جدال ترکیه و اسرائیل در سوریه؛ مرزهای قدرت و بازترسیم نظم منطقهای
در حالی که آنکارا ثبات نهادهای دولتی سوریه را با امنیت مرزهای خود و جلوگیری از شکلگیری خلأ قدرت و موج آوارگی مرتبط میداند، اسرائیل نگران است که تقویت توانمندیهای نظامی سوریه با کمک ترکیه، به شکلگیری ترتیباتی منجر شود که آزادی عمل نظامی اسرائیل را محدود کند. نوشته جدال ترکیه و اسرائیل در سوریه؛ مرزهای قدرت و بازترسیم نظم منطقهای اولین بار در میدل ایست نیوز. پدیدار شد.
میدل ایست نیوز: سوریه صرفا میدانی برای تفاهم میان دیگر کشورها نیست بلکه حفظ حاکمیت ملی و نهادهای این کشور از شروط اساسی ثبات به شمار میروند. تضعیف دولت سوریه ممکن است در کوتاهمدت آزادی عمل بیشتری ایجاد کند، اما در بلندمدت، کنترل و مدیریت محیط امنیتی را دشوارتر خواهد ساخت.
وبسایت « عربی 21 » در مقالهای با موضوع جدال اسرائیل و ترکیه در خاک سوریه نوشت؛ خطرناکترین تحول در روابط ترکیه و اسرائیل، افزایش تهدیدات آنها علیه یکدیگر نیست، بلکه گسترش دامنهای است که هر یک از دو طرف، آن را لازمه تأمین امنیت خود میداند؛ تا جایی که پیشروی یکی، به محدود شدن دیگری تعبیر میشود. به این ترتیب، اختلاف از سطح سیاستها فراتر میرود و به ساختار نظم منطقهای کشیده میشود و به مطرح شدن این پرسشها میانجامد که چه کسی درباره نحوه استقرار نیروها و آینده کشورهای همسایه تصمیم میگیرد؟ و از چه زمانی، آنچه یک طرف برای حفاظت از خود انجام میدهد، به تهدیدی برای طرف دیگر تبدیل میشود؟
این معضل را میتوان با در نظر گرفتن سه فرضیه مرتبط اما متمایز توضیح داد: نخست، تلاش هدفمند اسرائیل برای مهار نفوذ ترکیه؛ دوم، اصطکاکی که از تعارض منافع امنیتی دو طرف بدون وجود طرحی جامع ناشی میشود؛ و سوم، بازآرایی گستردهتر شبکههای قدرت در منطقه شام و شرق مدیترانه.
با این توضیح، وارد شدن آسیب به منافع ترکیه، لزوما به معنای آن نیست که این کشور عمدا هدف قرار گرفته است. تمایز میان نیت، توانایی و نتیجه، از اصول اساسی ارزیابی راهبردی به شمار میرود.
سوریه خطرناکترین عرصه برای آزمودن این وضعیت است. آنکارا ثبات نهادهای دولتی سوریه را با امنیت مرزهای خود و جلوگیری از شکلگیری خلأ قدرت و موج آوارگی مرتبط میداند. در مقابل، اسرائیل نگران است که تقویت توانمندیهای نظامی سوریه با کمک ترکیه، به شکلگیری ترتیباتی منجر شود که آزادی عمل نظامی اسرائیل را محدود کند.
کشیده شدن اختلافات به عرصه درگیری با حمله به «ابوالظهور»
حمله به پایگاه هوایی «ابوالظهور» در اوت 2026، خطر انتقال اختلافات از سطح برداشتها و تصورات به عرصه درگیری عملیاتی را برجسته کرد و ضرورت جلوگیری از محاسبات اشتباه را نشان داد. با این حال، سوریه صرفا میدانی برای تفاهم میان دیگر کشورها نیست بلکه حفظ حاکمیت ملی و نهادهای این کشور از شروط اساسی ثبات به شمار میروند. تضعیف دولت سوریه ممکن است در کوتاهمدت آزادی عمل بیشتری ایجاد کند، اما در بلندمدت، کنترل و مدیریت محیط امنیتی را دشوارتر خواهد ساخت.
اشتباه است اگر نتیجه بگیریم که اقداماتی که اسرائیل در سوریه یا لبنان انجام میدهد، لزوما در برابر ترکیه نیز قابل تکرار است. موفقیت عملیاتی با سلطه راهبردی یکسان نیست و محاسبات نظامی در مواجهه با کشوری برخوردار از ارتشی بزرگ و متعارف، عمق جغرافیایی و صنعتی، توان حفظ و تداوم عملیات نظامی و عضویت در ناتو، به طور اساسی تغییر میکنند.
این ویژگیها برای آنکارا مصونیت ایجاد نمیکنند و برتری اسرائیل در برخی حوزههای تخصصی و فناورانه را نیز از میان نمیبرند؛ اما هزینه رویارویی را افزایش میدهند و تبدیل یک حمله نظامی به دستاوردی سیاسی را دشوارتر میسازند. با این حال، عضویت در ناتو به تنهایی تضمین نمیکند که خارج از محدوده تعهدات معاهده، واکنشی جمعی و خودکار صورت گیرد.
رقابت آرام در شرق مدیترانه
در شرق مدیترانه، رقابت بین اسرائیل و ترکیه شکل کم سروصداتری دارد، اما به تدریج انباشته و گستردهتر میشود. همکاری اسرائیل با یونان و قبرس، در کنار پروژههای انرژی و طرحهای اتصال و پیوند زیرساختی، شبکههایی از وابستگی متقابل و منافع امنیتی ایجاد میکند که موازنه نفوذ را تغییر میدهند. با این حال، این همکاریها بهخودیخود به معنای تجاوز به ترکیه نیستند و وجود یک جبهه تهاجمی یکپارچه علیه ترکیه را نیز اثبات نمیکنند.
همچنین پیشنهاد «ائتلاف 6 جانبه» که نتانیاهو مطرح کرده، طرحی برای همکاریهای احتمالی است و نمیتوان آن را یک ائتلاف نظامی کامل و شکلگرفته دانست. میزان اثربخشی آن را باید بر اساس تعهدات واقعی اعضا و آمادگی آنها برای تحمل هزینههای همپیمانی سنجید، نه تعداد کشورهایی که نامشان در این طرح آمده است.
در این میان، خطر دیگری نیز وجود دارد: ممکن است ضعف کشورهای همسایه به عنوان دستاوردی امنیتی در کوتاهمدت تلقی شود، در حالی که فروپاشی نهادهای آنها در نهایت به تهدیدی فرامرزی تبدیل خواهد شد. از همین رو، مخالفت ترکیه با تجزیه سوریه با منافع امنیتی مستقیم این کشور ارتباط دارد؛ هرچند پیامدهای عملیات نظامی، به تنهایی ثابت نمیکنند که هدفی آگاهانه برای تجزیه سوریه دنبال میشود. تفکیک میان نتایج و اهداف، مانع از آن میشود که نگرانیها به جای واقعیتهای اثبات شده بنشینند.
امریکا نیز از یک سو با اسرائیل شراکت امنیتی نزدیکی دارد و از سوی دیگر، به واسطه عضویت ترکیه در ناتو، با این کشور روابطی امنیتی و ائتلافی برقرار کرده است. همین وضعیت واشنگتن را به جلوگیری از برخورد مستقیم میان دو طرف متمایل میکند، بدون آن که تضمینی برای از میان رفتن ریشههای اختلاف بین آنها وجود داشته باشد. سازوکارهای اطلاعرسانی و هماهنگی نظامی میتوانند از بروز یک حادثه نظامی جلوگیری کنند، اما حدود نفوذ هر طرف را مشخص نمیکنند زیرا مدیریت بحران با حل معضل اصلی تفاوت دارد.
مسیرهای آینده تقابل ترکیه و اسرائیل در سوریه
مسیرهای احتمالی آینده را میتوان در چند چارچوب بررسی کرد: رقابتی مهار شده که از طریق کانالهای ارتباطی مدیریت میشود؛ مهار غیرمستقیم از طریق ایجاد مشارکتها و ائتلافها؛ برخوردی محدود که ممکن است مهار شود یا به صورت دومینویی به تشدید گستردهتر تنشها بینجامد؛ و در نهایت، تفاهمی عملیاتی که نحوه اجرای عملیات را تنظیم کند، بدون آن که به خصومت میان طرفها پایان دهد.
برای تشخیص مسیر واقعی تحولات، باید تغییرات در نحوه استقرار نیروها در سوریه، میزان اثربخشی سازوکارهای جلوگیری از برخورد، تبدیل توافقهای دریایی به تعهدات الزامآور و ماهیت مداخله امریکا را زیر نظر گرفت.
بازدارندگی ممکن است از وقوع جنگی تمامعیار جلوگیری کند، اما لزوما مانع بحرانهای کوچکتر نمیشود. مسئله اصلی این نیست که کدام طرف توانایی بیشتری برای وارد کردن خسارت به دیگری دارد، بلکه مسئله این است که کدامیک میتواند مانع از آن شود که استفاده از قدرت نظامی، وضعیتی بدتر از شرایط پیشین ایجاد کند؟
یک کشور ممکن است دامنه توانایی خود برای اقدام نظامی را گسترش دهد، بدون آن که توانایی بیشتری برای کنترل پیامدهای اقداماتش به دست آورد. هنگامی که برداشتهای امنیتی دو طرف با یکدیگر تعارض پیدا میکند، مهار کردن مرزهای استفاده از قدرت، از نمایش میزان آن مهمتر میشود.
نوشته جدال ترکیه و اسرائیل در سوریه؛ مرزهای قدرت و بازترسیم نظم منطقهای اولین بار در میدل ایست نیوز . پدیدار شد.