ریکاردو سملر در مورد معضل زندانیان در مراکز داده: تریلیون ها دلار منسوخ شده فقط در چند سال
جوامع در حال حاضر به تدابیری نیاز دارند تا از "کمربند سیلیکونی" آینده دارایی های سرگردان و وعده های مالیاتی ناقص اجتناب کنند.
مکالمه پیرامون مراکز داده به مسابقه ای بین سیاستمداران، NIMBY ها و میلیاردرهای فناوری تبدیل شده است. در مورد نگرانیها بپرسید و در مورد مصرف آب، زمینهای کشاورزی، قبوض برق روستایی و کاهش مالیات اطلاعاتی دریافت خواهید کرد.
هر اعتراضی معقول است، اما هر کدام فرض میکنند ساختمانهایی که این مراکز داده اشغال خواهند کرد هنوز در سال 2035 ارزشی خواهند داشت. بار دیگر، همه سؤالات اشتباهی میپرسند. در اینجا یک مورد درست است: "وقتی ساختارها از زیرساخت ها بیشتر می شوند، برای مراکز داده و شهرهایی که آنها اشغال می کنند چه اتفاقی می افتد؟"
تقاضا برای فضای مرکز داده بسیار زیاد است. به گفته Jones Lang LaSalle (JLL)، یکی از بزرگترین شرکت های املاک تجاری جهان، تنها یک درصد از فضای مرکز داده آمریکای شمالی خالی است. JLL میگوید مشتریان مراکز داده همچنین در شش ماهه اول سال 2026 برای مقدار رکورد ظرفیت تولید برق - بیست و پنج گیگاوات - قرارداد بستهاند. این پنج درصد از کل برقی است که ایالات متحده در یک سال تولید میکند (یا 20.66 خازن شار).
از آنجایی که ظرفیت تولید در بازارهای سنتی مرکز داده در حال اتمام است، 77 درصد از مراکز داده جدید در خط لوله به سمت بازارهای "مرز" مانند غرب تگزاس، شمال شرق لوئیزیانا، و شرق کلمبوس، اوهایو تغییر می کنند. حدود 7 تریلیون دلار برای تامین مالی و سرمایه گذاری برای حفظ جریان بتن و الکترون ها در نظر گرفته شده است.
اگر این سناریو آشنا به نظر می رسد، به کمربند زنگی فکر کنید. قلب تپنده آمریکای صنعتی دارای مویرگهایی بود که به صدها شهر در غرب میانه، دشتها و آپالاشیا میرفتند - ردیف به ردیف کارخانههایی که همه چیز را از ماشینهای چمنزنی گرفته تا مجموعههای اتاق نشیمن تولید میکردند، شغل ایجاد میکردند و شکوفایی اقتصادی کوچک ایجاد میکردند.
یعنی تا زمانی که جهانیسازی و اتوماسیون چراغها را خاموش کرد، و تودههای آجری در حال فروپاشی و ماشینآلات زنگزده را که از یانگستون، اوهایو تا گری، ایندیانا به آواتار فقر و خشم برونشهری تبدیل شدهاند، باقی گذاشت.
اما کمربند زنگ از چیزهایی ساخته شد که همه میخواستند... تا زمانی که تعادلهای اقتصادی متوقف شد. از آنجایی که هجوم زمین هوش مصنوعی به اوج خود می رسد، باید در مورد مدت زمانی که هر لایه از یک مرکز مقیاس های بزرگ می تواند انتظار عملکرد داشته باشد صحبت کنیم.
سرورها و شبکه برای سه تا شش سال خوب هستند. معماری خنک کننده و برق، هفت تا پانزده. طراحی کاربردی، ده تا پانزده. خود ساختمان شاهد یک لغزش سی تا شصت ساله به سمت فرسودگی است. اما وقتی زیرساختها به ناچار جای خود را به سرعت و کارایی بیشتر میدهند، چه اتفاقی برای آن ساختمانها و درآمدهای مالیاتی آنها میافتد؟ آیا غولهای هوش مصنوعی برای زمین بیشتر، انرژی ارزانتر و معافیتهای مالیاتی بزرگتر در جاهای دیگر شهر را ارتقا میدهند یا تقسیم میکنند؟
مقیاس فناوری یک هدف متحرک است که همه شرطبندیهای زیرساختی را به لانگشات تبدیل میکند. به همین دلیل است که یکی از مراکز ارتباطی زیرزمینی سابق AT&T در نبراسکا - 54000 فوت مربع با برج تلفن همراه خود - اخیرا فقط 7.95 میلیون دلار در فهرست قرار گرفت. وقتی کهنگی با سرعت ترابایت در ثانیه اتفاق میافتد، منظرهای مملو از لویاتانهای خالی، در حال فروپاشی و سمی را به خطر میاندازیم.
ما این آزمایش را در اواخر دهه 1990 انجام دادیم. همه می گفتند اینترنت دنیا را تغییر می دهد و حق هم داشتند. اشتباه آنها این بود که چقدر زیرساخت نیاز دارد. فناوری سریعتر از آن چیزی که خدمه می توانستند حفاری کنند، پیشرفت کرد. میلیاردها دلار کابل در نهایت مدفون و تاریک شد. ممکن است با یک و صفر قول داده شود، اما با اتم ها و مولکول ها حفظ می شود.
این یک داستان هشدار دهنده برای هوش مصنوعی است. لازم نیست باور کنید که این یک حباب است، فقط اینکه ما همچنان در ارائه محاسبات بهتر از آنچه افرادی که در سال 2026 بتن میریزند پیشرفت خواهیم کرد. تاریخ این را تأیید می کند. پنج سال پیش، یک رک مرکز داده معمولی پنج تا ده کیلووات می کشید. امروزه، رکهای هوش مصنوعی میتوانند 100 تا 250 کیلووات برق بکشند و JLL پیشنهادهایی را برای رکهایی که به 600 کیلووات نیاز دارند، دیده است.
اگر هر قفسه 10 برابر کار را انجام دهد، نیازی نیست تقاضا کاهش یابد تا رونق ساختمان بیش از حد افزایش یابد. همه می توانند هر سال محاسبات بیشتری بخواهند و برای دریافت آن به فضای کمتری نیاز دارند. کمبود فقط از هکتار به مگاوات می رسد.
نرم افزار هم همین کار را می کند. OpenAI دریافت که بین سالهای 2012 و 2019، محاسبات مورد نیاز برای رسیدن به یک معیار ImageNet ثابت، چهل و چهار برابر کاهش یافته است. این ده سال از امروز را با معیارهای 2026 تمدید کنید و اعداد مضحک می شوند.
مشکل بزرگ پارادوکس جوونز است: اگر تقاضا برای یک چیز به شدت به قیمت پاسخگو باشد، ارزانتر کردن آن باعث افزایش تقاضا میشود تا پسانداز آن را کاهش دهد. لامپ های LED مصرف انرژی روشنایی خانگی را کاهش می دهند زیرا هیچ کس صد برابر بیشتر به نور نیاز ندارد. محاسبات را ده برابر ارزان تر کنید و ممکن است صد برابر بیشتر از آن استفاده کنیم.
این بدان معنا نیست که مراکز داده غیر ضروری خواهند بود. نسل فعلی مراکز داده غیر ضروری خواهد شد. تقاضا شرکت ها را تحت فشار قرار می دهد تا به طور مداوم سرعت و توان محاسباتی را ارتقا دهند و به منابع بیشتر برق و خنک کننده و همچنین مهندسی ساخته شده برای تطبیق سخت افزارهای پیشرفته نیاز دارند. اما املاک و مستغلات بی کشش است.
انبارها به سقف های چهل فوتی، ده ها اسکله بارگیری و جریب محوطه کامیون نیاز دارند. ساختمانی را در روستایی اوهایو تصور کنید که در حول و حوش یک دوره سیلیکون طراحی شده است - کلید، اتوبوسها، چیلرها، دیوارهای تقویتشده، چیدمانی تنظیم شده بر روی تراشههایی که دیگران میخواستند - تا زمانی که هیچکس آنها را نخواهد، زیرا اکنون دوره جدیدی است. آن ساختمان برای یک انبار بسیار تخصصی است، برای مسکن بسیار دور است و برای تبدیل به هر چیزی بسیار گران است.
شرکت هوش مصنوعی که تشنه قدرت محاسباتی روزافزون است، قرارداد را شکسته، اسباببازیهای میلیارد دلاری خود را برمیدارد و با فریاد صمیمانه «از ما شکایت کن، بچهها!» میرود. در پی آنها، یک پوسته بی فایده در یکی دیگر از شهرهای فلج شده از نظر مالی.
اما چرا بسیاری از افراد باهوش و ثروتمند برای ساختن مراکز داده ای که تا پنج سال دیگر منسوخ می شوند، بدهی های هنگفتی می کنند؟ این معضل زندانی است: هیچکس جرات خروج از مسابقه را ندارد. انویدیا در حال حاضر برتر است، اما غولهای فناوری نمیتوانند اجازه دهند دیگران از آنها عبور کنند، بنابراین به تراشههای خود فشار میآورند. بازنشستگان و سرمایه گذار صندوق سرمایه گذاری مشترک هیچ صندلی روی میز ندارند.
بازیگران اصلی می دانند که سخت افزار رقابتی باقی نخواهد ماند. آنها با دلار مالیات دهندگان شرط بندی می کنند که برق همچنان به اندازه کافی کمیاب خواهد بود تا به عنوان یک ترمز برای رشد عمل کند. اگر اشتباه میکنند و افزایش تقاضا منجر به این شود که مجتمعهای بزرگ شهری از تاریخ فروششان گذشته باشد، تحت پوشش قرار میگیرند. بانک ها کمیسیون های خود را انجام خواهند داد و شرکت های فناوری نیز خود را با قراردادهای هوشمند و حسابداری هوشمندتر پوشش داده اند.
به عنوان مثال، متا از طریق سرمایه گذاری مشترک با Blue Owl، که 80 درصد آن را در اختیار دارد، مرکز داده لوئیزیانا Hyperion خود را به ارزش 27 میلیارد دلار تأمین مالی کرد. این سرمایه گذاری اوراق قرضه را منتشر کرد، بنابراین بدهی از ترازنامه متا خارج است. متا سایت را تحت یک اجاره چهار ساله با گزینه های تمدید تا شانزده سال و ضمانت ارزش باقیمانده اشغال می کند. اگر این سرمایه گذاری شکست بخورد، بیشتر مالیات دهندگان درگیر مشوق ها، خدمات آب و برق و قرار گرفتن در معرض صندوق های بازنشستگی هستند.
این همان داستان هشدار دهنده هوش مصنوعی است که هیچ کس نمی گوید. طبق گفتههای Epoch AI، عملکرد ابررایانههای پیشرو با هوش مصنوعی هر ۹ ماه دو برابر میشود و به قانون مور میخندد. سیلیکون خیلی زودتر از ساختارهایی که آن را در خود جای داده است، منسوخ می شود.
این عدم تعادل، ایالات متحده را با آینده ای از ساختمان های غیرقابل استفاده تاریک و خاموش که مراقب شهرداری های محروم از درآمد هستند - یک کمربند سیلیکونی - تهدید می کند. سوال این نیست که آیا مراکز داده منسوخ می شوند یا خیر، بلکه این است که آیا می توانیم ریسک را به گونه ای توزیع کنیم که شکست قابل پیش بینی را به فاجعه اقتصادی تبدیل نکنیم. اگر بتوانیم، تا زمانی که DeepSeek چیز بهتری ارائه نکند، مشکلی نیست.
سپس دوباره، هوش مصنوعی ممکن است 10 سال دیگر همه ما را بکشد، در این صورت... اهمیتی ندارد.
نظرات بیان شده در نظرات Fortune.com صرفا نظرات نویسندگان آنها است و لزوما منعکس کننده نظرات و اعتقادات Fortune نیست.
این داستان در ابتدا در سایت Fortune.com منتشر شد
متن اصلی (انگلیسی)
Ricardo Semler on the prisoner’s dilemma on data centers: trillions of dollars obsolete in just a few years
Communities need safeguards now to avoid a future “Silicon Belt” of stranded assets and broken tax promises.