پرش به محتوای اصلی

جان ویلسون چگونه بتن، فیلم های هالمارک و مایکل ایمپریولی را در یک فیلم ترکیب کرد

رولینگ استون۱۴۰۵ شهریور ۲۵, چهارشنبه، ساعت ۲۰:۰۷حدود 8 دقیقه مطالعه

این مستندساز عجیب و غریب در مورد اولین فیلم بلند خود، تاریخ بتن، و ماموریت بزرگتر پشت کارش صحبت می کند.

صحبت کردن با جان ویلسون از جهاتی شبیه تماشای مستندهای اوست. ویلسون با صدای تا حدی بینی خود و با رنگ آمیزی لانگ آیلند، در میان چیزهای دنیوی قدم می زند و مشاهدات ساده ای را ارائه می دهد که شامل بینش عمیقی از دنیای اطراف او نیز می شود. او از یک موضوع شروع می‌کند، سپس به چپ می‌پیچد - به قول خودش یک «رمپ خروج» - روی یک موضوع کاملا متفاوت، قبل از اینکه به نقطه اصلی خود بازگردد، اما با نوعی مقایسه یا معنای عمیق‌تر آماده.

او چیزهایی از این قبیل خواهد گفت: "اگر زمان کافی را با کسی بگذرانی، اتفاقی می افتد. هر روز برای همه اتفاقاتی می افتد." یا، «مثال‌های زیادی وجود دارد که افراد نیازمند ساختار و نظمی هستند که به زندگی‌شان تحمیل می‌شود تا راهی برای درک هرج‌ومرج احتمال بی‌پایان اطرافشان باشد.» یا، "من فکر می کنم طرد شدن و ناامیدی می تواند گاهی اوقات بزرگترین محرک ها باشد."

البته، برخی چیزها در مورد چت IRL با ویلسون متفاوت است. در مکالمه، او همه چیز را در قالب دوم شخص قرار نمی دهد، و همه چیز را با یک "شما" فرضی بیان می کند. همچنین، وقتی با او صحبت می‌کنید - حداقل مانند من از طریق زوم - می‌توانید چهره‌اش و عباراتی را که می‌کند، ببینید، چیزی که تا حد زیادی از کارش دوری می‌کند. در نهایت، افکار او با کلیپ هایی از زندگی روزمره که خودش ضبط کرده است، نقطه گذاری نمی شود، عملی که او آن را تقریبا یک اجبار توصیف می کند، به گونه ای که هم آنچه را که می گوید نشان می دهد و هم اغلب آن را در کنار جنون معمولی زندگی قرار می دهد.

با این حال، همه آن عناصر با هم - افکار فلسفی، تفسیرهای خشک، کلیپ های متضاد، ماهیت هر فردی روایت او - همان چیزی است که کار مستند ویلسون را بسیار جذاب کرده است، او طرفداران زیادی برای او به دست آورده است، یک نمایش موفق HBO و یک فیلم جدید، تاریخ بتن، که در 18 سپتامبر منتشر می شود.

ویلسون پس از شروع با فیلم‌های کوتاهی که در اوایل دهه ۲۰۱۰ با بودجه‌ای کم ساخت، فیلم How To With John Wilson را در سال ۲۰۲۰ راه‌اندازی کرد و به سرعت شروع به کار کرد، و ظاهرا هر قسمت آموزش‌هایی را قبل از شروع انباشته شدن رمپ‌های خروج پوشش می‌داد. برای مثال، «چگونه باتری‌های خود را بازیافت کنیم»، از فصل دوم، با جستجوی مکانی در شهر نیویورک شروع می‌شود که باتری‌های لیتیومی مستعمل را می‌پذیرد، قبل از اینکه به موضوعاتی مانند تناسخ، ایمنی کارکنان سرویس بهداشتی، یادآوری اسباب‌بازی‌های خطرناک، بخش رایگان در کریگزلیست، فیلم کریسمس که در دبیرستان ساخته بود، با پرچم‌های نازی‌ها را بپذیرد.

ermy، سایت‌های زباله‌های رادیواکتیو، و مسکن مجرمان جنسی، قبل از اینکه به نوعی به باتری‌ها برگردند، همه در کمتر از 30 دقیقه. انتخاب سردبیر 250 آلبوم برتر قرن 21 تا کنون 100 بهترین قسمت تلویزیونی تمام دوران 500 آلبوم برتر تمام دوران 100 بهترین فیلم قرن 21

The History of Concrete که در اوایل سال جاری در ساندنس به نمایش درآمد، مانند یک قسمت طولانی از سریال پخش می شود. اما بدون نرده‌های محافظ در قالب 30 دقیقه‌ای، همانطور که ویلسون می‌گوید «جهش از موضوعی به موضوع دیگر» شکل جدید و جاه‌طلبانه‌تری به خود می‌گیرد. او می‌گوید: «من واقعا فیلم را به‌عنوان یک مستند کاملا استاندارد درباره بتن مطرح کردم، با این احتیاط که مانند کار معمولا پیچش‌ها و چرخش‌های متفاوتی خواهد داشت. با این حال، او به سرعت با مشکلاتی روبرو شد.

«من آن را به A24 رساندم، و آنها گفتند: «اوه، خیلی متاسفم، ما قبلا یک فیلم درباره بتن داریم که به زودی منتشر می‌شود.» ایده وجود دو فیلم درباره بتن در وهله اول برای من گیج کننده است. از سوی دیگر، ویلسون، به نظر می‌رسد که از این که چنین وضعیتی استودیو را از چراغ سبز پروژه‌ای باز می‌دارد، گیج شده است. (در نهایت، فیلم توسط گروه مستقل برونکسبورگ و جاش سافدی سنترال پیکچرز انتخاب شد.) او می‌گوید: «این مثل این است که بگوییم شما می‌توانید فقط یک فیلم اکشن یا رام کام در یک سال تقویمی داشته باشید. "مسخره است."

همانطور که ویلسون در فیلم توضیح می دهد، تاریخچه بتن به دلیل شکاف در پایه ساختمان آپارتمانی که او در ریج وود، کوئینز دارد، به وجود آمد. او می‌گوید: «بیشتر مردم وقتی شالوده خانه‌شان به خطر می‌افتد، فقط با یک پیمانکار تماس می‌گیرند، اما من تصمیم گرفتم چند کتاب در مورد بتن تهیه کنم و سعی کنم آن را در سطح مولکولی‌تر بفهمم تا بفهمم چرا این چیزها شروع نمی‌شوند.» او توضیح می دهد که او شروع به نشخوار فکری در مورد "ایده چرخه های بی پایان تجدید" کرد.

من می‌خواستم وقت بگذارم تا بررسی کنم که آیا رفتار چرخه‌ای چیزی است که ما به عنوان یک انگیزه اولیه انجام می‌دهیم یا نه، که ما را مشغول نگه می‌دارد - مثل، مولد یا چیز دیگری - یا اینکه آیا رفتار چرخه‌ای عصایی است که باید از آن رها شویم. مطالب مرتبط Bon Iver Is Smiling Through It All in 'Everything Is Peaceful Love' ویدیو به کارگردانی جان ویلسون «How To With John Wilson» با مد شیرین و دلخراش خداحافظی می کند چرا جان ویلسون می خواهد «How To With John Wilson» در شعله های آتش برود The Heartbreakers to Perform in Full in Tomet.

این تحقیق در مورد بتن، و همچنین رفتار چرخه ای ما، او را به مکان های شگفت انگیزی برد. برای یکی، کلاسی در مورد نحوه نوشتن فیلم های هالمارک - مطمئنا، این تنها کلاسی بود که انجمن نویسندگان در آن زمان ارائه می داد، اما او موفق شد ارتباطات بسیار عمیقی پیدا کند. او می‌گوید: «فکر می‌کنم فیلم‌های هالمارک نمونه‌ای از الگوهای دوره‌ای مصرف سرگرمی ما هستند، و اینکه چگونه دوست داریم داستان‌های مشابه را بارها و بارها بگوییم و تماشا کنیم.

مسابقه 3100 مایلی Self-Transcendence وجود دارد، رویدادی سالانه در جامائیکا، کوئینز، که در سال 1997 توسط مرشد روحانی فقید سری چینموی تأسیس شد، که در آن شرکت کنندگان به مدت 52 روز متوالی در اطراف یک بلوک می دوند. این فیلم همچنین می‌بیند که ویلسون به خارج از نیویورک سفر می‌کند - به رم، برای دیدن قدیمی‌ترین ساختمان بتنی موجود، که بودجه اولیه فیلم را به باد می‌دهد. به لاس وگاس، برای کنوانسیون صنعت بتن؛ به لس آنجلس، شهر سیمانی دیگری، جایی که اتفاقا از زمانی که نمایشش نامزد جایزه امی شده بود، به آنجا می رفت. به اوهایو، برای اقامت یک هفته ای در نزدیکی قدیمی ترین جاده بتنی آمریکا.

(اگرچه جاده کوتاه است و وضعیت خوبی ندارد، اما به او امکان می دهد تا تجارتی را کشف کند که خالکوبی های عزیزان مرده را حفظ می کند.) یک مصاحبه بسیار سریع درباره فیلمسازی (و بتن) با ستاره سوپرانو و معمولی Ridgewood، مایکل ایمپریولی، و مصاحبه طولانی تر با مردی که به طور حرفه ای آدامس های پیاده رو را تمیز می کند، وجود دارد. هر بخش بر اساس درک خود از بتن، اما همچنین بر درک خود از جهان اطراف ما استوار است. ویلسون می‌گوید: «من دوست دارم موضوعی را انتخاب کنم که خنده‌دار کردن آن بسیار سخت است.

این همان چالشی است که واقعا مرا از خانه بیرون می‌کشد. و وقتی مردم به من می‌گویند که نمی‌توانم کاری را انجام دهم، فقط مشعل را روشن می‌کند.»

تقریبا در نیمه‌ی راه فیلم، یک مدیر اجرایی به ویلسون می‌گوید که بسیاری از مستندهای این روزها بر نوازندگان تمرکز دارند، پس چرا او سعی نمی‌کند فیلم جدیدش را حول یکی از آن‌ها متمرکز کند؟ او مدتی بدون موفقیت به اطراف نگاه می کند تا اینکه با جک ماکو، یکی از پاک نشدنی ترین شخصیت های فیلم روبرو شود. ویلسون می‌گوید: «یک روز بیرون از چاله‌ها فیلمبرداری می‌کردم، منتظر بودم که یکی از آن‌ها به دهانه فرو رود، اما [آنها] هرگز این کار را نکردند». او که احساس شکست می کرد، تصمیم گرفت در کنار یک مشروب فروشی تاب بخورد. او در آنجا با ماکو ملاقات کرد که نمونه‌های تکیلا رایگان می‌داد.

"من شروع به صحبت با او کردم و گفتگو بسیار آسان بود و او واقعا باز به نظر می رسید. و فکر می کنم این معمولا نشانه خوبی است که این کسی است که می خواهم با او وقت بگذرانم. معلوم شد که او در یک گروه بود و در نهایت یک سال و نیم بعدی را با هم گذراندیم."

ویلسون ماکو را دنبال می‌کند تا در بارهای غواصی در لانگ آیلند و فستیوال‌هایی در مونتاوک اجرا کند و درباره زندگی، اشتیاق و از دست دادن صحبت کند، در حالی که گهگاه از مشروبات الکلی تبلیغاتی باقی‌مانده عکس می‌گیرد. اگرچه این بخش‌ها به خودی خود به بتن دست نمی‌زنند، اما تعادلی برای دیدگاه او فراهم می‌کنند. من دائما در تمام این روند در یک مارپیچ از شک و تردید بودم، و این واقعیت که [جک] هرگز در هیچ نقطه‌ای از حرفه‌اش شک نکرد و بیشتر به نوعی هیجان و رضایت شخصی بود که از اجرای تنها به دست آورد، مهم نیست که اجرای آن چقدر بد بود، این ویژگی بود که

احساس می کردم کمبود دارم. خوشبینی که او داشت مسری بود.»

بیشتر فیلم، مانند کارهای دیگر ویلسون، حول محور کلیپ های غیرمنتظره و غیرمنتظره ای است که او با Sony FS5 خود می گیرد. در تماشای Concrete، ممکن است تصور شود که او نوعی سیستم بایگانی پیشرفته دارد، راهی برای یافتن سریع فیلم، مثلا، یک مرد بالغ در حال نواختن یک پیانوی اسباب‌بازی کوچک در خیابان، یا یک قوطی آبجو که چندین سال پیش به نوعی خودش را به کناره قفسه‌ای در یک مکان DIY متصل کرده بود، اما هرگز زمین نخورد. در واقع چنین سیستمی وجود ندارد.

او می‌گوید: «من فقط هر روز فیلم‌برداری می‌کردم و به خانه می‌رفتم و تمام فیلم‌ها را در یک سکانس واحد قرار می‌دادم که به ترتیب زمانی بود. "سپس، من برگزیده‌ای از تمام مطالب مورد علاقه‌ام را انتخاب می‌کردم و همه را در یک سکانس بدون اصل سازمانی قرار می‌دادم. هر زمان که بلاک نویسنده را داشتم، با عصبانیت آن را به جلو و عقب می‌کشیدم، و جرقه‌ای را می‌زدم، زیرا مانند، "اوه، این عکس عالی است. من نمی‌خواهم چیزی را از دست بدهم، یا فقط باید آن را به سختی گم کنم."

خواندن متن کامل در رولینگ استونبه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

How John Wilson Blended Concrete, Hallmark Movies, and Michael Imperioli Into One Film

The eccentric documentarian talks about his feature-length debut, The History of Concrete, and the larger mission behind his work

همه‌ی اخبار فرهنگ و هنر