معمای تیرهای شیطان؛ سازندگان ماقبل تاریخ سنگهای ۲۵ تنی را از ۱۸ کیلومتری آوردند
چند دانه کانی روی نوارچسب نشان دادند که انسانهای ماقبل تاریخ برای برپاکردن تیرهای شیطان، نزدیکترین سنگها را انتخاب نکردند.
چند دانه کانی روی نوارچسب نشان دادند که انسانهای ماقبل تاریخ برای برپاکردن تیرهای شیطان، نزدیکترین سنگها را انتخاب نکردند.
در حاشیه شهر بوروبریج در یورکشایر شمالی و شمال انگلستان؛ سه قطعه ماسهسنگ غولآسا از دل زمین بیرون آمدهاند. ارتفاع بلندترینشان به ۶٫۸۵ متر میرسد و پس از تکسنگ رادستون، دومین سنگ ایستاده بلند بریتانیا محسوب میشود. البته دو سنگ دیگر هم چندان کوتاهتر نیستند.
مجموعهی سنگها که با نام تیرهای شیطان شناخته میشود، بلندترین ردیف سنگهای ایستاده بهجامانده از دوران ماقبل تاریخ در بریتانیا است.
مردم منطقه قرنها برای منشأ و حضور عجیب سنگهای عمودی؛ روایتها و افسانههای خودشان را ساخته بودند. میگفتند شیطان بر فراز تپه هاو ایستاد و چند تیر سنگی عظیم را بهسوی آلدبورو پرتاب کرد. تیرها به هدف نرسیدند و در دشتی نزدیک بوروبریج به زمین فرورفتند. شاید باور نکنید؛ ولی رد این افسانه دستکم در اسناد اوایل قرن هجدهم هم دیده میشود.
واقعیت این سرزمین هم کمی غیرعادی و عجیب به نظر میرسد. ظاهراً حدود چهارهزار سال پیش، گروهی از انسانها چند سنگ ۲۵ تنی یا سنگینتر را از چشماندازی مرتفع و صعبالعبور برداشتند، احتمالاً کیلومترها روی زمین کشیدند و سرانجام آنها را در حفرههایی عمیق به حالت عمودی درآوردند؛ بدون ماشین، جرثقیل یا حتی جادههای امروزی.
تا همین اواخر کسی منشأ سنگها را نمیدانست؛ ولی حالا ب ررسی سن کانیهای میکروسکوپی درونشان نشان میدهد که سازندگان، سنگها را حتی از نزدیکترین منبع موجود هم برنداشتند. آنها احتمالاً به صخرههای بریمهام در ۱۸ کیلومتری غرب بوروبریج رفتند؛ مکانی که خودش از عجیبترین چشماندازهای طبیعی یورکشایر به شمار میرود.
تیرهای شیطان برخلاف انتظاری که از نامشان داریم، سه سنگ نزدیک به هم نیستند و در امتداد حدود ۱۷۴ متری از شمالغربی به جنوبشرقی پراکندهاند. فاصله سنگها با هم فرق دارد روی یک خط مستقیم قرار نمیگیرند.
باستانشناسان ساخت مجموعه را به اواخر دوران نوسنگی یا آغاز عصر برنز نسبت میدهند؛ احتمالاً حوالی ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد. تاریخ دقیقشان را هنوز نمیدانیم؛ چون حفاریهای جدید و گستردهای در اطراف سنگها انجام نمیشود.
تیرهای شیطان امتدادی ۱۷۴ متری از سنگهای متعلق به اواخر دوران نوسنگی یا آغاز عصر برنز هستند
وقتی به محل بنا نگاه میکنید، حس میکنید سنگها همیشه اینجا بودهاند. احتمالاً در واقعیت هم سازندگان به دلایل خاصی این محل را انتخاب کردهاند، چون تیرهای شیطان در چشماندازی کمارتفاع میان رودهای یور و سوئل قرار دارند؛ منطقهای که زمانی یک سری مکانهای آیینی را در خود جای میداد.
در طول زمان دستکم هفت «هنج» متعلق به اواخر دوران نوسنگی در این محدوده شناسایی شد. هنجها محوطههای مدوری بودند که با خاکریز و خندق مشخص میشدند و احتمالاً برای گردهماییها و مراسم جمعی کاربرد داشتند.
یکی از فرضیههایی که در مورد تیرهای شیطان مطرح میشود؛ میگوید سنگها به محل طلوع ماه در تابستان اشاره میکنند. ولی باستانشناسان و دانشمندان هنوز شواهدی برای صحت این قضیه و بهطورکلی کارکرد نجومی سنگها پیدا نکردهاند.
بررسیهای مغناطیسی نشان میدهند این مجموعه شاید در گذشته از پنج سنگ یا بیشتر تشکیل شده بود
فرضیهی دیگری هم میگوید سنگها بهسوی گذرگاهی در رود یور امتداد داشتهاند و شاید مسیر حرکت مردم در منطقه را مشخص میکردهاند.
از مجموعه سنگهای اصلی، امروز تنها سه سنگ پابرجا ماندهاند، هرچند احتمالاً در سالهای دور محوطهی وسیعتری را پوشش میدادهاند. جان لیلند، نویسندهی دورهی تودور، در میانهی قرن شانزدهم از سنگ چهارمی هم یاد کرده بود که بعدها از میان رفت.
پژوهش ژئوفیزیکی سال ۲۰۲۵ نیز نشان میداد دو ناحیه از زمین محوطه، آشفتگیهای مغناطیسی دارند که شاید جای سنگهای دیگری باشند که برداشته شدهاند. در این صورت تیرهای شیطان در آغاز از پنج سنگ یا حتی بیشتر تشکیل میشد.
محققان برای نمونهگیری از بنای حفاظتشده با چالشهای مختلفی مواجهاند، مثلاً تراشیدن یا بریدن تکهای از سنگ میتواند به بنا آسیب دائمی بزند. به همین دلیل آنتونی کلارک، زمینشناس و شیمیدان دانشگاه کرتین به همراه تیمش تصمیم گرفتند از ابزاری ساده، یعنی نوارچسب استفاده کنند و البته برای همین هم باید مجوز میگرفتند.
پژوهشگران تکههایی ۲۰ سانتیمتری از نوارچسب را روی قسمتهای خشک و دور از دید سه سنگ چسباندند؛ جاهایی که تاحدامکان خزه و گلسنگ روی آنها رشد نکرده بود. آنها هر تکه چسب را پس از پنج دقیقه برداشتند، چون همین تماس کوتاه کافی بود تا ذرات بسیار کوچکی از سطح سنگ به چسب بچسبند.
دانشمندان با چسباندن نوارچسب، گرد و غبار میکروسکوپی زیرکن را برای تعیین سن سنگها استخراج کردند
وقتی نمونهها را به آزمایشگاه بردند، چسب را با تربانتین معدنی حل کردند. آهنربا مواد مغناطیسی درشت را جدا کرد و محلولی سنگین، کانیهای سبکی مانند کوارتز و فلدسپات را کنار زد. چیزی که باقی ماند کمتر از یکدهم گرم وزن داشت، اما بلورهای زیرکن و آپاتیت موجود در آن برای بازسازی تاریخ زمینشناختی سنگ کافی بودند.
پژوهشگران بلورها را در دیسکهایی از جنس رزین قرار دادند، با میکروسکوپ الکترونی از بلورها تصویربرداری کردند و سپس ترکیب ایزوتوپیشان را سنجیدند .
به گفتهی محققان بلورهای زیرکن هنگام شکلگیری مقدار اتمهای اورانیوم را درون ساختار خود نگه میدارند و تقریباً سربی واردشان نمیشود. با گذشت زمان، اورانیوم با سرعتی شناختهشده به سرب تبدیل میشود. زمینشناسان با اندازهگیری نسبت این دو عنصر میتوانند سن هر بلور را محاسبه کنند.
نسبت اورانیوم به سرب در بلورهای زیرکن، مانند بارکدی زمینشناسی به شناسایی مبدا احتمالی سنگها کمک کرد
ولی داستان ماسهسنگ کمی فرق دارد، چون دانههای سازندهی ماسه معمولاً از فرسایش چندین سنگ قدیمی به وجود آمدهاند و رودخانهها آنها را از نقاط مختلف به محل رسوب آوردهاند. بنابراین یک نمونهی ماسهسنگ میتواند زیرکنهایی با سنهای بسیار متفاوت، از چندصد میلیون تا چند میلیارد سال را پیش روی پژوهشگران قرار دهد.
محققان بلورهای زیادی را بررسی میکنند و از این طریق الگوی مشخصی از سنهای مختلف را به دست میآورند؛ چیزی شبیه بارکد زمینشناختی هر منبع سنگ. گاهی دو ماسهسنگ ظاهراً شبیه هماند ولی بارکد کانیهایشان نشان میدهد گذشته متفاوتی دارند و از منابع زمینشناختی متفاوتی آمدهاند.