پرش به محتوای اصلی

جنگ ممکن است در راه باشد. آیا از نظر روانی آماده هستیم؟

بی‌بی‌سی بریتانیا۱۴۰۵ شهریور ۲۷, جمعه، ساعت ۰۲:۵۲حدود 11 دقیقه مطالعه

ارتش و دولت می گویند خطر درگیری در حال افزایش است، اما ممکن است ما از نظر ذهنی برای آن آماده نباشیم

اگر انگلستان ناگهان خود را درگیر جنگ ببیند، آیا می دانید چه باید بکنید؟ آیا می دانید چه انتظاری از شما وجود دارد؟

دولت از همه ما می خواهد که آماده شدن برای اختلال شدید در زندگی خود را آغاز کنیم. از ما می خواهد که مواد غذایی کنسرو شده و آب آشامیدنی را ذخیره کنیم، مقاومت مدنی خود را تقویت کنیم و برای احتمال جنگ برنامه ریزی کنیم.

کار بر روی کتاب موسوم به "کتاب جنگ" دولت آغاز شده است، که در دهه های گذشته به روز نشده است.

ارشدترین سرباز بریتانیا زنگ خطر را به صدا درآورده است. رئیس ستاد دفاع سر ریچارد نایتون این هفته گفت که تهدید روسیه به این معناست که بریتانیا "خطرناک ترین" دوران 35 ساله فعالیت خود در نیروهای مسلح را سپری می کند.

اما تهدید چیست؟ در سال 1940 خطر حمله آلمان به بریتانیا بسیار واقعی بود. اما احتمال اینکه تانک های روسی به وایت هال برسند، مطمئنا ناچیز است.

مارگارت مک میلان، مورخ، نویسنده کتاب جنگ: چگونه درگیری به ما شکل داد، می‌گوید: «این تانک‌هایی نیستند که باید نگرانشان باشید».

"این قطع کابل ها در کف اقیانوس است. این هک کردن سیستم ها است که چیزهای زیادی به آن بستگی دارد. امکان جنگ نامتقارن، برای جنگ سایبری، با جهش و مرزهای زیاد در حال افزایش است."

اما آیا ما آماده ایم؟ آیا پس از 80 سال بدون جنگ در خاک خودمان، به عنوان یک جامعه از نظر روانی برای آن آمادگی داریم؟ آیا ما آماده هستیم تا افزایش های بزرگ در هزینه های دفاعی و فداکاری هایی را که ممکن است در سایر زمینه های زندگی ملی ما به دنبال داشته باشد، تصویب کنیم؟ یا اینکه تهدید خیلی دور از ذهن به نظر می رسد که واقعی باشد؟

مک میلان می‌گوید: «من فکر می‌کنم ما به این ایده عادت کرده‌ایم که صلح حالت عادی امور است و این که دوام خواهد داشت.

"بنابراین نه، فکر نمی‌کنم ما از نظر روانی آماده باشیم... اما فکر می‌کنم که در حال درک این موضوع هستیم که جنگ چیزی است که به ما نزدیک‌تر از آن چیزی است که می‌خواهیم فکر کنیم."

فیلم آرشیو که بریتانیایی‌ها را در سال 1913 نشان می‌دهد که از روزها در مسابقات لذت می‌برند یا کریکت را تماشا می‌کنند، به شدت با آنچه در طول جنگ جهانی اول رخ داد، تضاد دارد.

تابستان قبل از جنگ جهانی اول نمادی از عدم آمادگی برای جنگ است

ژنرال بازنشسته بریتانیایی سر ریچارد شیرف، معاون سابق فرماندهی عالی متحدین اروپا، می‌گوید: «به یک معنا، اکنون کمی شبیه تابستان‌های ادواردایی قبل از سال 1914 است، زمانی که صحبت‌های زیادی در مورد جنگ وجود داشت، اما تصور رفتن به جنگ آنقدر دور از تصور به نظر می‌رسید و من فکر می‌کنم که ما در حال حاضر اینجا هستیم».

اروپا همیشه اینقدر جنگ گریز نبوده است. در سال 1914، ایستگاه های استخدام مملو از داوطلبانی بود که مشتاق خدمت به کشورشان بودند. در بریتانیا، آن نسل با داستان‌های قهرمانانه ساخت امپراتوری بزرگ شد، که در آن جنگ یک حمله باشکوه سواره نظام بود که منجر به پیروزی سریع شد و همه تا کریسمس به خانه می‌رفتند.

اما تجربه چیزی که به عنوان جنگ بزرگ شناخته شد، خود را در آگاهی عمومی فرو برد و در تخیل جمعی ما باقی ماند.

از هر هشت مردی که در بریتانیا ثبت نام کرده اند، یک نفر استخوان های خود را در مزارع فلاندر و فرانسه، بین النهرین و گالیپولی رها کرده است. بازماندگان غم و اندوه وصف ناپذیر خود را با برپایی هزاران یادبود جنگ در مناظر حک کردند. درد آن هر جامعه ای را در این سرزمین لمس کرد.

وحشت جنگ همه بخش های جامعه را تحت تاثیر قرار داد

مارگارت مک میلان می‌گوید که این درگیری، طرز تفکر اروپا در مورد جنگ را اساسا تغییر داد.

"تجربه جنگ جهانی اول نشان داد که جنگ مدرن چقدر وحشتناک است... و این ایده که جنگ می تواند پر زرق و برق باشد هرگز پس از آن بازنگشت."

اندرو میچتا، دانشگاهی آمریکایی لهستانی الاصل که استاد مطالعات استراتژیک در مدرسه همیلتون، دانشگاه فلوریدا است، استدلال می‌کند که اروپایی‌ها، و به‌ویژه نخبگان رهبری اروپای غربی، تسلیم یک «بحران ناباوری» شده‌اند که چند دهه طول می‌کشد.

او استدلال می‌کند که بریتانیا، مانند بسیاری از کشورهای اروپایی، از آمادگی روانی بسیار پایینی برخوردار است و مقامات در مورد تهدیدات در حال ظهور صادق نیستند.

میچتا می‌گوید: "آلمانی‌ها در 30 سال گذشته کاملا خلع سلاح شده‌اند. بریتانیا نیز تا حد زیادی خلع سلاح شده است و مهم‌تر از همه، از نظر ذهنی. هیچ آمادگی برای آنچه اتفاق می‌افتد وجود ندارد، زیرا نخبگان سیاست‌گذاری مردم خود را به گونه‌ای مورد خطاب قرار نمی‌دهند که صادقانه وخامت اوضاع را بیان کند."

هنگامی که اتحاد جماهیر شوروی در اوایل دهه 1990 فروپاشید، بسیاری از کشورهای اروپایی با این باور که تهدید روسیه ناپدید شده است، چندین دهه آمادگی نظامی خود را کاهش دادند و به طور چشمگیری هزینه های دفاعی را کاهش دادند.

میشتا وابستگی شدید آلمان به انرژی روسیه از طریق خطوط لوله گاز نورد استریم - که مقادیر زیادی گاز را از روسیه به آلمان در زیر دریای بالتیک منتقل می‌کرد - در این باور اشتباه که برلین می‌تواند روابط خود با مسکو را از طریق ابزارهای سیاسی و اقتصادی مدیریت کند.

بنابراین شما 20 سال مماشات را در اروپا زندگی کرده اید که ناشی از عدم تمایل یا شجاعت نخبگان برای بیان چگونگی تغییر وضعیت و سرعت آن بود.

ژنرال سر ریچارد شیرف استدلال می کند که حمله اولیه روسیه به اوکراین در سال 2014 نقطه عطف واقعی بود، لحظه ای که روسیه خود را به عنوان یک تهدید سرسخت برای امنیت غرب نشان داد.

واقعیت این است که روسیه معتقد است که از سال 2014 با ناتو در جنگ بوده است.

من هرگز روس‌ها را بدیهی نمی‌دانم. این فراتر از قلمرو امکان نخواهد بود که آنها تلاش کنند ناتو را به‌عنوان مثال با تلاش برای تصرف اسپیتسبرگن [در مجمع‌الجزایر نروژی اسوالبارد] یا چیز دیگری غیرمستقیم، از بین ببرند.

ریچارد نایتون می گوید این لحظه با خطر همراه است

درخواست‌های فزاینده برای افزایش هزینه‌های دفاعی ریشه در این باور دارد که بهترین راه برای جلوگیری از جنگ، آمادگی - از نظر روانی و نظامی - برای جنگیدن است. همه موافق نیستند.

جیم اورفورد، روانشناس، استاد بازنشسته روانشناسی بالینی و جامعه در دانشگاه بیرمنگام، می گوید این باور که ما در معرض تهدید هستیم، کلیدی است. "این چیزی است که من آن را تفکر ساده انگارانه می نامم. برای اینکه امکان جنگ را در نظر بگیریم، باید با اصطلاحات ساده انگارانه فکر کنیم. از نظر دشمنان و قهرمانان. ما باید روسیه را به عنوان یک دشمن در نظر بگیریم. روایت ها همه ساده شده اند.

"از نظر روانی آماده بودن برای جنگ اولین مرحله است. تفکر در جنگ مرحله دوم است و سپس درگیر شدن در جنگ سومین مرحله است. من فکر می کنم که ما به خوبی وارد مرحله "تفکر جنگ" شده ایم."

این "بحران ناباوری"، به قول میچتا، به طور مساوی گسترش نمی یابد. هر چه به سمت شرق جلوتر می روید، هر چه به مرز روسیه نزدیک می شوید، مردم یک کشور نسبت به تهدید هوشیارتر هستند و از نظر روانی آمادگی بیشتری دارند.

سوئد 200 سال است که جنگی نداشته است. برای قرن ها سیاست بی طرفی را دنبال کرده است. اما پس از تهاجم تمام عیار روسیه به اوکراین در سال 2022، این کشور آن را رها کرد و در مدت زمان بسیار کوتاهی خود را به یکی از آماده ترین کشورهای اروپایی از نظر روانی تبدیل کرد.

اولف کریسترسسون، نخست وزیر سوئد، ماه گذشته به مجله اکونومیست گفت: «روسیه بدیهی است خطرناک است».

ما نمی دانیم چه زمانی [جنگ در اوکراین] به پایان می رسد، اما چگونگی پایان آن وضعیت امنیتی در بخش ما از جهان را حداقل برای یک نسل مشخص خواهد کرد.

سوئد دارای یک سیستم خدمت اجباری جزئی است که در آن تمام فارغ التحصیلان مدرسه باید برای خدمت سربازی ثبت نام کنند. نیروهای مسلح بهترین کاندیداها را انتخاب کرده و به خدمت سربازی می پردازند. پس از آن سربازان تا 15 ماه آموزش اجباری را قبل از بازگشت به زندگی غیرنظامی، شغلی یا تحصیلات عالی انجام می دهند. در همان زمان، آنها بخشی از نیروی ذخیره بزرگ کشورشان می شوند.

مینا آلاندر، تحلیلگر مرکز مطالعات اروپای شرقی استکهلم، می گوید: «مشارکت شهروندان زیادی وجود دارد. "این تقریبا یک شوخی اینترنتی در سال‌های 2022 و 2023 بود که همه آرزوی تماس داشتند. گاهی اوقات مردم اگر برای مدت طولانی فراخوانی نشده باشند، ناامید می‌شوند. مطمئنا این یک انتظار است.

"به عنوان مثال، سوئد مهندسان عمران را با مهارت‌های مرتبط در زمینه تامین برق شناسایی کرده است که می‌توانند در صورت بروز اختلال از آنها استفاده کنند. بنابراین سوئد می‌تواند به این مجموعه از مهندسان عمران دسترسی داشته باشد [که می‌دانند] چه کاری می‌توانند انجام دهند و چگونه می‌توانند فعال شوند."

وقتی از کریسترسسون پرسیده شد که آیا روسیه باید حتی پس از پایان جنگ در اوکراین به عنوان یک متجاوز بالقوه دیده شود، او گفت: "بله. ما تجربه چند صد ساله در این زمینه داریم... ما روسیه را به خوبی می شناسیم."

سه جمهوری بالتیک - لیتوانی، استونی و لتونی - روسیه را نیز به خوبی می شناسند. آنها تنها در دهه 1990 استقلال خود را از مسکو به دست آوردند. سربازان آلمانی در دهه 1940 به لیتوانی حمله کردند و اکنون به خاک لیتوانی بازگشته اند، این بار با دعوت، برای تقویت دفاع این کشور در برابر تهدید شرق. هزار سرباز بریتانیایی به همین دلیل یک نیروی چند ملیتی را در استونی رهبری می کنند.

نیروهای فنلاند در طول جنگ جهانی دوم به شدت علیه روسیه جنگیدند

اما این برای فنلاندی هاست که بسیاری از اروپا اکنون به دنبال درس هایی در زمینه آمادگی روانی توده ای و انعطاف پذیری مدنی هستند.

رویکرد فنلاند به دفاع و امنیت نیز ریشه در تجربه تاریخی دارد. از 100000 شهروند شمال اروپا که در جنگ جهانی دوم جان خود را از دست دادند، 90 درصد از فنلاند بودند. آنها در به اصطلاح جنگ زمستانی 1939-1940 علیه اتحاد جماهیر شوروی جان باختند. این کشور کوچک حمله همسایه غول پیکر خود را دفع کرد و استقلال خود را حفظ کرد.

فنلاند امروز 800 مایل (1287 کیلومتر) مرز مشترک با روسیه دارد. پس از تهاجم گسترده به اوکراین در سال 2022، فنلاند نیز به سرعت بی طرفی تاریخی خود را کنار گذاشت و به همراه همسایه خود سوئد به ناتو پیوست.

فنلاند دارای خدمت اجباری عمومی برای مردان است و برخی از زنان نیز داوطلب خدمت می شوند. پس از اتمام خدمت آنها، بخشی از نیروی ذخیره فنلاند می شوند. این امر باعث از بین رفتن شکاف بین ارتش حرفه ای و جمعیت غیرنظامی می شود.

ژنرال سه ستاره بازنشسته، آرتو راتی، دبیر دائمی سابق وزارت دفاع فنلاند، می گوید: "اگر خدمت اجباری به خوبی انجام شود، همه خانواده ها به تفکر امنیت ملی گره می خورند. پدربزرگ، پدربزرگ و پسران شما، همه آنها به یک خدمت سربازی می روند."

ما کل جامعه را به حمایت از ارتش ملزم می‌کنیم. هر بیمارستان وظایف بحرانی خود را دارد. هر سازمان تامین آب. و جالب اینکه امروزه بیشترین اعتماد عمومی در فنلاند ارتش، نیروهای دفاعی و پلیس است. این در اکثر کشورها صادق نیست.

ارتش فنلاند همچنین سالانه مجموعه‌ای از دوره‌ها را برای رهبران جامعه برگزار می‌کند - نمایندگان مجلس، وزرای دولت، مدیران عامل شرکت‌های خصوصی و خدمات عمومی، خدمات بهداشتی، حتی سازمان‌های غیردولتی و کلیساها.

ما آنها را در زمینه مدیریت بحران آموزش می دهیم تا بفهمند جامعه در شرایط بحران چگونه کار می کند. ما از سال 1960 هر سال این کار را انجام داده ایم.

فنلاند با 5.5 میلیون نفر جمعیت، 23000 نیروی دفاع حرفه ای دارد. این در مقایسه با جمعیت 70000 نفری بریتانیا از جمعیت 66 میلیونی است. اما همچنین دارای نیروی ذخیره آموزش دیده نزدیک به 1 میلیون نفر است و می تواند یک ارتش ذخیره 280000 نفری را در کوتاه مدت بسیج کند.

در سال 2025، فنلاند 2.5 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را برای دفاع هزینه کرد، که این میزان با 2.3 درصد هزینه شده توسط بریتانیا در همان سال قابل مقایسه است.

آیا بقیه اروپا باید به هزینه پیروی از فنلاند بپردازند، در حالی که دورنمای جنگ متعارف با روسیه به طور فزاینده ای دور از ذهن به نظر می رسد؟

ژنرال سر ریچارد شیرف می‌گوید: «یک ارتش 70000 نفری به سادگی نمی‌تواند در جنگی که ما با آن روبرو شویم، خردل را از بین ببرد.» بنابراین من نمی‌دانم که چگونه می‌توانیم توانایی نظامی مورد نیاز را بدون فراخوانی ایجاد کنیم.»

او می گوید مدل نروژی ممکن است به تغییر طرز فکر بریتانیا در مورد جنگ کمک کند.

"آنجا، هر بازمانده مدرسه برای سربازی ثبت نام می شود... و می روند و یک سال آموزش می گذرانند و پس از آن به دانشگاه می روند و زمانی که بعدا برای شغل رقابت می کنند، اگر در رزومه خود خدمت ملی داشته باشند، به عنوان بهترین نامزدها دیده می شوند... این چیزی است که باید به آن نگاه کنیم."

او می افزاید: "این پرونده باید صادقانه توسط رهبران سیاسی مطرح شود که باید واقعا به چشم مردم نگاه کنند و بگویند "این کار باید انجام شود تا ما امنیت داشته باشیم".

در حالی که ایالات متحده جنگ با ایران را متوقف می کند، آیا واقعا سلاح ترامپ تمام شده است؟

چرا اندی برنهام متحد کردن بریتانیا را بسیار دشوار خواهد یافت

جنگ ایران به شیوه های شگفت انگیزی اوکراین را تقویت کرده است. آیا آتش بس با روسیه می تواند نزدیک تر باشد؟

آیا شما شخصا تحت تأثیر مسائل مطرح شده در این داستان هستید؟

خواندن متن کامل در بی‌بی‌سی بریتانیابه زبان اصلی، در سایت ناشر باز می‌شود
متن اصلی (انگلیسی)

War may be coming. Are we psychologically ready?

The military and government say the risk of conflict is growing, but we may not be mentally ready for it

همه‌ی اخبار سیاست