طرح دفاعی راس گربر برای بازارهای تورمی
در زمان عدم اطمینان بازار، سرمایه گذاران محتاط ممکن است احساس کنند مجبور هستند همه چیز را بفروشند در حالی که منتظر نشستن گرد و غبار هستند. اما راس گربر معتقد است که، به تعبیر رودیارد کیپلینگ، اگر بتوانید سر خود را حفظ کنید زمانی که دیگران در حال از دست دادن سر خود هستند، پاداش های بزرگ تری دریافت خواهید کرد.
مدیر عامل گربر کاوازاکی می گوید در حالی که تورم، بازده اوراق قرضه بالاتر، قیمت نفت و افزایش نرخ فدرال رزرو می تواند سهام را تحت فشار قرار دهد، او فکر نمی کند که سرمایه گذاران باید سهام را به صورت عمده فروشی کنار بگذارند. در عوض، او از یک رویکرد دفاعی تر حمایت می کند.
او به سرمایهگذاران توصیه میکند که داراییها را با ارزشگذاریهایی که نسبت به رشد آنها طولانیتر به نظر میرسد، کاهش دهند، ذخایری را با پول نقد و داراییهای با درآمد ثابت کوتاهمدت ایجاد کنند و موقعیتهای بلندمدت را در شرکتهایی که به اعتقاد او همچنان از حمایت درآمدی قوی برخوردار هستند، مانند Nvidia حفظ کنند.
و برای سرمایه گذارانی که سعی می کنند در محیطی حرکت کنند که در آن سود شرکتی قوی باقی بماند در حالی که ریسک های اقتصاد کلان بر ارزش گذاری سهام فشار می آورد، این تمایز اهمیت دارد. چارچوب گربر کمتر در مورد نامگذاری حرکت بعدی بازار است تا تصمیم گیری در مورد ریسک هایی که یک پورتفولیو می تواند جذب کند – و کدام موقعیت ها هنوز مستحق سرمایه هستند.
در اینجا نگاهی دقیق تر به استراتژی متمرکز دفاعی گربر داریم.
تورم دغدغه اصلی گربر است. به این دلیل که وقتی تورم افزایش مییابد، بازده اوراق نیز افزایش مییابد و سرمایهگذاران تمایل دارند به سمت سهامی با نسبت قیمت به درآمد پایینتر حرکت کنند.
زمانی که سرمایه گذاران مایل به پرداخت چند برابر کمتر برای هر دلار درآمد هستند، قیمت سهام کاهش می یابد - حتی زمانی که تجارت یک شرکت هنوز در حال رشد است.
بنابراین، یک فصل سود سالم به طور خودکار ریسک بازار را حذف نمی کند. گربر سود و حاشیه شرکت را بهطور غیرمعمول قوی توصیف میکند که از نظر او حمایت از سهام است. اما در عین حال، او استدلال میکند که تورم میتواند میزان تمایل سرمایهگذاران برای پرداخت این درآمدها را محدود کند. نتیجه میتواند یک بازار متلاطم باشد: شرکتها نتایج خوبی را گزارش میکنند، با این حال قیمتهای سهام برای حرکت بالاتر تلاش میکنند زیرا فشار نرخ بهره ارزشگذاریها را محدود میکند.
هشدار او همچنین یک رفلکس دفاعی رایج را به چالش می کشد. سرمایه گذاران گاهی اوقات پس از یک دوره قوی سهام، پول را از سهام به اوراق قرضه بلندمدت منتقل می کنند و انتظار دارند اوراق قرضه یک بافر ایجاد کنند. اما گربر استدلال می کند که تورم و افزایش نرخ ها می تواند به هر دو طرف تجارت آسیب برساند. هنگامی که بازدهی افزایش می یابد، قیمت اوراق قرضه موجود به طور کلی کاهش می یابد و اوراق قرضه با مدت طولانی تر معمولا نسبت به تغییر حساس تر هستند.
انتقال به اوراق قرضه محل امنی نیست. بنابراین در واقع ایجاد ماندههای نقدی کوتاهمدت شما است، مانند اوراق قرضه خزانهداری صفر تا پنج ساله یا اوراق قرضه شرکتی صفر تا پنج ساله، که برای من جذابتر هستند، اما واقعا ماندن در انتهای کوتاه منحنی یا حتی ماندن در پول نقد و طلا بهجای صرفا سود اوراق بهادار، اشتباه است.
- راس گربر، وقتی از او پرسیده شد که تخصیص تدافعیتر چگونه به نظر میرسد
گربر برای مثال به سال 2022 اشاره می کند. او می گوید که این دوره نشان می دهد که چگونه تورم بالاتر و نرخ های بالاتر می تواند منجر به کاهش قیمت سهام و اوراق قرضه شود. بنابراین، سرمایهگذارانی که برای امنیت کوتاهمدت به اوراق قرضه متکی هستند، باید بین داراییهای کوتاه مدت، وجه نقد و اوراق قرضه با سررسید طولانیتر به جای تلقی همه درآمد ثابت به عنوان یک دسته واحد، تمایز قائل شوند.
برای گربر، دفاعی بودن به معنای قضاوت احساسی در مورد یک شرکت بر اساس نوسانات قیمت سهام آن نیست. او میگوید که با ارزیابی شروع میکند و تحلیل میکند که آیا یک هلدینگ نسبت قیمت به درآمد بسیار بالایی نسبت به نرخ رشد آن دارد یا خیر. اگر به نظر می رسد ارزش گذاری ناپایدار باشد، ممکن است او موقعیت را کاهش دهد یا آن را حذف کند تا ذخایر نقدی ایجاد کند.
او از TKO Group Holdings، که مالک مسابقات قهرمانی Ultimate Fighting (UFC) است، به عنوان موقعیتی که او کوتاه کرده است، نام می برد. او همچنین از هلدینگ های Karman و Axon Enterprise به عنوان نمونه هایی از هلدینگ با نسبت قیمت به درآمد بالا نام می برد که در مقایسه او از Nvidia یا Micron Technology عقب افتاده اند.
تصویر بزرگتر گربر شامل مبادله بین ریسک ارزیابی و هزینه فرصت است. در صورت افزایش نرخها و انقباض چند برابری ارزشگذاری، فروش یک سهام با چند برابری بالا، میتواند میزان قرار گرفتن در معرض را کاهش دهد. اما در صورت تسریع درآمد یا اگر سرمایه گذاران مایل به پرداخت حق بیمه باقی بمانند، می تواند به معنای از دست دادن سود بیشتر باشد. با این حال، گربر مایل است این مبادله را بپذیرد زیرا اگر بازار نقطه ورود بهتری را در هر یک از نامهایی که او ترجیح میدهد ارائه دهد، میخواهد نقدینگی در دسترس باشد.
رویکرد او همچنین به جدا کردن سهام از تجارت اصلی آن بستگی دارد. یک شرکت می تواند عملکرد خوبی داشته باشد، درآمد را افزایش دهد، و اگر ارزش گذاری آن دیگر با انتظارات او برای رشد مطابقت نداشته باشد، همچنان برای او جذابیت کمتری دارد. برعکس، او همچنان به سهام بی ثبات علاقه مند است اگر رشد درآمدهای اساسی آن نسبت قیمت به درآمد آن را کاهش دهد.
انویدیا واضحترین مثال گربر از هلدینگی است که او در محیطی با نرخ افزایشی نگه میدارد. او گفت که با افزایش سود، نسبت قیمت به سود شرکت به کمتر از 30 کاهش یافته است، حتی پس از کاهش سهام و سپس بهبودی. به نظر او، این ترکیب از رشد سریع سود و چند برابر ارزش گذاری پایین، از یک مورد صعودی بلندمدت حمایت می کند.
تز گربر بر این باور استوار است که هزینه در زیرساخت های هوش مصنوعی فراتر از کوتاه مدت ادامه خواهد داشت. زیرساخت های هوش مصنوعی شامل تراشه ها، حافظه، ظرفیت محاسباتی و سیستم های مرتبط مورد استفاده برای توسعه و اجرای ابزارهای هوش مصنوعی است. او استدلال میکند که سرمایهگذاران مدت این ساخت و ساز را دستکم میگیرند و ارزش کسبوکارها در حال حاضر از فناوری دریافت میکنند.
او همچنین فرصت طولانیتری را برای شرکتهای هوش مصنوعی میبیند و آنهایی که زیرساخت را فراهم میکنند، اولین کسانی هستند که از آن سود میبرند. و اگر هزینههای زیرساختهای هوش مصنوعی در نهایت کاهش یابد، او بهطور خودکار آن را بهعنوان یک شکست از سوی هوش مصنوعی نیز تلقی نمیکند.
در عوض، او انتظار دارد که سرمایهگذاران نیز به سمت کسبوکارهای غیرفناوری که از استفاده از هوش مصنوعی سود میبرند، مانند خدمات مالی و شرکتهای مراقبتهای بهداشتی هدایت کنند. این باعث ایجاد طیف گستردهتری از برندگان بالقوه این فناوری میشود که بر اقتصاد گستردهتر نیز تأثیر خواهد گذاشت.
"اگر S&P 500 10% کاهش یابد، من یک خریدار هستم. من یک خریدار هستم. بنابراین به همین دلیل پول نقد دارم."
- راس گربر، زمانی که از او خواسته شد در صورت سقوط 10 درصدی S&P 500 اولین حرکتش را انجام دهد.
گربر بر اساس ارزیابی خود از موقعیت آنها در هوش مصنوعی، معتقد است که انویدیا و میکرون فناوری اولین خریدهای او در طول یک عقب نشینی خواهند بود. بنابراین ذخیره نقدی او صرفا عقب نشینی از ریسک نیست. این سرمایه ای است که او قصد دارد برای شرکت های خاصی مستقر کند اگر کاهش گسترده بازار قیمت هایی را ایجاد کند که او آن را جذاب تر می داند.
با این حال، این رویکرد دارای محدودیت هایی است. کاهش بازار می تواند پس از شروع خرید توسط سرمایه گذار ادامه یابد، و شرکتی که بر اساس قیمت به درآمد ارزان به نظر می رسد، همچنان می تواند در صورت تضعیف انتظارات درآمدی اش آسیب ببیند.
گربر بارها تصمیمات خود را به جای یک پیش بینی جهانی به عنوان "مدیریت پورتفولیو" طبقه بندی می کند. او میگوید که گربر کاوازاکی تخصیصهایی را در نظر میگیرد که برای هر مشتری منطقی است، و این برای مخاطبان سرمایهگذاری عمومی نیز مفید است: یک بازنشسته که از یک سبد سرمایهگذاری استفاده میکند، یک سرمایهگذار جوان که به طور منظم پسانداز میکند، و یک سرمایهگذار فعال با موقعیت فناوری متمرکز، همگی میتوانند شرایط بازار یکسانی را بهطور بسیار متفاوتی تجربه کنند، بنابراین هنگام تصمیمگیری برای حرکت بعدی، اهداف خود را در ذهن داشته باشید.
با این حال، برای سرمایهگذاران بلندمدت خرید و نگهداری، بزرگترین دستاورد گربر ممکن است دیدگاه او در مورد میانگینگیری هزینه دلار باشد. جای تعجب نیست که او به آن اعتقاد زیادی دارد. میانگینگیری هزینههای دلاری شامل سرمایهگذاری مقدار معینی در فواصل زمانی منظم بهجای پرداخت تمام پولهای موجود در یک زمان، کاهش ریسک زمانبندی و حفظ میانگین هزینه پایینتر است. هنگامی که قیمت سهام کاهش می یابد، هر دلار مقدار بیشتری از آن را خریداری می کند. وقتی قیمت آن بالاتر باشد، هر دلار کمتر از آن میخرد.
اما برای سرمایهگذارانی که داراییهای متمرکز یا بازه زمانی کوتاهتری دارند، گربر پیشنهاد میکند بررسی شود که چقدر از پرتفوی آنها به کاهش نرخهای بهره، ادامه توسعههای متعدد یا یک موضوع سرمایهگذاری بستگی دارد. این به این دلیل است که سبد سهامی که به شدت به سهام رشد با ارزش بالا وابسته شده است، ممکن است حساسیت بیشتری نسبت به تورم شگفتانگیز از آنچه صاحب آن بداند داشته باشد.
برای سرمایهگذارانی که در کوتاهمدت به پول نیاز دارند، موضوع کمتر به یافتن برنده بعدی هوش مصنوعی است تا حفظ انعطافپذیری. گربر از نقدینگی و اوراق بهادار با درآمد ثابت با سررسید حداکثر تا پنج سال به جای منحنی بازدهی بیشتر حمایت می کند. اما قبل از خرید، هر سرمایهگذار باید از خود بپرسد که چه زمانی به این پول نیاز خواهد بود و تا قبل از آن سبد سهام آنها چقدر نوسانات قیمتی را تحمل میکند.
موضع محتاطانه گربر دائمی نیست. او میگوید اگر جنگ در ایران پایان یابد، قیمت نفت کاهش یابد، نرخها کاهش یابد و شرایط سیاسی آسیب کمتری به اقتصاد وارد کند، بازارها میتوانند طی شش ماه آینده 10 درصد رشد کنند و صنعت فناوری میتواند حتی بهتر عمل کند. با این حال، او روشن می کند که این سناریوی محتمل نیست.
بزرگترین نگرانی گربر در واقع یک درگیری طولانی در ایران است. او معتقد است که یک درگیری گسترده تر برای رشد اقتصادی جهانی و بازارهای سهام مضر است. او همچنین افزایش نرخ بهره فدرال رزرو را بهعنوان سیگنالی توصیف میکند که او را به کاهش ریسک، بهویژه در بخش سفتهبازی پرتفوی خود، ترغیب میکند.
پاسخ سریع او در مورد بازدهی 10 ساله خزانه داری نیز مستقیم بود: با بازدهی بالای 5 درصد، او می گوید که سهام را می فروشد و خرید اوراق قرضه 10 ساله را در نظر می گیرد، زیرا معتقد است بازدهی بالاتر می تواند به سرمایه گذاران درآمد بیشتری از دارایی های مطمئن تر ارائه دهد و در عین حال مانعی را که سهام برای توجیه ارزش سهام باید برطرف کند، افزایش می دهد.
گربر گفت که حتی اگر فدرال رزرو به افزایش نرخ بهره ادامه دهد، به طور کامل از سهام خارج نخواهد شد. او خود را یک سرمایهگذار بلندمدت توصیف کرد و گفت که به سادگی بخش سفتهبازی پرتفوی خود را کاهش میدهد و در عین حال داراییهای اصلی هوش مصنوعی را حفظ میکند.
تصمیم گیری گربر یک احتمال ناراحت کننده را در بر می گیرد: نه سهام و نه اوراق قرضه تضمینی برای محافظت از پرتفوی در برابر شوک های تورمی نیستند. او در نظر میگیرد که آیا ارزشگذاری هر هلدینگ با رشد آن توجیه میشود، آیا پرتفوی دارای وجه نقد کافی است یا ذخایر کوتاه مدت، و آیا هرگونه فروش فرصتی برای اضافه کردن به شرکتهایی ایجاد میکند که میخواهد برای سالها مالکیت داشته باشد.
سرمایه گذاران بلندمدت خرید و نگهداری نیازی به اتخاذ ترجیحات گربر برای استفاده از آن چارچوب ندارند. آنها میتوانند افق زمانی، تمرکزشان در سهام با ارزش بالا، نیازشان به پول نقد کوتاهمدت و نقشی که انتظار میرود اوراق قرضه در پرتفوی آنها ایفا کند، بررسی کنند. سرمایهگذارانی که پول جدید اضافه میکنند، میتوانند به جای تلاش برای شناسایی پایینترین قیمت سهام یا بخش خاص، از میانگینگیری هزینه دلار استفاده کنند.
درس بزرگتر این است که یک وضعیت دفاعی نیازی به فراخوان بازار همه یا هیچ نیست. در نسخه گربر، بازی دفاعی به معنای حفظ انعطافپذیری کافی برای مقاومت در برابر قیمتگذاری مجدد مبتنی بر تورم است و در عین حال مسیر منظمی را برای سرمایهگذاری در زمانی که قیمتهای کسبوکارهای مورد علاقه قانعکنندهتر میشوند، حفظ کنید.
اثر تورم روی سهام و بازده اوراق قرضه 62/100
کوتاه کردن سهام با P-E بالا، اضافه کردن نام های رشد پایین تر P-E 65/100
Sub-30 P-E انویدیا راس گربر را به شدت صعودی 82/100 نگه می دارد
راس گربر با بازدهی پنج درصدی سهام را 92/100 می فروشد
دیدگاههای گربر منعکسکننده ارزیابی او از شرایط بازار و داراییهایی است که او در گربر کاوازاکی طرفدار دارد. سرمایه گذاران باید هرگونه تصمیم تخصیص را با اهداف، افق زمانی و تحمل ریسک خود بسنجید.
این مقاله بر اساس مصاحبه با راس گربر در استریت تاک تهیه شده است · بخش کامل را تماشا کنید
گربر می گوید تورم می تواند بازده اوراق قرضه را افزایش دهد و چند برابر ارزش سهام را کاهش دهد. ( 0:51-1:44 )
گربر از نقدینگی و اوراق بهادار با درآمد ثابت با سررسید تا پنج سال به جای انتقال سود سهام به اوراق قرضه حمایت می کند. (4:11-5:11)
گربر میگوید که موقعیتهایی را با نسبت قیمت به درآمد بالا نسبت به نرخ رشد آنها کاهش میدهد. (5:12-7:14)
گربر میگوید NVIDIA در دوره مورد بحث با کمتر از 30 برابر سود معامله میکرد و یکی از داراییهای برتر او باقی میماند. (7:15-8:27)
گربر می گوید که NVIDIA و Micron Technology را پس از کاهش 10 درصدی S&P 500 خریداری خواهد کرد. (22:58-23:32)
گربر می گوید بازدهی 10 ساله خزانه داری بالای 5 درصد او را به فروش سهام و در نظر گرفتن خرید اوراق قرضه 10 ساله سوق می دهد. ( 19:39-19:56 )
این داستان در ابتدا توسط TheStreet در 17 سپتامبر 2026 منتشر شد، جایی که برای اولین بار در بخش سرمایه گذاری ظاهر شد. با کلیک کردن در اینجا، TheStreet را به عنوان منبع ترجیحی اضافه کنید.
متن اصلی (انگلیسی)
Ross Gerber’s defensive plan for inflationary markets