شکاف در خلیج فارس بر سر آینده ایران؛ چرا امارات، قطر و عربستان راههای متفاوتی در پیش گرفتهاند؟
شورای آتلانتیک در مقالهای میگوید تبعات جنگ با ایران بسیار گستردهتر از چیزی است که تصور میشود و باعث شده اختلافات بین کشورهای خلیج فارس هم عمیق شود.
جوزه پلایو، معاون مدیر ابتکارهای راهبردی و سیاستگذاری در «ابتکار امنیت خاورمیانه اسکوکرافت» این اندیشکده، نوشت که هشت ماه پس از آغاز جنگ ایران، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با وجود مواجهه با تهدیدی مشترک، درباره چگونگی تامین امنیت خود و برخورد با تهران به نتیجهگیریهای متفاوتی رسیدهاند. نویسنده معتقد است آمریکا باید این اختلافها را در سیاست خود لحاظ کند و از برخورد با این شورا بهعنوان مجموعهای با مواضع یکسان دست بردارد.پلایو این ارزیابی را بر پایه حضور در یک نشست غیرعلنی دیپلماسی غیررسمی در اول اکتبر در ابوظبی و دیدارهای هفته بعد خود با مقامها، دیپلماتها و تحلیلگران در شهر کویت ارائه کرده است. نشست ابوظبی با همکاری شورای آتلانتیک، آکادمی دیپلماتیک انور قرقاش و بنیاد کنراد آدناور برگزار شد.به نوشته او، در هیچیک از این گفتوگوها اصل همسویی کشورهای خلیج فارس با آمریکا زیر سوال نرفته بود، اما بسیاری از شرکتکنندگان تردید داشتند که سیاست واشنگتن با تغییرات منطقه و تفاوت رویکرد اعضای شورا در قبال ایران، خرید تسلیحات و دیپلماسی منطقهای هماهنگ شده باشد.تهدید مشترک، پاسخهای متفاوتنویسنده استدلال میکند که جنگ ایران اختلافهای موجود میان کشورهای خلیج فارس را تشدید کرده است؛ اختلافهایی که پیش از جنگ نیز در موضوعاتی چون عادیسازی روابط با اسرائیل، مناسبات با تهران و سطح همکاری با چین دیده میشد.مقاله، بحران سال ۲۰۱۷ و مشارکت عربستان، امارات و بحرین در محاصره قطر را از مهمترین عوامل تضعیف اعتماد درون شورای همکاری میداند. جنگ یمن نیز، با حمایت ریاض و ابوظبی از گروههای رقیب، بر روابط دو کشور و مناسبات داخلی شورا اثر گذاشته است.در موضوع اسرائیل هم مسیر اعضا یکسان نبوده است. بحرین پس از امارات به توافقهای ابراهیم پیوست، اما عربستان این مسیر را دنبال نکرد و عمان و کویت همچنان با عادیسازی روابط مخالفت کردهاند.پلایو مینویسد پس از ماهها حملات موشکی و پهپادی و ناکامی ابتکارهای دیپلماتیک در دستیابی به توافقی پایدار، بسیاری از پایتختهای منطقه با صراحت بیشتری منافع خود را تعریف میکنند و برای اقدام بر اساس آن تردید کمتری دارند.بر اساس آمار مورد استناد مقاله، امارات در هفت هفته نخست جنگ هدف بیش از دو هزار و ۸۰۰ پهپاد و موشک ایرانی قرار گرفت؛ این رقم برای کویت بیش از هزار و ۲۰۰ و برای قطر کمتر از ۳۰۰ بود. به باور نویسنده، این تجربههای متفاوت، تمایل ابوظبی به دستیابی به نتیجهای قاطع در جنگ و ترجیح دوحه و مسقط برای میانجیگری را تقویت کرده است.او همچنین میگوید جنگ تردیدها درباره اتکای نامحدود به یک قدرت خارجی برای تضمین امنیت را افزایش داده و بعید است شورای همکاری به موضعی واحد در قبال ایران برسد.از اختلاف در شورا تا پیمان دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستانپلایو برای توضیح نحوه تعامل پیشنهادی با شورای همکاری، به تجربه آمریکا در برخورد با اتحادیه اروپا اشاره میکند؛ نهادی که اعضای آن درباره چین، مهاجرت، امنیت انرژی و هزینههای دفاعی اختلاف دارند، اما واشنگتن همچنان با آنها در چارچوبی مشترک همکاری میکند.به نوشته او، آمریکا کمتر همین انعطاف را در قبال شورای همکاری نشان میدهد و گاهی اختلاف میان اعضا را نشانه ناتوانی شورا در همکاری مشترک میبیند. حال آنکه شش کشور با اقتصادها، نگرانیهای امنیتی و برداشتهای متفاوت از تهدیدها، لزوما خواستههای یکسانی ندارند.چند مقام حاضر در دیدارهای نویسنده در ابوظبی و کویت، انتظار شرکای خارجی برای شنیدن صدایی واحد از شورای همکاری را از خطاهای تکرارشونده در شناخت منطقه توصیف کردهاند.مقاله، «توافق مکه» میان عربستان، ترکیه و پاکستان در ماه اوت را نمونهای از بروز این تفاوتها در حوزه امنیتی معرفی میکند. به نوشته پلایو، این توافق به اجرای تعهدات دفاع جمعی انجامیده است؛ پاکستان نیروهایی در عربستان مستقر کرده و ترکیه نیز در انتظار تایید پارلمان برای اعزام نیرو است.امارات در این توافق حضور ندارد؛ همانطور که پیشتر از پیشنهادهای مربوط به تشکیل «ناتوی خاورمیانه» و ائتلاف دریای سرخ فاصله گرفته بود. نویسنده این غیبت را با بیمیلی ابوظبی به پیوستن به ائتلافی علیه یک کشور مشخص و تنشهای اخیر آن با ریاض مرتبط میداند.خرید تسلیحات از دیگر کشورها؛ نشانه فاصله گرفتن از آمریکا؟پلایو میگوید با وجود بحثهای گسترده در واشنگتن درباره نفوذ چین، در گفتوگوهای خود در ابوظبی و کویت نشانه چندانی ندیده است که مقامهای این کشورها بخواهند پکن جای آمریکا را بهعنوان شریک اصلی امنیتی منطقه بگیرد.به نوشته او، نگرانی اصلی این مقامها اکنون آن است که آیا روابط امنیتی موجود میتواند تجهیزات و توان مورد نیازشان را با سرعتی متناسب با تهدیدها فراهم کند یا نه.نویسنده همچنین تاکید میکند که نفوذ آمریکا بهسرعت در حال کاهش نیست؛ بیشتر نیروهای نظامی کشورهای خلیج فارس همچنان به تجهیزات آمریکایی متکیاند و به شبکه یکپارچه دفاع هوایی و موشکی ایجادشده زیر نظر فرماندهی مرکزی آمریکا متصل هستند. او عملکرد این شبکه در برابر حملات گسترده ایران را موفق ارزیابی میکند.با این حال، حملات موشکی و پهپادی آسیبپذیریهایی را آشکار کرده که مقامهای منطقه سالها درباره آنها هشدار داده بودند. به استدلال مقاله، خرید موشکهای رهگیر بیشتر، زمانی که سلاحهای تهاجمی ارزانتر و تهیه و شلیک آنها آسانتر میشود، پاسخ کافی نیست. کشورهای منطقه به سامانههای دفاعی مقرونبهصرفهای نیاز دارند که بتوان ظرفیت آنها را همپای تهدیدها افزایش داد.پلایو مینویسد وقتی تحویل تجهیزات آمریکایی از نیازهای عملیاتی عقب میماند، کشورهای خلیج فارس به سراغ تامینکنندگان دیگر میروند. واشنگتن اغلب این رفتار را تلاشی برای کاهش اتکا به آمریکا میبیند، در حالی که بیشتر مقامهای حاضر در گفتوگوهای او، آن را پاسخی عملی به نیازهای فوری امنیتی توصیف کردهاند.در مورد امارات، نویسنده بر تلاش ابوظبی برای افزایش توان مستقل دفاعی تاکید میکند؛ از جمله از طریق مجموعه فناوری و دفاعی «اج» که در سال ۲۰۱۹ برای تقویت تولید داخلی تاسیس شد. همکاری در توسعه تجهیزات با کشورهایی مانند کره جنوبی و گسترش صنایع دفاعی داخلی نیز، در کنار خرید از تامینکنندگان سنتی، در همین چارچوب قرار میگیرد.چند کارشناس در ابوظبی نیز از روند سیاستگذاری در واشنگتن ابراز نارضایتی کردهاند. خالی ماندن برخی سمتهای سفیر، ضعف هماهنگی میان نهادهای دولتی و محدودیتهای صادراتی، از مواردی بوده که به گفته آنها مانع پاسخ سریع آمریکا به نیاز شرکای منطقهای میشود.کویت؛ نگرانی از تهدیدهای بیشتر و توجه کمتر واشنگتنمقاله برای نشان دادن تفاوت واکنشها به تهدید ایران، به کویت میپردازد؛ کشوری که بنا بر آمار مورد استناد نویسنده، در هفت هفته نخست جنگ پس از امارات بیشترین تعداد موشک و پهپاد ایرانی را متحمل شد، اما رهبرانش از اقدام یکجانبه پرهیز کردند و بر همکاری در چارچوب شورای همکاری اصرار داشتند.پلایو شرایط امنیتی کویت را از دشوارترین وضعیتها در منطقه توصیف میکند. این کشور با ایران بر سر بخشهایی از آبهای خلیج فارس اختلاف دارد و در مرز عراق نیز با بیثباتی و افزایش اقدامات خصمانه گروههای مسلح همسو با تهران مواجه است.به نوشته او، آسیب به تاسیسات آمریکایی در کویت، بحرین و قطر، همراه با تکمیل خروج نیروهای آمریکا از عراق در سال جاری، از کاهش حضور نظامی آمریکا در نزدیکی گروههایی حکایت دارد که بیشترین نگرانی را برای کویت ایجاد میکنند.در داخل نیز فشار مالی، وابستگی شدید به درآمد نفت و تنشهای اجتماعی بر سر حقوق مدنی و سلب تابعیت هزاران نفر، دولت کویت را با دشواری روبهرو کرده است. نویسنده معتقد است تحمل هزینههای سنگین دفاعی در کنار این مشکلات، امکان خطا را برای کویت محدودتر از همسایگان بزرگتر و ثروتمندش میکند.او میگوید مقامهای کویتی در گفتوگوهایشان بارها به همزمانی افزایش تهدیدهای منطقهای و کاهش توجه واشنگتن اشاره کردهاند. از نگاه آنها، درست زمانی که شرایط امنیتی کویت دشوارتر شده، توجه آمریکا به مسائل دیگری معطوف شده است.پلایو یادآوری میکند که کویت از زمان آزادسازی در ۳۵ سال پیش میزبان نیروهای آمریکایی بوده و از قابلاتکاترین شرکای واشنگتن در منطقه به شمار میرود. به باور او، کممطالبه بودن کویت در روابط با آمریکا گاهی باعث نادیده گرفته شدن این کشور شده و به همین دلیل، سفر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در ماه ژوئن برای کویتیها پیام مهمی داشت.توصیه به واشنگتن: مشورت زودهنگام درباره هر توافق با ایراننویسنده با وجود این اختلافها، شورای همکاری خلیج فارس را همچنان احتمالا کارآمدترین چارچوب هماهنگی در خاورمیانه میداند. پیشنهاد او این است که واشنگتن در موضوعات دارای منافع مشترک از طریق شورا عمل کند و در موارد اختلاف، روابط دوجانبه با اعضا را پیش ببرد.در حوزه خرید تسلیحات، پلایو بر کوتاه کردن فاصله درخواست تا تحویل سامانههای دفاع هوایی، موشکی و ضدپهپادی تاکید میکند. او همچنین از آمریکا میخواهد همکاری در توسعه تجهیزات را سرمایهگذاری راهبردی تلقی کند.در مورد ایران، مقاله توصیه میکند که آمریکا حتی با وجود اختلاف کشورهای خلیج فارس درباره نحوه تعامل دیپلماتیک با تهران، مشورت درباره تهدیدهای مشترک را از طریق شورای همکاری ادامه دهد.به استدلال نویسنده، پایداری هر توافق با ایران در عمل با وضعیت امنیت زیرساختهای سراسر خلیج فارس سنجیده خواهد شد. از این رو، شرکای منطقهای باید از مراحل اولیه و بهصورت جمعی در جریان رایزنیها قرار گیرند، بهویژه درباره موشکها، پهپادها و گروههای نیابتی؛ موضوعاتی که در توافق هستهای سال ۲۰۱۵ گنجانده نشده بودند.پلایو نتیجه میگیرد که کشورهای خلیج فارس در حال فاصله گرفتن از آمریکا نیستند، اما بسیاری از آنها میپرسند آیا واشنگتن ابعاد تغییرات منطقه را بهدرستی درک کرده است. به باور او، بازگرداندن سطح انسجامی که احتمالا از سال ۲۰۱۷ از میان رفته، دشوار خواهد بود و سیاست آمریکا باید بر واقعیتهای کنونی بنا شود.در عین حال، مقاله حملات اخیر به فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض را فرصتی برای احیای همکاری امنیتی منطقهای میداند. پس از این حملات، انور قرقاش، مشاور رئیس امارات، خواستار احیای اقدام مشترک کشورهای خلیج فارس شد و امنیت منطقه را «تفکیکناپذیر» توصیف کرد؛ حوزهای که به گفته او مدتی با «غفلتی جدی» مواجه بوده است.به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندیدبه نوشته پلایو، تحولات مربوط به حوثیها در یمن نیز ضرورت یافتن زمینههای مشترک میان امارات و عربستان را بیشتر کرده و ممکن است دو کشور را، با وجود ادامه اختلافها، به اولویت دادن به همکاری دفاعی در خلیج فارس سوق دهد.