عشق تسلیم اعدام نشد؛ بر علیرضا سپاهی و خانواده چه گذشت؟
"همدیگر را دوست داشتند، مهشاد خودش به علیرضا پیشنهاد عقد داد؛ شاید برای تعویق حکم، شاید برای آخرین دیدار" اما هرگز اجازه ملاقات ندادند. گزارش دویچه وله از اظهارات نزدیکان علیرضا سپاهی از شکنجهها و اعدام او.
علیرضا سپاهی، یکی از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در اصفهان و از متهمان پرونده موسوم به "میدان علیخانی"، بامداد دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵ همراه با علیرضا رئیسی، دیگر متهم این پرونده، در زندان دستگرد اصفهان اعدام شد.
پرونده "میدان علیخانی" به درگیریهای شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در محدوده میدان علیخانی، میان ملکشهر و کاوه اصفهان بازمیگردد. قوه قضائیه جمهوری اسلامی اعلام کردهاست که در جریان این درگیریها چهار نیروی انتظامی کشته شدهاند. پس از این واقعه، پروندهای گسترده علیه دهها نفر تشکیل شد و سرانجام ۱۴ نفر از متهمان به اعدام محکوم شدند که تاکنون هفت نفر از آنها اعدام شدهاند.
در اطلاعیه قوه قضائیه جمهوری اسلامی، علیرضا سپاهی بهعنوان یکی از متهمان اصلی پرونده معرفی شده است که طبق این ادعا پس از شناسایی، هنگام تلاش برای فرار از طریق پشتبام هدف تیراندازی قرار گرفته و بازداشت شده است. مقامهای قضایی همچنین مدعی شدهاند در بازرسی از منزل او تعدادی سلاح سرد کشف شده است.
اما روایت نزدیکان و منابع مطلع از پرونده، تصویری تماما متفاوت پیش مینهد: بازداشتهای خشونتآمیز، شکنجه برای گرفتن اعترافات اجباری، فشار بر خانوادهها، محرومیت از دسترسی مؤثر به وکیل و ابهام جدی در ادلهای که مبنای صدور احکام اعدام قرار گرفتهاند؛ روندی که به گفته این منابع، از ابتداییترین الزامات دادرسی عادلانه فاصله بسیار داشته است.
به قرار اطلاع از منابع نزدیک به علیرضا سپاهی، مأموران پس از بازداشت ابوالفضل سپاهی بادجانی، پسرعموی علیرضا که او نیز در همین پرونده به اعدام محکوم و پیشتر اعدام شده بود، به خانه علیرضا رفتند.
ابوالفضل، متولد ۱۳۸۲ و کارگر ساختمانی، در پرونده "میدان علیخانی" به اعدام محکوم شده بود و بامداد ۶ مرداد ۱۴۰۵همراه با امیرحسین صفری در ملأعام اعدام شد. طبق گزارش وابستگان، او در جریان بازداشت شکنجه و به اعتراف اجباری وادار شده بود.
بر اساس این روایتها، مأموران پس از بازداشت ابوالفضل به سمت خانه علیرضا راهی شدند. نزدیکانی مطلع به علیرضا پیشنهاد کردند فرار کند، اما او گفته است "دلیلی برای فرار ندارد". پس از ورود مأموران به خانه، علیرضا از اتاق خارج شده و مأموران بلافاصله به هر دو پای او شلیک کردهاند؛ سه گلوله به یک پا و یک گلوله به پای دیگر اصابت میکند؛ او با همان وضعیت بازداشت، به زندان منتقل و مادرش نیز بازداشت میشود.
محمد محمدی، فعال سیاسی و مطلع از پرونده، میگوید: «خانواده علیرضا پس از بازداشت او تحت فشار شدید قرار گرفتند، به خصوص مادر علیرضا که پیشتر عمل قلب باز انجام داده بود و وضعیت جسمی او یکی از عواملی بود که علیرضا را به اعتراف اجباری و پذیرش مطالب مورد نظر بازجویان واداشت.»
به گفته منابع آگاه "مأموران علیرضا و ابوالفضل را در مقابل اعضای خانواده شکنجه کردند و با خشونت با مادر و خواهرانشان برخورد کردند تا علیرضا مطالب نوشتهشده از سوی بازجویان را بپذیرد و امضا کند".
به گزارش یک منبع مطلع به دویچه وله، مأموران خواهر ۱۴ ساله علیرضا سپاهی را بازداشت و برای گرفتن اظهارات علیه برادرش شکنجه کردند. بنا بر همین روایت، مادر علیرضا، سمیه افشار، با وعده آزادی فرزندش احضار و سپس بازداشت شد و در مقابل علیرضا تحت فشار و خشونت قرار گرفت تا او به مطالب مورد نظر مأموران اعتراف کند.
این منبع میگوید "درباره مادر علیرضا اتهامهایی از جمله تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی" مطرح شده، در حالی که به گفته او، "مادر علیرضا حتی تلفن نداشته" است و فشارها در جریان بازجوییها تنها متوجه متهمان نبود و اعضای خانواده نیز برای گرفتن اعتراف تحت فشار قرار میگرفتند.
به گفته این منابعُ شکنجه متهمان به ضربوشتم محدود نبوده و مواردی از انفرادیهای طولانیمدت، ضربوشتم شدید، اعمال شوک الکتریکی بر آلت تناسی مردان، فشار برای گرفتن اعتراف و در مواردی آزار جنسی مردان و زنان گزارش شده است.
به گفته همین منبع، شدت ضربوشتم علیرضا به حدی بود که برای مدتی توان صحبتکردن طبیعی را از دست داده بود. مادر او گفته بود: «آخرین بار آنقدر بچه من را جلوی من زدند که دیگر صدا نداشت.»
این منبع درباره شیوه شکنجه نیز گفته است: «با شوکر آنقدر اینها را زدند که علیرضا جلوی ابوالفضل غش کرد. با این حال، وقتی خودش هم داشت کتک میخورد، به ابوالفضل سپاهی دلداری میداد.»
او در توصیف شرایط دیگر بازداشتشدگان نیز میگوید: «گروهی شکنجه شدند، خانوادگی شکنجه شدند، با شوکر شکنجه شدند، به آنها تعرض شد، دخترهای خانواده را بهشدت ضربوشتم کردند، موهایشان را کشیدند و زدند؛ هر چیزی که فکر کنید.»
این ادعاها از سوی منابع نزدیک به پرونده مطرح شدهاند و دویچهوله امکان تأیید یا رد مستقل آنها را ندارد. مقامهای قضایی جمهوری اسلامی نیز تاکنون توضیحی درباره این روایتها ارائه نکردهاند.
محل اصلی اختلاف، در پرونده میدان علیخانی ادلهای است که دادگاه برای اثبات نقش متهمان در کشتهشدن چهار نیروی حکومت ارائه کرده است؛ ادلهای که نزدیکان متهمان درباره کفایت و اعتبار آن تردیدهای جدی مطرح کردهاند.
به گفته منبع آگاه: «هیچ فیلمی از لحظه وقوع جرم وجود ندارد. فیلمهایی که در دادگاه نمایش داده شد، همه حدود ۳۰ ثانیه بودند و در میدان علیخانی گرفته شده بودند. آنچه در این فیلمها دیده میشد حضور متهمان بود، نه هیچ مدرکی درباره حضور مقتولان در میدان.»
به گفته او، قاضی تصاویری از حضور علیرضا سپاهی در اطراف میدان علیخانی در زمانهای مختلف به او نشان میداد و میپرسید: «آقای سپاهی، آیا این شما هستید؟» و او پاسخ میداد: «بله.» سپس تصویر دیگری از اواخر شب در میدان نشان داده میشد و همان پرسش تکرار میشد و "اینها شده مبنای صدور حکم".
به گفته این منبع، از لحظه وقوع جرم هیچ فیلمی به دادگاه ارائه نشده، به نحوی که وکلا نیز به این موضوع اعتراض کردهاند: «وکلا میگفتند مگر شما نمیگویید از لحظه وقوع جرم فیلم وجود دارد؟ پس آن را به ما هم نشان دهید. اما از لحظه وقوع جرم هیچ چیزی نمایش ندادند.»
در گزارشهای منتشرشده، شمار بازداشتشدگان این پرونده ۵۹ نفر و شمار محکومان به اعدام ۱۴ نفر اعلام شده است. خانواده دو نفر از این محکومان هنوز نخواستهاند نام آنها علنی شود.
به این ترتیب، درباره شمار دقیق متهمان و محکومان به اعدام در روایتهای منتشرشده اختلاف وجود دارد، اما در هر دو روایت با پروندهای گسترده با شمار زیادی متهم و احکام سنگین روبهرو هستیم.
به گفته منبع مطلع: «همه وکلا روی این پرونده تسخیری بودند.»
علیرضا سپاهی پیش از اجرای نهایی حکم، یک بار دیگر نیز در آستانه اعدام قرار گرفته بود. او قرار بود همراه با ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیرحسین صفری حسینآبادی اعدام شود، اما پیش از اجرای حکم دچار سکته قلبی شد و به بیمارستان انتقال یافت. در همان روز، اجرای حکم او متوقف شد و پس از چند روز بستری، به زندان بازگردانده شد.
به گفته منابع نزدیک، علیرضا چند روز در بیمارستان و تحت حفاظت نگهداری شد و بستگانش اجازه ملاقات با او را نداشتند.
در همین دوره، شهرزاد شهبازی وکالت علیرضا سپاهی را بر عهده گرفت و پیگیریهای حقوقی برای توقف حکم و اعاده دادرسی را آغاز کرد. شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور در ابتدا با اعاده دادرسی موافقت کرد، اما شعبه همعرض دادگاه انقلاب اصفهان بدون تشکیل جلسه رسیدگی، درخواست اعاده دادرسی را رد کرد و پرونده دوباره به اجرای احکام بازگشت.
در روایت منابع نزدیک، این روند در مجموع به پنج درخواست اعاده دادرسی رسید: «یک بار تجویز اعاده دادرسی داده شد، اما همان هم نادیده گرفته شد، دوباره حکم تأیید شد و برگشت. آخرین اعاده دادرسی هم همین هفته پیش بود که رد شد.»
شهرزاد شهبازی نیز پیشتر اعلام کرده بود که پس از موافقت دیوان عالی کشور با اعاده دادرسی، شعبه همعرض بدون تشکیل جلسه درخواست را رد کرده و پرونده را برای اجرای حکم فرستاده است.
"علیرضا سپاهی و مهشاد کشانی از پیش یکدیگر را میشناختند؛ آنها عاشق یکدیگر بودند. مهشاد هم به پنج سال حبس محکوم شده و در زندان به سر میبرد. زمانی که برای او روشن شد اجرای حکم علیرضا نزدیک است، خود او پیشنهاد کرد برای آنها خطبه عقد خوانده شود".
به گفته این منبع: «شاید مهشاد با خودش فکر کرده عقد شرعی بتواند اعدام را به تعویق بیندازد، یا شایدخواسته از این طریق بتواند یک ملاقات آخر با علیرضا داشته باشد.»
خطبه عقد خوانده شد، اما دیداری میان این دو رخ نداد. آخرین درخواست علیرضا از وکیلشُ دیدار با مهشاد بود اما اجازه این ملاقات هرگز صادر نشد، منبع مرتبط میگوید: «این ملاقات را به آنها ندادند. من هم خیلی اصرار کردم. تا آخرین لحظه امیدوار بودم دادستانی بیاید و بگذارند این دو نفر همدیگر را ببینند، اما نشد.»
حدود ساعت هشتونیم شب، علیرضا برای آخرین بار با خانواده تماس گرفت. به گفته دوستان علیرضا، او با مادرش که برای آخرین ملاقات از زندان دولتآباد آورده شده بود و با خواهرهایش صحبت کرد و از آنها خواست گریه نکنند و مراقب خودشان باشند و به خانواده گفت: «نگران نباشید اگر هم بروم آن دنیا، در آن دنیا یک دادگاه عادلانه خواهم داشت.»
پس از این تماس، علیرضا به سلول انفرادی منتقل شد. خانواده همان شب منتظر بودند شاید اجازه آخرین ملاقات میان او و مهشاد صادر شود، اما چنین دیداری هرگز انجام نشد.
بامداد دوشنبه ۱۳ مهر، حکم اعدام علیرضا سپاهی اجرا شد. در همین روز علیرضا رئیسی، دیگر متهم پرونده "میدان علیخانی"، نیز اعدام شد. رئیسی از جمله متهمانی بود که در پروندهای مشترک با سپاهی و چندین متهم دیگر به اعدام محکوم شده بود.
برای خانواده سپاهی، اما اعدام پایان فشارها نبوده است. به گفته محمد محمدی، تا زمان انجام مصاحبه خانواده هنوز پیکر علیرضا را تحویل نگرفتهاند و این نگرانی وجود دارد که مسئولان خود درباره محل دفن تصمیم بگیرند. به گفته محمدی، در مورد پیکر ابوالفضل سپاهی نیز چنین روندی حادث شده است:« ابوالفضل در فاصلهای دور از روستای محل زندگیاش و در محلی که نیروهای امنیتی تعیین کرده بودند دفن شد و خانواده برای حضور بر مزارش با فشارهای متعددی روبهرو هستند.»
بامداد امروزعلیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی اعدام شدند؛ اما روایتها از آنچه بر او در بازداشتگاه، دادگاه و روزهای پایانی زندگیاش گذشت، با روایت جمهوری اسلامی فاصلهای عمیق دارد. در میان این دو روایت اما تصویر جوانی ۲۳ ساله و عاشق باقی مانده است که یک روز پیش از اعدام، در زندان با زنی که دوستش داشت ازدواج کرد تا شاید آخرین نگاهش بر چهره معشوق خیره بماند اما جمهوری اسلامی این مجال را هم به جوانی او نداد. علیرضا سپاهی به سه بار اعدام محکوم شده بود.