سایه جنگ سوم بر سر خلیجفارس؛ اگر دوباره جنگ شود، واکنش ایران چه خواهد بود؟
در حالیکه سایه جنگ سوم بر سر ایران و منطقه سنگینی میکند، حالا همه به دنبال یافتن پرسش این پاسخ هستند که در صورت حمله دوباره ایالات متحده و اسرائيل به ایران، تهران چه واکنشی نشان خواهد داد.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران روز یکشنبه سوم آبان هشدار داد که تهران در برابر تعرض به تمامیت ارضی خود، پاسخی «خارج از تصور» خواهد داد. او همچنین گفت که تهدید به جنگ گسترده یا ترور، تهران را به عقبنشینی از مواضعش وادار نمیکند؛ اظهاراتی که در میانه انتشار گزارشهایی درباره بررسی گزینههای حمله تازه آمریکا مطرح شده است.رسانههای آمریکایی در طول روزهای اخیر گزارشهای متعددی منتشر کردهاند که بر اساس آن دولت ترامپ در حال بررسی حملاتی چندروزه، احتمالا پس از انتخابات میاندورهای در آمریکا و انتخابات مجلس اسرائيل، علیه اهدافی از جمله توان موشکی و پهپادی، تاسیسات هستهای و زیرساختهای انرژی ایران است.در مقابل مقامهای ایرانی هم سعی کردهاند طیف گستردهای از پاسخهای احتمالی را مطرح کنند؛ اقداماتی که بخشی از آن با هدف ایجاد بازدارندگی و منصرف کردن طرف مقابل از به راه انداختن جنگ سوم صورت گرفته است. اما به نظر میرسد واکنش تهران به چنین حملهای به دامنه و اهدافش هم بستگی خواهد داشت.به عبارت دیگر اینکه عملیات به چند هدف نظامی محدود بماند، زیرساختهای اقتصادی را دربر بگیرد یا از نگاه رهبران ایران، مقدمه کارزاری برای سرنگونی حکومت باشد میتواند بر دامنه پاسخ تهران اثر بگذارد؛ از پاسخ نظامی محدود همراه با مذاکره تا گسترش درگیری به انرژی، کشتیرانی و منافع آمریکا و حتی زیرساختهای کشورهای عربی در منطقه.پاسخ محدود؛ گزینهای که هنوز وجود دارد، اما تضمینی برای مهار جنگ ندارداگر حمله آمریکا محدود باشد و تهران نیز آن را تهدیدی علیه بقای حکومت تلقی نکند، ممکن است یکی از گزینهها حمله متقابل به اهداف نظامی آمریکا، همراه با تلاش دیپلماتیک برای متوقف کردن تبادل آتش باشد. در این مسیر، ایران میتواند بکوشد تا نشان دهد حمله بیپاسخ نمیماند، در حالی که امکان توافق برای پایان درگیری را حفظ میکند.بنجامین جنسن، پژوهشگر مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی در تحلیلی منتشرشده در ۲۶ فوریه، پیش از آغاز جنگ امسال، پاسخهای احتمالی ایران را بخشی از چانهزنی با آمریکا دانسته بود. او در آن مقاله استدلال کرده بود که اقدام نظامی میتواند همراه با مذاکره و با هدف محدود کردن حملات بعدی دنبال شود، هرچند افزایش تلفات و تعداد حملات ممکن است محاسبات اولیه را تغییر دهد و طرفها را به جنگی گستردهتر بکشاند.با این حال، گزارشهای تازهتر نشان میدهد که نباید فرض کرد ایران همان الگوی واکنش محدود را تکرار خواهد کرد. حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر ارشد گروه بینالمللی بحران، در گزارش تازه خود برای این موسسه گفته بود تهران ظاهرا مصمم است حتی در برابر اقدامی نمادین، به پاسخی نمادین بسنده نکند و برای بازسازی بازدارندگی، سطح درگیری را بالا ببرد.در چنین شرایطی، محدود بودن طرح اولیه آمریکا لزوما به محدود ماندن جنگ منجر نمیشود. حملهای که واشنگتن آن را عملیاتی کوتاه برای اعمال فشار معرفی کند، ممکن است در تهران بخشی از رشته حملاتی دیده شود که تنها با تحمیل هزینه بیشتر متوقف خواهد شد.به نظر میرسد بخشی از تصمیمگیران ایران به این جمعبندی رسیدهاند که برای خروج از وضعیت تعلیق و جلوگیری از تکرار حملات، باید هزینهای به طرف مقابل تحمیل کنند که محاسبات راهبردی آن را تغییر دهد. اگر این نگاه در تصمیمگیری نهایی دست بالا را پیدا کند، حتی حملهای محدود هم ممکن است با پاسخ گسترده ایران در منطقه روبهرو شود. با این حال، تضمینی وجود ندارد که چنین واکنشی آمریکا و اسرائیل را به عقبنشینی وادارد و ممکن است هر حمله، طرف مقابل را به واکنشی شدیدتر سوق دهد؛ روندی که مهار آن برای همه طرفها دشوار خواهد بود.فشار بر نفت و کشتیرانی؛ انتقال هزینه جنگ به بیرون از ایراندر صورت گسترش حملات، ایران ممکن است فشار بر کشتیرانی و زیرساختهای انرژی منطقه را افزایش دهد؛ مسیری که هدف آن، بالا بردن هزینه اقتصادی ادامه جنگ برای آمریکا و شرکایش خواهد بود.انیسه بصیری تبریزی، پژوهشگر موسسه چتمهاوس، در تحلیل ماه ژوئیه خود استدلال کرده بود که ایران بهتدریج به سمت فرسایش راهبردی رفته است؛ یعنی افزایش هزینههای سیاسی، اقتصادی و نظامی طرف مقابل در طول زمان. در این برداشت، حمله به زیرساختهای انرژی و حملونقل میتواند پیامدهایی فراتر از میزان خسارت مستقیم ایجاد کند و محاسبات دولتها و شرکتها را تغییر دهد.چنین فشاری نیز لزوما مستلزم توقف کامل عبور از تنگه هرمز نیست و افزایش خطر برای کشتیها میتواند هزینه بیمه و حملونقل را بالا ببرد یا شرکتها را از پذیرش محموله منصرف کند. خبرگزاری رویترز روز ۲۳ اکتبر به نقل از دادههای موسسه واشنگتن گزارش داد که در ماه جاری ۲۸ حمله تاییدشده یا گزارششده علیه کشتیها در تنگه هرمز و آبهای اطراف ثبت شده است.دانیل بایمن و آلدن نس در گزارش ششم اکتبر مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی توضیح دادهاند که مسیرهای جایگزین صادرات نفت، از جمله خطوط لوله، بخشی از فشار در تنگه هرمز را کاهش میدهند، اما خود زیرساختهای انرژی همچنان در معرض حملات قرار دارند. آنها در عین حال اختلال احتمالی ناشی از اقدامات ایران را بیشتر مقطعی و ناقص ارزیابی میکنند؛ وضعیتی که در آن حمله، دفاع و تعمیر تاسیسات میتواند بارها تکرار شود.گسترش چنین حملاتی طبیعتا برای تهران با هزینه سیاسی همراه خواهد بود و فشار بر اقتصاد همسایگان ممکن است آنها را به تلاش بیشتر برای توقف جنگ وادارد، اما احتمال نزدیکتر شدنشان به آمریکا و محدود کردن همکاریهای اقتصادی با ایران نیز وجود دارد.جبهههای دیگر؛ از گروههای همسو تا زیرساختهای دیجیتالدر یک رویارویی طولانیتر، ایران میتواند بخشی از پاسخ را از طریق شبکهای از گروههای شبهنظامی همسو با خود در منطقه یا جریان موسوم به «محور مقاومت» دنبال کند. فعالیت این گروهها در نقاط مختلف منطقه، امکان پراکنده کردن فشار بر ایالات متحده و شرکایش را فراهم میکند، هرچند توان، محاسبات و میزان تبعیت آنها از تهران یکسان نیست و هر یک از این گروهها دستور کار متفاوت و در عین حال ظرفیتها و محدودیتهای غیرهمسانی را دارند.مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی در گزارش تازه خود به خوبی این تفاوتها را تشریح میکند. بر اساس این گزارش، ایران بر شماری از گروههای مسلح عراق نفوذ قابلتوجهی دارد، اما کنترل کامل آنها را در اختیار ندارد. این گزارش همچنین به نقش حوثیها در تهدید مسیر دریای سرخ و بابالمندب اشاره میکند؛ مسیری که برای بخشی از صادرات جایگزین کشورهای منطقه اهمیت پیدا کرده است.در عین حال، میزان تسلط تهران بر حوثیها از جمله مواردی است که بعضا در برخی تحلیلها کمتر به آن توجه میشود. هرچند این گروه یمنی دستور کار نسبتا مشترکی در مقابله با نظم آمریکایی در منطقه و همچنین تقابل با عربستان سعودی دارد اما در عین حال حوثیها هم محاسبات داخلی خود را دارند و هم در عین حال در مقایسه با سایر گروههای شبهنظامی متحد ایران در منطقه، احتمالا از استقلال عمل بیشتری برخوردارند.علاوه بر آنچه گفته شد، برخی از ناظران حملات سایبری را نیز از گزینههای احتمالی پاسخ ایران میدانند. لزلی آبراهامز و لورین ویلیامز، پژوهشگران مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، در تحلیل آوریل خود به سابقه سرمایهگذاری ایران در توان سایبری و تهدید علیه زیرساختهای آمریکا اشاره کردهاند. با این حال، احتمال تلاش برای اختلال با توان ایجاد اختلالی گسترده و پایدار یکسان نیست و نتیجه چنین عملیاتی از پیش روشن نخواهد بود.تهدید کابلهای زیردریایی و مراکز داده نیز از جمله دیگر مواردی است که به ویژه در روزهای اخیر بسیار از زبان مقامهای ایرانی شنیده شده است و از دبیر شورای عالی امنیت ملی گرفته تا سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از احتمال عملی شدن چنین تهدیدی سخن گفتهاند.با این حال، درباره توانایی ایران برای قطع عمدی و همزمان چند کابل در شرایط جنگی تردیدهایی وجود دارد و حضور نیروی دریایی آمریکا نیز ممکن است برخی شیوههای اقدام را محدود کند. مقامهای ایرانی جزئیات قابلبررسی از نحوه اجرای این تهدید ارائه نکردهاند و به همین دلیل، ارزیابی دامنه عملی آن همچنان دشوار است. اما به هر حال نمیتوان با توجه به سابقه شگفتانههایی که از آغاز این جنگ مشاهده شده، احتمال مشاهده چنین اتفاقی را هم صفر در نظر گرفت.اگر تهران حمله را تهدیدی برای بقای حکومت بدانداما شدیدترین حالت ممکن در پاسخ ایران در صورتی مشاهده خواهد شد که تصمیمگیران، حملات تازه آمریکا و اسرائيل را یک تهدید وجودی ارزیابی کنند و در محاسباتشان به این نتیجه برسند که طرف مقابل با هدف سرنگونی حکومت وارد میدان شده است. این برداشت میتواند احتمال پذیرش خطرهای بیشتر و گسترش دامنه پاسخ را بالا ببرد؛ حتی اگر پیامدهای آن برای خود ایران سنگین باشد.جنسن در تحلیل خود هشدار داده بود که رهبرانی که تصور میکنند در حال از دست دادن موقعیتشان هستند، ممکن است به گزینههای پرخطرتر روی بیاورند. از سوی دیگر، ادامه توان حمله ایران نیز به معنای نامحدود بودن منابع آن نیست.نمونه واضح و زنده چنین برداشت تئوریکی در رفتار تصمیمگیران جمهوری اسلامی بعد از کشته شدن علی خامنهای قابل مشاهده است؛ در حالی که دونالد ترامپ امیدوار بود پس از حملات ابتدایی آمریکا، تصمیمگیران در تهران به دنبال یافتن یک دلسی رودریگز بیفتند و تجربه ونزوئلا در ایران تکرار شود، مقامها در جمهوری اسلامی با گسترش آتش جنگ به کل منطقه، نشان دادند که وقتی تهدید را موجودیتی ارزیابی کنند، چگونه واکنش نشان میدهند.در حالی که پیش از جنگ، برخی تحلیلگران اختلال گسترده در تنگه هرمز را به دلیل هزینههایش برای خود ایران بعید میدانستند، تهران پس از حملات زمستان گذشته با تهدید و حمله به کشتیرانی، عبور از این آبراه را بهشدت مختل کرد و کوشید شرایط خود را بر تردد کشتیها تحمیل کند.در صورت شکلگیری دوباره چنین برداشتی از تهدید، احتمال روی آوردن تهران به اقداماتی پرهزینهتر افزایش مییابد؛ اقداماتی که تصمیمگیران ممکن است با وجود خطرهایشان، برای جلوگیری از سرنگونی حکومت ضروری بدانند.این در حالی است که گزارشهای مختلفی در خصوص توان و ظرفیت موشکی و پهپادی باقیمانده جمهوری اسلامی منتشر شده است. بصیری تبریزی تاکید میکند که برآورد عمومی قابلاتکایی از موجودی باقیمانده موشکها و ظرفیت تولید ایران وجود ندارد؛ موضوعی که هم ادعای از بین رفتن توان ایران و هم تصور توان فرسایشی نامحدود آن را با ابهام روبهرو میکند.بورجو اوزچلیک، پژوهشگر موسسه خدمات متحد سلطنتی بریتانیا، نیز در تحلیل خود میان توان ادامه واکنش نظامی و دوام بلندمدت حکومت تفاوت میگذارد. به باور او، خسارت به اقتصاد، دشواری بازسازی و محدود شدن دسترسی به شبکههای مالی و تجاری منطقه میتواند پس از فروکش کردن حملات نیز فشار بر ایران را ادامه دهد.مذاکره در خلال درگیری؛ مسیری که همچنان باز مانده استبا وجود تهدیدهای متقابل، نشانههایی از حفظ مسیر دیپلماسی وجود دارد و حالا نه تنها میانجیگران منطقهای که حتی کشورهای اروپایی هم از خطر شکلگیری یک جنگ تازه در منطقه ابراز نگرانی میکنند. اتفاقی که در نشست هشت کشور خاورمیانه و اروپایی در استانبول هم مشاهده شده و کشورهای حاضر از خطرات و تبعات جنگ سوم میان ایران و آمریکا و اسرائیل سخن گفتند.در همین راستا رضا امیریمقدم، سفیر ایران در پاکستان، روز شنبه گفت تهران همچنان برای گفتوگو در چارچوب توافق موقت با میانجیگری پاکستان آمادگی دارد. او همچنین گفت ایران پیشنهاد بازگشایی هرمز در برابر رفع محاصره دریایی آمریکا را از طریق اسلامآباد منتقل کرده است. همزمان، تسنیم به نقل از یک منبع مطلع، گزارش العربیه درباره ارائه پیشنهاد تازه به میانجیهای پاکستانی را رد کرده و بر پابرجا بودن شروط هفتگانه تهران تاکید کرده است.با این حال، هنوز نشانهای از توافق دو طرف برای بازگشت به تفاهم اسلامآباد دیده نمیشود و اختلاف بر سر شروط و ترتیب اجرای تعهدات، همزمان با ادامه آمادگیهای نظامی، احتمال تشدید دوباره درگیری را زنده نگه داشته است.در عین حال تجربه دستیابی به همان تفاهم و حتی پیش از آن توافق موقت آتشبس نشان میدهد که پاسخ نظامی و ادامه مذاکره ممکن است در کنار یکدیگر دنبال شوند. تهران میتواند با واکنش نظامی در پی جلوگیری از تکرار حملات باشد و همزمان از میانجیها برای رسیدن به توقفی همراه با امتیاز اقتصادی یا امنیتی استفاده کند. دشواری این مسیر البته به فاصله میان شروط دو طرف و میزان اعتماد آنها به دوام توافق بازمیگردد.به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندیددر حالی که دولتهای حاضر در نشست استانبول برای جلوگیری از گسترش جنگ تلاش میکنند، گزارشهای مربوط به آمادهسازی گزینههای حمله در آمریکا و هشدارهای تهران نشان میدهد مسیر نظامی همچنان باز است. اگر این آمادگیها به حمله تازهای منجر شود، دامنه جنگ تا حد زیادی به این بستگی خواهد داشت که رهبران جمهوری اسلامی آن را چگونه ارزیابی کنند و برای متوقف کردنش، تحمیل چه میزان هزینهای را ضروری بدانند؛ محاسبهای که پیامدهای آن ممکن است از مرزهای ایران و منطقه فراتر برود. درگیری که در صورت وقوع ترکشهای آن نه تنها به کل منطقه که حتی فراتر از خاورمیانه نیز اصابت خواهد کرد.