دالی پارتون در ایالت خود، تنسی، بسیار بیشتر از یک خواننده بود
ما او را به عنوان یک نویسنده و خواننده مشهور می شناختیم که برای بچه ها کتاب توزیع می کرد. تنسی ها او را خیلی بیشتر می شناختند
دالی پارتون در 77 سالگی در استادیوم نیلند دست در دست هم با پیتون منینگ، محبوبترین مدافعان دانشگاه تنسی، به میدان رفت. او با پوشیدن لباسهای نارنجی و سفید تیمش، با اسموکی، طلسم کونهند، دست داد، سپس با صدای دمدمیشده «پیتون منینگ، من همیشه تو را دوست خواهم داشت» از اسکورتش تشکر کرد. او پس از معرفی گروه کر کالج و گروه راهپیمایی غرور سرزمین جنوبی برای همراهی با او، قبل از ورود به راکی تاپ، سرود ایالتی با قطعات مساوی و آهنگ مبارزه تیمی، لبخندی گسترده زد.
اتفاقی که بعدا افتاد، افتضاح بود. مشکلات صوتی با گوشهای او وجود داشت، جمعیت 102000 نفری بالای او آواز میخواندند و نوازندگان گاهی او را غرق میکردند. هیچ کدام از اینها مهم نبود. حضور الهی او در میان کسانی که در کلیسای جامع سکولار در ناکسویل گرد آمده بودند، تمام چیزی بود که مهم بود. داوطلبان در یک بعدازظهر شنبه باشکوه در ماه نوامبر در دانشگاه جورجیا بازی میکردند و دختر مورد علاقه تنسی برای جمع کردن مومنان آمده بود. برنده تپه در حال تلاوت با مردمش. واعظ با گله اش.
هر صدایی در همان محل میتوانست شنیده شود که در اوایل این ماه، یک اجرای خارج از کاف از I Will Always Love You را به افتخار او در جریان افتتاحیه فصل مقابل تیم Furman Paladins در اوایل این ماه شنیده بود. بسیاری از آنها زمانی که ویتنی هیوستون آن را به یک کرم گوش جهانی تبدیل کرد، متولد نشده بودند. این که او استاندارد و جولین را در همان انفجار خلاقیت نوشت، خلاصه می کند که چرا درگذشت اخیر او در همه جا، به ویژه در محل زندگی اش بسیار بزرگ بوده است.
پیش از این، گروه راهپیمایی خود را به شکلی درآورده بود که عبارت «دالی» را نوشته بود. سپس، غولها به سمت مشبک حرکت کردند، پشت کلاههایشان با برگردانهای زیبای پروانهای نارنجی که خودکار او روی آن نقش بسته بود، پر شده بود. آن بازیکنان در آن بعدازظهر با یک برچسب که حشره ای را نشان می داد که بیشتر با پارک موضوعی معروف به «دالیوود» مرتبط است، به تکل زدن پرداختند. برخورد دنیاها
جاش هوپل، سرمربی تیم گفت: «همه آنچه که او در سراسر جهان، این کشور، و مطمئنا ملکه تنسی شرقی بوده است. خانمی که به شدت به ریشههایش افتخار میکرد. شما به تأثیر او نگاه میکنید، فقط به توانایی او در پس دادن... او برای مردم سراسر این کشور معنی زیادی دارد، اما مطمئنا اینجا در ایالت تنسی نیز.» او هرگز به دانشگاه تنسی نرفت و در یک کلبه چوبی تک اتاقه در کوههای اسموکی به قدری فقیر بزرگ شد که پدرش با یک گونی غلات به دکتری که او را زایمان کرد، پرداخت.
او به شوخی میگفت: «اگر میدویدیم و میگرفتیم، آب روان داشتیم». برای نوجوانی که از ید جدا شده از کابینت دارو به عنوان اولین رژ لب خود استفاده می کرد، دانشگاه هرگز روی میز نبود.
با این حال، مانند بسیاری که امتیاز تحصیل را انکار کردند، او به نوعی محبت عمیقی را برای کالج محلی حفظ کرد. به ویژه در سراسر ایالت های جنوبی، تیم های مدرسه وفاداری و فداکاری کنجکاو را در بومیان القا می کنند، چیزی شبیه به آنچه در ایرلند به فوتبالیست ها و پرتاب کننده های شهرستان نشان داده شده است. این اغلب به این دلیل است که آنها تنها نمایش در شهر هستند، حتی برای کسانی که هرگز نمی توانند از دروازه خود عبور کنند.
در آخرین شمارش، پنج تیم فوتبال دبیرستانی در شهرستان بومی او و یک لباس کالج دیگر، نشانهایی را بر تن کردهاند که پارتون را برای بقیه فصلهایشان تأیید میکند.
دانشگاه تنسی مدت ها پیش از رمز و راز پارتون بهره برد. در سال 2009، دکترای افتخاری ادبیات انسانی و موسیقی به او اعطا شد - تحسینی شایسته برای زنی که برای ترویج سواد، خواندن و مدارس بسیار تلاش کرد، در کشوری که هر سه در آن در معرض تهدید جدی قرار دارند. هنگامی که او برای دریافت دکترای خود حاضر شد، رسانه ها او را «دکتر دالی» نامیدند، و او یک سخنرانی آغازین برای فارغ التحصیلان ایراد کرد که برداشتی طراوت بخش از خانه خسته از تک گویی معمول قدیمی و کلیشه ای بود. او که سرگرم کننده و مستقیم بود، کمی برانداز و کاملا معتبر بود.
او با اجتناب از برش و چسباندن ژرفای قدیمیهای کپک زده که معمولا در این مواقع به کار میرفتند، به جای نقش بزرگ «کلاه گیس، لباسهای تنگ، سوتینهای فشاری، کفشهای پاشنه بلند پنج اینچی» صحبت کرد.
یک دقیقه او بیان کرد که حس مد خود را از "ترولوپ شهر" در زادگاهش سویرویل گرفته است. در مرحله بعد، نام پت سامیت، مربی افسانهای را که تیم بسکتبال زنان تنسی را در چهار دهه به یک نیروگاه ملی تبدیل کرد، بررسی کرد. دالی مردم خود را به همان اندازه که او را می شناختند، می شناخت.
دالی پارتون در حال بررسی یک نمایش آواتار بود. آیا ما همیشه او را به عنوان یک هولوگرام دوست خواهیم داشت؟
در آخرین شمارش، پنج تیم فوتبال دبیرستانی در شهرستان بومی او و یکی دیگر از لباسهای کالج، نشانهایی را بر تن کردهاند که پارتون را برای بقیه فصلهایشان تأیید میکند. این شناخت ارتباط چندانی با فوتبال ندارد. این صرفا راهی برای تصدیق وسعت کاری است که او برای کشورش انجام داده است.
در چهارمین چهارم هر بازی Vols از این به بعد، استادیوم نیلند خانه My Tennessee Mountain Home پارتون را منفجر خواهد کرد.
او با تقدیم شهرت و اهدای مقدار زیادی از داراییاش، بیمارستانی برای کودکان ساخت، طرحهای تشویقی برای نگه داشتن بچهها در مدرسه ایجاد کرد و یک موسسه خیریه برای کمک به نسلهایی که خانههایشان در آتشسوزیها و طوفانها ویران شده بود، تأسیس کرد. ما او را به عنوان یک نویسنده و خواننده مشهور می شناختیم که بین بچه ها کتاب توزیع می کرد. تنسی ها او را به این همه می شناختند و خیلی چیزهای دیگر.
در ربع چهارم هر بازی Vols از این پس، استادیوم نیلند خانه کوه من تنسی پارتون را منفجر می کند و تماشاگران هر کلمه ای را از حافظه مردمی بازگو می کنند.
«در خانه من در کوهستان تنسی
زندگی به اندازه آه یک کودک آرام است
در خانه من در کوهستان تنسی
جیرجیرک ها در مزارع نزدیک آواز می خوانند...»
انتخابی عجیب برای برانگیختن جمعیت مستقیم در خانه. در راه خود عالی است.
متن اصلی (انگلیسی)
In her home state of Tennessee, Dolly Parton was so much more than just a singer
We knew her as a writer and singer of renown who distributed books to kids. Tennesseans knew her for so much more