لوئیز اونیل: "لفاظی در مورد قرار ملاقات این بود که برای زنان بالای 35 سال، ممکن است شما مرده باشید."
کتاب خاطرات جدید و صادقانه لوئیز اونیل، یک زندگی بزرگتر، بر پیامد مجرد یافتن خود در اواخر 30 سالگی متمرکز است.
"من در ترن هوایی گیر کرده ام. ترن هوایی در حال صعود است. من نمی توانم بیرون بیایم. در شرف پایین آمدن است و من در آستانه یک سواری واقعی هستم. این احساس بسیار آشکار است و من احساس می کنم بسیار آسیب پذیر هستم."
لوئیز اونیل در کنار یک چای سبز در حال تشریح انبوه احساساتی است که قبل از انتشار کتاب خاطرات جدیدش «زندگی بزرگتر» در بدنش موج می زند. اونیل از Clonakilty در غرب کورک، نویسنده ای قدرتمند و کاوشگر است. او هفت رمان منتشر کرده است، از جمله کتاب پرفروش امسال هر چه برای مادلین استون اتفاق افتاد، و در سال 2015 درخواست برای آن، داستان مسحورکننده او از نوجوانی که مورد تجاوز جنسی قرار میگیرد و تبدیل به یکی از تأثیرگذارترین رمانهای نسل او شد و برنده کتاب سال در جوایز کتاب ایرلندی آن سال شد.
اونیل به انجام مصاحبه ها و همه مشغله های عمومی و عکاسی که با حفظ یک حرفه نویسندگی شکوفا در عصر TikTok و اینستاگرام می آید، عادت دارد. و با این حال، وقتی خودش را پشت میز گوشهای در کافه ریورساید در Skibbereen قرار میدهد، بهطور آشکاری عصبی است، روزنامهنگارش - که چهار ساعت و نیم از دوبلین به پایین رانده است - در همان نزدیکی نشسته است.
او شلوار جین گشاد آویزان میپوشد، و یک تاپ مجلسی مشکی با یک ژاکت مخملی وینتیج دورت میپوشد. گوشواره های مروارید ظریف با جزئیات مروارید روی ژاکت او که در Vinted پیدا کرده است مطابقت دارد. یک کیف سطلی لویی ویتون در کنار او قرار گرفته است. او پرحرف است، حبابی است و زیاد می خندد، اما موفق شده است شب قبل فقط پنج ساعت بخوابد - "من به بیشتر نیاز دارم" - و تنشی در هوا وجود دارد که هرگز در گفتگوی دو ساعته ما از بین نمی رود.
جلد کتاب «زندگی بزرگتر» - با بادکنکهای درخشانش که روی پسزمینه آبی قرار گرفتهاند - در ماههای اخیر در سراسر اینستاگرام منتشر شده است، عنوان آن برگرفته از سخنی است که پدرش مایکل به او گفته است: «اگر زندگی بزرگتری میخواهی، باید ریسکهای بزرگتری بپذیری». اولین خاطرات کامل اونیل، یک زندگی بزرگتر، که در یک معامله شش رقمی پس از حراجی با پنج موسسه انتشاراتی در حال رقابت خریداری شد، یک اعتراف سخت، زرنگ، آسیب پذیر، گهگاهی خنده دار و به شدت خام است که چگونه دنیای اونیل از هم پاشید و زمانی که رابطه او دوباره شروع شد، از هم پاشید.
او و شریک زندگیاش با هم خانهای در ویکلو خریده بودند، یک سگ، یک مبل گرانقیمت، و - او معتقد بود - آیندهای داشتند. در ژانویه 2023، شریک زندگی او به او گفت که رابطه پنج ساله آنها به پایان رسیده است. او، علیرغم درخواستهای او، نمیخواست مشاوره زوجین را امتحان کند. او به خانهاش در کلوناکیلتی نقل مکان کرد، به خانهای کوچک مزرعهای که در مجاورت والدینش در سال ۲۰۲۰ بازسازی کرده بود. او کار، از جمله ستون روزنامهاش را متوقف کرد، زیرا متوجه شد که دیگر نمیتواند کلمات را در صفحهای قرار دهد.
او به تایلند رفت و به یک استراحتگاه سلامتی و یوگا رفت. («چرا بدون آسیب از آنجا دور میشود؟» او با عصبانیت فکر میکند، در حالی که خود را در یک جلسه «رقص خلسهآمیز» در خلوتگاه پرتاب میکند، روی کف پارکت لیز میخورد و طبق دستورالعملها وانمود میکند که ببر است.) او هیپنوتراپی، یک آیین شمنی، کلاسهای هنری کمتر و یک جلسهی نفسگیر را امتحان کرد. روانی، به دنبال حرکت به جلو، "برای درک جهان".
در نهایت، او تصمیم گرفت که خود را از ورطه بیرون بکشد و با برنامههایی مانند Hinge و Raya با سرعتی عجیب شروع به دوستیابی کند.
«زندگی بزرگتر» که به عنوان «بخور، دعا کن، عشق برای دوران لولا» تبلیغ میشود، خاطرات شکسته شدن ازدواج Belle Burden، Strangers و آلبوم جدایی لیلی آلن West End Girl را به یاد میآورد که از شوک گرفته تا عصبانیت تا ناامنی و پذیرش پذیرفته شده است.
اونیل که اکنون 41 سال دارد، میگوید که میخواهد با شروع این سفر دوستیابی، امیدی را ایجاد کند، اما خوانندگان برای اولین بار با وی ارتباط برقرار میکنند که او مجرد، 38 ساله، در موردش شایعات میشود، مبلمانش را میفروشد، به IVF فکر میکند و میپرسد که آیا حتی برای خودش ارزشی قائل است یا خیر. او میگوید: «در کتاب خطی وجود دارد که در آن به پدرم میگویم: «حالا چه کسی مرا میخواهد؟» - جملهای تلخ که آداب قدیمی را آشکار میکند. "درد زیادی در اطراف سن و زمان من از دست رفته بود. عذاب آن.
نه فقط برای از دست دادن بهترین دوستم، نه فقط برای رابطه، بلکه برای از دست دادن آینده ای که فکر می کردم قرار است داشته باشم. بسیاری از لفاظی ها در مورد قرار ملاقات این بود که برای زنان، اگر بیش از 35 سال داشته باشید، ممکن است مرده باشید. هیچ کس قرار نیست به شما علاقه مند شود.»
اونیل در مجموع هشت ماه مرخصی گرفت و به مدت پنج هفته به کوه سامویی نقل مکان کرد و سپس مدتی را در پاریس، نیویورک و لندن گذراند. او احساس می کرد که چاره ای جز توقف در زندگی خود ندارد.
او میگوید: «من میدانم چه اتفاقی میافتد وقتی غم و اندوه را به درستی پردازش نکنید. هنگامی که او 14 ساله بود، عمویش - که در 30 سالگی مانند یک برادر بزرگتر برای او بود، در یک تصادف فوت کرد. "این یک تجربه آسیب زا بود. من جایی نداشتم که آن را بیان کنم. در عرض دو ماه، اختلال خوردن داشتم." اونیل در سال 2006 در 21 سالگی در بیمارستان بستری شد و به یک برنامه 12 هفته ای بستری در یکی از مراکز درمانی در دوبلین فرستاده شد. زمانی بود که او و والدینش هیچوقت فکر نمیکردند که از پس آن بربیاید. اما او در سال 2017 با - او می نویسد - "حداقل دو سال تلاش، ثبات، کار سخت" انجام داد.
او فکر نمیکرد کتابی درباره جداییاش بنویسد - اگرچه از هشت سالگی خاطرات خود را حفظ کرده است - اما خیلی زود متوجه شد که نمیتواند درباره آن ننویسد. او میگوید: «مثل این است که اگر باید چیزی بنویسی، میخواهی آن را بنویسی، باید آن را پایین بیاوری». نوشتن راهی برای جعل هویت دوباره او بود.
او می گوید: «احساس ناتوانی وجود داشت. "کتاب این بود که من به قدرت خود بازمی گشتم. من قربانی نیستم."
در سال 2024 با تشویق دوستانش، اونیل در برنامه های دوستیابی از جمله Hinge و برنامه دوستیابی افراد مشهور Raya ثبت نام کرد. او با شور و شوق شروع به کشیدن به سمت راست کرد: او در 30 روز 38 قرار در نیویورک رفت و در مجموع بیش از 100 قرار بین نیویورک، لندن، پاریس، ایرلند و رم انجام داد. او با مردانی با جتهای شخصی و پنتهاوسهای درخشان ملاقات کرد، مردانی که برای او به فرودگاه کورک پرواز کردند، مردانی که او را میبوسیدند و او گاهی متقابلا آنها را میبوسید، زیرا همیشه هوشیار بود زیرا او یک نوشیدنی نیست.
او میگوید: «بیشتر آنها در Hinge بودند، برنامهای که ممکن است حافظه پنهان افراد مشهور رایا را نداشته باشد، اما شگفتیهای خودش را ایجاد کرد. یادم میآید به کسی گفتم، «داشتم با این مرد که یک جت شخصی دارد ملاقات میکردم» و مردم میگفتند، «اوه، او را در رایا ملاقات کردی، و من میگفتم: «نه، من او را در هینگ ملاقات کردم.»
من سعی کردم سخاوتمند باشم و انسانیت همه را در دست داشته باشم. هیچکس کامل نیست
لوئیز اونیل
اونیل در مورد نیازهای جنسی خود در کتاب صریح است. لرزهای انتظار، هیجان میل، بوسه های بال بال و غیره وجود دارد. او میگوید: «من در خانهای بزرگ شدهام که از نظر جنسی و بدن خنثی است. "هرگز هیچ شرمی وجود نداشت. من احساس خوشبختی می کنم زیرا فکر می کنم این اتفاق بسیار نادر بود." او فکر میکند که این کمک میکند که والدینش وقتی بچههایشان را داشتند جوان بودند و همیشه از انتخابهای او حمایت کردهاند.
پدرش یک قصاب در کلوناکیلتی است و اونیل در داخل و خارج از مغازه خانوادگی بزرگ شد. "پدر و مادرم 23 ساله بودند که خواهرم را داشتند و 25 ساله که من را داشتند. من یک پرستار خانه دارم که از من درباره کتاب میپرسید، و او میپرسید، "والدینت در مورد آن چه احساسی دارند؟" و "آیا نگران این هستید که افراد جامعهتان چه میگویند؟" و من گفتم: "نه. پدر و مادرم خوب هستند. آنها همیشه به من میگفتند که آنچه را که باید بنویسم، از قبل به من نگاه میکنم."
او با چند نفر از مردانی که با او قرار ملاقات داشته دوست بوده است و با نزدیک شدن به پایان کتاب با "لئو" در لندن ملاقات می کند که عاشق او می شود. او نمی گوید که آیا آنها هنوز با هم هستند - "من نه تایید می کنم و نه رد"، او لبخند می زند، "برای محافظت از او" (در کتاب او نیز مبهم است و می گوید: "مهم نیست چه چیزی باشد، این چیزی بین ما باشد، یا چه خواهد بود، قبلا چیزی است."). اما او واضح است که اپلیکیشنهای دوستیابی، به دور از آنکه اغلب به عنوان عاملی طاقتفرسا شناخته میشوند، به او کمک زیادی کردند.
برای هر کسی که احساس میکند در یک رابطه گیر کرده است، دوست دارم این کتاب را بخواند و احساس امکان داشته باشد.»
بین گزارشهای دوستیابی، اونیل کتاب را با مقالات کوچک صادقانهای پر میکند. حکایت هایی وجود دارد که به شدت ضربه می زند، خواه این برخورد وحشتناک او با یک پزشک IVF در فوریه 2023 باشد - او به او توصیه می کند که با توجه به سطح پایین تر از حد انتظار هورمون ضد مولری (AMH) که ذخایر تخمدان را به عنوان شاخصی از باروری می سنجد، "فوریت کلیدی است" - یا به دلیل اینکه همسرش بعد از جدا شدن از همسرش به سختی به این نتیجه رسیده است که همسرش این موضوع را زیبا می بیند. او را ترک کرده بود
او میگوید: «من فکر میکنم هرکسی که در یک رابطه طولانیمدت تیرهشده بوده است، با آن احساس بیرون آمدن و احساس تضعیف و کوچک بودن، نه اعتماد به نفس یا راحتی در پوست خود احساس همدردی میکند. عزت نفس او برای مدت طولانی متزلزل بود، چیزی که والدینش به دنبال کمک بودند. مادرم، وقتی داشتم با او در مورد جدایی صحبت میکردم، میگفتم: «آیا من آدم بدی هستم؟ خیلی درخواست کردم؟» او میگوید: «تو خرچنگ میخواهی».
اونیل می نویسد که چگونه "پس از جدایی احساس ضعف کرد، یک چیز باستانی". درمانهای زیبایی – بریسهای اینویزیلاین روی دندانهایش، میکروبلیدینگ ابروها، ناخنها و ژلهای معمولی صورت، تزریق بوتاکس (او از اواخر دهه 30 زندگیاش به طور مکرر ملاقات داشته است) و «برگرداندن لب» – تلاشی برای «بازیابی خودم، خود قدیمیام... من میخواستم زنی را که قبلا بودم، بازسازی کنم». او در مورد تجاوز جنسی خود در سن 19 سالگی به ندرت، اما قدرتمند می نویسد. او می گوید: «این موضوع به نظرش مربوط به تصمیمش برای گنجاندن آن در کتاب بود.
او می خواست تجربیاتی را که در زندگی اش شکل داده است برجسته کند تا زمینه ای برای روانشناسی او در بزرگسالی ایجاد کند. او میگوید: «الگویی وجود دارد که هر وقت اتفاق بدی میافتد، آن را به عنوان تقصیر خودم درونی میکنم. این برداشتن آن بود». "من فکر می کنم ما مجموع همه تجربیاتمان هستیم."
گاهی اوقات صحبت در مورد آسیب پذیری شخصی - درد، آسیب - ممکن است تکان دهنده یا تابو باشد. اونیل میگوید: «چیزی در مورد آن وجود دارد که روی صفحه نوشته شده است و مالک آن است و میگوید: «خجالت نمیکشم، این تجربه من است» که فکر میکنم میتوان آن را رادیکال تلقی کرد. او میداند که ممکن است برخی از خوانندگان کتاب او را نوعی روایت انتقامجویانه بدانند، اما او مطمئن است که آن را از جایی نوشته است که مورد پذیرش قرار گرفته است تا عصبانیت. او میگوید: «قطعا با این ایده که خاطرات انتقامی است مخالفم.
"این کتابی است که وقتی در اعماق ناامیدی بودم باید بخوانم، بنابراین میخواهم دیگران به آن داستان دسترسی داشته باشند. این مهمتر از هر احساس شخصی ناراحتی یا ترس است." او در این کتاب به سادگی می گوید: "من می خواهم زندگی من شاهد باشد."
او وقتی می نویسد، خودش را راحت نمی کند. از طریق زنگ در حلقه، که وقتی مردم به در شما نزدیک میشوند، ویدیوها را به تلفن شما میفرستد، اونیل رفتار شریک وقت خود را در شب سال نوی 2022 در ویکلو کنترل کرد، زمانی که او در غرب کورک بود و آنلاین میماند تا ببیند چه زمانی به خانه بازگشت. "دو صبح، پنج صبح، نه صبح، ظهر، چهار بعد از ظهر، شش بعد از ظهر، و هنوز چیزی نیست."
تکنولوژی – و خرابی هایی که می تواند در زندگی مردم ایجاد کند – بازیگر سایه این داستان است. با ورود به سال 2023، اونیل به سادگی یک رمان نویس پرفروش نبود. او همچنین یک ستون نویس معروف روزنامه با ساندی تایمز (قبلا با The Irish Examiner) و کاربر فعال اینستاگرام بود. مردم اغلب در انجمنهای پیامرسان به شیوههای بیرحمانه و بیرحمانه درباره او مینوشتند. زمانی که این جدایی اتفاق افتاد، مفسران ناشناس به جستجو در اینترنت پرداختند و در مورد این رابطه گمانه زنی کردند.
او در کتاب می نویسد، سابقا اونیل در اوایل سال 2023 به او فاش کرده بود که "شایعه ای در مورد او و یک زن دیگر" وجود دارد، اما او به او گفت که این درست نیست، که "هیچ چیزی بین آنها اتفاق نیفتاده است".
اونیل می گوید که او از این احساس شکنجه شده بود که شایعه سازان ممکن است بیشتر از او بدانند. او به دنبال انجمن ها بود. او می گوید: «باید نگاه می کردم. "این نوعی خودآزاری بود. این شکنجه مطلق ندانستن بود که مرا به سمت آنها سوق داد. هر بار که نگاه می کردم، شوک آدرنالین بود. از نظر بدنی می لرزیدم."
لوئیز اونیل: حرفه من اوج گرفت. زندگی من تغییر کرد. و من از هم پاشیدم
یک روز اونیل یک پیام مستقیم ناشناس در اینستاگرام دریافت کرد که حاوی اسکرین شات هایی از رد و بدل شدن پیام های متنی ظاهرا بین زنی بود که «شایعه شده بود که سابقم با او در ارتباط است» و دوستش، حاوی «شوخی هایی درباره بدن من». او هیچ راهی برای تأیید هر چیزی که می خواند نداشت، از چه کسی بود، اسکرین شات ها روی تلفن چه کسی بود، واقعی بودن و غیر واقعی بودن. او آنها را برای سابق خود فرستاد که گفت جعلی هستند.
او میگوید: «من آنقدر شوکه شدم که یک دندان را از وسط شکستم. "نمیتوانستم بخوابم. چندین بار در روز دچار حملات پانیک میشدم. کورتیزولم خیلی بالا بود. وقتی به دکتر رفتم، او گفت این سطوحی که میبینیم واقعا نگرانکننده هستند. دکترم به دلیل تپش قلب مرا از مسدودکنندههای بتا استفاده کرد. بدترین قسمت این احساس این بود: اگر شکسته باشم و بدنم شکسته باشد، چه؟
او می افزاید: «به یاد می آورم که شخصی به من گفت که دو حالتی که تحمل آن برای انسان دشوارتر است، ابهام و عدم اطمینان است. این واقعا بیثباتکننده است که نسبت به واقعیات نامطمئن باشیم.»
حال او چه احساسی دارد؟ "الان، زمان زیادی گذشته است، واقعا مهم نیست. ما فقط برای یکدیگر مناسب نبودیم."
این روزها، او در مورد انواع رسانه ها، اجتماعی یا غیره محتاط است. او یک حساب Substack دارد، اما «سیاسی نیست، این یک چت عمومی است، بنابراین به اندازه کافی احساس امنیت میکند». شخص دیگری از حساب های اینستاگرام و TikTok او مراقبت می کند و او قصد ندارد به ستون روزنامه خود بازگردد. او می گوید: «من باید سیستم عصبی خود را منظم نگه دارم. "من فقط خلق و خوی نداشتم." او در حالی که به آنچه گفته است می خندد. بنابراین تصمیم گرفتم به جای آن یک خاطره بنویسم.
او میگوید که این کتاب از سوی وکلا یک سند بهداشتی کامل دریافت کرده است - اونیل به طرف تبلیغاتی خود نگاه میکند که با سر تایید میکند - اما افراد واقعی، بهویژه سابق او، در 318 صفحه آن ثبت شدهاند. آیا او به این فکر کرد که آیا داستان میتواند خروجی بهتری باشد؟ اونیل به روش دقیق کسی که این سوال را پیش بینی کرده است، می گوید: «در داشتن تجربه قدرت وجود داشت. "همه نام ها تغییر کرده اند. من سعی کردم سخاوتمند باشم و انسانیت همه را در دست داشته باشم. هیچ کس کامل نیست. دو نفر در رابطه بودند و هر کدام نقش خود را ایفا کردیم."
در این کتاب، او در مورد آنچه دیده است که کاربران اینستاگرام دیده است که زنان در سنین 37 تا 43، زمانی که برای یائسگی آماده می شوند، «پورتال» می خوانند، می نویسد. او می نویسد: "شما اکنون در نیمه راه هستید." "شما دیگر نمی توانید با خلبان خودکار زندگی را طی کنید، باید عمدا زندگی را شروع کنید."
لوئیز اونیل: سخت ترین مکان برای حفظ فمینیسم من رابطه با یک مرد مستقیم است.
در زندگی روزمره او چگونه به نظر می رسد؟ این در مورد اطمینان از اینکه او از خودش مراقبت می کند. وقت گذاشتن به دوستی ها و سلامت جسمانی او. پس از ملاقات ما، او با دوست خوبش، نویسنده Maeve Higgins، برای ناهار می رود. او بعد از ظهر همان روز در Skibbereen طب سوزنی خواهد داشت و، او اضافه می کند، احتمالا به شوخی، در صورت لزوم از جلسه درمانی بعدی خود برای کمک به شکستن این مصاحبه استفاده خواهد کرد. کار او روی یک رمان جدید - او 30000 کلمه دارد - به خوبی پیش می رود.
او محافظ صفحه نمایش گوشی خود را به من نشان می دهد، با تصویر عاشقانه زنی که در یک چمنزار در حال دویدن است و عبارت "نرم و آهسته" در بالا وجود دارد. این یک مانترا برای او است و به نظر می رسد که کار می کند. او اخیرا اخبار بهتری در زمینه سلامت داشته است. "من برگشتم تا AMH خود را امسال آزمایش کنم، سه سال بعد، و بالاتر بود. کورتیزول نقش مهمی را ایفا می کند. چنین ترسی وجود دارد." او در فکر یک نقل مکان دائمی به لندن است، جایی که زمان زیادی را در آنجا سپری می کند. تنها چیزی که واقعا او را متوقف می کند سگش کوپر است. و جاه طلبی او بازگشته است.
او نمی گوید که این کتاب هنوز در کدام مناطق فروخته شده است. در حال حاضر ما روی بریتانیا و ایرلند تمرکز کردهایم.» اما او امید زیادی به آینده دارد. "من می خواهم برای سطح صداقت پاداشی وجود داشته باشد." کتابی به نام زندگی بزرگتر که زندگی بزرگتری را به ارمغان می آورد؟ خوب خواهد بود.
یک زندگی بزرگتر اثر لوئیز اونیل توسط HQ منتشر شده است
متن اصلی (انگلیسی)
Louise O’Neill: ‘The rhetoric around dating was that for women over 35, you may as well be dead’
Louise O'Neill’s blisteringly honest new memoir, A Bigger Life, centres on the fallout from finding herself single in her late 30s