوان نقطه قوت معرفی میشوند. مثلاً اینکه سیری قدرت تفکر مستقلِ ایجنتهای هوشمند را ندارد، احتمال سرکششدن یا بروز رفتارهای ترسناک و عجیب از سوی آن را به حداقل میرساند. لیلیان رینکون، مدیر محصولات هوش مصنوعی اپل، بر این مرز اخلاقی پافشاری میکند:
در کنار حریم خصوصی و پردازش ابری امن اپل، برخی سرمایهگذاران نیز این شرکت را نوعی صندوق پوشش ریسک میدانند. اگر حباب هوش مصنوعی بترکد، اپل برندهی بزرگ بورس خواهد بود و اگر پیشرفت هوش مصنوعی ادامه یابد و مدلهای کوچکتر و ارزانتر فراگیر شوند، دارایی کمیاب دیگر چتبات نیست، بلکه سختافزار و سیستمعاملی است که چتبات روی آن اجرا میشود.
ترکیب قدرت پردازندههای اختصاصی و حفظ حریم خصوصی، برگ برنده کوپرتینو در برابر رقباست
اوایل سال ۲۰۲۶ درستی این فرضیه بهشکل غافلگیرکنندهای ثابت شد؛ زمانی که موجی از علاقهمندان هوش مصنوعی برای راهاندازی ایجنتهای شخصی از طریق پروژهی متنباز OpenClaw، به سراغ خرید کامپیوترهای ۶۰۰دلاری مک مینی هجوم بردند.
هرچند اپل نقشی در پروژه ایفا نمیکرد، اما کاربران دریافته بودند که تراشههای کممصرف اپل و حافظهی یکپارچهی مکمینی امکان اجرای شبانهروزی مدلهای هوش مصنوعی را با کمترین هزینهی برق فراهم میکنند؛ موجی که باعث شد برخی مدلهای مکمینی ماهها در بازار نایاب شوند.
اپل حالا سختافزار هوش مصنوعی بیشتری در صف تولید دارد. شرکت در ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ هاب خانهی هوشمند جدیدی بهنام HomeView را معرفی کرد و بهگزارش بلومبرگ، شاید عینکهای هوشمند اپل برای سال ۲۰۲۷ آماده شوند.
البته رقبای سختافزاری هم بیکار ننشستهاند؛ سال گذشته OpenAI استارتاپ جانی آیو، مدیر طراحی افسانهای و سابق اپل را خرید تا به همراه جمعی از کهنهکاران پیشین کوپرتینو، دستگاههای مبتنی بر هوش مصنوعی بسازد؛ حرکتی که باعث شد جولای ۲۰۲۶ اپل از OpenAI به اتهام سرقت اسرار تجاری سختافزار خود شکایت کند.
ولی تا وقتی از مزایای ۲٫۵ میلیارد دستگاه فعال بهره میبرید و درآمد سالانهتان به نزدیک نیم تریلیون دلار میرسد، میتوانید مثل جوزویاک با اعتمادبهنفس بگویید: